خبرگزاری اهلبیت(ع) ابنا:
آیتالله سید مجتبی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در نخستین پیام خود با عشقی سرشار و خردورزی بینظیر به یاد و تجربه امام شهید حضرت آیتالله العظمی خامنهای پرداختند و نشان دادند که چگونه اندوختههای علمی، اخلاقی و معنوی ایشان، مسیر رهبران آینده و ملت ایران را روشن میسازد. انسانی که هوش سرشار، حافظه برجسته و تسلط بر علوم دینی و تجربه رهبری عملی و اخلاقی او، او را به نمونهای بیبدیل در تاریخ معاصر ایران و جهان تبدیل کرده است.
«مهدی زنجانی» در سلسله یادداشتهایی با بررسی دوازده نکته کلیدی نخستین پیام حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی به بازخوانی ابعاد معرفتی، اخلاقی و اجتماعی این پیام میپردازد. بخش دوازدهم و پایانی این یادداشتها به شرح زیر است:
امام شهید
حسن ختام این سلسله یادداشتهای دوازدهگانه، درباره امام شهید، آن شخصیت بینظیر تاریخ اسلام وجهان است. فراتر از هوش سرشار، حافظه نیرومند، مهارت خاص در خواندن وآموختن ومواظبت دائم بر آن ، دانش ومعرفت گسترده واشراف بر علوم وفنون، در کنار سرآمدی در فقه واصول وتفسیر وتاریخ اسلام وتحلیل آن وحاشیهنویسی بر تمام کتبی که در حیات خود آنها را خوانده بوده وافسوس که تمام آن کتابها وحاشیههای عالمانه با او به زیر خاک رفت که میتوانست ماده ارزشمند وافزودهای عالمانه در حوزه معارف دینی باشد، آیتالله خامنهای دارای تجربهای گرانسنگ وبینظیر بود که برونداد آن را در زندگی خود، از اخلاق فردی وسبک زندگی ونگاه تربیتی در خانواده وبا اطرافیان گرفته، تا حکمرانی و رهبری جامعه ونظام ومحور مقاومت وجریان ضد استکباری حوزه بینالملل را در برمیگیرد. دوزیستی وجمع اضداد، از او رهبری استثنایی ساخته بود. مبارزه با حاکم جائر از یک سو وحکومتگری بلکه رهبری نظام از سوی دیگر، زیست حوزوی وتسلط بر علوم دینی علاوه بر آشنایی با دانش نوین ومراوده با محافل روشنفکری وادبی وهنری، تجربه جنگ ودفاع مقدس در کنار صلح وپذیرش قطعنامه ۵۹۸، رهروی واطاعت وانقیاد در دوره امام راحل قدس سره ورهبری جامعه وولایت پس از او وزمینههای دیگر، همه از تجربه یگانه او حکایت میکند.
از سوی دیگر، رابطه خلف او با سلف خود نیز رابطهای یگانه است. در تاریخ وبهویژه تاریخ اسلام، نمونه «دو تن»های دارای ارتباط ویژه واستثنایی کم نبودهاند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم وهمسرش خدیجه کبری سلام الله علیها نمونه بارزی است. کافی است به یک تلاش آن بانوی نمونه در بردن غذا برای شوی خود در غار حرا در ارتفاعات بیرون شهر مکه دقت شود. علی وفاطمه علیهما السلام نمونه استثنایی دیگری است که تنها زوج کفو همدیگر در زمان خود بودند. حسین علیه السلام وزینب کبری سلام الله علیها نمونه خواهر وبرادر بینظیر در تاریخند. سید مجتبی خامنهای اما با پدر خود، هم رابطه امام ومأموم، هم پدر وفرزند وهم مشاوره وهمراهی ودستیاری رهبر جامعه وزیستن در متن همه تحولات ایران، منطقه وجهان وتصمیمات سرنوشتساز در این برهه تاریخی بیمانند را دارد؛ تجربهای بیبدیل که او را برای امروز آماده کردهاست وبهحق باید او را «خیر خلف لخیر سلف» بهشمار آورد.
هم از این روست که اگر بگوییم، امام شهید بیشترین سهم را در نخستین پیام خلف خود از آن خویش کرد، بیراه نگفتهایم. بیان ثالث امامین انقلاب درباره امام راحل وامام شهید قدس سرهما هر دو بدیع، اما درباره پدر، سرشار از عاطفه در کنار خردورزی است. این هم نمونهای بینظیر در تاریخ سخن وبیان رهبران درباره پیشینیان خود رقم زده است.
شروع پیام آیتالله سید مجتبی خامنهای، پس از بسمله شریف، با کاربرد آیه « مَا نَنسَخْ مِنْ ءَآیَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَآ اَوْ مِثْلِها» درباره امام شهید واو را از آیات الهی دانستن، فارغ از نتیجهگیری بدیع آن، خود مطلعی بدیعتر است.
آغاز کلام با تسلیت « به سرورم عجلالله تعالی فرجه بهمناسبت شهادت جانسوز رهبر عظیمالشان انقلاب خامنهای عزیز حکیم» نشان نگاه او به سلف خود وامام شهید است که از او با دو صفت عزیز وحکیم، بهمثابه دو نشان عاطفه وخرد یا عشق وعقل درباره نسبت با مقتدا وپدر ومراد است.
در کلامش با ملت بزرگ ایران، پس از سخن با امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز آن خادم مردم سید مجتبی حسینی خامنهای تکیه زدن بر جائی که محل جلوس دو پیشوای عظیمالشان، خمینی کبیر وخامنهای شهید بوده را کاری سخت معرفی میکند ودوباره درباره امام ومقتدای خود داد سخن میدهد که «زیرا این کرسی سابقه جلوس کسی را دارا است که بعد از بیش از ۶۰ سال مجاهدت در راه خدا وگذشتن از انواع لذائذ وراحتیها، به گوهری تابناک وچهرهای ممتاز نه فقط در عصر حاضر بلکه در طول تاریخ حکمرانان این کشور بدل شده است. هم حیات وهم نوع مرگ او عجین با شکوه وعزّتی ناشی از تکیه به حق بود.»
آیتالله سید مجتبی گویی دل نمیکند از یادکرد سرشار از عاطفه امام شهید وباز میگوید: «من این توفیق را داشتم که پیکر ایشان را بعد از شهادت زیارت کنم؛ آنچه دیدم کوهی از صلابت بود و شنیدم که مشت دست سالمش را گره کرده بود.» او پس از این بیان عاطفی به مدد خرد میگوید که « در مورد وجوه مختلف شخصیت ایشان اهل اطلاع باید مدتها چیزها بگویند »، با اکتفا بههمین مجمل در این مجال، وعده میدهد که تفاصیل را واگذار به موقعیتهای مناسب دیگری کند، نتیجه میگیرد که «این است علت سختی تکیه بر کرسی رهبری بعد از چنین کسی » وسرانجام تاکید میکند که «تتمیم این فاصله تنها با استعانت از حضرت حق و یاری شما مردم ممکن است.»
در سخن از مردم وبصیرت وآگاهی وحضور در صحنه وتکیه بر نیروی آنان هم، همه اینها را از جمله هنرهای رهبر شهید وسَلف کبیر ایشان میداند ومیافزاید که « ایشان اینطور معنای حقیقی جمهور وجمهوریت را فعلیت بخشیدند واز عمق جان هم به آن معتقد بودند.» ودر مقایسه با سلف خود، حد خود میشناسد ومیگوید: « مناسبت استفاده از این آیه شریفه این نیست که این بنده در حد رهبر شهید باشم چه رسد به اینکه بخواهم برتر از ایشان فرض شوم؛ بلکه جهت ذکر آیه مبارکه توجه دادن به نقش بجا وپررنگ شما ملت عزیز است.» تا جایی که اگرچه فقدان امام شهید را «سلب نعمت عظما» میداند اما حضور عمارگونه ملت ایران را نعمتی برای نظام معرفی میکند. .
حتی در زمان ابراز همدردی عمیق خود با بازماندگان شهداء والا مقام، با تاکید بر تجربه مشترک خود با این بزرگواران، دوباره از امام شهید با تعبیر «پدرم که داغ فقدان حضرتش امری عمومی شده» والبته همسر عزیز و باوفا وخواهر فداکار که خود را وقف خدمت به والدینش کرده بود وطفل خردسالش وهمسر خواهر دیگر که انسانی عالم وشریف بود، یاد میکند وضمن بیان داغ دل که آنان را به کاروان شهداء سپردهاست، میگوید «اما آنچه صبر بر مصائب را ممکن وحتی آسان میسازد، توجه به وعده حتمی وقطعی الهی بر اجری پر ارج برای صابران است. لذا باید صبر کرد وبه لطف ودستگیری حضرت حق جل وعلا، امید واعتماد داشت.»
در مقام سخن از انتقام خون شهداء، باز هم از پدر یاد میکند ومیگوید: « انتقامی که در نظر داریم فقط مربوط به شهادت رهبر عظیمالشان انقلاب نیست؛ بلکه هر عضوی از ملت که توسط دشمن شهید میشود، خود موضوع مستقلی برای پرونده انتقام است.» تا در همه عرصهها امام شهید را حاضر وناظر ببیند.
قسمت ششم کلام را اصلا رهبر معظم انقلاب به امام شهید خطاب میکند وبا عشقی سرشار میگوید: « روی سخنم با رهبر شهیدمان است. رهبرا! با رفتن خود داغ سنگینی بر قلوب همگان وارد کردید. شما همیشه مشتاق این عاقبت بودید تا بالاخره حضرت حق آن را در حال تلاوت قرآن کریم در صبحگاه روز دهم رمضان المبارک به شما اعطا فرمود.» واز قصه پرغصه رنجهای جمیل آن امام در دوران حیات پربار خود سخن میگوید که « مظلومیتهای زیادی را مقتدرانه وبا حلم تحمل کردید وخم به ابرو نیاوردید. بسیاری قدر واقعی شما را نشناختند وشاید مدتها بگذرد تا انواع حجابها وموانع کنار رود وزوایایی از آن معلوم شود.»
سپس از روح بلند امام شهید استمداد میکند ومیگوید: «امیدواریم از قِبَل مقام قربی که در جوار انوار طیبه وصدیقین وشهداء واولیاء برایتان فراهم گشته، باز هم به فکر پیشرفت این ملت وهمه ملتهای جبهه مقاومت بوده باشید وبرای آن وساطت نمائید؛ همچنان که در حیات دنیوی خود چنین بودید. ما با شما عهد میبندیم که برای اعتلاء این پرچم که پرچم اصلی جبهه حق است وبرای وصول به مقاصد مقدس جنابتان با تمام وجود تلاش کنیم.»
در مجموع این پیام، در حدود ۲۵ بار یا در ۲۵ جمله، از امام شهید به انحای مختلف سخن رفته است والبته آیتالله سید مجتبی خامنهای تاکید میکند که اکتفا به بیان مجمل شده، تفصیل بیشتر را به زمانی مناسب واگذاشته که اهل اطلاع باید مدتها چیزها بگویند. انصافا هم باید اذعان کرد که در برابر یک شخصیت استثنایی در تاریخ گذشته ومعاصر ایران وجهان قرار داریم که شایسته است، مؤسسه تنظیم ونشر آثار امام شهید، بهمعرفی ابعاد آن همت بگمارد، بهویژه در شرایط کنونی که فرزندان آن امام شهید، از این پس باید آثار دو خامنهای تاریخ معاصر ایران را نشر دهند واز سوی دیگر، تدوین تجربه گرانسنگ امام شهید که باید فراراه امام جدید باشد وسید خراسانی دوم را یاری رساند، بر عهده آنان است.
مهدی زنجانی
..............................
پایان پیام/ ۲۶۸
نظر شما