به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: حجت الاسلام و المسلمین محمد حسین امین، نویسنده و پژوهشگر دینی، در نوشتاری اختصاصی برای ابنا، به تبیین جایگاه توکل در عصر جنگ امروزی پرداخته است:
محمد حسین امین/ نویسنده و پژوهشگر دینی
در آشفتهبازار حوادث و تلاطم اخبار ناگوار، میان بیم از فردا و امید به گشایش، تنها یک لنگرگاه است که کشتی طوفانزده روح را به ساحل آرامش میرساند. این نوشتار، دعوتی است به بازخوانی مفهوم «توکل»؛ نه به مثابه یک واژه سرد، بلکه به عنوان مسیری روشن برای تبدیل اضطرابهای غریزی به اطمینانی الهی در قلب بحرانهای معاصر.
طلوع آرامش در افق ناآرامیها
دنیا همواره بر مدار تغییر و تحول میچرخد و گریزی از حوادث ناگزیر آن نیست. در روزگاری که سایه سنگین جنگ و نوسانات اقتصادی، خواب را از چشمان بسیاری ربوده است، یافتن معنایی برای زندگی که فراتر از مادیات باشد، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت حیاتی است. انسان بدون تکیهگاه، همچون کاهی در مسیر تندباد حوادث است که با هر خبری میلرزد و با هر شایعهای فرو میپاشد.
اما در فرهنگ غنی شیعه، بنبستی وجود ندارد؛ چرا که «او» هست. توکل به معنای گوشهنشینی و دست روی دست گذاشتن نیست، بلکه به معنای پیوند زدن اراده محدود انسان به قدرت نامحدود پروردگار است. وقتی بدانیم که «کارپرداز» عالم، حکیمی مهربان است، در درونمان شعلهای از اطمینان روشن میشود که هیچ طوفانی توان خاموش کردن آن را ندارد.
امام صادق (ع) در توصیف این حالت میفرمایند: «إِنَّ الْغِنَی وَ الْعِزَّ یَجُولَانِ فَإِذَا ظَفِرَا بِمَوْضِعِ التَّوَکُّلِ أَوْطَنَا»؛ یعنی همانا بینیازی و عزت در حال گشتزنی هستند و هرگاه به جایگاه توکل برسند، در آنجا سکنی میگزینند [۱]. این یعنی آرامش واقعی، نه در حسابهای بانکی، بلکه در عمق قلبی است که به خدا تکیه کرده است.
مرز میان ترس غریزی و ناامیدی ایمانی
باید میان «ترس طبیعی» و «ناامیدی» تمایز قائل شد. اینکه انسان از صدای انفجار بترسد یا از گرانی کالا نگران شود، واکنشی غریزی و انسانی است که حتی در اولیای الهی نیز به شکل طبیعی وجود داشته است. آنچه مذموم است، «خالی شدن دل از امید به خدا» و احساس بنبست مطلق است. مومن ممکن است نگران شود، اما هیچگاه ناامید نمیشود؛ زیرا میداند که کلید گشایش در دست دیگری است.
در منطق قرآن، ترسِ سازنده ما را به سمت تدبیر و آمادگی سوق میدهد، اما ترسی که ریشه در بیایمانی داشته باشد، انسان را فلج میکند. قرآن کریم میفرماید: «إِنَّمَا ذَلِکُمُ الشَّیْطَانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ»؛ این فقط شیطان است که پیروان خود را (با شایعات) میترساند، پس اگر ایمان دارید، از آنها نترسید و از (نافرمانی) من بترسید [۲].
بنابراین، توکل یعنی در عین انجام وظیفه و تدبیر برای زندگی، قلب را به جای اسباب مادی، به مسببالاسباب گره بزنیم. اگر قیمتها بالا میرود یا طبل جنگ کوفته میشود، نباید فراموش کنیم که روزیرسان و محافظ اصلی، فراتر از محاسبات سیاسی و اقتصادی ماست. ناامیدی یعنی انکار قدرت خدا، و این بزرگترین آسیب در زمانه بحران است.
توکل؛ تدبیر عاقلانه یا انزوای صوفیانه؟
برخی به اشتباه گمان میکنند توکل یعنی رها کردن کار و کوشش و منتظر معجزه ماندن! اما در سیره معصومین (ع)، توکل دقیقاً در متن تلاش تعریف شده است. پیامبر اکرم (ص) به آن مرد عرب که شترش را رها کرده بود و میگفت به خدا توکل میکنم، فرمودند: «اعْقِلْهَا وَ تَوَکَّلْ»؛ ابتدا زانوی شترت را ببند و سپس توکل کن [۳]. این یعنی توکل، جایگزین عقل و تلاش نیست، بلکه مکمل و جهتدهنده به آن است.
در بحرانهای اقتصادی، توکل به ما میآموزد که قناعت کنیم، از اسراف بپرهیزیم و به یکدیگر رحم کنیم، اما در عین حال اضطرابِ فردای نیامده را نخوریم. توکل به انسان جرئت میدهد که در سختترین شرایط، وظیفه انسانی و شرعی خود را انجام دهد و نتیجه را به خدا واگذار کند. این نگاه، فشار روانی ناشی از شکستهای احتمالی را به شدت کاهش میدهد.
وقتی انسان بداند که «وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»؛ هر کس بر خدا توکل کند، خدا برای او کافی است [۴]، دیگر برای رسیدن به مال دنیا دست به هر کاری نمیزند و عزت نفس خود را نمیفروشد. توکل در واقع نوعی «مدیریت بحران» معنوی است که به انسان قدرت ایستادگی در برابر ناملایمات را میبخشد.
رمز ماندگاری در تلاطم دوران
تاریخ تشیع سرشار از لحظاتی است که شیعیان در محاصره سختترین فشارها بودهاند، اما آنچه آنها را سرپا نگه داشته، همین روحیه توکل و اعتماد به وعدههای الهی بوده است. امروز نیز که جنگهای رسانهای و اقتصادی، روان جامعه را هدف گرفتهاند، بازگشت به این اصل اصیل میتواند جامعه را از افسردگی و استیصال نجات دهد. آرامش، گمشده انسان معاصر است و این گمگشته تنها در سایهسار ذکر خدا یافت میشود.
یادمان باشد که خداوند در قرآن وعده داده است: «أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ»؛ آیا خداوند برای بندهاش کافی نیست؟ [۵]. این سوال توبیخی نیست، بلکه یک آغوش باز است برای تمام کسانی که زیر بار مشکلات خم شدهاند. اگر ما واقعاً بندگی کنیم، او برای تمام امور ما کفایت میکند؛ چه در امنیت و چه در جنگ، چه در ثروت و چه در تنگی معیشت.
در نهایت، توکل یک مهارت روحی است که باید تمرین شود. با هر بار دعا، با هر بار صدقه دادن در سختی، و با هر بار لبخند زدن در اوج مشکلات به امید فضل خدا، ما در حال تقویت این عضله معنوی هستیم. پناهگاه توکل، دری است که همیشه باز است و هیچ تحریمی نمیتواند مانع ورود ما به این سرای امن شود.
منابع و پاورقیها
۱. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، جلد ۲، ص ۶۵، حدیث ۳، چاپ دارالکتب الاسلامیه، تهران. (مضمون: پیوند عزت و بینیازی با جایگاه توکل). ۲. قرآن کریم، سوره آلعمران، آیه ۱۷۵. ۳. طبرسی، فضل بن حسن، مکارم الأخلاق، ص ۴۴۸، چاپ انتشارات شریف رضی، قم. (روایت مشهور نبوی در باب پیوند تدبیر و توکل). ۴. قرآن کریم، سوره طلاق، آیه ۳. ۵. قرآن کریم، سوره زمر، آیه ۳۶.
نظر شما