۳۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۷
آیا همه صحابه پیامبر، اهل بهشتند؟

قرآنی که می گوید: گرامی ترین شما نزد خدا، پرهیزکارترین شما است، چگونه این تبعیض غیر منطقی را می پسندد؟ این حکم، به هیچ وجه با تاریخ سازگار نیست؛ زیرا بسیار کسانی بودند که روزی در ردیف مهاجران و انصار بودند، و سپس از راه خود منحرف شدند، و مورد خشم و غضب پیامبر(ص) قرار گرفتند. این موضوع با دلیل عقل نیز سازگار نیست؛ زیرا عقل، هیچ گونه امتیازی برای یاران پیامبر(ص) بر دیگران قائل نمی باشد، چه تفاوتی میان «ابو جهل ها» و کسانی است که نخست ایمان آوردند، سپس از آئین او منحرف شدند!؟

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا:

بسیاری از مفسران اهل سنت، حدیثی را ذیل آیه ۱۰۰ سوره «توبه» نقل کرده اند که: «حمید بن زیاد» می گوید: نزد «محمّد بن کعب قرظی» رفتم و به او گفتم: درباره اصحاب رسول خدا(صلی الله علیه وآله) چه می گوئی؟


گفت: «جَمِیْعُ أَصْحابِ رَسُولِ اللّهِ(صلی الله علیه وآله) فِی الْجَنَّةِ مُحْسِنُهُمْ وَ مُسِیْئُهُم!»؛ (همه یاران پیامبر(صلی الله علیه وآله) در بهشتند، اعم از نیکوکار و بدکار و گنهکار!)


گفتم: این سخن را از کجا می گوئی؟


گفت: این آیه را بخوان «وَ السّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِیْنَ وَ الأَنْصارِ...» تا آنجا که می فرماید: «رَضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ».


سپس گفت: اما درباره تابعین شرطی قائل شده، و آن این است که: آنها باید تنها در کارهای نیک از صحابه پیروی کنند (فقط در این صورت اهل نجاتند، و اما صحابه چنین قید و شرطی را ندارند).(۱)


ولی این ادعا، به دلائل زیادی مردود و غیر قابل قبول است؛ زیرا:


اوّلاً ـ حکم مزبور در آیه فوق شامل تابعین هم می شود، و منظور از تابعان تمام کسانی هستند که از روش مهاجران و انصار نخستین، و برنامه های آنها پیروی می کنند، بنابراین باید تمام امت بدون استثناء اهل نجات باشند!


و اما این که، در حدیث «محمّد بن کعب» از این موضوع جواب داده شده که: خداوند در تابعین قید احسان را ذکر کرده، یعنی از برنامه نیک و روش صحیح صحابه پیروی کنند، نه از گناهانشان، این سخن از عجیب ترین بحث ها است.


چرا که مفهومش، اضافه «فرع» بر «اصل» است، جائی که شرط نجات تابعان و پیروان صحابه این باشد که: در اعمال صالح از آنها پیروی کنند، به طریق اولی باید این شرط در خود صحابه بوده باشد.
و به تعبیر دیگر، خداوند در آیه فوق می گوید: رضایت و خشنودی او شامل حال همه مهاجران و انصار نخستین، که دارای برنامه صحیح بودند و همه پیروان آنها است، نه این که می خواهد مهاجران و انصار را چه خوب باشند و چه بد، مشمول رضایت خود قرار دهد، اما تابعان را با قید و شرط خاصی بپذیرد.


ثانیاً ـ این موضوع با دلیل عقل به هیچ وجه سازگار نیست؛ زیرا عقل، هیچ گونه امتیازی برای یاران پیامبر(صلی الله علیه وآله) بر دیگران قائل نمی باشد، چه تفاوتی میان «ابو جهل ها» و کسانی است که نخست ایمان آوردند، سپس از آئین او منحرف شدند.


و چرا کسانی که سال ها و قرن ها بعد از پیامبر(صلی الله علیه وآله) قدم به این جهان گذاردند، و فداکاری ها و جانبازی های آنها در راه اسلام، کمتر از یاران نخستین پیامبر(صلی الله علیه وآله) نبود ـ بلکه این امتیاز را داشتند که: پیامبر(صلی الله علیه وآله) را نادیده، شناختند، و به او ایمان آوردند ـ مشمول این رحمت و رضایت الهی نباشند.


قرآنی که می گوید: گرامی ترین شما نزد خدا، پرهیزکارترین شما است، چگونه این تبعیض غیر منطقی را می پسندد؟


قرآنی که در آیات مختلفش، به ظالمان و فاسقان لعن می کند، و آنها را مستوجب عذاب الهی می شمرد، چگونه این «مصونیت غیر منطقی صحابه» را، در برابر کیفر الهی می پسندد؟


آیا این گونه لعن ها و تهدیدهای قرآن قابل استثناء است، و گروه خاصی از آن خارج اند؟ چرا و برای چه!؟


از همه گذشته، آیا چنین حکمی به منزله چراغ سبز دادن به صحابه، نسبت به هر گونه گناه و جنایت محسوب نمی شود؟


ثالثاً ـ این حکم، با متون تاریخ اسلامی به هیچ وجه سازگار نیست؛ زیرا بسیار کسانی بودند که روزی در ردیف مهاجران و انصار بودند، و سپس از راه خود منحرف شدند، و مورد خشم و غضب پیامبر(صلی الله علیه وآله)، که توأم با خشم و غضب خدا است قرار گرفتند.


روشن تر بگوئیم: اگر منظور آنها این است که صحابه پیامبر(صلی الله علیه وآله)، عموماً مرتکب هیچ گونه گناهی نشدند و معصوم و پاک از هر معصیتی بودند، این از قبیل انکار بدیهیات است.
و اگر منظور آن است که آنها گناه کردند و اعمال خلافی انجام دادند، ولی باز هم خدا از آنها راضی است، مفهومش این است که خدا رضایت به گناه داده است!


چه کسی می تواند «طلحه» و «زبیر»، که در آغاز از یاران خاص پیامبر(صلی الله علیه وآله) بودند، و همچنین «عایشه» همسر پیامبر(صلی الله علیه وآله) را، از خون هفده هزار نفر مردم مسلمانی که خونشان در میدان جنگ «جمل» ریخته شد تبرئه کند؟


آیا خدا به این خون ریزی ها راضی بود؟


آیا مخالفت با علی(علیه السلام) خلیفه پیامبر(صلی الله علیه وآله) ـ که اگر فرضاً خلافت منصوص او را نپذیریم ـ حداقل، با اجماع امت برگزیده شده بود، و شمشیر کشیدن به روی او و یاران وفادارش، چیزی است که خدا از آن خشنود و راضی باشد؟


حقیقت این است که طرفداران فرضیه «تنزیه صحابه»، با اصرار و پافشاری روی این مطلب، چهره پاک اسلام، که همه جا میزان شخصیت اشخاص را، ایمان و عمل صالح قرار می دهد، زشت و بلامنظر ساخته اند.


آخرین سخن این که رضایت و خ http://سشنودی خدا، که در آیه فوق است، روی یک عنوان کلّی قرار گرفته و آن: «هجرت»، «نصرت»، «ایمان» و «عمل صالح» است، تمام صحابه و تابعان، مادام که تحت این عناوین قرار داشتند، مورد رضای خدا بودند، و آن روز که از تحت این عناوین خارج شدند، از تحت رضایت خدا نیز خارج گشتند.


از آنچه گفتیم به خوبی روشن می شود: گفتار مفسر دانشمند، اما متعصّب، یعنی: نویسنده «المنار» که در اینجا «شیعه» را به خاطر عدم اعتقاد به پاکی و درستی همه صحابه، مورد سرزنش و حمله قرار می دهد، کمترین ارزشی ندارد، «شیعه» گناهی نکرده، جز این که حکم عقل، شهادت تاریخ و گواهی قرآن را در اینجا پذیرفته، و به امتیازات واهی و نادرست متعصبان، گوش فرا نداده است. (۲)


پی نوشت:

(۱). تفسیر «المنار»، تفسیر «فخر رازی»، «آلوسی»، «زاد المسیر»، «درّ المنثور» و «شوکانی»، ذیل آیه مورد بحث.

(۲). گردآوری از کتاب: تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دارالکتب الإسلامیه، چاپ سی و چهارم، ج ۸، ص ۱۳۸.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha