۲۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۳
گفت‌وگوی انجمن راحل با عالم افغانستانی، محمدرسول محقق بلخی درباره «جنگ رمضان»

انجمن راحل در یک گفت‌وگوی اختصاصی، دیدگاه‌های حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرسول محقق بلخی، از استادان برجسته افغانستانیِ حوزه علمیه قم و از شاگردان شهید صدر، را درباره جنگ موسوم به «جنگ رمضان» و پیامدهای منطقه‌ای آن منتشر کرده است. این گفتگو با توجه به پیوندهای تاریخی، فرهنگی و جمعیتی ایران و افغانستان، تلاش دارد تحلیل این رویداد را از زاویه‌ای برخاسته از تجربه و زیست‌جهان نخبگان افغانستانی ارائه کند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ این گفت‌وگوی تفصیلی که به صورت اختصاصی از سوی انجمن راحل برای خبرگزاری ابنا ارسال شده، به بررسی ابعاد مختلف جنگ موسوم به «جنگ رمضان» می‌پردازد؛ رویدادی که در تحلیل محقق بلخی، تنها یک تقابل نظامی نیست، بلکه باید در بستر تحولات فکری، تاریخی و اجتماعی منطقه فهم شود.

او با توجه به سابقه افغانستان در مواجهه با جنگ، اشغال و پیامدهای طولانی‌مدت ناامنی، نقطه‌نظرهایی ارائه می‌کند که ریشه در تجربه ملت افغانستان و حساسیت‌های امنیتی و انسانی این کشور دارد.

این گفتگو محورهایی چون تحلیل جنگ، واکنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، آثار احتمالی آن بر افغانستان، بازتعریف امنیت، و ظرفیت‌های همگرایی دینی در جهان اسلام را دربرمی‌گیرد.

متن کامل گفتگو به شرح زیر است:

در تاریخ معاصر منطقه جنوب غرب آسیا و شمال آفریقا(خاورمیانه)، جنگ‌ها همواره با نام‌هایی گره خورده‌اند که گویای ماهیت و پیامدهای آنهاست.

"جنگ رمضان" یا همان جنگ اکتبر ۱۹۷۳، نقطه عطفی در منازعات اعراب و اسرائیل بود؛ جنگی که با وجود تلفات سنگین، ابهت نظامی اسرائیل را شکست و معادلات منطقه را برای همیشه تغییر داد. امروز، نیم قرن بعد، بار دیگر این منطقه شاهد جنگی با همین نام است؛ جنگی که در ماه مبارک رمضان آغاز شد، اما این بار ایران در مرکز آن قرار دارد.حمله نظامی گسترده آمریکا و اسرائیل به ایران که به شهادت رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، انجامید؛ نه فقط یک تهاجم نظامی، که یک نقطه عطف تاریخی در تحولات منطقه است.

انجمن راحل، با تمرکز پژوهش علمی، کنشگری و فعالیت در حوزه مطالعات افغانستان و مهاجرین افغانستانی در ایران، در این مقطع حساس بر آن شد تا از نگاه نخبگان و شخصیت‌های علمی افغانستانی، این رویداد تاریخی را روایت و تحلیل نماید.

افغانستان به عنوان همسایه شرقی ایران، کشوری که خود روزگاری آماج حملات ابرقدرت‌ها بوده و هنوز زخم‌های جنگ بر پیکره آن باقی است، می‌تواند خوانشی متفاوت و عمیق از این تحولات ارائه دهد. هدف ما ثبت و ضبط تحلیل‌هایی است که نه فقط از منظر منافع ملی ایران، که از چشم‌انداز پیوندهای تاریخی-تمدنی و ریشه‌ها و سرچشمه‌های مشترک دو کشور به این واقعه می‌نگرند.

این گفتگوی اختصاصی‌مان با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرسول محقق بلخی، از استادان برجسته حوزه علمیه قم و از شاگردان شهید صدر در نجف، انجام گرفته است. ایشان با نگاهی عمیق و فرارشته‌ای، جنگ رمضان را فراتر از تحلیل‌های رایج سیاسی و نظامی ارزیابی کرده و آن را در چارچوب "رویکرد وجودی" و با تاکید بر "فلسفه تاریخی انتظار" تحلیل می‌نمایند. از نگاه ایشان، این جنگ نهویک رویارویی معمولی، که "جنگی وجودی" میان ظلم و عدل است که پیامدهای درازمدت محلی و بین‌المللی دارد. محقق بلخی با اشاره به ماهیت تجاوزکارانه و پیش‌دستانه این حمله، بر حقانیت دفاع ایران تاکید کرده و هشدار می‌دهد که پیروزی واقعی و ماندگار از آنِ جبهه حق و مظلوم خواهد بود.

۱. تحلیل و نظر جنابعالی درباره جنگ کنونی چیست؟ این رویداد را در چه چارچوبی تحلیل می‌فرمایید و چه ارزیابی‌ای از آن دارید؟

پیش از پرداختن به این پرسش توجه به چند نکته لازم و ضروری به نظر می‌رسد؛ نخست اینکه هر تحلیل و ارزیابی نیازمند معلومات و آگاهی‌های کافی از جریانات پشت صحنه سیاست و جنگ است که اغلب مخفی و پنهان نگاهداشته می‌شوند. از سویی رویدادهای تاریخی معاصر، خواسته ناخواسته در حجاب و غبارهای زمانه و حجاب معاصرت قرار می‌گیرند و در اثر پیامد سرعت و طغیان حوادث به نحوی کتمان می‌شود. از این‌روی، باید منتظر ماند تا سمت‌وسو و پایان رویدادها -فرایند طبیعی حوادث- و پروژه‌ها -راهبرد و تاکتیک‌های جریان‌های درگیر- تاحدی مشخص شود. بنابراین بهتر است که به جای تحلیل‌های انتزاعی-ذهنی به ریشه‌ها، پیش‌زمینه‌های پیامد رخدادها که به نحوی تحلیل فرا زمانی-مکانی از نقش بازیگران اصلی و حتی عوامل فرامادی می‌شود، پرداخت تا در نهایت به راهکارهای برون‌رفت از بحران پرداخت که ابعاد مختلف مسأله در نظر گرفته شود.

نکته دوم این‌که در هر تحلیل سیاسی یا اجتماعی-فرهنگی ،چند روش و رویکرد نیز وجود دارد:

الف) رویکرد شرائطی که تابع شرایط زمانی و جهانی است و متناسب با آن تغییر می‌کند که مکاتب و رویکردهای مادی -ماتریالیستی و لیبرال- بر این اساس تمرکز دارند.

ب) رویکرد ذهنی و ایده آلیستی که طرز تفکر ارسطوئی و شاه‌سلطان‌حسین‌صفوی که با انتظار تَحّققِ "مدینه فاضله" دست به کاری نمی‌زنند.

ج) رویکرد وجودی که با شناخت قوانین ثابت و متغیر حاکم در جامعه و تاریخ و با آشنایی به شرایط‌ جامعه و جهانِ پیرامونی، جریانی و فرایندی در راستای دیدن خود تحولات. نه تفسیر فردی-جبری یا لاهوتی که این روش با جهان‌بینی و گفتمان ارزشی ما نیز همخوانی ندارد. چرا که در منظومه معرفتی و گفتمانی ما، رویدادها و تحولات؛ معرفتی و فرامادی نگریسته می‌شود و نه ظاهری و ذهنی.

با توجه به آنچه تا کنون گفته شد در باره جنگ رمضان هم باید گفت که این جنگ؛ جنگی است تجاوزکارانه و پیش‌دستانه علیه مردمی که بنای تجاوز به کشوری را نداشته و ندارد. جنگی است از نوع "جنگ ظالم علیه مظلوم" که ظلم و ظالم همیشه بر باطلند و به پیروزی واقعی، عادلانه، تمدنی و ماندگار دست نمی‌یابند و در این میان مظلوم چه کند -که علی‌رغم مظلومیت یا شکست در کوتاه‌مدت- بر حق بماند و مشمول یاری‌رسانی پروردگار مقتدر گردد؟

بنابراین در پاسخ به این پرسش باید گفت جنگ تحمیلی کنونی آمریکا-اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران، مخالف قوانین و حقوق بین‌المللی و دموکراسی‌های شناخته شده می‌باشد و درجهت منافع یک دولت غاصب و جعلی به راه افتاده است. اما باید توجه داشت که این جنگ نه اولین است و نه آخرین. پس باید ملت‌ها وکشورهایی که مورد ستم قرار می‌گیرند با این متغیرات به منافع کوتاه‌مدت و خاص فکر نکنند بلکه در یک مرکز دفاعی با نزدیکان فکری، دینی و فرهنگی متشکل شوند. زیرا این جنگ، جنگ حدود و جغرافیای سیاسی و کم و زیادکردن حدود و ثغور مرزهای سیاسی نیست؛ بلکه جنگِ وجودی و بودونبود است و پیامدهای محلی و بین‌المللی درازمدت دارد. تنها در خصوص یک پیامد آن می‌توان پرسید: آیا این نبرد، یک رویارویی برای پایان تاریخ با رویکرد منجی‌گرایانه است؟ اگرچنین باشد ما به عنوان مسلمان باید آمادگی بیشتر برای "تحقق شرایط ظهور" را داشته باشیم که یکی از شرایط آن داشتن اندیشه جهانی، فرازمانی، فرامکانی و حمایت معنوی-فکری از مظلومان پیرامونی با نگاه "فلسفه تاریخی انتظار" است که باید از لحاظ نظری در یک اتاق فکر و با افرادی که دغده دین، صلح و امام‌زمان(عج) دارند ولو خارج از آن کشورند؛ پیگیری و برنامه‌های عملی-مشورتی درجهت نشر ایده مهدوی نهادینه شود. نه این که زنجیرهای مصنوعی مرزهای سیاسی حتی بیشتر از غربیان تنگ‌تر گردند.

برای نزدیک کردن مسلمانان و تحکیم روابط، یا جلوگیری از تنش‌های مصنوعی که رسانه‌های بیمار آن را دامن می‌زنند باید کوشید؛ آن هم به ویژه در خصوص همسایه‌هایی همچون عراق وافغانستان که تجربه شبیه تجاوزگری به ایران را دارند.

۲. واکنش‌های بین‌المللی و منطقه‌ای به این جنگ را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ به‌ویژه موضع‌گیری کشورها و نهادهای مؤثر در این زمینه را چگونه می‌بینید؟

کشورهای مؤثر در جهان بیشتر چند قدرت برخوردار از سلاح‌های هسته‌ای و راهبردی‌اند که به دنبال هژمونی و منافع اقتصادی-سیاسی خویش هستند. که جمله آن‌ها می‌توان چین و روسیه که هر دو سابقه اشغال و استعمارگری دارند نام برد. اشغال سرزمین‌های ترکستان اسلامی با دیکتاتورهای حزب مارکسیستی-ماویستی و حامی دیکتاتورهای بت‌پرستان و نظامیان فاشیست میانمار در جریده عالم ثبت است.

روس‌ها با قدرت ژئوپولتیک و ذخیره­‌های استراتژیک که ناشی از سابقه اشغال‌گری‌شان درمنطقه و پشتیبانی از خوک‌های اروپا همانند صربهاست که در قتل‌عام و آواره‌کردن ده‌ها هزار مسلمان در هرزگوین و بالکان تاریخ‌شان مشخص می‌باشد قدت جهانی است.

این دو قدرت به جهت رقابتی که با غرب دارند ظاهرا با ایران هم‌صدایی رسانه‌ای نشان ­می‌دهند ولی هم‌زمان درباره جزایر ایرانی در خلیج‌فارس از کشور وابسته امارات حمایت می‌کنند!

تکیه برچنین قدرت‌هایی نمی‌تواند در درازمدت ثمربخش باشد مگر در حد ضرورت که همانند حکم از اکل میته در هنگام اضطرار است.

با وجود ظالمانه‌بودن این تجاوز و جنگ، از سویی می‌توان منتظر آثار مثبتش براساس بیداری وجدان آزادی‌خواهان به ویژه مسلمانان و مظلومان باشیم. در حالی‌که انتظار حمایت واقعی از سوی قدرت‌ها و جریان‌هایی که خود با خصلت ظلم، ترور و تجاوز شکل گرفته‌اند غیر عقلانی به نظر می‌رسد.

۳. اثرات و پیامدهای منطقه‌ای این جنگ، به‌ویژه در لایه‌های بازتعریف امنیت منطقه‌ای و معادلات قدرت، از نگاه شما چگونه ترسیم می‌شود؟ (و ایضاً این جنگ چه تاثیراتی به نظرتان می‌تواند روی افغانستان داشته باشد؟)

این جنگ ضد صلح و امنیت می‌باشد با پیامدهای آشکار و با پیروزی یا پیروزیِ نسبی یک‌طرف گره خورده است که آینده صلح و امنیت منطقه‌ای و جهانی را روشن خواهد کرد. از این‌رو، زیاد قابل پیش‌بینی نیست. ما وظیفه داریم که از آگاهی نسبی پیش‌آمده علیه جنگ‌افروزان و تجاوزکاران، به آگاهی‌بخشی صادقانه به سود اسلام ومذهب با تمرکز بر روی فرهنگ مهدویت که نجات‌بخش اصلی ما و تمام انسان‌هاست برسیم.

به نظر ما جنگ‌طلبان کنونی در پی تکمیل پیروزی‌های‌شان در سوریه و افغانستان هستند. نمکنه‌اش تحمیل جنگ‌طلبانی به افغانستان می‌باشد که شعار و عمل‌شان "الحکمُ لمن غلب" است و حق انسان، مذهب و مردمی غیر از دسته، فرقه و قبلیه‌شان را به رسمیت نمی‌شناسند و بسیار بی‌رحمانه و مستبدتر از رژیم با تجربه آل‌سعود در افغانستان عمل می‌کنند. رژیمی که با زور، ترور و ناامن‌سازی و با کمک خلیل‌زاد و همسویی سفارت انگلیس درپشاور و همکاری برخی کشورهای عربی وآی‌اس‌آی قدرت یافتند.

همانطور گفته شد جنگ‌افرزوان و جنگ‌طلبان کنونی در پی تکمیل پیروزی‌ها و پروژه‌های قبیلی‌شان هم‌چون درسوریه و افغانستان هستند و می‌خواهند این فرایند را پس از این نیز به کل منطقه توسعه دهند.

۴. تحلیل و پیش‌بینی شما از آینده جنگ چیست؟ و در این زمینه چه راهکارها یا پیشنهادهایی برای مدیریت پیامدها و عبور از این بحران دارید؟

درباره این پرسش که به نظرم، پرسش اصلی، قابل توجه و نیازمند تأمل بیشتر به آن از زاویه‌های مختلف است که به ریشه‌ها، زمینه‌ها، نتایج و راهکارهای آن با نگاه درون‌دینی و برون‌دینی نگریست. یعنی هم باور به یاری پروردگار و رویکرد اسلامی برای رضای خدا -إن تنصرالله ینصرکم¬ویثبت اقدامکم"- و هم ابعاد بیرونی‌اش همچون آمادگی و کسب و افزایش قدرت و توان فنی، علمی و مدیریتی در کنار هم‌گرایی و مانفیست امت‌گرایی اسلامی مبتنی بر توحیدکلمه. امام خمینی نیز در این باره سخنی دارند: "برنامه ما وحدت کلمه مسلمین و اتحاد ممالک اسلامی است در مقابل دول استعمارطلب، ما برای دفاع از اسلام و ممالک اسلامی و استقلال ممالک اسلامی در هرحال مهیا هستیم. برنامه ما که برنامه اسلام است وحدت کلمۀ مسلمین، اتحاد ممالک اسلامی وبرادری با جمیع فرق مسلمین است، در تمام نقاط عالم، هم¬پیمانی با تمام دول اسلامی است در سراسر جهان".

علی‌رغم وجود اختلاف میان مسلمین که دشمنِ یهودی و صلیبی آن را در پوشش قوم‌گرایی و ملی‌گرایی دامن می‌زند باید با اعتمادسازی، تعریف جدیدی از وطن اسلامی برسیم.

وظیفه نخبگان و حوزه‌های علمیه نیز در این خصوص این است که به سکوت و پرداختن به مسائل جانبی در جهت تقریب دو طایفه برای هم‌گرایی مذاهب در حد فتوای شلتوت و نفی اختلافات مذهبی، نهادسازی و اندیشه‌پردازی کنند. با این توضیح که در کشور مثل ایران که ژئوپولتیک اسلامی حساب می‌شود ایثارگری، حسن‌نظر و شرح‌صدر باید بیشتر باشد تا کشورهایی که از این تفکر حمایت می‌کنند راه بیافتند. که بالعکس چنانچه بزرگان -منظور ایرانِ اسلامی- به ارزش‌های اسلامی پشت کنند، سایر کشورهای اسلامی بیشتر به سمت ملی‌گرایی می‌روند و دشمنان در زمانی که ستاره داود بر بام منطقه درحال صعود است می‌خواهند منجی‌گرایی را که مانفیسیت مترقی پیشازمان دراستراتژی شیعه است را از ما بگیرند و یا جریانی مانند داعش که از نفرت میهن‌گراییِ مسلمانان به تنگ آمده‌اند به عنوان شعار حکومت اسلامی فرامرزی تعریف کنند.

۵. همانطور که اشاره داشتید یک مساله‌ای که در جهان معاصر بسیار مطرح می‌باشد مسأله پررنگ‌بودن مرزهای ملی و نگاه دولت-ملت می‌باشد. از نظر شما چگونه می‌توان از این شکاف عبور نمود؟

مسأله اصلی و اساسی همین‌جاست که در زمانی که کسی غیر از خدا و امام حی و حاضر(عج) ما را یاری نمی‌کند هم می‌توانیم سوار کشتی نجات امام حسین(ع) که مهم‌ترین جلوه‌اش در اربعین تبارز یافته، شویم که راهبرد پیامبر در قبل و بعد از هجرت در مکه و مدینه را به نحوی کربلا تداعی می‌کند که ما را به اخوت دینی به جای منافع سیاسی نزدیک می سازد. در پرتو اربعین حسینی آن توده‌های بیشتر جذب فرهنگ و اخلاق دینی و سفینه امام(ع) می‌شوند و شعار "لبیک یا حسین" به شعار "یا مهدی" تبدیل می‌شود. اربعین فرازمانی-مکانی که همگان در آن نقش بازی می‌کنند. "یالیتنا کنا معکم¬فنفوز فوزا عظیما" شعار یاحسین بود. اما شعار یامهدی نزدیک شدن به آرمان‌های الهی در ابعاد فکری و پالایش رفتارهای غیردینی و ضدارزشی منافی با مقدمات جهان‌نگری و جهانی‌سازی ظهور است که مبادا این امید را بر باد دهیم یا دیر هنگامش بشماریم. «إنهم یرونه بعیدا ونراه قریبا» (سوره المعارج، آیه ۷)

ما در این پروسه بین‌المللی باید یک پروژه تمدنی، جهانی و اسلامی را با «اطاق فکر مشترک» که آقای فیاض به درستی آن را تشکیل «سازمان جهانی مردم نهاد» تعبیر نموده است به عنوان مرکز تفاهم فرهنگ‌اسلامی درسطح کل جهان تعریف کنیم؛ و باعث تشویق عراقی‌ها که پیشگام این پروژه هستند، شویم واین کار می‌تواند برنامه‌ای در جهت شناخت ظرفیت مردم عراق وتحکیم روابط بین الاسلامی باشد «جعلناکم شعوبا وقبائل لتعارفوا» «وتعاونوا علی البر والتقوا»... این تعاون و رابطه باحضور فعال دولتین عراق و ایران با همکاری (مردمی) با کشورهای که زوار دارند همچون لبنان، بحرین، عمان،حجاز،کویت،پاکستان وافغانستان، اذربایجان، ترکیه و..تقویت شود.

و با تسهیل راه‌های عبور و مرور زوار از مسیر ایران جلوگیری شود. علی‌رغم بی‌ثباتی سیاسی و امنیتی درعراق، نهادهای امنیتی در حمایت و صیانت عتبات و زوار اهل‌بیت در این سال‌ها عالی بوده و دولت عراق با زوار همکاری خدماتی لازم از جمله در تقدیم سیم‌کارت رایگان کمک کرده است.

باید در نشست‌های اتاق‌فکر نمایندگان مردمی از کشورهایی که زائر زیاد دارند و از دفاتر مراجع مقیم نجف و نمایندگان‌شان درکشورها، استفاده شود ولی حضور تشریفاتی و قشری، کارساز نیست؛ بلکه برنامه‌ها با مدیریت افراد توانمند و جریان‌شناس باشد.

اربعین باید به یک انقلاب فرهنگی با تغییر نفوس و با قرآن و اسلام و با بهره‌گیری از سیره و سبک زندگی پیامبر، پیشوایان و الگوهای شایسته امت تبدیل گردد؛ تغییری زیر بنای در باور، اخلاق و رفتار، تا وضعیت آشفته و متشتت بیرونی و ظاهری ما نیز بهبود یابد (إن الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم) قرائت و گفتمان اربعین حسینی افزون بر فعالیت‌های کوتاه‌مدت عاطفی و خدماتی باید به یک تز و طرحواره فکری عقلانی خلاق به مثابه دین عقلانی و عقلانیت دینی برسدکه قرآن، پیشوایان و تعالیم اسلامی به آن تأکید می‌کنند.

در همین راستا قائد شهید حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای درباره اربعین فرمود: "اربعین فرصت بی‌نظیر آخرالزمانی، برای تمدن تاریخی است که مطلع آن با انقلاب اسلامی شروع شده است. ان‌شاء الله این هسته‌ها در اربعین بتوانند کار تمدن انقلاب اسلامی را پیش ببرند و به مدد لبیک به هَل‌مِن‌ناصریَنصُرنی حضرت ثار الله، این تاریخ حماسه را تا برآمدن خورشید ظهور پیش برند".

همچنین در خاتمه این گفتگو و این پرسش خوب است اشارتی به موضوع رابطه ایران و مهاجرین افغانستانی داشته باشیم. چرا که بعد از بیان نقش تقابلی صهیونیسم مسیحی در جنگ کنونی با جمهوری اسلامی باید به مسأله همسایگان توجه داشت و در جهت حمایت و نزدیک‌سازی مردم ایران و افغانستان صورت گیرد، آن هم نه ایجاد شکاف که در رابطه با موضوع مهاجرین بدان دامن می‌زنند. زیرا شکاف و بدبینی یک پدیده واگیردار اجتماعی و ضددینی است که به محیط های دیگر نیز سرایت می‌کند. بنا بر این، عطوفت اسلامی-انسانی، همکاری ارگان‌های مربوط با مهاجرین، حفظ وحدت در این شرایط را بعنوان یک ضرورت شرعی و عقلی قلمداد نمایند که این هم‌دلی در یک جاده دو سویه به تعاون و همکاری در عبور از بحران‌ها کمک نماید.

..................

پایان پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha