خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: بی شک پذیرفتن ادّعای هر مدّعی نبوت، برخلاف عقل و منطق است. کسی که از سوی خداوند ادعای نبوّت و رسالت می کند ممکن است راستگو باشد، امّا این احتمال نیز بعید نیست که شخصی فرصت طلب و متقلب خود را به جای پیامبران راستین جا بزند و به این دلیل لازم است معیاری قطعی برای ارزیابی دعوت پیامبران و ارتباط آنان با خدا در دست داشته باشیم. برای رسیدن به این مقصود راه های مختلفی وجود دارد که از همه مهم تر دو راه زیر است:
۱. اعجاز و کارهای مافوق بشری.
۲. بررسی محتوای دعوت پیامبر و گردآوری قرائن و نشانه ها. (۱)
چیستی معجزه و شرایط تحقق آن؟
معجزه در لغت، از ریشه «عجز» است که به معنای بن و پایان یک شی است. (۲)
در اصطلاح، آنگونه که خواجه نصیر الدین طوسی بیان نموده است، یعنی: «ثبوت ما لیس بمعتاد أو هو نفی ما هو بمعتاد مع خرق العاده و مطابقة الدعوی» (۳)؛ (معجزه، محقق نمودن و عملی کردن چیزی است که تحقّق آن، یک امر عادی نیست و یا سلب و نفی چیزی است که عادی بوده است، البته می باید در اعجاز، عملی صورت بپذیرد که خارق العاده باشد، ضمن آنکه آن عمل باید مطابق با همان ادعای اولیه او نیز باشد).
هستند کسانی که از لفظ «معجزه» تعجب می کنند، و یا معجزات را هم ردیف افسانه ها و اساطیر می پندارند در حالی که اگر به معنای دقیق و علمی معجزه بیندیشیم این گونه تصورها اشتباه محض است. معجزه عملی غیر ممکن و معلولی بدون علت نیست، بلکه معجزه در یک تفسیر ساده، عمل خارق عادتی را می گویند که انجام آن از قدرت افراد عادی بیرون است و تنها به اتکای یک نیروی مافوق طبیعی امکان پذیر می باشد.
به این ترتیب معجزه دارای شرایط زیر است:
۱. کاری است ممکن و قابل قبول.
۲. انسانهای عادی و حتّی نوابغ به اتّکای قدرت بشری توانایی بر انجام آن ندارند.
۳. آورنده معجزه باید به اندازه ای به کار خود اطمینان داشته باشد که دیگران را به مقابله دعوت کند.
۴. هیچ کس نتواند همانند آن را ارائه دهد، و چنانکه از نام معجزه پیداست همه در برابر آن عاجز گردند.
۵. معجزه حتماً باید توأم با ادعای نبوّت و یا امامت باشد. بنابراین کارهای خارق عادتی که از غیر پیامبر و امام سر زند معجزه نامیده نمی شود بلکه کرامت نام دارد.
به عنوان مثال همه ما شنیده ایم که یکی از معجزات حضرت مسیح زنده کردن مردگان و درمان بیماران غیر قابل علاج بوده است. آیا هیچ دلیل علمی و عقلی داریم که انسان بعد از آنکه دستگاه های بدنش از کار افتاد و خاموش شد نتواند مجدداً به زندگی باز گردد!؟ و آیا هیچ دلیل علمی و عقلی داریم که بیماری سرطان که ما از درمانش عاجزیم درمان نداشته باشد!؟ بله؛ بدون شک انسان با نیرویی که دارد در شرایط فعلی قادر به زنده کردن مردگان و یا درمان پاره ای از بیماری ها نیست، هر چند تمام پزشکان جهان دست به دست هم دهند و تجربه و معلومات خود را به یاری طلبند.
ولی چه مانعی دارد که انسانی با یک نیروی الهی و با آگاهی خاصّی که از دریای بی کران علم خدا دریافته، بتواند با اشاره مرموزی روح به کالبد مرده ای باز گرداند و بیمار لاعلاجی را شفا بخشد!؟ علم می گوید: من نمی دانم و توانایی ندارم، امّا هرگز نمی گوید ممکن نیست و نامعقول است.
تفاوت معجزه با اعمال مرتاضان و ساحران
در مورد کاری که مرتاضان انجام می دهند یا سحر و جادو، دو تفاوت مهم با معجزه وجود دارد:
۱. هیچ مرتاضی حاضر نیست کاری را که شما پیشنهاد می کنید انجام دهد؛ زیرا نیروی هر انسانی محدود است، و در یک یا چندین کار می تواند مهارت داشته باشد. امّا خارق عادات پیامبران هیچ گونه حدّ و مرزی ندارد؛ چرا که از قدرت بی پایان پروردگار مدد می گیرند.
۲. کارهایی که یک مرتاض می کند، مرتاض دیگری نیز همانند آن را انجام می دهد یعنی از قدرت بشر بیرون نیست. بخلاف معجزه که همراه با تحدی است و دیگران از آن عاجزند. (۴)
بررسی محتوای دعوت مدعی نبوت
همانطور که در ابتدا بیان شد، غیر از معجزه راه دیگری نیز برای شناخت پیامبران وجود دارد و آن هم بررسی محتوای دعوت آنها و قرائن و نشانه ها است. در حقیقت ما برای پی بردن به حقّانیّت دعوت یک مدّعی نبوّت، یا کذب و دروغ او، راه دیگری غیر از مطالبه «اعجاز» نیز داریم که این خود دلیل زنده دیگری برای رسیدن به هدف می تواند باشد.
قرائن و شواهد و نشانه های صدق نبوت
وقتی صحبت از قرائن و شواهد و نشانه های دال بر صدق نبوت می کنیم، منظورمان مواردی مانند امور زیر است:
۱. خصوصیّات اخلاقی و سوابق اجتماعی
۲. شرایطی که بر محیط دعوت حاکم است
۳. شرایط زمانی
۴. محتوای دعوت
۵. برنامه های اجرائی و وسائل وصول به هدف
۶. میزان اثرگذاری دعوت در محیط
۷. میزان ایمان و فداکاری دعوت کننده نسبت به هدفش
۸. عدم سازش با پیشنهادهای انحرافی
۹. سرعت تأثیر در افکار عمومی
۱۰. بررسی ایمان آورندگان و این که از چه قشری هستند؟
به راستی اگر ما این مسائل دهگانه را درباره هر مدّعی مورد بررسی دقیق قرار دهیم و از آن پرونده دقیقی بسازیم صدق و کذب او را به راحتی می توانیم دریابیم. (۵)
به عنوان مثال در مورد پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) اخلاق نیکو و امانت داری و صداقت ایشان و تحمل رنج های فراوانی که در مسیر دعوت خود داشته اند، شاهد زنده ای بر صدق ایشان در ادعای نبوت می باشد؛ چرا که هیچ کس حاضر نیست بخاطر اینکه عده ای دور او جمع شوند و از سخنان او تبعیت کنند سالها در مقابل خشن ترین انسانها فشار و سختی را تحمل کند و با اخلاق نیکو در مقابل آزار و اذیت آنها رفتار نماید.
شجاعت و استقامت و حسن خلق، و سعه صدر، و جوانمردی و گذشت پیامبر اسلام(ص) را از خلال جنگ و صلح او می توان به دست آورد، مخصوصاً فرمان عفو عمومی که [در موارد مختلف از جمله] درباره مردم مکّه [که بیشترین آزار را به ایشان رسانده بودند] پس از فتح این شهر و تسلیم دشمنان خونخوار در برابر اسلام صادر کرد سند زنده ای بر این امر است.
لذا در قرآن می خوانیم: «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ...»(۶)؛ (از پرتو رحمت الهی در برابر آنها نرم [و مهربان] شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می شدند...).
بدیهی است شخصی که در مقام رهبری قرار گرفته اگر خشن و تندخو و غیر قابل انعطاف و فاقد روح گذشت باشد بزودی در برنامه های خود مواجه با شکست خواهد شد و مردم از دور او پراکنده می شوند و از وظیفه رهبری باز می ماند و بهمین دلیل علی(علیه السلام) در یکی از کلمات قصار خود می فرماید: «آلَةُ الرِّیاسَةِ سِعَةُ الصَّدرِ» (۷)؛ (وسیله رهبری گشادگی سینه است).(۸)
همچنین «محتوای دعوت» از مهمترین نشانه های صدق دعوت پیامبران می باشد و اگر آنچه مدعی نبوت مردم را به آن فرا می خواند الهی و متناسب با عقل نباشد و ساخته ذهن او باشد به زودی علما و دانشمندان آن سرزمین به کذب او آگاه می شوند و از طریق مناظره و رد سخنانش کذب او را نمایان می سازند.
در این مورد هم پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) را می توان مثال زد که از طریق قرآن که علاوه بر محتوای بی نظیرش معجزه آن حضرت نیز بود، به خوبی توانست نبوت خود را برای همه مردم آن زمان و همچنین آیندگان ثابت کند. لذا می بینیم که دشمنان اسلام از تمام مردان فصیح و بلیغ عرب کمک خواستند تا آیاتی همانند قرآن بیاورند ولی هر بار که به مبارزه قرآن آمدند شکست خوردند و به سرعت عقب نشینی کردند که شرح آن در تواریخ آمده. (۹)
آیا معجزه چیزی غیر از این است این ندای قرآن هنوز در گوش ماست، و این معجزه جاویدان هم چنان جهانیان را بسوی خود می خواند و تمام محافل علمی دنیا را تحدی می کند و آنها را به چالش می کشد که اگر ادعا می کنند که این کتاب آسمانی، از منشأ و منبعی غیر از وحی الهی است، کتابی مانند آن یا سوره ای مانند یکی از سوره های آن بیاورند.
این چالش و تحدی نه تنها از نظر فصاحت و بلاغت یعنی شیرینی و جذابیت عبارات و رسایی مفاهیم می باشد، بلکه از جهت محتوا، علومی که آن زمان از نظر انسانها پنهان بود، قوانین و مقرراتی که ضامن سعادت و نجات بشریت است، بیاناتی خالی از هر گونه تناقض و پراکنده گویی، تواریخی خالی از هر گونه خرافات و گزافگویی و مانند اینها را دارا می باشد. (۱۰)
راهی سوّم برای تشخیص انبیای الهی از مدعیان دروغین نبوت
«اعجاز» و «بررسی محتوای دعوت پیامبر»، مهم ترین راه های بازشناسی یک پیامبر الهی از میان مدعیان نبوت است اما علاوه بر این دو راه، روش دیگری نیز برای این بازشناسی وجود دارد که البته در مرتبه اهمیت و وضوح، به اندازه دو راه دیگر نیست و آن هم بررسی نشانه هایی است که پیامبران قبلی بیان نموده اند.
از آنجا که همه پیامبران الهی از مقام عصمت برخوردارند و درباره شهادت و گواهی آنها نه احتمال خطا وجود دارد و نه احتمال کذب و دروغ، بلکه شهادت آنان عین واقعیت است؛ لذا گواهی آنها دلیل محکمی است که شخص دوم نیز از سوی خداوند برانگیخته شده است چنان که در مورد پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) پیامبران گذشته به ظهور ایشان وعده داده بودند.
جمع شدن نشانه های نبوت در وجود یک شخص، لاجرم به معنای نبی بودن اوست
در پایان لازم به ذکر است که وقتی قرائن نبوت خصوصا معجزه در شخصی وجود داشت و ادعای پیامبری کرد قطعا می توان به پیامبری او علم پیدا کرد؛ زیرا حکمت پروردگار اقتضا می کند که معجزه فقط به پیامبران تعلق پیدا کرده و به غیر پیامبران عطا نگردد.
این مسأله از آن روست که اگر مدعیان دروغین نبوت هم امکان دستیابی به معجزات الهی را داشته باشند، خداوند به دست خودش امکان گمراهی بندگانش را با تبعیت از آن پیامبر دروغی فراهم ساخته و از آنجا که تصور چنین وضعیتی با اصل اعتقادی عدالت الهی در تناقض است، روی دادنش محال است. این همان موضوعی است که در اصطلاح دانشمندان اسلامی، «امتناع اغرای به جهل» توسط خداوند نامیده می شود.
حساسیت مقام پیامبران الهی به عنوان کسانی که از معجزارت الهی برخوردارند و جایگاه شان نقش بسیار تعیین کننده ای در گمراهی یا هدایت مردم دارند، آن قدر بالاست که خداوند متعال در آیات ۴۴ و ۴۵ و ۴۶ سوره حاقه این گونه پیامبر را در این باره مورد خطاب قرار می دهد که:
«وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنَا بَعْضَ الْاقَاویلِ * لَاخَذْنَا مِنْهُ بِالْیَمِینِ * ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِینَ»؛ (هرگاه او سخنی به دروغ بر ما می بست * ما او را با قدرت می گرفتیم * سپس رگ قلبش را قطع می نمودیم). اشاره به این که: پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) با داشتن آن معجزات اگر از حق منحرف می گشت و سخن خلافی نسبت به خدا می داد، حکومت الهی ایجاب می کرد که لحظه ای به او مهلت ندهد و سریعاً او را هلاک کند.
البتّه مدعیان دروغین نبوت در جهان بسیار بوده و هستند لزومی ندارد که خداوند به مجرد این که کسی ادعای دروغ کند او را نابود سازد، این سخن تنها در مورد کسانی است که معجزه در اختیار آنهاست، آنها اگر دروغ بر خدا ببندند خداوند به آنها مهلت نمی دهد چون همان طور که اشاره شد منجر به اغرای به جهل می گردد. (۱۱)
پی نوشت:
(۱). پنجاه درس اصول عقاید برای جوانان، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات نسل جوان، قم، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ هجدهم، ص ۱۷۵.
(۲). مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانی، حسین بن محمد، دارالقلم، بیروت، ۱۴۱۶ هـ ق، چاپ اول، ص ۵۴۷، واژه عجز.
(۳). کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، علامه حلی، حسن بن یوسف، تحقیق: حسن زاده آملی، حسن، مؤسسة النشر الإسلامی، قم، ۱۴۱۳ هـ ق، چاپ چهارم، ص ۳۵۰.
(۴). پنجاه درس اصول عقائد برای جوانان، همان، ص ۱۷۹-۱۸۰.
(۵). همان، ص ۲۱۳-۲۱۴.
(۶). سوره آل عمران، آیة ۱۵۹.
(۷). نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق/ مصحح: فیض الإسلام، هجرت، قم، ۱۴۱۴هـ ق، چاپ اول، ص ۱۷۶؛ پیام امام امیر المومنین(علیه السلام)، مکارم شیرازی، ناصر، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ اول، ج ۱۳، ص ۴۰۱.
(۸). تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ هـ ش، چاپ سی و دوم، ج ۳، ص ۱۴۲.
(۹). پنجاه درس اصول عقائد برای جوانان، همان، ص ۱۸۶.
(۱۰). تفسیر نمونه، همان، ج ۹، ص ۴۲.
(۱۱). پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ نهم، ج ۷، ص ۲۷۵.
نظر شما