۲۸ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۶
راه پیروزی بر «دشمن» در بیان امیر مؤمنان (ع)

امام علی(ع) در تبین راه پیروزی بر دشمن می فرماید: «کسی که سرنیزه خشم را برای خدا تیز کند توانایی بر قتل سردمداران باطل پیدا خواهد کرد»، در واقع امام(ع) راه رسیدن به پیروزی را در آمادگی کامل، خلوص نیت و توکل بر خدا می داند. همچنین قرآن می فرماید: «سست نشوید، شما برترید اگر ایمان داشته باشید». خشم غالبا نکوهیده است؛ اما اگر انسان به سبب آشکار شدن منکر، تعرض به نوامیس و...، برای خدا خشمگین شود، در این حال تمام نیروهای انسان بسیج شده و گاه یک انسان قدرت چندین نفر را پیدا کرده و آماده مبارزه می شود.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: حضرت علی(علیه السلام) در حکمت ۱۷۴ نهج البلاغه، راه پیروزی بر دشمنان نیرومند را تبیین می کند، می فرماید: (کسی که سرنیزه خشم را برای خدا تیز کند توانایی بر قتل سردمداران باطل را پیدا خواهد کرد)؛ «مَنْ أَحَدَّ سِنَانَ الْغَضَبِ لِلَّهِ قَوِیَ عَلَی قَتْلِ أَشِدَّاءِ الْبَاطِلِ».

اشاره به این که راه رسیدن به پیروزی در مقابل دشمنانِ سرسخت و نیرومند دو چیز است: آمادگی کامل و خلوص نیت و توکل بر خدا. هرگاه این دو با هم جمع شوند سرسخت ترین دشمنان را می توان به وسیله آن به زانو در آورد. قرآن نیز روی هر دو عامل تکیه کرده در یک جا می فرماید: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَّا اسْتَطَعْتُمْ مِّنْ قُوَّة» (۱)؛ (برای مقابله با آنها [دشمنان]، هر چه در توان دارید از نیرو و... آماده سازید). همچنین در آیه دیگر می فرماید: «وَ لَا تَهِنُوا وَ لَا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الاَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» (۲)؛ (هرگز سست نشوید! و غمگین نگردید، و شما برترید اگر ایمان داشته باشید).

منظور از «غضب» در این گفتار حکیمانه امام علی(علیه السلام) خشم های زودگذر بی دلیل نیست؛ بلکه منظور قوت اراده و تصمیم جدی برای مبارزه با دشمن آن هم برای خدا، تقویت آیین و دفاع از بندگان اوست. تعبیر به «اَشدّاءِ الْباطل» سردمداران و نیرومندان آنهاست. همچنین تعبیر به «قتل» اشاره به هر نوع پیروزی بر آنها و خاموش کردن و از بین بردن نفوذ آنها در جوامع بشری است.

غضب و خشم غالبا نکوهیده است؛ زیرا در آن حالت، انسان از مرز حق بیرون می رود و دست به کارهایی می زند که سبب پشیمانی در عمر می شود، از این رو در روایات اسلامی از امام صادق(علیه السلام) آمده است: «الْغَضَبُ مِفْتاحُ کُلُّ شَرٍّ».(۳)

اما گاهی به سبب کارهای خلاف و آشکار شدن منکرات، غصب حقوق ضعیفان، تعرض به نوامیس مردم، ایجاد ناامنی در جامعه اسلامی و غلبه هوا و هوس بر اجتماع شرایطی پیش می آید که انسانِ مؤمن، بیدار و غیور، خشمگین می شود، نه خشمی زودگذر؛ بلکه خشمی عمیق و برای خدا و می دانیم در حالت خشم تمام نیروهای انسان بسیج می گردند و گاه یک انسان معمولی قدرت چندین نفر را پیدا می کند و آمادگی برای مبارزه با باطل حاصل می شود.

به همین دلیل قرآن مجید، خشمگین شدن موسی(علیه السلام) بعد از بازگشت از کوه طور و مشاهده گوساله پرستی بنی اسرائیل را به شکلی مثبت و کاری صحیح بیان کرده است. آنجا که می فرماید: «فَرَجَعَ مُوسَی إِلَی قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفاً قَالَ یَا قَوْمِ أَلَمْ یَعِدْکُمْ رَبُّکُمْ وَعْداً حَسَناً أَفَطَالَ عَلَیْکُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدْتُّمْ أَنْ یَحِلَّ عَلَیْکُمْ غَضَبٌ مِّنْ رَّبِّکُمْ فَأَخْلَفْتُمْ مَّوْعِدِی» (۴)؛ (موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خود بازگشت و گفت:

«ای قوم من! مگر پروردگارتان وعده نیکویی به شما نداد!؟ آیا مدّت جدایی من از شما به طول انجامید، یا می‌خواستید غضب پروردگارتان بر شما نازل شود که از وعده من تخلف کردید!؟). لذا در آیه آخر سوره «فتح» نیز درباره مؤمنان راستین تعبیر به «أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ» شده است.

در حدیثی نیز که علامه مجلسی(رحمه الله) در «بحارالانوار» آورده می خوانیم: «هنگامی که امیرمؤمنان علی(علیه السلام) درباره اموال غنایم، نسبت به بعضی از جنگجویان سختگیری کرد گروهی از آن حضرت شاکی بودند. پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) دستور داد منادی در میان مردم ندا دهد و بگوید: «اِرْفَعُوا ألْسِنَتَکُمْ عَنْ عَلیّ بْنِ أبی طالب فَإنّه خَشِنٌ فِی ذَاتِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ غَیْرُ مُداهِنٍ فِی دینِهِ» (۵)؛ (ای مردم زبان شکایت را از علی بن ابی طالب بردارید، چرا که او درباره اوامر الهی سختگیر است و سازش کاری در دینش را مجاز نمی شمرد)».

مردمی که این سخن شنیدند لب از شکایت فرو بستند و دانستند این گونه سختگیری ها مطلوب خدا و پیغمبر(صلی الله علیه وآله) نیست. همچنین در حدیث مشهوری می خوانیم که: «پیامبر(صلی الله علیه وآله) روزی از مردم سؤال کرد: «أیُّ عُرَی الاِیمَانِ أوْثَقٌ»؛ (کدام یک از دستگیره های ایمان محکم تر است؟)، جمعی گفتند:

خدا و رسولش آگاه ترند؛ بعضی نماز، برخی دیگر زکات، عده ای روزه، گروهی حج و عمره و جمعی دیگر جهاد را ذکر کردند. پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) فرمود: «آنچه را گفتید دارای فضیلت است؛ ولی پاسخ من نیست [سپس فرمود:] محکم ترین دستگیره های ایمان حُبّ فِی الله وَ بُغض فی الله و دوست داشتن اولیاء الله و بیزاری از دشمنان خداست».(۶)

این سخن را با حدیثی که علامه مجلسی در «بحار الانوار» آورده است پایان می دهیم او می گوید: در روایتی آمده است که خدای متعال به موسی(علیه السلام) گفت: «هَلْ عَمِلْتَ لِی عَمَلاً!؟ قالَ صَلَّیْتُ لَکَ وَ صُمْتُ وَ تَصَدَّقُتُ وَ ذَکَرْتُ لَکَ، قالَ اللَّهُ تَبارَکَ وَ تَعالی، وَ امَّا الصَّلَوةُ فَلَکَ بُرهانٌ، وَ الصَّوْمُ جُنَّةٌ وَ الصَّدَقَةُ ظِلٌّ، وَ الذِّکُرْ نُورٌ، فَایُّ عَمَلٍ عَمِلْتَ لِی!؟ قَالَ مُوْسی:

دُلَّنِی عَلَی العَمَلِ الَّذِی هُوَ لَکَ، قَالَ یَا مُوسی هَلْ والَیْتَ لِی وَلِیّاً وَ هَلْ عادَیْتَ لِی عَدُوّاً قَطُّ فَعَلِمَ مُوسی اَنَّ اَفْضَلَ الاَعْمالِ الْحُبُّ فِی اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِی اللَّهِ» (۷)؛

(آیا هرگز برای من کاری انجام داده ای؟ موسی(علیه السلام) عرض کرد: برای تو نماز خوانده ام، روزه گرفته ام و صدقه داده ام. خداوند متعال به او فرمود: اما نماز برای تو نشانه ایمان است و روزه سپری در برابر آتش و انفاق سایه ای در محشر و ذکر خدا نور است کدام عمل را برای من بجا آورده ای ای موسی!؟ عرض کرد: خداوندا! خودت مرا در این مورد راهنمایی فرما. فرمود: آیا کسی را برای من دوست داشته ای و برای من کسی را دشمن داشته ای؟ در اینجا بود که موسی(علیه السلام) دانست بهترین اعمال، دوستی برای خدا و دشمنی برای خداست).(۸)


پی نوشت:

(۱). قرآن کریم، سوره انفال، آیه ۶۰.

(۲). همان، سوره آل عمران، آیه ۱۳۹.

(۳). الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر و آخوندی، محمد، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ‌ ‌۱۴۰۷ قمری، چاپ چهارم، ج ‌۲، ص ۳۰۳، باب (الغضب)؛ تحف العقول، ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، جامعه مدرسین، قم، ۱۴۰۴ قمری / ۱۳۶۳ شمسی، چاپ دوم، ص ۴۸۸، (و روی عنه فی قصار هذه المعانی)؛ الخصال، ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، جامعه مدرسین، قم، ۱۳۶۲ شمسی، چاپ اول، ج ‌۱، ص ۷، (مفتاح کل شر خصلة)؛ إرشاد القلوب إلی الصواب، دیلمی، حسن بن محمد، شریف رضی، قم، ۱۴۱۲ قمری، چاپ اول، ج ‌۱، ص ۱۷۷، الباب الحادی و الخمسون (فی أخبار عن النبی و الأئمة الأطهار)؛ وسائل الشیعة، عاملی، شیخ حر، محمد بن حسن، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت(علیهم السلام)، مؤسسة آل البیت(علیهم السلام)، قم، ‌۱۴۰۹ قمری، چاپ اول، ج ‌۱۵، ص ۳۶۲، باب ۵۳ (وجوب تسکین الغضب عن فعل الحرام و ما یسکن به)؛ بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ قمری، چاپ دوم، ج ‌۷۰، ص ۲۷۴، باب ۱۳۲ (ذم الغضب و مدح التنمر فی ذات الله).

(۴). همان، سوره طه، آیه ۸۶.

(۵). الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، مفید، محمد بن محمد، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت(علیهم السلام)، کنگره شیخ مفید، قم، ‌۱۴۱۳ قمری، چاپ اول، ج ‌۱، ص ۱۷۳، (فی حجة الوداع و غدیر خم و التهنئة لعلی بالولایة)؛ کشف الغمة فی معرفة الأئمة(ط القدیمة)، اربلی، علی بن عیسی، محقق / مصحح: رسولی محلاتی، هاشم، بنی هاشمی، تبریز، ۱۳۸۱ قمری، چاپ اول، ج ‌۱، ص ۲۳۶، فصل (فی إنفاذ علی إلی الیمن)؛ بحار الأنوار، همان، ج ‌۲۱، ص ۳۸۵، باب ۳۶ (حجة الوداع و ما جری فیها إلی الرجوع إلی المدینة و عدد حجه و عمرته و سائر الوقائع إلی وفاته).

(۶). الکافی، همان، ج ‌۲، ص ۱۲۵، باب (الحب فی الله و البغض فی الله)؛ المحاسن، برقی، احمد بن محمد بن خالد، محقق / مصحح: محدث، جلال الدین، دار الکتب الإسلامیة، قم، ۱۳۷۱ قمری، چاپ دوم، ج ‌۱، ص ۲۶۴، باب ۳۴ (الحب و البغض فی الله)؛ وسائل الشیعة، همان، ج ‌۱۶، ص ۱۷۷، باب ۱۷ (وجوب حب المؤمن و بغض الکافر و تحریم العکس)؛ بحار الأنوار، همان، ج ‌۶۶، ص ۲۴۲، باب ۳۶ (الحب فی الله و البغض فی الله).

(۷). جامع الأخبار، شعیری، محمد بن محمد، مطبعة حیدریة، نجف، بی تا، چاپ اول، ص ۱۲۸، الفصل السادس و الثمانون (فی الحب فی الله و البغض فی الله تعالی)؛ الدعوات/ سلوة الحزین، قطب الدین راوندی، سعید بن هبة الله، انتشارات مدرسه امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، قم، ۱۴۰۷ قمری، چاپ اول، ص ۲۸، الفصل الثانی (فی کیفیة الدعاء و آدابه و أوقات استجابته)؛ مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، طبرسی، علی بن حسن، المکتبة الحیدریة، نجف ‌۱۳۸۵ قمری / ۱۹۶۵ میلادی / ۱۳۴۴ شمسی، چاپ دوم، ص ۱۲۴، الفصل الخامس (فی المحبة و الشوق)؛ بحار الأنوار، همان، ج ‌۶۶، ص ۲۵۲، باب ۳۶ (الحب فی الله و البغض فی الله).

(۸). پیام امام امیر المؤمنین(علیه السلام)، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶ شمسی، چاپ اول، ج ۱۳، ص ۳۹۱.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha