به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ تیم اندرسون، کارشناس غربی، در مطلبی برای المیادین با اشاره به این که مسلمان نیست، توضیح داد که چرا با این وجود، قاطعانه از جمهوری اسلامی ایران حمایت میکند.
متن این مطلب به شرح زیر است:
بهعنوان یک غیرمسلمان و بهطور کلی، مخالف دولتهای دینی، من قاطعانه از جمهوری اسلامی ایران حمایت میکنم. بگذارید توضیح دهم:
نخستین و بدیهیترین دلیل برای حمایت از ایران این است که همبستگی نسبت به هر ملت مستقلی که مورد هجوم قدرت امپریالیستی قرار میگیرد، امری واجب است. تا این اندازه را اکثر مردم درک میکنند. امپریالیسم همواره شرِ بزرگ اجتماعی بوده است.
دلیل دوم، و بنیادیتر نسبت به دلیل اول: از آنجا که مردم ایران مسیر انقلابی مبتنی بر اصول اسلامی را برگزیدند، ما باید به حق تعیین سرنوشت آنان احترام بگذاریم، خواه این مسیری باشد که خود برمیگزیدیم یا نه. حق یک ملت برای تعیین سرنوشت، یک حق بشری کلیدی بوده که مقدم بر تمامی حقوق دیگر است که از سوی دولتهای مستعمره پیشین با پذیرشی اکراهآمیز از سوی قدرتهای استعماری پیشین، در حقوق بشر بینالملل (میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی و میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی)، گنجانده شد.
از راهپیماییهای عظیم اخیر در ایران (۱۲ ژانویه ۲۰۲۶ و فوریه ۲۰۲۶) و نظرسنجیها آشکار است که بخش عظیمی از مردم ایران در داخل کشور از ملت خود، بهویژه در مواجهه با امواج جدید تجاوز آمریکا و اسرائیل، حمایت میکنند (برنامه توسعه ملل متحد در سال ۲۰۱۸ گزارش داد که ۷۱٪ از ایرانیان به دولت ملی خود اعتماد دارند تقریباً دو برابر رقم مربوط به ایالات متحده. در حالی که نظرسنجیهای دانشگاه مریلند در سال ۲۰۱۹ نشان داد که ۸۲٪ از فرمانده شهید ضدتروریسم ایران، قاسم سلیمانی، حمایت میکنند و اکثریت قاطعی از دیگر رهبران سیاسی نیز از پشتیبانی برخوردارند).
انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ دیکتاتوری تحت حمایت آمریکا (معروف به «شاه» یا «امپراتور» محمدرضا پهلوی) را که پس از سرنگونی یک دولت منتخب سوسیالدموکرات در سال ۱۳۳۲ توسط انگلیسیها و آمریکاییها بر سر کار گذاشته شده بود، سرنگون کرد. پس از دههها سرکوب سیاسی، مقاومت در برابر این رژیم منفور عمدتا از طریق مساجد سازماندهی شد. در نتیجه، تعیین سرنوشت معاصر ایرانی با ارزشهای شیعی اسلامی پیوند خورده است که بر ضرورت فداکاری در مخالفت با رژیمهای ناعادل و ستمگران تأکید میورزند.
سوم، جمهوری اسلامی ایران، در بیشتر موارد، آنچه را که درست بوده برای مردم خود انجام داده است. این صرفا یک نظر شخصی نیست. گزارشهای برنامه توسعه ملل متحد از سالهای ۱۹۹۹ و ۲۰۱۸ نشان میدهد که بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۷، ایران پس از جمهوری خلق چین، دومین کشور در دستیابی به پیشرفتهای چشمگیر در شاخص توسعه انسانی خود بوده است. شاخص توسعه انسانی ایران در طول آن ۲۷ سال بهطور میانگین سالانه ۱.۲۱٪ رشد داشته است که عمدتاً ناشی از بهبود در آموزش همگانی و سلامت مادران و کودکان بوده است.
برخلاف بخش بزرگی از تبلیغات غربی، میانگین شرایط زندگی در ایران در دوره پیش از انقلاب بسیار ضعیف بود. با این حال، بین سالهای ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۷، میانگین امید به زندگی در ایران از ۵۴.۱ سال به ۷۶.۲ سال افزایش یافت. میانگین سالهای تحصیل بیش از چهار برابر شد، از ۲.۲ سال به ۹.۸ سال. بنا بر گزارش سال ۲۰۲۲ بانک جهانی واقع در واشنگتن، سالهای مورد انتظار تحصیل برای کودکان در ایران تا سال ۲۰۲۰ برای پسران ۱۱.۹ سال و برای دختران ۱۱.۸ سال بوده است. این پیشرفتهای عظیم در آموزش و سلامت، شالوده توسعه فنی و صنعتی را بنا نهاد که توسط دولتهای متوالی ایران دنبال شده است، به دور از وابستگی ساده به ذخایر انرژی که مشخصه بسیاری از کشورهای غنی از نفت میباشد.
چهارم، جمهوری اسلامی ایران حمایت بیدریغی از مردم فلسطین و دیگر ملل مستقل منطقه غرب آسیا که در محاصره و مورد هجوم قدرتهای امپریالیستی و دشمن صهیونیستی قرار دارند، به عمل آورده است. هیچ دولت یا نهاد دیگری ابزارهای لازم برای دفاع از خود را در اختیار این مردمان قرار نداده است. از سال ۱۳۵۷ تاکنون، حمایت ایران از مردم فلسطین و گروههای گوناگون مقاومت آنان (که بهدروغ از سوی رژیمهای امپریالیستی «تروریستی» خوانده میشوند) پیوسته و استوار بوده است. این حمایت شامل رویدادهای فرهنگی نظیر روز جهانی قدس در پایان ماه رمضان نیز میشود تا مسلمانان را به یاری مردم ستمدیده فلسطین فرا خواند. در واقع، حمایت قاطع ایران از فلسطین دلیل اصلی آن است که این ملت هدف اسرائیلیها، واشنگتن و نوچههایشان قرار گرفته است. در پاسخ به این امر، ایران کوشیده است همکاری منطقهای و مقاومت منطقهای را در برابر اشغالگری خارجی بنا نهد.
یکی از همکاران دانشگاهی فلسطینی مقیم ایران بهطور منظم میزان حمایت عمومی ایرانیان از پشتیبانی دولت از مقاومت فلسطین را ارزیابی کرده است؛ او میگوید که این حمایت پس از ترور (حاج) قاسم سلیمانی به دست ترامپ در ژانویه ۲۰۲۰ افزایش یافت و بار دیگر پس از حملات اسرائیل به ایران در ژوئن ۲۰۲۵ فزونی گرفت.
در سالهای اخیر، واشنگتن کوشیده است از طریق جنگهای ترکیبی متشکل از تبلیغات بیوقفه، حملات مستقیم، محاصره اقتصادی و تروریسم نیابتی، عقربههای ساعت تاریخ را به عقب بازگرداند. بخشی از این تبلیغات با موفقیت جمعیتهای غربی را فریب داده تا از «انقلاب رنگی» دیگری حمایت کنند، هرچند آشکار است که این امر از سوی واشنگتن و اسرائیلیها طراحی و هدایت میشود.
بخش بزرگی از این تبلیغات ضداسلامی بوده است، همچون به تصویر کشیدن ایران بهعنوان کشوری ضدزن، از طریق الزامی بودن حجاب یا پوشش روسری برای زنان. باید اعتراف کنم که من نیز با یک پوشش تحمیلی دولتی که زنان را هدف قرار میدهد مخالفم. با این حال، کارزار تبلیغاتی غرب فریبکارانه بوده و واقعیت زنان در ایران را نادیده میگیرد.
بهعنوان یک ناظر مستقل، باید اذعان کنم که انقلاب ایران با رهبری اسلامی، یک قدرت خارجی را بیرون راند، سپس جمهوری اسلامی بر روی مردم خود سرمایهگذاری کرد و به پیشرفتهای عظیمی در سلامت و آموزش دختران و پسران خود دست یافت، ملتی قوی و تابآور بنا نهاد و مهمترین نقش منطقهای را در حمایت از مردم فلسطین و دیگر ملل مستقل منطقه ایفا نمود.
پایبندی استوار و پیوسته ایران به اصول، تصادفی نیست، بلکه نتیجه رهبری قوی و پخته آن از زمان انقلاب است. در بیشتر موارد، این جناح لیبرال سیاست ایران بوده که گاه با تعقیب بیحاصلِ اقداماتی ناچیز برای جلب محبت نخبگان غربی، ملت را تضعیف کرده است. بدون رهبری اصولی ایران، امتیازهای بیشتری به آن هیولای حریص که امپریالیسم انگلیسی-آمریکایی و فرزند نامشروع صهیونیستیاش است، داده میشد.
**************
End/ 345A