به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ مایکل جونز، نویسنده آمریکایی در مقاله ای با تشبیه ایران اسلامی به تازیانه خداوند، آن را به مثابه تادیب کننده تمدن غرب برشمرده است.
متن فارسی این مقاله در ادامه می آید:
در یک کنفرانس مطبوعاتی که در هواپیمای ویژه ریاستجمهوری پس از مراسم خاکسپاری هفت سرباز کشتهشده در پایگاه نیروی هوایی دوور برگزار شد، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، این موضوع را که نیروهای آمریکایی در حملهای عمدی بیش از ۱۵۰ دانشآموز دختر را کشتهاند، تکذیب کرد و سپس سخنرانی سرگردان و پراکندهای را آغاز نمود و حمله را با این ادعا توجیه کرد که ایرانیها «سر بچهها را میبُرند و زنها را از وسط نصف میکنند»!
این اظهارات بهطور رسمی توسط خبرنگار واشنگتن پست ثبت شد؛ کسی که هرآنچه ترامپ گفت را بهصورت ظاهری پذیرفت. برایان آلن که از وضعیت هذیانآمیز ذهن رئیسجمهور شوکه شده بود، با استناد به گزارشی از شبکه خبری سیبیاس در توییتر نوشت:
«دولت ترامپ میزان واقعی حمله ایران به یک پایگاه آمریکایی در کویت را پنهان کرد. دهها نظامی دچار جراحات شدید شدند. در حال حاضر ۳۰ نفر همچنان در بیمارستان بستری هستند. آنها این را پنهان کردند. نیویورک تایمز: نتایج یک پژوهش نظامی آمریکا نشان داده است که ایالات متحده مسئول حمله به مدرسه ابتدایی دخترانه شجره طیبه در مینابِ ایران بوده است. ۱۶۵ دختر؛ بین ۷ تا ۱۲ ساله. ترامپ گفت موشک تاماهوک خیلی عمومی بود. ترامپ گفت ایران خودش مدرسهاش را بمباران کرده. ترامپ گفت حاضر است با هر نتیجهای که گزارش نشان دهد کنار بیاید. گزارش نشان میدهد کار ما بوده. و در حالی که ترامپ درباره کودکان کشتهشده دروغ میگفت، دولتش دهها نظامی مجروح آمریکایی را از خانوادههای خودشان و مردم آمریکا پنهان میکرد. پنهانسازی تلفات آمریکایی. دروغ گفتن درباره کودکان کشتهشده ایرانی. مسدود کردن هشدارهای تروریستی به مجریان قانون. مهروموم کردن پروندههای اپستین. این یک الگو است.»
در مواجهه با زوال ذهنی ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوریاش و اظهارات پر از بزرگنماییی و هذیان، من این احتمال را مطرح کردم که شاید او از سیفلیس مرحله سوم رنج میبرد. بر اساس باور رایج، سیفلیس از دهه ۱۹۴۰ که پنیسیلین بهطور گسترده در دسترس قرار گرفت، دیگر یک تهدید حیاتی به شمار نمیرود. با این حال میدانیم که بیل گیتس، مدتها پس از پیدایش پنیسیلین، از یکی از روسپیهای نوجوان جفری اپستین دچار یک بیماری مقاربتی شد. همچنین میدانیم که دونالد ترامپ از نزدیکان جفری اپستین بود و در دوران جوانیاش بههیچوجه الگوی پاکدامنی محسوب نمیشد.
در طول قرنها، هرچه از حاد بودن سیفلیس کاسته میشد، علائم آن به دلیل تشابه به علائم بیماریهای دیگر، قابل چشمپوشی میشد؛ ویژگیای که سبب شد سیفلیس را «مقلد بزرگ» بنامند. سیفلیس حتی در حادترین شکل خود نیز در طول روند طبیعی عفونت فروکش میکند، اما دههها بعد، پس از مهاجرت به مغز، دوباره به شکل سیفلیس مرحله سوم یا نوروسیفلیس ظاهر میشود که از علائم آن توهم عظمت است.
آیا سیاست خارجی هذیانآمیز ترامپ که با تهدید به الحاق گرینلند، آلبرتای کانادا و کوبا آغاز شد و سپس با ربودن رئیسدولت ونزوئلا و بهدنبال آن حمله بیدلیل به ایران ادامه یافت، نمودی از همان عظمتطلبی است که مشخصه سیفلیس مرحله سوم میباشد، یا آنکه باید برای توضیح بهتر به مقولات دیگری متوسل شویم؟ آیا این نمودی از خودشیفتگیای بود که کریستوفر لش در کتاب خود «فرهنگ خودشیفتگی» بهعنوان خصیصه بارز آمریکا توصیف کرده است؟ آیا تعصب دینی بهطور عام و صهیونیسم مسیحی بهطور خاص علت عظیمپنداری و گسست ترامپ از واقعیت بوده است؟ اگر چنین باشد، آنچه ترامپ بدان مبتلا بود ظاهراً واگیردار نیز بوده است.
پیت هگست، وزیر جنگ کنونی آمریکا، در یک سخنرانی در سال ۲۰۱۸ در یکی از کنفرانسهای رسانه عروتز شوا در بیتالمقدس، درباره امکان بازسازی معبد سوم یهودیان بر روی کوه معبد چنین گمانهزنی کرد: «هیچ دلیلی وجود ندارد که معجزه بازسازی معبد بر روی کوه معبد امکانپذیر نباشد... من نمیدانم چگونه رخ خواهد داد. شما هم نمیدانید چگونه رخ خواهد داد، اما من میدانم که میتواند رخ دهد.»
یکی از کاربران توییتر گفت که استیصال ناشی از ناکامی آمریکا در به پایان رساندن حمله به ایران به همان سرعتی که آمریکا عملیات ربودن رئیسجمهور مادورو در ونزوئلا را به انجام رساند، ماهیت هذیانآمیز سیاست خارجی آمریکا را توضیح میدهد. مایک هاکبی، سفیر آمریکا، نیز در اظهاراتی به همان اندازه هذیانآمیز که از صهیونیستهای مسیحی انتظار میرود، به تاکر کارلسون گفت که برای او هیچ اشکالی ندارد که اسرائیل تمام کشورهای همسایه خود در خاورمیانه را تصاحب کند. هیچیک از این اظهارنظرها به واقعیت شرایط پس از کمتر از یک هفته جنگ نپرداختند.
سخنرانی هگست با باورهای آخرالزمانی صهیونیسم مسیحی همراستا بود: اعتقاد بر این که معبد بازسازیشده در وقایع آخرالزمانی که به آرماگدون و بازگشت مسیح میانجامد، نقش دارد؛ پس از آنکه معبد به دست دجال بیحرمت شود اما پیش از آنکه عیسی پادشاهی هزارساله خود را در اورشلیم برپا کند! پس از حمله آمریکا به ایران، این افکار در میان فرماندهان نظامی صهیونیست مسیحی شیوع یافت و موجب شکایاتی مبنی بر این شد که فرماندهان در بیش از ۴۰ یگان در دستکم ۳۰ پایگاه، مناقشه با ایران را بهعنوان بخشی از «برنامه الهی خداوند» مرتبط با آخرالزمان کتاب مقدس ترسیم کردهاند.
یکی از شکایات مفصل از سوی یک افسر حکایت از آن داشت که فرمانده یک یگان رزمی در جریان یک جلسه توجیهی آمادگی، از درجهداران خواسته است تا به سربازان بگویند که این عملیاتها در حال تحقق بخشیدن به پیشگوییهای کتاب مکاشفه است که شامل آرماگدون و بازگشت قریبالوقوع عیسی مسیح میشود. بنا بر گزارشها، این فرمانده اظهار داشته که «رئیسجمهور ترامپ از سوی عیسی مسح شده است تا آتش نشانه را در ایران روشن کند تا آرماگدون را به وقوع پیوسته و بازگشت او [عیسی] به زمین را رقم زند.» مایکی واینستین، بنیانگذار بنیاد آزادی دینی نظامیان، این وقایع را بهعنوان نقض اصل جدایی کلیسا از دولت و نقض بالقوه قانون یکسان دادگستری نظامی مورد انتقاد قرار داده است.
آیا صهیونیسم مسیحی، و نه سیفلیس درجه سه، منشأ رفتار هذیانآمیز ترامپ است؟ آیا برای اقدامات غیرعقلانی سیاست خارجی آمریکا در چند ماه گذشته توضیح عقلانیای وجود دارد؟ بله، مسئله اساسیای که دولت پنهان با آن مواجه است، بدهی مستقل غیرقابل بازپرداخت است. همانطور که سی. اچ. داگلاس اشاره کرده، ربا ناگزیر به جنگ میانجامد. این سیر نزولی به دلیل ماهیت بهره مرکب گریزناپذیر است، بهرهای که روی یک وام شناور پس از ۷۰ سال غیرقابل بازپرداخت میشود. مسیر بهره مرکب که با تأسیس بانک انگلستان در سال ۱۶۹۴ آغاز شد، ۷۰ سال بعد غیرقابل بازپرداخت گشت و به جنگ استقلال آمریکا انجامید، پس از آنکه لرد تاونزند و آدام اسمیت در سال ۱۷۶۳ قانون تمبر را به مستعمرات تحمیل کردند تا انگلستان را از افول و ورشکستگی نجات دهند.
حملات دونالد ترامپ به ونزوئلا و ایران، بیش از آنکه ناشی از زوال عقلی زیستی یا الهیاتی باشد، نمودی از این ادعای داگلاس است که ربا به جنگ میانجامد. در حال حاضر، بدهی مستقل ایالات متحده ۳۸.۸۵ تریلیون دلار است. تولید ناخالص داخلی کنونی ۲۴.۱ تریلیون دلار است، به این معنا که نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی آمریکا در حال حاضر ۱۲۰ درصد میباشد. بنا بر اعلام بانک جهانی، بدهی مستقل در محدوده ۶۴ تا ۷۷ درصد به بدهی بدل میشود. بانکهای مرکزی در مواجهه با بدهی غیرقابل بازپرداخت، پس از آنکه از خود میپرسند «این حجم پول را از کجا بیاوریم؟» به دنبال راهحلهای نظامی میگردند. در این نقطه، سیاست خارجی ترامپ معنا پیدا میکند، زیرا مجموع ارزش دلاری کنونی ذخایر نفتی ونزوئلا و ایران ۴۳ تریلیون دلار است؛ رقمی که در واقع حدود ۵ تریلیون دلار از بدهی کنونی کشور آمریکا فراتر میرود.
دولت ایالات متحده در حال حاضر سالانه تقریباً ۱.۰ تا ۱.۰۴ تریلیون دلار بهره خالص برای خدمتدهی به بدهی مستقل خود پرداخت میکند. این هزینه سریعترین رشد را در میان اقلام بودجه فدرال دارد و اکنون در برخی دورهها از هزینههای دفاعی یا درمانی فراتر رفته و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۶ به ۲.۱ تریلیون دلار در سال، یعنی حدود ۱۳ تا ۱۴ درصد از کل پرداختهای فدرال برسد.
بسیاری از هواداران لیبرال پایه طلا ادعا میکنند که دلار آمریکا یک پول بیپشتوانه است. این درست نیست. دلار از ۱۵ اوت ۱۹۷۱، یعنی زمانی که ریچارد نیکسون دلار را از پایه طلا خارج کرد و پترودلار را جایگزین آن نمود، یک ارز با پشتوانه نفتی بوده است. نفت اکنون درست همان نقشی را بهعنوان پشتوانه دلار ایفا میکند که طلا در گذشته ایفا میکرد. دلار اکنون بهعنوان ارز ذخیره جهانی عمل میکند که شالوده اقتصادی امپراتوری آمریکا را تشکیل میدهد. این شالوده اقتصادی بر توانایی نیروی دریایی ایالات متحده در باز نگهداشتن خطوط دریایی جهان استوار است. گلوگاه اصلی جهان، تنگه هرمز است که ۲۰ درصد نفت جهان و ۲۰ درصد از تجارت جهانی الانجی از آن عبور میکند. جنگ کنونی میان ایالات متحده و ایران به یک معادله دوگانه ساده ختم میشود: تنگه هرمز یا باز است یا بسته. اگر باز باشد، امپراتوری آمریکا در جنگ پیروز شده است. اگر تنگه بسته شود، ایران پیروز گشته و امپراتوری آمریکا دیگر وجود نخواهد داشت.
از سال ۱۹۷۳ تا به امروز، رباخواران یهودی تریلیونها دلار را از جیب طبقه متوسط به حسابهای بانکی یک درصد بالای جامعه منتقل کردهاند و در تمام این مدت از آزادی جنسی بهعنوان ابزاری برای منحرف کردن ذهن ما از دزدیشان استفاده کردهاند. نتیجه دقیقا همان چیزی بود که ازرا پاوند در پخشهای رادیویی خود پیشبینی کرده بود. رباخواری یهودی مستقیما به جنگهای یهودی در خاورمیانه انجامید، جنگهایی که آمریکا به هزینه خود و به نفع اسرائیل به راه انداخت.
همه این اجزا - روانشناختی، زیستی، الهیاتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی - چگونه در کنار یکدیگر قرار میگیرند؟ پاسخ، فرجامشناسی است. حماسههای بزرگنمایانه، نقدهایی بههماناندازه بزرگنمایانه طلب میکنند. زوال عقل مقولهای است که سیاست خارجی بزرگنمایانه و پارانویید دونالد ترامپ در پایان جمهوری سوم آمریکا را (خواه آن را از والدینش به ارث برده باشد، خواه نشانهای از سیفلیس مرحله سوم باشد) به ازرا پاوند پیوند میدهد، کسی که تلاش کرد داگلاس و دانته را تلفیق کند و شکست خورد، درست همانگونه که حمله ترامپ به ایران شکست خورد. ترامپ میتوانست آن فرمان الهی را بهطور مسالمتآمیز به اجرا بگذارد، اما او جنگ را برگزید؛ جنگی که علیرغم نیات او، به شیوهای که هگل آن را «مکر عقل» مینامید، به نابودی اسرائیل انجامید. اسلام تازیانه خداست.
به گفته مایک آدامز، کسی که «دهههاست تحولات ژئوپلیتیکی را مشاهده، تحلیل و گزارش کرده»:
آنچه در مارس ۲۰۲۶ شاهد آن هستیم، صرفا یک مناقشه دیگر نیست. این آخرین تشنجِ جانکندن امپراتوری رو به مرگ آمریکاست. در ۲۸ فوریه، رئیسجمهور دونالد ترامپ، با هماهنگی اسرائیل، عملیات «خشم حماسی» را آغاز کرد، یک عملیات هوایی عظیم با هدف تغییر رژیم در ایران. دولت این اقدام را ضربهای قاطع و ضروری قلمداد میکند. اما از دیدگاه من، این جنگ پیش از شلیک نخستین موشک، باخته شده بود. نتیجه، یک دگرگونی لرزهای در قدرت جهانی را تضمین میکند و اهرم نهایی را نه به واشنگتن، بلکه به تهران میسپارد.
لفاظی «دیوانهوار و گسیخته» یک رئیسجمهور آمریکاییِ بهدامافتاده، حکایت از «یک محاسبه غلط فاجعهبار دارد که ریشه در همان غروری دارد که ماجراجوییهای پیشین آمریکا را محکوم به شکست کرد» و ترامپ را با انتخابی میان «تسلیم تحقیرآمیز در برابر شروط ایران و فروپاشی کامل اقتصادی» روبهرو میسازد.
راهبرد برای ژئوپلیتیک همان حکم قالب برای شعر را دارد. همانگونه که سیفلیس مرحله سوم، قدرت ترکیبکننده (اسِمپلاستیک) مورد نیاز جیمز جویس برای وحدتبخشی به رمان حماسی بزرگنمایانهاش را از او ربود، و همانگونه که زوال عقل، قدرت ترکیبکننده مورد نیاز اِزرا پاوند برای وحدتبخشی به شعر حماسی بزرگنمایانهاش را از او ستاند، شهوتی که به زوال عقل تبدیل شد نیز قدرت ترکیبکننده مورد نیاز دونالد ترامپ برای ارائه یک راهبرد منسجم جهت یکپارچهسازی سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه را از او گرفت.
واژگونی حیرتانگیز موقعیت آمریکا در خلیج فارس نمونهای است از آنچه هگل «مکر عقل» مینامید. خداوند دونالد ترامپ را مسح کرده است تا پایان امپراتوری آمریکا را رقم زند. خداوند بیبی نتانیاهو را مسح کرده است تا کیفر اسرائیل را به انجام رساند؛ مأموریتی که شاید مرگ خود او را به همراه داشته باشد، اما بیتردید مرگ بُتِ او، اسرائیل، را به ارمغان میآورد. جنگ کیفر گناه است، اما مجازات خداوند در عین حال رهایی از گناه نیز میباشد. این حقیقتی است که عبرانیان میبایست در کلاس پرهزینه تجربه میآموختند. هنگامی که اسرائیل از توبه سر باز زد، بختالنصر معبد را ویران کرد و ظروف آن و قومش را به اسارت در بابلی برد. ارمیای نبی به عبرانیان گفت که خداوند بختالنصر را «بنده من» میداند، زیرا او در شرف آن است که به یهودیان درسی بیاموزد. در کتاب ارمیا، باب ۲۵، آیات ۸ تا ۹، خداوند اعلام میدارد: «بنابراین خداوند لشکرها چنین میگوید: چون که کلام مرا نشنیدید، اینک من میفرستم و تمامی قبایل شمال را میطلبم، خداوند میگوید، و بختالنصر پادشاه بابل را که بنده من است، و ایشان را بر این زمین... وارد خواهم ساخت و ایشان را به نابودی کامل تسلیم خواهم نمود.»
از آنجا که پادشاهی یهود ناتوان از اصلاح خود از درون بود، خداوند بختالنصر را فرستاد تا آن را از بیرون اصلاح کند؛ در مراحلی که از سال ۶۰۵ پیش از میلاد، با نخستین محاصره بیتالمقدس توسط بختالنصر و به اسارت بردن کسانی چون دانیال آغاز شد، و در سال ۵۸۶ پیش از میلاد با ویرانی بیتالمقدس و معبد به دست بابلیان، تخریب شهر و تبعید اکثر ساکنان باقیمانده پایان یافت، چنانکه در کتب دوم پادشاهان ۲۴-۲۵، دوم تواریخ ۳۶، و ارمیا ۵۲ روایت شده است.
هنگامی که ۷۰ سال بندگی و مجازات مقرر شده از سوی خداوند به پایان رسید، کوروش، پادشاه پارس، بختالنصر را از تخت به زیر کشید و اسیران عبرانی را آزاد ساخت تا به بیتالمقدس بازگردند و معبد خویش را بازسازی کنند.
چیزی مشابه در روزگار ما در حال وقوع است. اسلام، چنانکه مارتین لوتر گفت، «تازیانه خداست». در روزگار لوتر، ترکان عثمانی از رود دانوب بالا آمدند و جهان مسیحیت را به سبب گناه تفرقه - که اصلاحات دینی آن را آشکار ساخت - کیفر دادند.
دو سال پس از سقوط قسطنطنیه، ترکان دروازههای بلگراد را محاصره کردند و تنها به این دلیل عقب رانده شدند که سن ژان کاپیستران در آنجا موعظه توبه کرد. در سال ۱۵۲۵، ترکان در نبرد موهاچ، سپاه بیسروسامان مسیحی را از میدان به در کردند. در سال ۱۶۸۴، ترکان دروازههای وین را محاصره نمودند و اگر یان سوبیسکی و سوارهنظام لهستانی نبودند، جهان مسیحیت را از باقی اروپا محو میکردند.
اسلام تازیانه خداست، اما مجازات خداوند همواره نمودی از رحمت اوست. امروز نیز چنین است. خداوند ایران را به کار میگیرد تا ایالات متحده و اسرائیل را به سزای شرارتشان برساند. این نخستین باری نیست که خداوند پارس را برای کیفر دادن امپراتوریای شرور به خدمت گرفته است. هنگامی که یولیان مرتد کوشید مسیحیت را نابود سازد و روم را به خدایان منسوخ بتپرست بازگرداند، خداوند شاپور دوم، پادشاه پارس را برانگیخت؛ کسی که لژیونهای روم را برای همیشه از آسیا بیرون راند، درست همانگونه که ایرانیان اکنون امپراتوری آمریکا را از خلیج فارس بیرون میرانند. از دست رفتن ایالات شرقی روم، فروپاشی امپراتوری روم را ۴۷ سال بعد به حرکت درآورد.
دونالد ترامپ آماده بود تا در ژانویه ۲۰۲۶ به ایران حمله کند، اما تا آستانه عید پوریم صبر کرد، به امید آنکه از پیشگویان یهودی خود طالع خوشی دریافت کند.
هنگامی که خداوند اراده فرمود تا غیریهودیان را اجازه دهد مسیح، پادشاه نوزاد یهودیان را عبادت کنند، سه پارسی را برگزید که امروز به «مغان» (سه مجوس) معروفند؛ کسانی که در نجات مسیح از مرگ نقشی اساسی ایفا کردند، چرا که از راهی دیگر به دیار خود بازگشتند و از افشای محل اقامت مسیح به هیرود خودداری ورزیدند.
پارس در تاریخ نجات نه بهعنوان یک نوآور الهیاتی یا شریک عهد، بلکه بهعنوان یک امپراتوری دنیویِ منتصب از سوی خداوند برجسته میشود که مدارا، فرمانها و نظمش چارچوب تاریخی لازم را برای بقای اسرائیل، عصر معبد دوم و آمادهسازی برای ورود مسیح فراهم آورد - و بدین ترتیب تداوم نقشه رستگاری الهی از دوران تبعید تا ظهور مسیح را تضمین نمود. به گفته اسرائیل شامیر، «وقت یهودیان در حال اتمام است»:
هرگز یک پادشاهی یهودی وجود نداشته که بیش از 80 سال دوام آورده باشد و سال ۲۰۲۸ بهسرعت نزدیک میشود. از انجمن اولیا و مربیان محلی گرفته تا سازمانهای بینالمللی، مسیحیان و مسلمانان در حال آشنایی با یکدیگرند و از گردانندگان یهودی خود فرار میکنند. جنگ پوریم علیه ایران نشانه آشکاری از استیصال یهودیان است. آنها از همان لحظهای که بمباران آتشزای گتوهای غزه را آغاز کردند، برتری اخلاقی خود را از دست دادند. این آخرین جنگ یهودی، همان گامی است که ضربالمثل میگوید «زیادهروی» است، و آنگاه که اسرائیل سقوط کند، میتوانید شرط ببندید که خواهد کوشید همه دیگران را نیز با خود به زیر بکشد. نخستین گام برای پایان دادن به جنگ ایران، حلوفصل نسلکشی غزه است. همینکه اسرائیل خنثی شود، تمام بشکه باروت جهان از هم باز خواهد شد. تصورش را بکنید! مسیحیان و مسلمانان که به نام مسیح با یکدیگر همکاری میکنند تا کتابخانههای مدارس را از کتب راهنمای جنسی کابالایی پاکسازی نمایند! اوکراین همه ماجراجویان یهودی را اخراج خواهد کرد و دوباره به سبد نان اروپا تبدیل خواهد شد! بیتالقمدس تحتالحمایه سازمان ملل متحد قرار خواهد گرفت تا تضمین شود همه ادیان در میزهای سرزمین مقدس کرسیای دارند! ترامپ میتواند دوباره به یک طرفدار «عظمت را به آمریکا بازگردانیم» (مَگا) تبدیل شود، نیروهای نظامی آمریکا میتوانند با خیال آسوده کاهش یابند و بودجهها در تولیدات آمریکایی سرمایهگذاری شوند! کنگره میتواند دوباره نماینده مردم آمریکا باشد! کسبوکارهای غربی با آن همه نفت ارزان که دوستان مسلمان جدیدمان در خاورمیانه تحویل میدهند، رونق خواهند گرفت!
اسرائیل باید نابود شود. رهایی ما نزدیک است
**************
End/ 345A