خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ سید حسن نصرالله یک «پدیده» بود. زیرا در جهانی که سیاستورزی معمولاً با تقسیم، تفرقه و مرزبندی پیش میرود، ظهور شخصیتی که بتواند اقشار مختلف را حول یک آرمان مشترک گرد آورد، یک استثناست. سید حسن نصرالله چنین استثنایی بود. او نه فقط دبیرکل حزبالله لبنان، بلکه نماد یک جریان فرامذهبی و فراطایفهای بود که توانست در قلب خاورمیانهای پرآشوب، مدلی از همزیستی و همافزایی را به نمایش بگذارد.
اما راز این موفقیت در چیست؟ پاسخ را باید در سه لایه جستوجو کرد: نخست، ریشههای فکری و مکتبی او که به شهید محمدباقر صدر بازمیگردد؛ دوم، الگوی عملی او که از سیره پیامبر اسلام (ص) در مدینه الهام گرفته بود؛ و سوم، توانایی منحصربهفرد او در «همشناسی فرهنگی» که قرآن کریم در آیه سیزدهم سوره حجرات به آن اشاره کرده است.
بخش اول: زنجیره الگوگیری؛ از پیامبر تا صدر تا نصرالله
۱-۱. پیامبر اسلام (ص)؛ بنیانگذار «همشناسی فرهنگی»
برای درک شخصیت سید حسن نصرالله، باید از مدینه آغاز کرد. پیامبر اسلام (ص) در سال اول هجرت، با جامعهای روبهرو شد که از نظر فرهنگی، قومی و دینی، ترکیبی پیچیده و متضاد بود. قبایل اوس و خزرج سالها با یکدیگر خونریزی کرده بودند. یهودیان بنیقریظه، بنینضیر و بنیقینقاع هر یک قدرت مستقل خود را داشتند. مسیحیان نجران با آداب و رسوم خود زندگی میکردند. مشرکان قریش نیز هنوز در مدینه نفوذ داشتند.
پیامبر در چنین بستری، نه با حذف تفاوتها، بلکه با مدیریت آنها، نخستین «جامعه چندفرهنگی» تاریخ را بنیان نهاد. او با تدوین «پیماننامه مدینه» — که میتوان آن را نخستین قانون اساسی چندفرهنگی جهان دانست — اصل «تعارف» را جایگزین «تناکر» کرد. در این پیماننامه، مسلمانان، یهودیان و مشرکان در کنار یکدیگر و زیر یک پرچم زندگی کردند. هر گروه، دین و آیین خود را داشت، اما همه در برابر قانون مشترک، مسئول و در دفاع از شهر، شریک بودند.
نکته کلیدی اینجاست که پیامبر در طول بیستوسه سال رسالت خود، هرگز با مردمی که تحت سیطرهاش بودند نجنگید. جنگهای او همه بیرونی و دفاعی بودند؛ با کفار قریش، با رومیان، با قبایل متجاوز. اما در درون جامعه مدینه، هیچ جنگی میان مسلمانان و یهودیان یا مسیحیان رخ نداد. این نشان میدهد که پیامبر با «همشناسی فرهنگی» توانست صلح و دوستی را در جامعهای که سالها درگیر خونریزی بود، برقرار کند.
قرآن کریم در آیه سیزدهم سوره حجرات میفرماید: «إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَی وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» : «ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را ملتها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. همانا گرامیترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شماست.» این آیه، اساس «همشناسی فرهنگی» است. تفاوتها نه برای جنگیدن، بلکه برای شناختن یکدیگر آفریده شدهاند. پیامبر این اصل را در عمل پیاده کرد و جامعهای ساخت که در آن، مسیحی نجران و یهودی بنیقریظه و مسلمان مدنی، همه در کنار هم زندگی میکردند.
۱-۲. شهید محمدباقر صدر؛ احیاگر سنت نبوی در عصر غیبت
پس از پیامبر، این سنت در طول تاریخ فراز و نشیبهای بسیاری را تجربه کرد. اما در قرن بیستم، شخصیتی ظهور کرد که این میراث را احیا کند: شهید آیتالله سید محمدباقر صدر.
صدر، متفکری بود که مقاومت را نه فقط به عنوان یک ضرورت نظامی، بلکه به عنوان یک پروژه فرهنگی و تمدنی میدید. او هسته اصلی مقاومت را در جنوب لبنان شکل داد و با تأسیس «حزبالله» و حمایت از نیروهای مقاومت، پایههای آنچه امروز به «محور مقاومت» شناخته میشود را بنا نهاد. اما صدر تنها به تشکیلات نظامی بسنده نکرد. او به دنبال ایجاد یک «جامعه مقاوم» بود؛ جامعهای که در آن، مقاومت به یک فرهنگ تبدیل شود، نه فقط یک عمل. او با الگوگیری از پیامبر، بر وحدت میان مسلمانان و همزیستی با غیرمسلمانان تأکید کرد. صدر معتقد بود که مقاومت، بدون پشتوانه مردمی و بدون همشناسی فرهنگی، محکوم به شکست است.
۱-۳. سید حسن نصرالله؛ وارث این زنجیره
سید حسن نصرالله، پرورشیافته مکتب صدر بود. او در سال ۱۹۶۰ در روستای البازوریه در جنوب لبنان به دنیا آمد. تحصیلات دینی خود را در نجف و قم ادامه داد و در همان جوانی، به جریان مقاومت پیوست. اما آنچه او را از دیگران متمایز کرد، توانایی او در پیوند دادن «مقاومت» با «همشناسی فرهنگی» بود. نصرالله نه فقط یک رهبر نظامی، بلکه یک «معمار فرهنگی» بود که توانست در لبنانی که به تعبیر خودش «کشور هزار رنگ و هزار قوم» است، مدلی از رهبری را ارائه دهد که فراتر از مذهب، قومیت و طایفه بود. او با الگوگیری از پیامبر و صدر، «لتعارفوا» را در عمل پیاده کرد.
بخش دوم: «لتعارفوا» در عمل؛ چگونه سید حسن نصرالله همشناسی فرهنگی را محقق کرد؟
۲-۱. کرامت انسانی مشترک؛ فراتر از مذهب
نخستین اصل در راهبرد همشناسی فرهنگی سید حسن نصرالله، تأکید بر «کرامت انسانی مشترک» بود. او مقاومت را نه یک پروژه شیعی، بلکه یک پروژه انسانی علیه اشغال و ظلم معرفی کرد. در خطبهها و سخنرانیهایش، همواره بر این نکته تأکید میکرد که «مقاومت، متعلق به همه لبنانیهاست، نه فقط شیعیان.»
این رویکرد، در عمل نیز نمود یافت. حزبالله در مناطق مسیحینشین جنوب لبنان، به جای تحمیل فرهنگ خود، به همزیستی مسالمتآمیز با مسیحیان پرداخت. در جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶، مسیحیان جنوب لبنان در کنار شیعیان در برابر تجاوز اسرائیل ایستادند. این همافزایی، نتیجه سالها رفتار منصفانه و عدالتمحور حزبالله بود.
۲-۲. گفتوگوی فرهنگی؛ فرصت به جای تهدید
دومین اصل، «گفتوگوی فرهنگی» بود. سید حسن نصرالله با رهبران مسیحی، سنی و دروزی نشست و گفتوگو کرد. او به تفاوتها به عنوان فرصت نگاه میکرد، نه تهدید. در دیدارهای خود با پاتریارکهای مسیحی و رهبران سنی، همواره بر مشترکات تأکید میکرد و از اختلافات میگذشت. این رویکرد، در سطح مردمی نیز نمود یافت. حزبالله در مناطق مختلف لبنان، پروژههای اجتماعی و خدماتی مشترکی با سایر گروهها اجرا کرد. بیمارستانها، مدارس و مراکز خدماتی حزبالله، به روی همه اقشار باز بود، بدون توجه به مذهب آنها.
۲-۳. عمل به جای شعار؛ نتیجهای که در تشییع او دیده شد
سومین اصل، «عمل به جای شعار» بود. سید حسن نصرالله به آنچه میگفت، عمل میکرد. او در سالهای رهبری خود، هرگز به مسیحیان یا سنیها ظلم نکرد. او در جنگها، به غیرنظامیان آسیب نرساند. او در سیاست، به وعدههای خود وفادار ماند.
نتیجه این رفتار، در تشییع پیکرش به وضوح دیده شد. وقتی پیکر سید حسن نصرالله در بیروت تشییع شد، صحنهای بینظیر رقم خورد، مسیحیانی که در کنار شیعیان اشک میریختند، سنیهایی که او را «سید مقاومت» میخواندند و زیدیهایی که او را نماد عزت میدانستند. این تألیف قلوب، نتیجه سالها «همشناسی فرهنگی» بود.
بخش سوم: مقاومت به مثابه یک فرهنگ؛ از نظامیگری تا جامعهسازی
۳-۱. مقاومت، تنها با سلاح نیست
سید حسن نصرالله ثابت کرد که مقاومت، تنها با موشک و سلاح نیست. مقاومت با «همشناسی فرهنگی» زنده میماند. او در یکی از سخنرانیهای خود گفت: «مقاومت، فقط یک تفنگ نیست؛ مقاومت یک فرهنگ است، یک اندیشه است، یک سبک زندگی است.» این نگاه، ریشه در سیره پیامبر داشت. پیامبر نیز مقاومت را نه فقط به عنوان جنگ نظامی، بلکه به عنوان یک پروژه فرهنگی و تمدنی میدید. او در مدینه، جامعهای ساخت که در آن، مقاومت به یک ارزش مشترک تبدیل شد.
۳-۲. از جنوب لبنان تا کل منطقه
سید حسن نصرالله مقاومت را از جنوب لبنان آغاز کرد، اما آن را به کل منطقه گسترش داد. او با حمایت از مقاومت فلسطین، عراق، یمن و سوریه، «محور مقاومت» را به یک واقعیت تبدیل کرد. اما این محور، نه یک اتحاد نظامی صرف، بلکه یک اتحاد فرهنگی و فکری بود. در این محور، شیعه، سنی، مسیحی و زیدی در کنار هم ایستادند. در یمن، زیدیها با حمایت حزبالله مقاومت کردند. در عراق، شیعیان و سنیها در کنار هم با داعش جنگیدند. در سوریه، مسیحیان و مسلمانان در برابر تروریسم ایستادند. این همافزایی، نتیجه «همشناسی فرهنگی» بود که سید حسن نصرالله آن را در عمل پیاده کرد.
۳-۳. الگویی برای آینده
امروز، در سالگرد شهادت سید حسن نصرالله، ما تنها یاد یک رهبر را گرامی نمیداریم؛ ما یک الگو را گرامی میداریم. الگویی که در آن، مذهب، قومیت و طایفه رنگ میبازد و «انسانیت» رنگ میگیرد. الگویی که پیامبر در مدینه بنیان نهاد، شهید صدر آن را احیا کرد و سید حسن نصرالله آن را به اوج رساند. این الگو، برای آینده جهان اسلام و بلکه برای کل بشریت، یک درس است. در جهانی که پر از تفرقه، جنگ و خونریزی است، «همشناسی فرهنگی» تنها راه نجات است. همان راهی که پیامبر رفت، همان راهی که صدر رفت و همان راهی که سید حسن نصرالله رفت.
بخش چهارم: راز ماندگاری؛ چرا سید حسن نصرالله در قلبها جا گرفت؟
۴-۱. صداقت و شفافیت
یکی از دلایل ماندگاری سید حسن نصرالله، صداقت و شفافیت او بود. او در سخنرانیهای خود، همواره حقیقت را میگفت، حتی اگر به ضرر خودش بود. او از شکستها پنهان نمیکرد و از پیروزیها مغرور نمیشد. این صداقت، اعتماد مردم را جلب کرد.
۴-۲. سادهزیستی و مردمی بودن
سید حسن نصرالله با وجود جایگاه بالای سیاسی و نظامی، سادهزیست بود. او در خانهای ساده زندگی میکرد و از تجملات پرهیز داشت. او در میان مردم حضور مییافت و به مشکلات آنها گوش میداد. این سادهزیستی، او را در قلبها جا کرد.
۴-۳. عدالتمحوری
سید حسن نصرالله عدالتمحور بود. او در توزیع منابع و امکانات، به همه اقشار توجه میکرد. او در قضاوتها، به مذهب و قومیت توجه نمیکرد. این عدالتمحوری، او را به یک رهبر فرامذهبی تبدیل کرد.
۴-۴. شجاعت و ایستادگی
سید حسن نصرالله شجاع بود. او در برابر تهدیدهای اسرائیل و آمریکا، هرگز عقبنشینی نکرد. او در جنگ ۳۳ روزه، در برابر یکی از قدرتمندترین ارتشهای جهان ایستاد و پیروز شد. این شجاعت، او را به یک نماد مقاومت تبدیل کرد.
بخش پنجم: میراث سید حسن نصرالله؛ چه چیزی برای ما باقی گذاشت؟
۵-۱. میراث فکری
سید حسن نصرالله یک میراث فکری غنی از خود باقی گذاشت. او در سخنرانیها و نوشتههای خود، به تبیین «فرهنگ مقاومت» پرداخت. او نشان داد که مقاومت، یک اندیشه است، نه فقط یک عمل. این میراث فکری، برای نسلهای آینده یک نقشه راه است.
۵-۲. میراث عملی
سید حسن نصرالله یک میراث عملی نیز از خود باقی گذاشت. او حزبالله را به یک تشکیلات منسجم و قوی تبدیل کرد که توانست اسرائیل را زمینگیر کند. او «محور مقاومت» را به یک واقعیت تبدیل کرد که امروز، قدرتمندترین جریان ضداستکباری در منطقه است.
۵-۳. میراث فرهنگی
مهمترین میراث سید حسن نصرالله، میراث فرهنگی اوست. او «همشناسی فرهنگی» را در عمل پیاده کرد و نشان داد که میتوان در دل اختلافات، وحدت ساخت. او نشان داد که میتوان مسیحی، سنی، شیعه و زیدی را در کنار هم گرد آورد. این میراث فرهنگی، برای آینده جهان اسلام، یک الگوی بینظیر است.
بخش ششم: چالشها و موانع؛ سید حسن نصرالله با چه مشکلاتی روبهرو بود؟
۶-۱. دشمنان بیرونی
سید حسن نصرالله با دشمنان بیرونی قدرتمندی روبهرو بود. اسرائیل، آمریکا و کشورهای غربی، همه درصدد حذف او و حزبالله بودند. او در جنگ ۳۳ روزه، در برابر ارتش اسرائیل ایستاد. او در ترورهای متعدد، جان سالم به در برد. او در تحریمهای اقتصادی، مقاومت کرد.
۶-۲. چالشهای درونی
سید حسن نصرالله با چالشهای درونی نیز روبهرو بود. در لبنان، گروههای سیاسی مختلف با یکدیگر اختلاف داشتند. در منطقه، کشورهای مختلف منافع متضاد داشتند. در جهان اسلام، تفرقههای مذهبی وجود داشت. سید حسن نصرالله با «همشناسی فرهنگی»، این چالشها را مدیریت کرد.
۶-۳. جنگ روانی
سید حسن نصرالله با جنگ روانی شدیدی نیز روبهرو بود. دشمنان او با تبلیغات رسانهای، سعی در تخریب چهره او داشتند. اما او با صداقت و شفافیت، این جنگ روانی را خنثی کرد.
بخش هفتم: درسهایی برای امروز؛ چه چیزی از سید حسن نصرالله بیاموزیم؟
۷-۱. درس اول: وحدت، رمز پیروزی است
سید حسن نصرالله نشان داد که وحدت، رمز پیروزی است. او با گرد آوردن اقشار مختلف، جبههای متحد در برابر دشمنان ساخت. امروز، جهان اسلام بیش از هر زمان دیگری به وحدت نیاز دارد.
۷-۲. درس دوم: همشناسی فرهنگی، یک ضرورت است
سید حسن نصرالله نشان داد که همشناسی فرهنگی، یک ضرورت است. در جهانی که پر از تفرقه است، ما باید به جای «تناکر»، به «تعارف» روی آوریم. باید تفاوتها را بشناسیم و از آنها برای همافزایی استفاده کنیم.
۷-۳. درس سوم: مقاومت، یک فرهنگ است
سید حسن نصرالله نشان داد که مقاومت، یک فرهنگ است، نه فقط یک عمل. ما باید مقاومت را به یک ارزش مشترک تبدیل کنیم. مقاومت، تنها با سلاح نیست؛ مقاومت با اندیشه، با فرهنگ و با همشناسی زنده میماند.
۷-۴. درس چهارم: عدالتمحوری، رمز ماندگاری است
سید حسن نصرالله نشان داد که عدالتمحوری، رمز ماندگاری است. او با عدالت، قلبها را فتح کرد. امروز، ما نیز باید عدالت را اساس رفتار خود قرار دهیم.
سید حسن نصرالله، یک الگوی کامل
او یک رهبر بود، اما نه فقط یک رهبر سیاسی یا نظامی. او یک «معمار فرهنگی» بود که «همشناسی فرهنگی» را در عمل پیاده کرد. او وارث پیامبری بود که در مدینه، از تفاوتها یک جامعه ساخت. او شاگرد صدری بود که مقاومت را از جنوب لبنان آغاز کرد. و او خود، معلمی شد که به جهان نشان داد چگونه میتوان با تکیه بر «لتعارفوا»، حتی در دل بحران، یک امت واحد ساخت.
امروز، در سالگرد شهادت او، ما تنها یاد یک رهبر را گرامی نمیداریم؛ ما یک الگو را گرامی میداریم. الگویی که در آن، مذهب، قومیت و طایفه رنگ میبازد و «انسانیت» رنگ میگیرد. الگویی که پیامبر در مدینه بنیان نهاد، شهید صدر آن را احیا کرد و سید حسن نصرالله آن را به اوج رساند.
این الگو، برای آینده جهان اسلام و بلکه برای کل بشریت، یک درس است. در جهانی که پر از تفرقه، جنگ و خونریزی است، «همشناسی فرهنگی» تنها راه نجات است. همان راهی که پیامبر رفت، همان راهی که صدر رفت و همان راهی که سید حسن نصرالله رفت.
سلام بر سید حسن نصرالله، مردی که مرزها را با قلبها جابهجا کرد. سلام بر او که «لتعارفوا» را در عمل پیاده کرد. سلام بر او که مقاومت را به یک فرهنگ تبدیل کرد. سلام بر او که در قلبها جا گرفت. و سلام بر راهش، راهی که ادامه خواهد یافت، تا آزادی قدس و رهایی همه مظلومان جهان.
«إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» روحش شاد و راهش پررهرو باد.
زهرا صالحی فر
..........................
پایان پیام
نظر شما