به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: حجت الاسلام و المسلمین محمد حسین امین، نویسنده و پژوهشگر دینی، در نوشتاری اختصاصی برای ابنا، نوشت:
محمد حسین امین/ نویسنده و پژوهشگر دینی
در عصری که روابط بینالملل، عرصه تاختوتاز قدرتهای سلطهگر، دیپلماسیهای دوگانه و فروش سلاح به جای فروش صلح شده است، بشریت خسته از ظلم و بیعدالتی، بیش از هر زمان دیگری در پی چراغی برای رهایی میگردد. در این گذار تاریخی، اسلام با گفتمان عمیق و آیندهنگر «مهدویت»، پاسخی ژرف و کارآمد به این پریشانی جهانی ارائه میدهد. صلح مهدوی، وعدهای محتوم است؛ صلحی که نه با تسلیم در برابر ستم، که با براندازی ریشههای فساد و استکبار محقق میشود و جهانیان را به عصری طلایی از معنویت و قسط فرا میخواند.
استکبار جهانی؛ ریشه بحرانها و جنگافروزیها
جهان امروز، صحنه نمایش تلخ «فرهنگ سلطه» است. قدرتهای بزرگ با شعارهای فریبنده حقوق بشر و دموکراسی، به دنبال تأمین منافع نامشروع خود، آتش جنگ در نقاط مختلف جهان را شعلهور میسازند، اقتصاد ملتها را به غارت میبرند و با ایجاد بحرانهای اخلاقی، بنیانهای خانواده و اجتماع را سست میکنند. این همان «استکبار» است که در آموزههای اسلامی به عنوان دشمن اصلی بشریت معرفی شده است. امام علی(ع) در توصیف چنین حکومتهایی میفرماید: «إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ؛ بیگمان آغاز رخداد فتنهها، پیروی از هوسها و قوانینی است که از پیش خود میسازند». (نهجالبلاغه، خطبه ۵۰)[1]. بحران کنونی روابط بینالملل، دقیقاً محصول همین «اهواء» و «احکام مبتدع» قدرتهای مستکبر است.
این استکبار، خود را در قالبهای مختلفی چون یکجانبهگرایی، تحریمهای ظالمانه، اشغال سرزمینها و حمایت از تروریسم دولتی نشان میدهد. فلسطین اشغالی، نمونه اعلای این فرهنگ سلطه است؛ جایی که مردم بیپناه سالهاست زیر چکمههای صهیونیسم و حامیان بینالمللی آن، حق حیات و کرامت خود را از دست دادهاند. رهبر کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره)، با الهام از گفتمان مهدویت، آمریکا را «شیطان بزرگ» و ریشه اصلی فساد در جهان خواند. این تحلیل، ریشه در بینش عمیق شیعی دارد که قدرت طلبی و ثروتاندوزی لگامگسیخته را عامل اصلی جنگ و تباهی میداند.
نظام سرمایهداری لیبرال که حاکم بر روابط بینالملل امروز است، با تقدس بخشیدن به سود و لذت فردی، اخلاق را به حاشیه رانده و فضایی از بیاعتمادی و رقابت مخرب ایجاد کرده است. در چنین سیستمی، جنگ، خود به بازاری پرسود تبدیل شده است. آموزه مهدویت، با نقد بنیادین این نگرش مادیگرایانه، بحران کنونی را نه یک بحران مدیریتی، که یک بحران «معنوی» و «جهانبینی» معرفی میکند. تا زمانی که طمع و خودبرتربینی، جای خود را به قسط و عدالت ندهد، صلحی پایدار نخواهد آمد.
صلح مهدوی؛ صلحی فعال، عدالتمحور و مقاومتبنیاد
برخی، صلح موعود جهانی را به اشتباه، صلحی منفعلانه و مبتنی بر تسلیم در برابر وضع موجود تفسیر میکنند. حال آنکه صلح مهدوی، نمونه اعلای یک «صلح فعال» است. این صلح، از راه مبارزه با ستم و دفاع از مظلومان جهان محقق میشود. انتظار فرج امام عصر(عج)، به معنای نشستن و دست روی دست گذاشتن نیست، بلکه به معنای آمادهسازی زمینههای ظهور از طریق مقابله با ظلم در حد توان است. پیامبر اکرم(ص) در این باره فرمودهاند: «أَفْضَلُ الْجِهَادِ کَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ سُلْطَانٍ جَائِرٍ؛ برترین جهاد، سخن حق و عدالتخواهی در برابر حاکم ستمگر است». (سنن ابن ماجه، ج۲، ص۱۳۲۷)[2]. بنابراین، دفاع از مردم مظلوم فلسطین، یمن، بحرین، میانمار و هر نقطه دیگر جهان، عین عمل به فرهنگ انتظار و گام نهادن در مسیر صلح حقیقی است.
ویژگی محوری این صلح، «عدالت» است؛ عدالتی همهجانبه که تنها به روابط بینالدول محدود نمیشود، بلکه روابط انسان با خدا، خود، دیگران و طبیعت را سامان میبخشد. قرآن کریم هدف از بعثت پیامبران و نزول کتابهای آسمانی را برپایی قسط معرفی میکند: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ؛ به راستی پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب و ترازو [ی سنجش حق از باطل] نازل کردیم تا مردم به عدالت و دادگری برخیزند». (الحدید، ۲۵)[3]. حکومت امام زمان(عج)، مظهر تام این آیه است؛ حکومتی که در آن حتی یک نفر مورد ستم قرار نمیگیرد و حقوق همه انسانها به صورت مساوی رعایت میشود.
این عدالت، مقدمه صلحی پایدار است. زیرا تجربه نشان داده صلحی که بر پایه زور و تحمیل باشد، دوامی ندارد. صلح مهدوی، صلحی است که از دل عدالت میروید و رضایت همگانی را به همراه دارد. در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: «إِذَا قَامَ الْقَائِمُ حَکَمَ بِالْعَدْلِ وَ ارْتَفَعَتِ الْجَوْرُ وَ الْأَذَی وَ أَمِنَتْ بِهِ السُّبُلُ؛ هنگامی که قائم(عج) قیام کند، به عدالت داوری میکند و ستم و آزار برچیده میشود و به برکت او راهها امن میگردد». (کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، ج۱، ص۳۳۰)[4]. امنیت و صلح واقعی، محصول چنین عدالت گستردهای است.
وحدت اسلامی؛ سنگ بنای جامعه منتظر و پیشنیاز ظهور
یکی از بزرگترین موانع تحقق صلح جهانی و زمینهسازی برای ظهور امام عصر(عج)، تفرقه و پراکندگی در میان امت اسلامی است. دشمنان با دامن زدن به اختلافات مذهبی، قومی و فرقهای، امت واحده اسلام را تضعیف کرده و آنان را از ایفای نقش تاریخی خود در مقابله با استکبار بازمیدارند. قرآن کریم به صراحت مسلمانان را به وحدت فرامیخواند: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا؛ و همگی به ریسمان خدا [قرآن و اهلبیت] چنگ زنید و پراکنده نشوید». (آل عمران، ۱۰۳)[5]. ریسمان الهی در عصر حاضر، ولایت اهلبیت(ع) و انتظار فرج منجی موعود است که میتواند محور اتحاد همه مسلمانان باشد.
فرهنگ انتظار، ما را به گفتوگوی سازنده و محترمانه بین مذاهب اسلامی دعوت میکند. باید بر مشترکات تکیه کرد؛ مشترکاتی چون توحید، نبوت، قرآن، کعبه و انتظار یک منجی جهانی. توهین به مقدسات دیگران، نه تنها گناه است، بلکه دقیقاً بازی در زمین دشمن و دور کردن آرمان وحدت است. امام خمینی(ره) همواره بر وحدت مسلمانان تأکید داشتند و ایجاد روز قدس را نیز با همین هدف رقم زدند تا مسلمانان جهان، با یک دشمن مشترک (صهیونیسم) شناسایی شوند. جامعه منتظر، جامعهای است که اختلافات داخلی را کنار گذاشته و دشمن اصلی را میشناسد.
رسیدن به این وحدت، نیازمند آگاهیبخشی و روشنگری است. نخبگان و علمای همه مذاهب مسئولیت سنگینی در این زمینه دارند. باید اندیشه مهدویت را نه به عنوان یک باور فرقهای، که به عنوان یک آرمان مشترک اسلامی و انسانی معرفی کنند. روایات بسیاری بر این امر تأکید دارند که ظهور زمانی اتفاق میافتد که یاران حضرت از شرق و غرب عالم گرد آیند. این گردهمآیی، بدون درک مشترک و عزم جمعی ممکن نیست. تقویت حوزههای علمی مشترک، برگزاری کنفرانسهای بینالمذهبی با محوریت منجیگرایی و پرهیز از هرگونه افراطگرایی، گامهای عملی در این مسیر است.
امید استراتژیک؛ موتور محرکه مقاومت در عصر تاریکیها
در شرایطی که رسانههای سلطه با بمباران خبری یأسآلود، آینده بشر را تباه و نابود میکنند تا مردم را به تسلیم وادارند، فرهنگ مهدویت بزرگترین سرمایه خود را عرضه میدارد: «امید». این امید، یک امید احساسی و آرزومندانه نیست، بلکه یک «امید استراتژیک» و مبتنی بر وعده قطعی الهی است. خداوند در قرآن میفرماید: «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ؛ و ما اراده کردهایم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم] و وارثان [زمین] قرار دهیم». (القصص، ۵)[6]. این وعده الهی، پایهگذار نگاهی کلان و امیدی شکستناپذیر در دل مؤمنان است.
این امید، منبع عظیمی برای پویایی، ابتکار و مقاومت میسازد. جامعهای که به آینده روشن باور دارد، حاضر است برای رسیدن به آن، هزینه دهد، صبر کند و مقاومت نماید. این دقیقاً نقطه مقابل فرهنگ مصرفگرایی و لذتطلبیِ لحظهای است که نظام سلطه در پی ترویج آن است. انتظار فرج، به زندگی مؤمن جهت میدهد و به رنجها و سختیهای مسیر، معنا میبخشد. امام صادق(ع) فرمودند: «إِنَّ لِقَائِمِنَا غَیْبَةً یَطُولُ أَمَدُهَا... فَلْیَتَّقِ اللَّهَ عِبَادُهُ وَ لْیَتَمَسَّکُوا بِدِینِهِمْ... فَإِنَّهُ لَا بُدَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ مِنْ غَیْبَةٍ؛ بیگمان برای قائم ما غیبتی است که مدتش طولانی خواهد بود... پس بندگان خدا باید تقوای الهی پیشه کنند و به دین خود تمسک جویند... زیرا برای صاحب این امر، ناگزیر از غیبتی است». (کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۳۵۸)[7]. این تمسک به دین در دوران غیبت، با نیروی امید ممکن میشود.
امید مهدوی، افق دید ما را از منازعات سیاسی کوچک و زودگذر، به سوی آرمانهای بزرگ انسانی ارتقا میدهد. این نگاه، ما را از دام تبلیغات جنگافروزانه یا ناامیدکننده دشمن میرهاند. وقتی باور داشته باشیم که پایان تاریخ، از آن مستضعفان عادلپرور است، هرگز اسیر هیاهوی قدرتهای ظاهری نمیشویم. این امید، استراتژی مقاومت را شکل میدهد و به ما میآموزد که حتی اگر امروز در اقلیت باشیم، برنده نهایی این کارزار عظیم تاریخی، حق و حقیقت است. این بینش، مؤمن را به سربازی آرمانخواه و صبور در سپاه یوسف زهرا(س) تبدیل میکند.
انتظار؛ چراغ راه در تاریکترین گذرگاه تاریخ
صلح جهانی مهدوی، یک آرمان خیالپردازانه نیست، بلکه مسیر و مقصدی است که بشریت خسته از ظلم، ناخواسته یا آگاهانه به سوی آن در حرکت است. آموزه مهدویت با ارائه تحلیلی دقیق از ریشه بحرانها (استکبار)، ترسیمی زنده از آرمان صلح (عدالتبنیاد و فعال)، ارائه راهکاری عملی (وحدت اسلامی) و تأمین نیروی محرکه (امید استراتژیک)، جامعترین و عمیقترین پاسخ را به جنگافروزیها و بحران اخلاق در روابط بینالملل ارائه میدهد.
وظیفه ما به عنوان مسلمانان و شیعیان امام عصر(عج)، تنها منتظر نشستن نیست. وظیفه ما «انتظار فعال» است؛ یعنی تلاش برای معرفی این گفتمان نجاتبخش به جهانیان، دفاع از مظلومان، تقویت وحدت اسلامی و ساختن جامعهای نمونه بر اساس اخلاق و عدالت، هرچند در مقیاس کوچک. اینگونه، ما نه تنها در مسیر ظهور گام برمیداریم، که حتی در تاریکترین دوران غیبت، چراغ امید و راه نجات را برای همسفران خسته کاروان بشریت میافروزیم. به تعبیر امام خامنهای(مدظله): «انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است... انتظار، یک حالت آماده باش و حرکت است». این حرکت، همان حرکت به سوی صلحی است که نامش «صلح مهدوی» و وعدهدهندهاش، منجی بشریت، حضرت مهدی صاحبالزمان(عج) است.
منابع و پاورقیها:
[1] سید رضی، نهجالبلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبه ۵۰، ص۸۲.
[2] ابن ماجه قزوینی، محمد بن یزید، سنن ابن ماجه، تحقیق محمد فؤاد عبدالباقی، ج۲، ص۱۳۲۷، حدیث ۴۰۱۱، دار احیاء الکتب العربیه.
[3] قرآن کریم، سوره الحدید، آیه ۲۵.
[4] شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۳۰، باب ۳۲، حدیث ۳، انتشارات اسلامیه.
[5] قرآن کریم، سوره آل عمران، آیه ۱۰۳.
[6] قرآن کریم، سوره القصص، آیه ۵.
[7] شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۳۵۸، باب ۳۴، حدیث ۱.
نظر شما