۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۲
اتهام‌زنی هسته‌ای به‌عنوان ابزار سیاست خارجی آمریکا/ قدرت بازدارنده ایران، مانع از تکرار الگوی تکراری واشنگتن

اتهام‌زنی آمریکا درباره سلاح‌های کشتار جمعی، به ابزاری دائمی برای فشار و تهدید بدل شده و امروز ایران در کانون سناریوهای پرریسک واشنگتن قرار دارد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ تحلیلگران سیاست بین‌الملل معتقدند ایراد اتهام به کشورها مبنی بر تلاش برای دستیابی به سلاح‌های کشتار جمعی، سال‌هاست به یکی از ارکان ثابت سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا تبدیل شده است؛ رویکردی که فارغ از صحت یا سقم اطلاعات ادعایی، اغلب زمینه‌ساز فشار، تحریم و حتی مداخله نظامی بوده است.

به باور ناظران، ماهیت سیاست خارجی آمریکا به‌گونه‌ای است که بقای بسیاری از کشورها در برابر آن، بدون برخورداری از بازدارندگی راهبردی، دشوار به نظر می‌رسد. نمونه شاخص این وضعیت، کره شمالی است؛ کشوری که تا چند سال پیش مستقیما با تهدیدهای واشنگتن مواجه بود، اما اکنون به زرادخانه‌ای دست یافته که برخی آن را در حد یک ابرقدرت توصیف می‌کنند.

از بازدارندگی تا تغییر موازنه

گزارش‌ها نشان می‌دهد پیونگ‌یانگ، علاوه بر توان هسته‌ای راهبردی با قابلیت هدف قرار دادن خاک اصلی آمریکا، به مجموعه‌ای از تسلیحات تاکتیکی و حتی سامانه‌های هایپرسونیک دست یافته است؛ حوزه‌ای که بنا بر برخی برآوردها، واشنگتن در آن از رقبایی چون چین و روسیه عقب مانده است.

در این چارچوب، برخی تحلیلگران با نگاهی کنایه‌آمیز می‌گویند هرگاه آمریکا از شکایت درباره تسلیحات هسته‌ای یک کشور دست می‌کشد، به این معناست که آن کشور به سطحی از بازدارندگی رسیده که واشنگتن دیگر نمی‌تواند «بی‌هزینه» علیه آن اقدام کند. در مقابل، کشورهایی که فاقد چنین توانمندی‌هایی هستند، اغلب با موجی از اتهامات و تهدیدها مواجه می‌شوند؛ الگویی که سرانجام آن، در مواردی به تهاجم نظامی انجامیده است.

عراق؛ درس تلخ یک راهبرد

نمونه بارز این الگو، عراق است؛ کشوری که با ادعای وجود سلاح‌های کشتار جمعی هدف حمله قرار گرفت، اما سال‌ها جنگ و اشغال، میلیون‌ها کشته، زخمی و آواره بر جای گذاشت، بی‌آنکه آن ادعاها هرگز اثبات شود. با این حال، منتقدان تأکید می‌کنند که این تجربه نیز مانع از تکرار همان منطق در قبال دیگر کشورهای منطقه نشده است.

ایران در کانون فشار

طی ده‌های گذشته، آمریکا، ایران را در فهرست اهداف اولویت‌دار خود نگه داشته و همواره با تکرار این گزاره که تهران در آستانه دستیابی به سلاح هسته‌ای است، تلاش کرده گزینه «حمله به ایران» را زنده نگه دارد. این روایت، به گفته منتقدان، بیش از ۲۰ سال است که در رسانه‌های غربی بازتولید می‌شود.

در عین حال، تحولات اخیر و تنش‌های مستقیم میان ایران و رژیم صهیونیستی، بر پیچیدگی اوضاع افزوده است. پاسخ موشکی و پهپادی ایران به حمله هوایی رژیم صهیونیستی به کنسولگری‌اش در دمشق که به کشته شدن شماری از فرماندهان ارشد انجامید، نشان داد تهران توان ضربه‌زنی در سراسر خاورمیانه را دارد؛ موضوعی که ادعاهای مربوط به ناتوانی ایران را زیر سؤال برده است.

محدودیت گزینه‌های متعارف آمریکا

به باور کارشناسان نظامی، آمریکا برخلاف سال ۲۰۰۳، دیگر توان بسیج گسترده نیروهای زمینی برای یک جنگ تمام‌عیار جدید را ندارد. کاهش تمایل افکار عمومی آمریکا به جنگ‌های فرسایشی، در کنار توان موشکی و پهپادی ایران و جمعیت نزدیک به ۹۰ میلیونی این کشور، گزینه اقدام نظامی متعارف را برای واشنگتن به‌شدت پرهزینه کرده است.

با این حال، اظهارات اخیر جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی آمریکا، که احتمال حمله مستقیم به داخل ایران را رد نکرد، بار دیگر نگرانی‌ها را افزایش داد. این اظهارات همزمان با حملات آمریکا و ناتو به مواضع سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای هم‌پیمان آن در عراق و سوریه مطرح شد.

سناریوی پرمخاطره سلاح‌های کم‌قدرت

در این میان، برخی تحلیل‌ها به زرادخانه تسلیحات هسته‌ای کم‌قدرت آمریکا، از جمله کلاهک های دابلیو76-2 (W76-2) اشاره می‌کنند؛ تسلیحاتی با قدرت انفجاری محدود که از دید منتقدان، بیش از آنکه برای بازدارندگی در برابر قدرت‌های هسته‌ای بزرگ طراحی شده باشد، می‌تواند در سناریوهای تهدید علیه کشورهای غیرهسته‌ای مطرح شود.

تحلیلگران هشدار می‌دهند که چنین رویکردی، خطر گسترش کنترل‌نشده درگیری و عبور از خطوط قرمز را افزایش می‌دهد؛ به‌ویژه در شرایطی که آمریکا به‌دنبال مهار روندهای نوظهور در نظام بین‌الملل، از جمله گسترش بریکس پلاس است؛ بلوکی که هدف آن کاهش سلطه ساختارهای (نئو)استعماری و تقویت نظم چندقطبی عنوان می‌شود.

چشم‌انداز پیش‌رو

ناظران تأکید می‌کنند که ادامه سیاست اتهام‌زنی و تهدید، نه‌تنها امنیت منطقه‌ای را تضعیف می‌کند، بلکه خطر سوق دادن بازیگران به‌سوی گزینه‌های بازدارندگی خطرناک‌تر را افزایش می‌دهد. از این منظر، حفظ کانال‌های دیپلماتیک پنهان و پرهیز از تشدید تنش، بیش از هر زمان دیگری برای جلوگیری از یک بحران غیرقابل‌کنترل ضروری به نظر می‌رسد.

**************
End/ 345A

برچسب‌ها