۲۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۱۵
دوازده نکته کلیدی در پیام رهبر انقلاب_ بخش سوم/ رهبری در نظام اسلامی

تحول در رهبری جمهوری اسلامی تنها یک تغییر در رأس هرم قدرت نیست، بلکه آزمونی برای تداوم یک نظریه سیاسی ـ اعتقادی است؛ نظریه‌ای که ریشه در اندیشه شیعی و تجربه انقلاب اسلامی دارد. نخستین پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که پیوند ولایت با مردم همچنان محور اصلی این تجربه تاریخی است.

خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ابنا:

نظریه ولایت فقیه، آن‌گونه که امام خمینی در تبیین خود از حکومت اسلامی بیان کرد، نه صرفاً یک سازوکار مدیریتی بلکه امتداد ولایت الهی در عرصه اجتماع است. از این منظر، بررسی تجربه رهبری در جمهوری اسلامی ـ از امام راحل تا رهبر شهید و انتخاب رهبر جدید ـ فرصتی برای فهم عمیق‌تر نسبت میان ولایت، مردم و آینده تمدنی انقلاب اسلامی فراهم می‌آورد.

«مهدی زنجانی» در سلسله یادداشت‌هایی با بررسی دوازده نکته کلیدی نخستین پیام حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی به بازخوانی ابعاد معرفتی، اخلاقی و اجتماعی این پیام می‌پردازد. بخش سوم این یادداشت‌ها به شرح زیر است: 

رهبری در نظام اسلامی

در یادداشت سوم، به دومین بعد معرفت‌شناختی و در عین حال، راهبردی و تمدنی می‌پردازیم که شأن رهبری در نظام اسلامی و تجربه آن در عهد امامین انقلاب، با نگاهی به آینده است. این مبحث بیش از آن‌ که سیاسی و مربوط به ساختار حقوق اساسی کشور باشد، معرفت‌شناختی و مربوط به اعتقادات شیعی است. از آنجا که بر اساس نظریه امام خمینی( ره) در نامه‌ مورخ ۱۶ دی ۱۳۶۶ به امام شهید قدس سرهما، حکومت «به معنای ولایت مطلقه‌ای که از جانب خدا به نبی اکرم- صلی الله علیه و آله و سلم- واگذار شده و اهمّ احکام الهی است و بر جمیع احکام شرعیه الهیه تقدم دارد» ودر نتیجه، «شعبه‌ای از ولایت مطلقه رسول الله – صلی الله علیه و آله و سلم- ...، یکی از احکام اولیه اسلام است و مقدم بر تمام احکام فرعیه» لذا جنبه معرفتی ونظری آن پررنگ‌تر و مهم‌تر است. امام راحل رضوان الله تعالی علیه در آن نامه مشهور پا را از این هم فراتر می‌گذارد و در بیانی رازآلود می‌فرماید: «بالاتر از آن هم مسائلی است، که مزاحمت نمی‌کنم.»!

در این وجیزه، مجال طرح همه مباحث معرفت‌شناختی درباره نظریه ولایت فقیه نیست. تنها به سازوکار مجلس خبرگان که برآمده از نظریه اهل حل وعقد است، اشاره می‌کنیم که در تاریخ فقه سیاسی اسلام سابقه دارد و آیت‌الله شهید سید محمد باقر صدر هم، پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در جزوه «لمحة فقهیة تمهیدیة عن مشروع دستور الجمهوریة الإسلامیة» که آن را به درخواست گروهی از شاگردانش نوشت، آن را مطرح کرد، مسأله‌ای که مورد اشاره رهبر معظم انقلاب هم در پیامش به مردم ایران بوده است. 

آنچه توجه به آن لازم است، این‌که گرچه مجلس خبرگان در دو تجربه تاریخی، دو «خامنه‌ای» را برای رهبری برگزید، اما انتخاب رهبر جدید با رهبر شهید متفاوت ومتمایز بود. امام شهید مورد اشاره امام راحل قدس سرهما بود و مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و دیگران بر آن گواهی دادند، اما به رغم مراجعه خبرگان به وی در زمان حیاتش وتلاش برای دریافت نظر او برای جانشینی، امام شهید هیچگاه به کسی اشاره نکرد. از سوی دیگر، امام شهید خود عضو مجلس خبرگان وشورای بازنگری آن بود ودر زمان بررسی و رأی‌گیری در مجلس حضور داشت و فرصت آن را یافت که نظر خود را بگوید، با رای مجلس مخالفت کند وبرای انصراف خبرگان امت بکوشد، اما ثالث امامین انقلاب چنان‌که خود در پیامش خطاب به مردم گفته، هم‌زمان با مردم واز طریق سیمای جمهوری اسلامی، از نتیجه‌ رای مجلس محترم خبرگان مطلع شده است. این نکته از آن جهت مهم است که در هشت روز پس از شهادت رهبر شهید که خبرگان در تکاپوی انتخاب رهبر جدید بوده‌اند، ظاهراً او از تمایل خبرگان به وی مطلع وبا این نظر مخالفت می‌کند، اما بی‌حضور او تصمیم اتخاذ واعلام می‌شود. نکته سوم آن‌که چه بسا اشتهار سید مجتبی در تدریس وآوازه درس خارج سیزده چهارده ساله ایشان به رغم تعطیل یک سال اخیر ونیم‌ اخیر، بیش از خامنه‌ای پدر بوده واگرچه خبرگان کاملا بر اساس موازین وبی توجه به تبار ووابستگی خانوادگی رهبر جدید را انتخاب کرده اما به هر حال وبا وجود احتمال طرح موروثی شدن قدرت در کشور که ظاهراً از سوی احدی از خبرگان هم مطرح شده، انتخاب آیت‌الله سید مجتبی به رغم این ملاحظات، با رای بسیار بالا ونزدیک به اتفاق خبرگان، نشانگر تمایزی آشکار، با ماجرای انتخاب سلف او بوده است. 

جانشینی امامین انقلاب -امام راحل که جمهوری اسلامی را بنیان نهاد وامام شهید که  نهادسازی ونهادینه سازی وبرنامه‌ریزی راهبردی آینده‌پژوهانه را در جمهوری اسلامی به‌عهده داشت- هر دو بسی دشوار بود، اما با توجه به آشنایی بیشتر مردم با امام شهید وآشنایی وتجربه عملی بیشتر وی در مبارزه وحاکمیت، مأموریت رهبر جدید دشوارتر وپذیرش آن شجاعانه‌تر می‌نماید. شاید هم از این روست که او خود در پیامش می‌گوید: «تکیه زدن بر جائی که محل جلوس دو پیشوای عظیم‌الشان، خمینی کبیر وخامنه‌ای شهید بوده، کاری سخت است، زیرا این کرسی سابقه جلوس کسی را دارا است که بعد از بیش از ۶۰ سال مجاهدت در راه خدا وگذشتن از انواع لذائذ وراحتی‌ها، به گوهری تابناک وچهره‌ای ممتاز، نه فقط در عصر حاضر، بلکه در طول تاریخ حکمرانان این کشور بدل شده است. هم حیات وهم نوع مرگ او عجین با شکوه وعزّتی ناشی از تکیه به حق بود.»

آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای پدر وامام شهید را حتی پس از شهادت، کوهی از صلابت توصیف می‌کند که مشت دست سالمش را گره کرده‌بود ومی‌افزاید که در مورد وجوه مختلف شخصیت ایشان، اهل اطلاع باید مدت‌ها چیزها بگویند وبا تاکید بر علت سختی تکیه بر کرسی رهبری بعد از چنین کسی، پرکردن این فاصله را «تنها با استعانت از حضرت حق و یاری ... مردم ممکن» می‌داند.

علاوه بر سازوکار انتخاب رهبری، آنچه در این مجال مورد تاکید آیت‌الله خامنه‌ای بوده، این نکته است که «از جمله هنرهای رهبر شهید و سَلف کبیر ایشان، وارد کردن مردم در همه عرصه‌ها وبصیرت و آگاهی‌دادن مستمر به‌ایشان ودر مقام عمل تکیه بر نیروی آنان بود.»، امری که آن را معنای حقیقی جمهور و جمهوریت دانستند که امامین انقلاب، از عمق جان به‌آن معتقد بودند ودر اثبات صحت این اصل،  شاهد عینی «اثر واضح این مطلب در این چند روزی که کشور بدون رهبر وبدون فرمانده کل قوا بود» را گواه سخن خود ذکر می‌کنند؛ بیانی که تا آنجا پیش می‌رود که رهبری امت را تداعی می‌کند وصدالبته ایشان در مقام بیان نظریه نبوده‌اند وصرفا اثر حضور وبصیرت وهوشمندی ملت بزرگ ایران را مد نظر داشته‌اند. 

جایگاه مردم در نظام اسلامی ونقش تاریخی بی‌بدیل وماندگار ملت ایران را در یادداشت‌های آینده مورد توجه قرار خواهیم داد. در این مقال، در پی بیان رابطه این مقوله با امر رهبری وولایت در پیام رهبر جدید هستیم که تصریح می‌دارد، اگر قدرت مردم در صحنه ظاهر نشود، رهبری هم کارآئی لازم را نخواهد داشت ویکی از وظایف رهبری گوشزد کردن این نقش‌ به آحاد یا اقشار جامعه است. 

آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای سپس از موضع رهبری امت، وظایف راهبردی را در نبرد جاری، جبهه مقاومت، رسیدگی به آسیب‌دیدگان اعم از شهدا، جانبازان وسایر آسیب‌دیدگان، انتقام از متجاوزان، دریافت غرامت و... وتوصیه‌هایی درباره روابط با همسایگان را بیان ودر دو حوزه راهبردی ومیدانی از یک سو وسیاسی ودیپلماتیک از سوی دیگر، نخستین نظرات ورهنمودهای خود را از جایگاه رهبری امت اعلام می‌دارند. 

رهبر جدید در قسمت ششم وپایانی کلام،‍ در بیانی عاطفی وبا یادآوری تحمل مقتدرانه مظلومیت‌های بسیار وقدرناشناسی‌ها، روی به رهبر شهید می‌کند ومی‌گوید: «رهبرا! با رفتن خود داغ سنگینی بر قلوب همگان وارد کردید. شما همیشه مشتاق این عاقبت بودید تا بالاخره حضرت حق آن را در حال تلاوت قرآن کریم، در صبحگاه روز دهم رمضان المبارک به شما اعطا فرمود». بی‌گمان سخن از سلف وامام شهید، بیشترین بخش پیام آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای را به خود اختصاص داده که علاوه بر اهمیت امر ولایت ورهبری، نشانگر ارتباط عاطفی بی‌نظیر او با پدر، رهبر ومراد و استاد خویش است.  

رهبر جدید ضمن درخواست دعای امام شهید، به‌دلیل مقام قربی که در جوار انوار طیبه وصدیقین وشهداء واولیاء برایش فراهم گشته، با نگاه به آینده، برای پیشرفت همه ملت‌های جبهه مقاومت با او عهد می‌بندد که برای اعتلاء این پرچم که پرچم اصلی جبهه حق است وبرای دستیابی به مقاصد مقدس امام شهید با تمام وجود تلاش کند.

روح و راه و ارج امامین راحل و شهید انقلاب همواره فراراه امام ثالث انقلاب باد.

انتشار بخش‌های دیگر این یادداشت‌ها طی روزهای آتی ادامه دارد.... 

..............................

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha