۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۷:۱۰
آیین نوروز و زبان فارسی در خدمت الهیات اسلامی

دکتر احسان جندقی، عضو هیأت علمی گروه عرفان دانشگاه ادیان و مذاهب، با تأکید بر پیوند تاریخی زبان فارسی و سنت‌های تمدنی با معارف اسلامی، گفت برخلاف برخی برداشت‌های ایدئولوژیک، زبان فارسی و آیین‌هایی چون نوروز نه تنها در تقابل با الهیات اسلامی قرار ندارند، بلکه طی قرون متمادی به بستری مهم برای گسترش و تعمیق مفاهیم دینی در جغرافیای ایران بزرگ و ماوراءالنهر تبدیل شده‌اند

به گزارش خبرگزاری بین المللی اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ دکتر احسان جندقی، عضو هیئت علمی گروه عرفان دانشگاه ادیان و مذاهب، در گفت‌وگو با ایراف با بررسی ریشه‌های واگرایی میان ملت‌های هم‌فرهنگ منطقه، تأکید کرد که با وجود اشتراکات عمیق تمدنی و زبانی میان ایران، تاجیکستان، افغانستان و ازبکستان، امروز نوعی بی‌خبری و ضعف در ارتباطات فرهنگی میان این جوامع شکل گرفته است.

به گفته او، این وضعیت سبب شده حتی در موضوعات مرتبط با حوزه زبان فارسی نیز واکنش‌های همدلانه و هم‌گرا میان این کشورها به حداقل برسد.

وی ریشه این مسئله را در غلبه نگاه‌های ایدئولوژیک و مذهبی بر بسترهای فرهنگی دانست و تصریح کرد که در برخی رویکردها، اسلام به‌گونه‌ای تفسیر می‌شود که گویی از فرهنگ و تمدن تاریخی این جوامع جداست؛ در حالی‌که تجربه تاریخی نشان می‌دهد دین و فرهنگ در این منطقه همواره در تعامل و تکامل متقابل بوده‌اند.

جندقی با اشاره به کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» اثر شهید مرتضی مطهری، خاطرنشان کرد که این الگوی تعامل تمدنی در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی امروز کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

به گفته او، زبان فارسی طی قرون گذشته نه‌تنها در تقابل با اسلام قرار نداشته، بلکه یکی از مهم‌ترین ابزارهای گسترش معارف دینی در جهان اسلام بوده است.

وی با اشاره به تحولات قرن پنجم هجری توضیح داد که زبان فارسی پس از دوره‌ای طولانی از رکود، در مناطقی چون ماوراءالنهر، افغانستان و بخش‌هایی از آسیای مرکزی دوباره احیا شد و به بستری برای تولید گسترده متون دینی، عرفانی و اخلاقی تبدیل گردید.

این پژوهشگر حوزه عرفان همچنین به نقش تصوف در حفظ و انتقال سنت‌های دینی اشاره کرد و طریقت نقشبندیه را از مهم‌ترین حلقه‌های پیوند فرهنگی در منطقه دانست.

به گفته او، این طریقت که از قرن هفتم هجری در شهرهایی چون بخارا، سمرقند و مرو شکل گرفت، تا امروز یکی از مهم‌ترین حاملان سنت‌های معنوی در جهان اسلام بوده است.

جندقی افزود که بیش از ۹۰ درصد منابع مکتوب این طریقت به زبان فارسی نگاشته شده و آثار شخصیت‌هایی چون عبدالرحمن جامی با آثاری مانند «هفت اورنگ» و «نفحات‌الانس» نشان می‌دهد چگونه ادبیات عرفانی فارسی در خدمت تعمیق معنویت اسلامی قرار گرفته است.

او در ادامه با اشاره به چالش‌های معاصر، جریان‌های فارسی‌ستیز در منطقه را به دو دسته تقسیم کرد: گروهی از تجددخواهان که تحت تأثیر فرهنگ غربی، زبان فارسی را نماد سنت و عقب‌ماندگی می‌دانند و در پی تغییر رسم‌الخط یا فاصله گرفتن از آن هستند؛ و گروهی دیگر که با رویکردی ایدئولوژیک و به نام دین، زبان فارسی را غیر اسلامی معرفی کرده و تلاش می‌کنند آن را از حوزه مفاهیم دینی کنار بزنند.

جندقی با نقد این دیدگاه‌ها تأکید کرد که زبان فارسی در طول تاریخ توانسته مفاهیم عمیق الهیاتی و اخلاقی را به شیوه‌ای هنرمندانه و تأثیرگذار منتقل کند؛ امری که به باور او در بسیاری از متون صرفاً کلامی و نظری کمتر دیده می‌شود.

وی نمونه‌هایی از شعر و ادبیات عرفانی فارسی، به‌ویژه آثار حافظ و دیگر بزرگان ادب فارسی را مثال زد که در آن‌ها مفاهیمی چون ایثار، گذشت، توحید و خداشناسی به زبانی قابل فهم و تأثیرگذار برای عموم مردم بیان شده است.

این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع نوروز پرداخت و برخی برداشت‌ها درباره تعارض این آیین با باورهای دینی را نادرست دانست. او تأکید کرد که در بسیاری از دوره‌های تاریخی، نوروز نه‌تنها با فرهنگ اسلامی در تعارض نبوده، بلکه به تدریج جنبه‌هایی مذهبی نیز یافته و به عنوان بستری برای تقویت همبستگی اجتماعی در جوامع مسلمان مورد استفاده قرار گرفته است.

به باور جندقی، اگر به نوروز و زبان فارسی صرفاً از زاویه رقابت با دین نگاه شود، ظرفیت‌های مهم فرهنگی منطقه نادیده گرفته می‌شود.

او تأکید کرد که این عناصر تمدنی می‌توانند به عنوان ابزارهای راهبردی برای تقویت پیوندهای فرهنگی میان کشورهای منطقه از جمله ایران، افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان و حتی پاکستان مورد استفاده قرار گیرند.

وی در پایان خاطرنشان کرد که ادبیات عرفانی و سنت‌های فرهنگی فارسی ظرفیت آن را دارند که به تقویت ارتباطات میان ملت‌های مسلمان کمک کنند و بستری برای تحقق نوعی «وحدت در کثرت» در جهان اسلام فراهم آورند؛ وحدتی که بر پایه اشتراکات فرهنگی و تمدنی شکل می‌گیرد و می‌تواند در کنار باورهای دینی، به همگرایی بیشتر جوامع منطقه منجر شود.

..............

پایان پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha