به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ دهمین پیشنشست از سلسله پیشنشستهای همایش بینالمللی «ظرفیتهای زبانی، فرهنگی و تمدنی ایران، روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز» با موضوع «میراث ایرانی در قفقاز و روسیه؛ از زبان و ادب تا علم و معنویت» در سالن اجتماعات مجتمع آموزش عالی زبان، ادبیات و فرهنگشناسی برگزار شد.
این نشست تخصصی با ارائه دکتر محمود صادقی طجر، از استادان همکار مجتمع، و دبیری حجتالاسلام والمسلمین محمدحسین مدرسزاده، از استادان گروه زبان و فرهنگشناسی عربی، برگزار شد و در آن ابعاد مختلف پیوندهای تاریخی، فرهنگی، زبانی، علمی و معنوی ایران با قفقاز و روسیه مورد بررسی قرار گرفت.
پیوندهای فرهنگی ایران با قفقاز و روسیه
دکتر صادقی طجر در ابتدای سخنان خود با اشاره به پیشینه بیش از سههزارساله پیوندهای فرهنگی ایران با منطقه قفقاز و روسیه اظهار داشت: این پیوندها در لایههای مختلف زبان، ادب، علم، عرفان و آثار مادی این سرزمینها ریشه دوانده است.
وی افزود: این بررسی با تکیه بر مستندات تاریخی، کتیبهها، نسخ خطی و پژوهشهای معاصر، ابعاد گوناگون این میراث مشترک را از دوران هخامنشی تا امروز مورد بررسی قرار میدهد.
این استاد دانشگاه با اشاره به عهدنامههای گلستان در سال ۱۸۱۳ و ترکمنچای در سال ۱۸۲۸ و همچنین سیاستهای همگونسازی دوران شوروی، گفت: این تحولات جایگاه رسمی زبان فارسی را تضعیف کرد، اما میراث ناملموس و مادی ایرانی چنان در بافت فرهنگی قفقاز و روسیه تنیده شده که همچنان در زبانها، آیینها، حماسهها و حافظه تاریخی این مناطق باقی مانده است.
وی این میراث را سرمایهای مهم برای گسترش تعاملات علمی و فرهنگی میان ایران و کشورهای منطقه دانست.
از هخامنشیان تا ساسانیان؛ ریشههای تاریخی حضور ایران
صادقی طجر در ادامه به پیشینه تاریخی نفوذ ایران در قفقاز از دوران هخامنشی پرداخت و گفت: این نفوذ با ایجاد چندین ساتراپی در منطقه آغاز شد و کاوشهای باستانشناسی در حوزه فرهنگی دریای سیاه و قفقاز جنوبی، از وجود دادههای هنری هخامنشی و تأثیرات سبک پارسی در معماری حکایت دارد.
وی با اشاره به کاخها، تالارهای ستوندار، دروازهها، نیایشگاهها و مقابر صخرهای افزود: این آثار در مناطق مختلفی از جمله آناتولی، اوکراین، روسیه، بلغارستان، گرجستان، ارمنستان و آذربایجان به دست آمدهاند.
این پژوهشگر همچنین به دوره ساسانی اشاره کرد و گفت: شاهان ساسانی با ساخت شهرها و دژهای نظامی، حضور خود را در قفقاز تثبیت کردند و یکی از مهمترین یادگارهای این دوره، شهر دربند در داغستان امروزی است که دارای استحکامات دفاعی عظیمی از عصر خسرو انوشیروان است.
وی افزود: در دوره ساسانی، زبان پهلوی یا فارسی میانه در قفقاز شرقی و آلبانیای قفقاز بهعنوان زبان رسمی کاربرد داشت.
صادقی طجر با اشاره به تحولات قرن نوزدهم خاطرنشان کرد: تا پیش از این دوره، بخشهای بزرگی از قفقاز جنوبی زیر نفوذ سیاسی و فرهنگی ایران قرار داشت، اما گسترش امپراتوری تزاری در قفقاز و آسیای مرکزی، نفوذ ایران را در منطقه کاهش داد و جایگاه زبان فارسی نیز با زبان روسی جایگزین شد.
وی ادامه داد: با امضای عهدنامههای گلستان و ترکمنچای میان ایران و روسیه، این مناطق از حاکمیت ایران خارج شدند؛ با این حال، لایههای عمیقتر فرهنگی به یکباره از میان نرفت و در دوران اتحاد شوروی نیز مردم محلی با حفظ بناها و کتیبهها، بخش بزرگی از این میراث را از نابودی نجات دادند.
دربند؛ گنجینهای از کتیبههای فارسی
وی در بخش دیگری از سخنان خود، میراث مادی و کتیبهها را از گواهان تاریخی حضور ایران در منطقه دانست و گفت: مهمترین مجموعه میراث مادی ایران در روسیه در شهر دربند متمرکز است.
صادقی طجر با اشاره به وجود ۱۵۰ اثر ثبتی در این شهر افزود: حدود ۱۰۰ کتیبه فارسی، به خط پهلوی و دری، از دورههای ساسانی، صفوی و قاجاری در دربند وجود دارد.
وی مسجد جامع دربند را پس از ارگ نارین و حصار، از مهمترین آثار میراثی این شهر دانست و اظهار داشت: این مسجد دارای کتیبههایی ارزشمند از دورههای مغول، ترک، عرب و ایرانی است و قدمت ۱۳۳۰ ساله و نوع معماری آن از جمله معیارهای ثبت این اثر در فهرست جهانی یونسکو بوده است.
این استاد دانشگاه همچنین به پژوهشهای مرتضی رضوانفر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، درباره کتیبههای فارسی دربند اشاره کرد و گفت: وی در مقالهای با عنوان «بررسی کتیبههای مسجد ایرانیان در شهرهای دربند، مخاچقلعه، بویناکس و ولادیقفقاز» نتایج پژوهشهای میدانی خود را در حوزه قفقاز ارائه کرده است.
وی همچنین از کشف کهنترین کتیبه شعر فارسی در قفقاز شمالی در منطقه خنو در داغستان و شناسایی کتیبهای از دوره ایلخانی در مسجد جامع دربند خبر داد که حاوی نام «سلطان ابوسعید» و اشعاری در مدح اوست.
قفقاز؛ یکی از کانونهای مهم زبان و ادب فارسی
صادقی طجر در ادامه به جایگاه زبان و ادب فارسی در قفقاز پرداخت و گفت: فارسی تا پیش از سلطه روسیه، زبان میانجمعی و ادبی رسمی قفقاز به شمار میرفت و شواهد تاریخی و فرهنگی، از اشتراکات دیرینه میان ایران و مردم این منطقه حکایت دارد.
وی یکی از شاخههای مهم زبان و ادب فارسی در قفقاز را تدوین دستورنامهها و فرهنگهای لغت فارسی دانست و اظهار داشت: بررسی سیر تاریخی تألیف این آثار نشان میدهد که پیشگامان تدوین فرهنگها و دستورنامههای فارسی، خود مردم قفقاز بودهاند و این منطقه نقش مهمی در تاریخ تدوین آثار دستوری زبان فارسی داشته است.
این پژوهشگر با اشاره به آثار نظامی گنجوی، خاقانی شروانی، مجیر بیلقانی و واله داغستانی خاطرنشان کرد: زبان شعری این شاعران نمیتوانسته بدون وجود سنت و سابقهای پیشین به چنین جایگاهی برسد و هزاران هنرمند و فضلپیشه پیش از آنان در شکلگیری این سنت ادبی نقش داشتهاند.
وی همچنین به جایگاه شیروان در دوران ساسانی و پس از آن اشاره کرد و گفت: این منطقه کانون اصلی ادب فارسی بود و شاعرانی همچون خاقانی، نظامی گنجوی و فلکی شروانی را به خود جذب کرد.
صادقی طجر همچنین به حماسه نارت در میان اوستیاییها اشاره کرد و افزود: این حماسه اشتراکات فراوانی با شاهنامه فردوسی و اساطیر ایران باستان دارد و کتاب «نارتنامه» شامل حماسههای قوم نارت است که با نشانههای فولکلور درهم آمیخته و ریشه ایرانی دارد. این اثر توسط دکتر موسی عبداللهی و دکتر مریم مرادی، اعضای هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، با همکاری دانشگاه دولتی اوستیای شمالی از زبان آسی به فارسی ترجمه شده است.
گنجینه نسخ خطی فارسی در داغستان و سنپترزبورگ
وی در بخش دیگری از ارائه خود به نسخ خطی و گنجینههای مکتوب پرداخت و اظهار داشت: در داغستان مجموعههای ارزشمندی از نسخ خطی به زبان فارسی نگهداری میشود.
صادقی طجر با اشاره به مجموعه شافی شمغودی گفت: این مجموعه شامل ۱۵۰ نسخه خطی به زبانهای عربی و فارسی است که قدمت برخی از آنها به دوره تیموری میرسد و نسخهای از «قانون» ابنسینا نیز در این مجموعه وجود دارد.
وی افزود: در مناطق آختی و روتول داغستان نیز نسخ خطی متعددی به زبانهای عربی، ترکی و فارسی شناسایی و دیجیتالسازی شده است.
این استاد دانشگاه همچنین مؤسسه نسخ خطی شرقی سنپترزبورگ وابسته به آکادمی علوم روسیه را از بزرگترین گنجینههای نسخ خطی علمی به زبان فارسی در جهان دانست و این مجموعهها را سرمایهای مهم برای پژوهشهای علمی و فرهنگی مشترک عنوان کرد.
از همکاریهای پزشکی تا دو قرن ایرانشناسی در روسیه
صادقی طجر در ادامه به سابقه همکاریهای ایران و روسیه در حوزه پزشکی اشاره کرد و گفت: این همکاریها پیشینهای طولانی دارد و در دوره شوروی، مراقبتهای بهداشتی این کشور در دهههای ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۰ میلادی بهعنوان ابزاری برای دیپلماسی فرهنگی در ایران مورد استفاده قرار گرفت.
وی افزود: از سال ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۳ همکاریهای پزشکی میان دو کشور ادامه داشت و در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی نیز کنفرانسهای مشترک پزشکی ایران و شوروی در تهران برگزار شد.
این استاد دانشگاه همچنین به تفاهمنامههای سالهای اخیر میان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و دانشگاه سچنوف مسکو اشاره کرد.
وی در ادامه با اشاره به پیشینه ۲۰۰ ساله ایرانشناسی در روسیه اظهار داشت: مراکز اصلی ایرانشناسی در شهرهای کازان، سنپترزبورگ و مسکو از سده نوزدهم تا آغاز سده بیستم میلادی شکل گرفتند و دانشگاه کازان در سده نوزدهم نقشی بنیادین در آموزش زبان و ادب فارسی در روسیه ایفا کرد.
صادقی طجر همچنین از انتشار مجموعه مقالات علمی درباره ایرانشناسی، روابط فرهنگی ایران و روسیه و عرفان اسلامی و ایرانی در قفقاز توسط مرکز ایرانشناسی دانشگاه دولتی داغستان با حمایت رایزنی فرهنگی ایران در روسیه خبر داد.
گسترش تصوف ایرانی از قفقاز تا سیبری
وی در بخش دیگری از سخنان خود به معنویت و عرفان و سیر تصوف از ایران تا سیبری پرداخت و اظهار داشت: تصوف ایرانی تنها محدود به قفقاز نماند و به مناطق ولگا، اورال و حتی سیبری راه یافت.
صادقی طجر افزود: در اواخر سده سیزدهم/نوزدهم میلادی، برخی مسلمانان قفقاز که آموزههای تصوف را در ایران یا آسیای مرکزی فراگرفته بودند، به تبلیغ آن در میان جوامع کوهستانی قفقاز شمالی و جنوبی پرداختند.
وی با اشاره به افزایش نفوذ تصوف در ایران و شیروان در اواخر قرون وسطی گفت: این روند بر وضعیت تصوف در داغستان نیز تأثیر گذاشت و حکومت صفویان ایران بر قفقاز جنوبی، موجب غلبه اسلام شیعی دوازدهامامی در میان مردم جمهوری آذربایجان امروزی شد.
وی افزود: در قفقاز شمالی نیز طریقتهای صوفیانه، از جمله خَلوَتیه، در مواردی افزون بر یک جریان مذهبی، چارچوبی برای هویتسازی در برابر دگرگونیهای سیاسی به شمار میرفتند.
اوستیا و نشانههای پیوند با فرهنگ ایران
صادقی طجر در ادامه به اوستیا به عنوان یکی از مناطق مورد توجه قفقازشناسان پرداخت و گفت: جمهوریهای اوستیای شمالی و جنوبی دارای زبان ایرانی و اشتراکات فرهنگی با ایران هستند.
وی به پژوهشهای ژنتیکی درباره اوستیاییها اشاره کرد و افزود: این مطالعات نشان میدهد که از نظر DNA میتوکندریایی، اوستیاییها شباهت بیشتری به گروههای ایرانی دارند تا گروههای قفقازی.
وی همچنین به کشف اشیای طلایی با منشأ ایرانی در گورستان بروت در اوستیای شمالی اشاره کرد و گفت: اشیایی با ویژگیهای سبکی مشابه در قفقاز و منطقه اورال-کاما نیز یافت شدهاند.
صادقی طجر اوستیا را از چند جهت برای ایرانیان مهم دانست؛ از جمله خاستگاه اقوام آریایی، تداوم حضور میراث فرهنگی مشترک چند هزارساله و همچنین مهاجرت معکوس شمار زیادی از مردم ایران، بهویژه آذریها و گیلانیها، در دوره قاجار به این منطقه و شکلگیری بنیادهای اقتصادی و فرهنگی.
نامهای ایرانی؛ نشانهای از میراث مشترک
وی در بخش دیگری از سخنان خود به نامهای جغرافیایی و نشانههای فرهنگی اشاره کرد و اظهار داشت: وجود روستایی در روسیه با نام «ایران» یکی از مصادیق قابل توجه این میراث زبانی است.
این پژوهشگر با اشاره به مطالعات مرتضی رضوانفر گفت: وجود مناطقی با نام ایران یا نامهای ایرانی، مساجد و قلعههایی با نام پادشاهان و اقوام ایرانی، مزار صوفیان و مشایخ ایرانی، کتیبههای فارسی بر بناها و قبور و همچنین اسناد و نسخ فارسی، در کنار زبانها، آیینها، ترانهها، فناوریها و هنرهای مشترک، نشاندهنده گستره ارتباطات تاریخی ایران و قفقاز است.
وی افزود: گستره میراث مشترک در قفقاز شمالی، امروزه بیشتر در داغستان و اوستیا و بهویژه در شهرهای دربند، ماخاچقلعه و ولادیقفقاز قابل مشاهده است؛ با این حال، این میراث در قفقاز جنوبی گستردهتر و پرلایهتر است و در کشورهای و شهرهای مختلف این منطقه میتوان عناصری از این مشترکات مادی و غیرمادی را مشاهده کرد.
میراث ایرانی؛ زمینهای برای گسترش گفتوگوی فرهنگی
دکتر صادقی طجر در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد: میراث ایرانی در قفقاز و روسیه شبکهای گسترده از آثار مادی و ناملموس را دربرمیگیرد؛ از کتیبههای پهلوی و دری در دربند، سنگمزارهای دوزبانه و مسجد جامع دربند گرفته تا نسخ خطی در سنپترزبورگ و ماخاچقلعه و اشیای طلایی ایرانی در اوستیا.
وی ادامه داد: در کنار این آثار مادی، زبان فارسی بهعنوان زبان علمی و ادبی، حماسه نارت، آیینهای صوفیانه، نامهای جغرافیایی و ترانههای محلی نیز بخشی از میراث ناملموس شکلگرفته در جریان سههزار سال تعامل تمدنی هستند.
صادقی طجر با اشاره به سیاستهای دوران تزاری و شوروی اظهار داشت: هرچند این سیاستها در جهت کمرنگ کردن چهره ایرانی این مناطق بود، حفاظت مردمی از بناها و آثار در دورههای سخت موجب شد بسیاری از این گنجینهها تا امروز باقی بمانند.
وی همچنین به فعالیت پژوهشگرانی همچون مرتضی رضوانفر برای تهیه شناسنامه مهمترین کتیبهها و بناهای فارسی در قفقاز شمالی و جنوبی اشاره کرد و گفت: متن کتیبهها پس از خوانش، به زبانهای فارسی و روسی تدوین میشود.
وی در پایان خاطرنشان کرد: این تلاشها افزون بر ثبت و حفظ میراث مشترک، میتواند در گشودن افقهای جدید گفتوگوی فرهنگی میان ایران، روسیه و جمهوریهای قفقاز نقش داشته باشد و زمینه تعاملات گستردهتر در حوزه علم، ادب و معنویت را فراهم کند.
در پایان این نشست علمی، حاضران با طرح پرسشهای تخصصی، درباره ابعاد مختلف میراث ایرانی در قفقاز و روسیه، چالشهای حفظ و احیای این میراث و راهکارهای گسترش همکاریهای علمی و فرهنگی به بحث و تبادل نظر پرداختند و بر ضرورت استفاده از این سرمایه تاریخی برای تعمیق روابط میان ایران و کشورهای منطقه تأکید کردند.
................
پایان پیام/
نظر شما