۴ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۶
عدل، عمل به وظیفه و احسان، اقدام عاشقانه

در یادداشتی، حجت‌الاسلام حمید احمدی، پژوهشگر حوزوی، با تبیین تفاوت «عدل» و «احسان» در منطق قرآن کریم، احسان را مرتبه‌ای فراتر از انجام وظیفه دانست و آن را جلوه‌ای از نیکی، بخشش و حرکت عاشقانه در مسیر رضایت الهی معرفی کرد.

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) _ ابنا _ در منطق قرآن کریم، عمل به عدل، وظیفه‌ای ایمانی و همگانی است که نخستین گام تقوا به شمار می‌رود و مرتبت بالاتر آن، احسان است؛ به این معنا که انسان هر فعل و عملی را که نیکو باشد، اگرچه وظیفه او نباشد، مورد توجه قرار داده و بدان ترغیب و اقدام کند.

خداوند سبحان هم عمل به عدل را طلب فرموده و هم احسان را: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ»(۱).

در تمایز این دو گفته‌اند، در عدل، پاداش به اندازه عمل است، اما در احسان، پاداش بیش از عمل است. چنان‌که برخی در تعریف احسان آورده‌اند: «احسان چیزی برتر از عدالت است؛ زیرا عدالت این است که انسان آن‌چه بر عهده اوست، انجام بدهد و آن‌چه را متعلّق به اوست، بگیرد، ولی احسان این است که انسان بیش از آن‌چه وظیفه اوست، انجام دهد و کمتر از آن‌چه حقّ اوست، [بگیرد].»(۲)

حضرت امیر(علیه‌السلام) در تفاوت رعایت عدل با رعایت احسان فرمودند: «العَدلُ الإِنصَافُ وَ الإِحسَانُ التَّفَضُّل؛ عدل رعایت انصاف و احسان، بخشش است.»(۳)

یعنی آدمی در تعامل با دیگران خوبی و نیکی‌شان را به میزان نیکی پاسخ دهد و در مقابل بدی دیگران به همان میزان. اما آن‌چه شایسته و نشان کمال و از مکارم اخلاق باشد، آن است که گام بالاتر نهد و به کسی نیکی کند که خوبی در حق او انجام نداده و یا درگذرد از کسی که در حق او بدی کرده و بالاتر آن‌که در حق او نیز نیکی کند.

با توجه به این‌که عدل به معنای مساوات در تلافی است، اگر خیر است، خیر و اگر شرّ است، شر. «احسان به معنای این است که خیری را با خیری بیشتر از آن تلافی کنی و شرّی را به شرّی کمتر از آن جواب گویی. خدای سبحان این احکام را که مهم‏ترین حکمی هستند که اساس اجتماع بشری با آن استوار است و از نظر اهمیّت، به ترتیب یکی پس از دیگری قرار دارند، ذکر فرموده است.»(۴)

اولیای الهی از خداوند نیز طلب احسان کنند؛ چنان‌که امیرمؤمنان می‌فرمایند: «اللّهمّ احملنی علی عفوک، ولا تحملنی علی عدلک.»

البته احسان در تعاملات بین افراد و در رابطه انسان با خداوند باشد، اما هرگاه مسأله حق عمومی و یا ستم در حق دین خدا باشد، تکلیف دیگر است و گاه انتقام و تقابل واجب و یا رجحان می‌یابد.(۵)

همچنین گفته‌اند احسان از ریشه «حُسن» به معنی زیبایی و نیکویی باشد و احسان نیز به معنای نیکی کردن است.(۶)

احسان را مراتب و اقسامی باشد که اشتراک‌شان در این باشد که در آن‌ها نوعی زیبایی نهفته است. چنان‌که راغب بر این نظر است که واژه «حُسن» و مشتقات آن، وصف آن دسته از امور دینی و یا دنیایی قرار می‌گیرند که به سبب داشتن گونه‌ای از زیبایی عقلی، عاطفی، حسّی و مانند آن می‌تواند با برانگیختن احساس خوشی، رضایت، زیبایی و تحسین در انسان، او را به خود جذب کند و با غرض و هدف مورد نظر موافقت و سازگاری داشته باشد.(۷)

لذا احسان گاه نسبت به فعلی به‌کار می‌رود که نفس فعل دارای حُسن باشد، همانند عبادت خداوند، و یا عملی است که نسبت به دیگران انجام بگیرد و فراتر از وظیفه باشد و خداوند بدان خشنود گردد و سبب قُربش شود.

از این‌رو در عرفان، احسان به معنای عشق بی‌پایان به خداوند و تلاش برای نزدیک شدن به او از طریق اعمال نیک و خالصانه است. عارف با انجام اعمال احسانی، سعی در جلب رضایت خداوند و تجلی عشق الهی در زندگی خود دارد.

این عشق و تلاش برای رضایت الهی باعث می‌شود که عارف از وابستگی‌ها رها شده و به مقام فنا فی‌الله برسد. چنان‌که صاحب تفسیر تسنیم فرمود: «احسان از مقامات اهل سیر و سلوک محسوب می‌شود. این همان روایتی است که فریقین نقل کردند که جبرئیل سلام‌الله‌علیه از وجود مبارک پیغمبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم سؤال می‌کند که «الإحسانُ ما هو» فرمود: احسان این است که «أن تعبدالله کأنّک تراه فان لم‌تکن تراه فانّه یراک» احسان آن است که انسان به مقامی برسد که وقتی خدا را عبادت می‌کند گویا خدا را می‌بیند و بداند یا ببیند که اگر او خدا را نمی‌بیند خدا او را می‌بیند برابر آیه سوره «علق» که بیان می‌دارد: أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَی.»(۸)

رؤیت جمال حق و ایمان به این‌که در محضر خداوند قرار دارد، جذبه‌ای ایجاد کند که همه جهان زیبا بیند و جز به عمل و فعل زیبا نیندیشد و همه وجودش در مدار جاذبه حق تعالی قرار گیرد و هر آن‌چه او پسندد، دوست می‌دارد.

لذا آورده‌اند که امام مجتبی(علیه‌السلام) سه بار نیمی از اموال‌شان را به اهل نیاز بخشیدند.(۹) این از مقام احسان آن کریم اهل‌بیت باشد که محبوب چون نیکو شمرده، بدان رغبت و اراده نمودند.

حجت‌الاسلام حمید احمدی، پژوهشگر حوزوی

۲ مهر ۱۴۰۵

۱- نحل، ۹۰
۲- راغب اصفهانی، ج۱، ص۲۳۶
۳- نهج‌البلاغه، حکمت ۲۳۱
۴- ر.ک: المیزان، ج۱۲، ص۴۷۸
۵- مائده، ۸
۶- قاموس قرآن، ج۱، ص۲۳۶
۷- راغب، پیشین، ص۲۳۷
۸- ر.ک: آیت‌الله جوادی آملی، تفسیر آیه ۹۰ سوره نحل و آیه ۱۴۸ سوره نساء
۹- ر.ک: سیدمرتضی فیروزآبادی، فضائل پنج‌تن علیهم‌السلام در صحاح شش‌گانه اهل‌سنت

..............

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha