در پی شهادت رهبر انقلاب اسلامی، دو تن از شاعران مهاجر افغانستانی که پیش‌تر در محضر ایشان به شعرخوانی پرداخته بودند، با سرودن سوگ‌سرودهایی، اندوه و ارادت خود را نسبت به «قائد شهید امت» ابراز کردند؛ اشعاری که با مضامین حماسی و عاطفی، یاد و جایگاه این شخصیت را گرامی می‌دارد.

۱۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۷

به گزارش خبرگزاری بین المللی اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ هم‌زمان با موج واکنش‌ها و ابراز اندوه در میان اقشار مختلف جهان اسلام، دو تن از شاعران مهاجر افغانستانی با سرودن اشعاری در رثای رهبر انقلاب اسلامی، ارادت و دلدادگی خود را به «قائد شهید امت» به تصویر کشیدند.

مهران پوپل، شاعر پشتوزبان و اهل‌سنت افغانستانی که پیش‌تر در محفل «شب شعر رهبری» در حضور رهبر انقلاب به شعرخوانی پرداخته بود، این‌بار در سوگ و فراق قائد شهید امت، سروده‌ای تازه تقدیم کرده و اندوه و ارادت خود را در قالب شعر به تصویر کشیده است.

در یکی از این مراثی، شاعر با اشاره‌ای نمادین می‌سراید: «ای گلی که بین صدها خار کردی سر بلند»، بیتی که تصویری از استواری، عزت و پایداری در میان سختی‌ها و دشمنی‌ها را ترسیم می‌کند.

متن کامل شعر به شرح زیر است:

کرد باز اسلام را اولاد مردی سربلند

کو خودش کرده‌است پیش از این درِ خیبر بلند

ذوالفقاری هست که بر فرق ظالم می‌خورد

موشکی که می‌شود با رمز «یا حیدر» بلند

بر زمین افتد اگر پیوسته پرچمدار هم

می‌شود پرچم به دستان یکی دیگر بلند

از رژیمی که فلسطین را به خاک و خون کشید

گشته است از برکت تو خاک و خاکستر بلند

جز تو کس فریاد اهل غزه را نشنیده است

هست گرچه ناله‌ای بسیار دردآور بلند

در قیامت چون خدا پرسد: که با مظلوم بود؟

می‌شوی با شأن و شوکت از صف محشر بلند

حق چنان با توست که چون سوی منبر می‌روی

باید از روی ادب از جا شود منبر بلند

دور بادا دست غداران عالم از سرت

ای گلی که بین صدها خار کردی سر بلند

عاطفه جعفری، شاعر جوان افغانستانی که پیش‌تر توفیق شعرخوانی در محضر رهبر شهید انقلاب را داشته است، با یادآوری آن دیدار، از آن لحظه به‌عنوان یکی از ماندگارترین افتخارات زندگی خود یاد می‌کند. او می‌گوید: برایم افتخار بزرگی بود که در آغاز جوانی فرصت یافتم در حضور رهبر معظم انقلاب شعر بخوانم. هنگامی که سروده‌ام را که در رثای شهدای مدافع حرم بود قرائت کردم، ایشان به‌شدت متأثر شدند؛ بغض کردند و اشک در چشمانشان حلقه زد.

متن شعر به شرح زیر است:

من و تو، خویش نه! هم‌خانه‌ همیم آری

زبان و مذهب و تاریخِ مشترک داریم

برادر تنی و خواهر تنی همیم

اگرچه خاک‌نشین، ریشه در فلک داریم

شهید داده‌ عشقیم هر دو، این یعنی

که هر زمان به هم انگیزه کمک داریم

وبالِ هم نه! که بال همیم در پرواز

برای سیر پری چون پر ملک داریم

هنوز اگرچه جهان ضد این ملازمت است

به دست ما علم جبهه‌ مقاومت است

بگو به خصم، علی‌رغمِ دوری منزل

دو ملتیم و یک آئین، دو پرچم و یک دل

همه قبیله‌ ما نام‌شان “توسلی” است

عقیده، راسخ و ایمان، قوی و دین، کامل

گره زدیم چنان دست اتحاد به هم

که باز کردن آن مشکلی‌ست در مشکل

به انتقام شهیدان، کنار هم هستیم

بگو که راه به جایی نمی‌برد قاتل

چه زندگی و چه آزادگی بدون شهید؟

در این میانه چه جای شعارِ بی‌حاصل

به روی شانه زن‌ها حجابِ زینبی است

حجاب، پرچم این انقلاب زینبی است

سوگ‌سرودهای این شاعران مهاجر بازتابی از پیوند عمیق فرهنگی و اعتقادی جامعه مهاجران افغانستانی با آرمان‌های انقلاب اسلامی و شخصیت رهبر انقلاب به شمار می‌رود؛ پیوندی که در قالب شعر و ادبیات، جلوه‌ای تازه از ارادت و وفاداری را به نمایش گذاشته است.

...................

پایان پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha