به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ نشانهها از نزدیک شدن به یک لحظه سرنوشتساز در مسیر تقابل میان ایالات متحده آمریکا و ایران حکایت دارد؛ لحظهای که میتواند شامل اقدام نظامی آمریکا، عقبنشینی، یا تنشزدایی و سپس دستیابی به یک توافق باشد.
براساس گزارش روزنامه «الاخبار» لبنان در این میان، اسرائیل که اینبار ترجیح داده بهجای پیشبردن ابتکار عمل مستقل خود، در چارچوب کارزار آمریکایی حرکت کند، به نوعی به اتاق پژواک اندیشهها و محاسبات واشنگتن تبدیل شده است؛ اینکه چه چیزی ممکن و مفید است و چه چیزی خیالپردازانه و پرخطر تلقی میشود، آنهم از نگاه اسرائیلیهایی که خود را آگاهتر و خبرهتر از متحدانشان در پرونده ایران میدانند.
در همین چارچوب، نخبگان سیاسی، نظامی و راهبردی اسرائیل در حال بازتولید سناریوهای مختلفی درباره آینده تقابل با ایران در مرحله پیش رو هستند. این سناریوپردازیها در حالی انجام میشود که تقریباً اجماعی در میان این محافل وجود دارد مبنی بر اینکه «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، اگرچه تعلل میکند و نوعی بازی فریب را در پیش گرفته، اما هنوز از نیت خود برای وارد آوردن ضربه نظامی به تهران دست نکشیده است؛ هرچند اختلاف نظر روشنی درباره ابعاد، نوع و هدف این ضربه احتمالی وجود دارد.
تردید در فروپاشی نظام ایران؛ انتقاد از خوشبینی اطلاعاتی
در میان این ارزیابیها، «رونن برگمن» در روزنامه «یدیعوت آحارونوت» به نقل از منابعی در نهاد امنیتی اسرائیل مینویسد که رهبری ایران، دور فعلی تشدید تنش را به سود خود پایان داده و اینکه برآوردها درباره سقوط نظام بهویژه با توجه به محدودیت اطلاعات اطلاعاتی ناشی از قطع ارتباطات بیش از حد اغراقآمیز بوده است.
برگمن پرسشهای دقیقی را درباره روز بعد هرگونه عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل مطرح میکند که چه کسی از معترضان حفاظت خواهد کرد؟ چه کسی کنترل خیابانها، پایگاهها و تأسیسات هستهای را به دست خواهد گرفت؟ و چه کسی مرزهای طولانی با عراق و افغانستان را کنترل خواهد کرد؟ او در نهایت به این جمعبندی میرسد که هیچ نیروی مخالف سازمانیافتهای برای پر کردن خلأ قدرت وجود ندارد و در نتیجه، سناریوی قطع سر نظام نه به انتقال منظم قدرت، بلکه به دستورالعملی برای هرجومرجی طولانیمدت منجر خواهد شد.
در همین راستا، شبکه «کان» اسرائیل از انتقادهای داخل» در ساختار امنیتی این رژیم نسبت به ارزیابیهای شعبه اطلاعات نظامی خبر میدهد؛ انتقادهایی که این نهاد را به درهمآمیختن آرزوها با توصیف واقعیت متهم میکند. منتقدان بر این باورند که نظام ایران توانسته در عرض حدود یک هفته، وضعیتی را که بیش از یک میلیون نفر در خیابانها حضور داشتند، به مرحلهای از تقریباً فقدان تجمعات اعتراضی برساند و بحرانهای ساختاری آن نیز پدیدهای جدید نیست و سالهاست با آنها زندگی میکند.
از سوی دیگر، «رون بنیشای» در «یدیعوت آحارونوت» میان پویایی اعتراضات داخلی در ایران و رفتار خارجی نظام پیوند برقرار میکند و بر این فرض استوار است که وضعیت جمهوری اسلامی به شرایط پیش از موج اخیر اعتراضات بازنخواهد گشت. به گفته او، هرچند حاکمیت موفق شده خیابانها را با زور تخلیه کند، اما رهبران نظام در تهران احساس کردهاند که زمین زیر پایشان میلرزد.
بر این اساس، بنیشای دو سناریوی همزمان را محتمل میداند: تشدید بیشتر سرکوب داخلی علیه مخالفان و تلاش برای صدور بحران به خارج، جایی که اسرائیل و منافع آمریکا در منطقه در صدر اهداف بالقوه ایران قرار دارند. به باور او، آنچه نگرانی تلآویو را افزایش میدهد این است که تصمیمات تهران پس از حمله نظامی اسرائیل در سال گذشته، کمعقلانیتر و آشفتهتر شده و همین امر خطر خطای محاسباتی را بالا میبرد؛ حتی اگر نظام ایران تمایلی به آغاز یک حمله گسترده نداشته باشد، مگر آنکه ابتدا خود هدف قرار گیرد.
سه سناریوی حمله آمریکا؛ از ضربه نمادین تا جنگ تمامعیار
در همین حال، «مؤسسه مطالعات امنیت ملی» در تلآویو، در گزارشی پژوهشی، رویکردی جزئینگرانهتر نسبت به سناریوهای احتمالی مداخله نظامی آمریکا در ایران ارائه میدهد. این گزارش یادآوری میکند که ترامپ پیشتر نیز از نیروی مستقیم علیه رهبران و زیرساختهای کلان در برخی کشورها استفاده کرده است؛ از جمله ترور فرمانده نیروی قدس، شهید قاسم سلیمانی، حمله به تأسیسات هستهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵ و حتی ربودن نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، در اوایل سال ۲۰۲۶.
به باور نویسندگان گزارش، همین سوابق باعث میشود تهدید ترامپ علیه ایران، قابلباورتر از تهدیدهای رؤسایجمهور پیشین آمریکا باشد. با این حال، سه مسیر اصلی برای اقدام نظامی احتمالی آمریکا علیه تهران ترسیم شده است:
نخست، ضربهای نمادین و محدود به برخی سایتها یا شخصیتهای ایرانی با هدف نشان دادن جدیت تهدید و بازگرداندن ایران به میز مذاکره، بدون تلاش فوری برای سرنگونی نظام.
دوم، حملهای گستردهتر با هدف تضعیف نظام از طریق هدف قرار دادن سپاه پاسداران، بسیج، دستگاههای امنیتی و چهرههای کلیدی در رأس حاکمیت.
سوم، حملهای سنگین که بر داراییهای نظامی، موشکی و هستهای، پدافند هوایی و سامانههای فرماندهی و کنترل متمرکز باشد؛ حملهای که توان پاسخ ایران را کاهش داده و هزینه ادامه مسیر هستهای و موشکی را افزایش دهد.
چهار گزینه ایران در برابر حمله؛ از هرمز تا تلآویو
در مقابل، این مؤسسه چهار گزینه احتمالی را برای واکنش ایران برمیشمارد:
نخست، حمله به پایگاهها و زیرساختهای آمریکا در خلیج فارس با استفاده از موشکهای کوتاهبرد و پهپادهای انتحاری، که میتواند خطر حملات شدیدتر آمریکا و حتی هدف قرار گرفتن رأس نظام را در پی داشته باشد.
دوم، حمله موشکی و پهپادی به اسرائیل برای اجتناب از رویارویی مستقیم با آمریکا، با احتمال کشیده شدن حزبالله لبنان به یک جنگ جدید.
سوم، تهدید به بستن تنگه هرمز بهعنوان آخرین گزینه برای افزایش هزینههای جهانی، که به معنای بینالمللی شدن بحران خواهد بود.
چهارم، ورود به یک مسیر دیپلماتیک که به توافقی جدید درباره محدودسازی غنیسازی اورانیوم و برنامه موشکهای بالستیک منجر شود؛ گزینهای که به باور این مؤسسه، بدون تغییر در رأس هرم قدرت، مانند کودتای داخلی یا حتی ترور رهبر انقلاب اسلامی، آیتالله سید علی خامنهای، بعید به نظر میرسد.
در مجموع، گزارش مؤسسه مطالعات امنیت ملی نتیجه میگیرد که تهدیدهای مکرر ترامپ، همراه با تعویق در اجرا، هم بیانگر آمادگی استثنایی برای استفاده از زور و هم نشاندهنده محدودیتهای عملیاتی آمریکا است. به گفته این گزارش، احتمال اقدام نظامی افزایش یافته، اما هر عملیات احتمالی با محدودیت توان نظامی آمریکا در منطقه و تمایل واشنگتن برای پرهیز از یک جنگ فرسایشی جدید مواجه خواهد بود؛ وضعیتی که دولت ترامپ را میان حفظ اعتبار تهدید و پرهیز از گرفتار شدن در باتلاقی تازه قرار میدهد.
..............................
پایان پیام/ ۲۶۸
نظر شما