خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: جامعه الازهر مصر در این سالها کوشید که خود را بعنوان اصلی ترین ارکان انصاف و اعتدال در جهان اسلام نشان دهد و تلاش می کند تا حدودی در تنشهای منطقه، خود را در قبال تبیین حقایق و دفاع از مظلومیتها مسئول بداند؛ ولی سوال این است آیا با توجه به بیانیه اخیر در قبال جنگ تحمیلی آمریکا و اسراییل علیه ایران بر جاده انصاف و اعتدال حرکت کرده است؟ بیانیه اخیر الازهر در خصوص اقدامات ایران، اگرچه ظاهراً در راستای حفظ امنیت منطقه و اصول اسلامی است، اما حاوی ابهاماتی است که نیازمند بازنگری و درک عمیقتری است. بر فرض صحت انتساب این بیانیه به مشیخه، مجمع البحوث الازهر و ارکان رسمی این نهاد کهن، حلقه مفقوده ای که در تحلیل این بیانیه بدون امضا باید توجه کرد نوع نگاه اسلام سنتی به حوادث غبارآلود است که الازهر با بی اعتنایی خاصی نسبت به آن موضع دوپهلو گرفته است.
یکم: بیانیه الازهر، هرچند تلاش شده که با نیتی خیرخواهانه برای حفظ صلح تنظیم شود، اما در متن خود نکات مبهمی دارد که ممکن است برداشتهای نادرستی را دامن زند. محکومیت کلی «اعتداءات الایرانیه» بدون ذکر مصادیق و مستندات روشن، و ذکر نام کشورهای حاشیه خلیج فارس، دامنهای وسیع به این اتهام میبخشد و گویی ایران را در جایگاه متهمی قرار میدهد که از همه سو در حال تجاوز به تمام کشورهای عربی و مسلمانان غیر عرب زبان ترکیه و آذربایجان است!!
دوم: نکته بسیار مهم و ابهام بخش، فقدان امضای رسمی و مشخص در ذیل این بیانیه است؛ امری که اعتبار آن را به عنوان موضع قطعی الازهر زیر سوال میبرد و این احتمالی را تقویت میکند که تحت تاثیر فشارهای سیاسی یا لابیهای منطقهای تنظیم شده باشد. همچنین، این بیانیه به شکلی دوپهلو از اصول شرعی و حقوق بینالملل سخن میگوید، اما در عمل، تنها بر اقدامات یک طرف تمرکز دارد و از ذکر «دشمنان متربص؛ الاعداء المتربصین» به گونهای سخن میگوید که گویی تنها ایران متهم به ایجاد تنش است و آغازگر این جنگ ناعادلانه.
سوم؛ رویکرد یکجانبهنگر در این بیانیه پنهان نیست. آیا واقعا تنها ایران متهم به اقدامات خشونتآمیز در منطقه است؟ آیا اقدامات صورت گرفته توسط نیروهای نظامی ایران در راستای دفاع مشروع یا مقابله مشروع با شهادت عالی ترین مرجع دینی محبوب شیعیان جهان و رهبر یک کشور اسلامی صورت نگرفته است؟ انتظار از الازهر این است که تمرکز صرف بر واکنش های یک طرف، بدون توجه به ریشههای بحران و نقش سایر بازیگران، نه تنها کمکی به حل منازعات نمیکند، بلکه میتواند به تفرقه بیشتر دامن زند. توقع منطقی از الازهر این بود که در مواضع خود، توازن و انصاف را رعایت و از تفسیر گزینشی برای اهداف سیاسی پرهیز نماید. سیاسیکاری مذهبی، به جای نزدیکی دلها، باعث دوری و بدبینی بیشتر میشود و این خلاف روح همگرایی و اعتدال و انصاف است.
چهارم: باور داریم که این بیانیه، موضع کلیت الازهر نیست و احتمالا موضع شیخ معتدل الازهر در این بیانیه نیامده است. این امر مستلزم درک عمیقتر از واقعیتهای میدانی، پرهیز از قضاوتهای عجولانه و یکجانبه، و حمایت از حق و حقیقت، هرچند تلخ باشد، است.
النهایه:
الازهر به عنوان یک نهاد مذهبی و علمی برجسته در جهان عرب، از نفوذ و اعتبار بالایی برخوردار است. اکثریت جامعه متدین عرب، الازهر را به عنوان نماینده خود میدانند و هویت عربی آن بر هویت غیرعرب ترجیح داده میشود. به نظر می رسد جامعه الازهر مصر با اندکی تغافل در موقعیتی قرار دارد که با دو جبهه درگیر است: یک؛ جبهه عرب و غیر شیعه (که کشورهای حاشیه خلیج نیز در این دسته قرار میگیرند) و دوم؛ جبهه شیعه. به طور طبیعی، الازهر با این بیانیه نشان داد تمایل دارد در این شرایط بغرنج از جبهه اعراب و غیر شیعیان حمایت کند و جنبه عربیت و غیر شیعی را تقویت کند. بیانیه اخیر الازهر، که بدون امضای مشخص و با لحنی دوپهلو نگاشته شده است، باید در چارچوب این ملاحظات سیاسی، مذهبی و فرقه ای تحلیل شود. این رویکرد نشاندهنده تلاش الازهر برای حفظ توازن و منافع جامعه عرب و غیر شیعه در منطقه است و نشانگر دولتی شدن الازهر است نه سنتی بودن آن.
بهقلم: سید علی بطحائی
.

..........................
پایان پیام
نظر شما