به گزارش خبرگزاری اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ حجتالاسلام محمدسعید آریاکیش، رئیس بنیاد ملی نوجوان، در گفتوگو با خبرنگار ابنا با تشریح اهداف و رویکردهای این بنیاد، بر ضرورت عبور از برنامههای صرفاً مناسبتی و فراهم کردن زمینه نقشآفرینی واقعی نوجوانان در مسائل جامعه تأکید کرد و گفت: بنیاد ملی نوجوان نه یک نهاد اداری و بوروکراتیک، بلکه ستاد عملیاتی و کانون شتابدهنده به کنشگری میدانی نسل نو است؛ مجموعهای که میخواهد نوجوان را از جایگاه مخاطب منفعل و مصرفکننده برنامهها خارج کند و به میدانداری، کادرسازی و پیشرانی در مسائل و چالشهای جامعه برساند.
وی همچنین با تشریح شعار هفته نوجوان با عنوان «باید برخاست برای صعود»، از پیشبینی محورهای میدانی برای این ایام، تشکیل کارگروههای استانی با هدف رفع موانع اداری، راهاندازی کاروانهای روایت پیشرفت، برگزاری مانورهای اقتدار و نقشآفرینی نوجوانان در روایت زندگی و آرمانهای شهدای میناب و لامرد سخن گفت. آنچه در ادامه میآید، مشروح این گفتوگو است.
بنیاد ملی نوجوان با چه هدفی شکل گرفته و چه تفاوتی با دیگر مجموعههای فعال در حوزه نوجوان دارد؟
بنیاد ملی نوجوان نه یک نهاد اداری و بوروکراتیک، بلکه یک ستاد عملیاتی و کانون شتابدهنده به کنشگری میدانی نسل نو است. هدف غایی از شکلگیری این مجموعه، عبور دادن نسل نوجوان از جایگاه یک مخاطب منفعل و مصرفکننده برنامهها و رساندن او به نقطه میدانداری، کادرسازی و پیشرانی در مسائل و چالشهای جامعه است.
تفاوت بنیاد ملی نوجوان با سایر دستگاهها و مجموعههای مستقر، دقیقاً در زاویه دید به هویت نوجوان تعریف میشود. در ساختارهای معمول، برنامهها برای نوجوان طراحی و اجرا میشوند؛ در حالی که در بنیاد ملی نوجوان، بسترها برای قیام و میدانداری توسط خود نوجوان شکل میگیرند.
مجموعههای سنتی اغلب نوجوان را در جایگاه تماشاگر یا پذیرنده پیامهای مستقیم قرار میدهند؛ اما بنیاد ملی نوجوان، مدرسه و تشکل را اتاق عملیات و کلاس و برنامه را سنگر فکر و اقدام میبیند.
رویکرد بنیاد بر رشد میدانی از مسیر مسئولیتپذیری واقعی استوار است. به این معنا که نوجوان خود چالشها را رصد میکند، گرهها را شناسایی میکند و با تشکیل هستههای اقدام، به سمت گرهگشایی میدانی و مطالبهگری پیشران حرکت میکند.
در آستانه هفته نوجوان، شعار «باید برخاست برای صعود» انتخاب شده است. فلسفه این شعار چیست و منظور از صعود کدام است؟ این شعار چه تغییری در رفتار و کنشگری نوجوانان ایجاد میکند و چه تفاوتی با برنامههای معمول هفته نوجوان دارد؟
شعار «باید برخاست برای صعود» برآمده از یک منطق قرآنی و حرکت و قیام ملی است. عبارت «باید برخاست»، به معنای پایان دادن به انفعال، تماشاگری، توقف و ایستایی است. این فراخوان اعلام میکند که پیشرفت کشور نیازمند قیام ارادههاست و نوجوانان نقطه آغاز این قیام هستند.
از سوی دیگر، صعود صرفاً به معنای پیشرفت خطی یا دستیابی به یک موفقیت مقطعی نیست؛ بلکه به معنای دستیابی به قلههای اقتدار علمی، هویتی، فناوری و تمدنی ایران اسلامی در برابر امواج ناامیدسازی است.
در زمینه تغییر رفتار و کنشگری نوجوانان نیز صعود یعنی نوجوان دیگر منتظر باز شدن درها از سوی ساختارهای اداری نماند، بلکه متوجه شود که خودش نقطه اتکا و بازوی پیشبرنده ایران قوی است. این حرکت، حس عزت، تعلق ملی و جسارت ورود به میدانهای دشوار را در ذهن و عمل نسل نو تثبیت میکند.
تفاوت این رویکرد با برنامههای روتین مناسبتی نیز در همین مسئله است. برنامههای مرسوم هفته نوجوان عموماً به نشستهای تشریفاتی، مسابقات ویترینی یا برنامههای یکسویه محدود میشدند؛ اما در این عملیات، هفت محور کاملاً میدانی پیشبینی شده است که از جمله آنها میتوان به «مانور اقتدار و میدانداری»، «کاروانهای روایت پیشرفت» و «خروش میدانی ۱۳ آبان با رژه نوجوانان جانفدا» اشاره کرد.
در این منظومه، نوجوان در کف میدان حضور دارد، پیشرفتهای بومی را مستدل روایت میکند، پرچم هویت خود را برمیافرازد و رسماً به کنشگری در عرصه بینالملل و مطالبهگری در سطح استان تبدیل میشود.
یکی از کلیدواژههای مطرح در برنامههای بنیاد، «نوجوان پیشران» است. این نوجوان چه ویژگیهایی دارد و چه تفاوتی با نوجوانی دارد که صرفاً مخاطب برنامههای فرهنگی است؟
نوجوان پیشران، موتور محرک تحولات محیط پیرامونی خود است. تفاوت او با یک مخاطب معمولی را میتوان در سه شاخصه کلیدی توضیح داد.
نخست، عبور از پذیرندگی به میدانداری است. مخاطب مصرفکننده صرفاً مینشیند و خدمات یا پیامهای از پیش آمادهشده را دریافت میکند؛ اما نوجوان پیشران خود مسئله را صورتبندی میکند، همسالانش را گرد هم میآورد و عملیات را مدیریت میکند.
شاخصه دوم، رشد میدانی در بستر چالشهای واقعی است. پیشران بودن در لایههای نظری محقق نمیشود، بلکه در دل ورود به گرههای واقعی جامعه شکل میگیرد؛ از جمله گرهگشایی میدانی، مطالبهگری از مسئولان و روایت چهرهبهچهره.
شاخصه سوم، کادرسازی و شبکهسازی است. نوجوان پیشران تکرو نیست؛ بلکه با تشکیل هستههای نوجوانی، هستههای مقاومت فکری و عملیاتی را در مدرسه و محله زنده میکند. او از موضع تبیینی و استدلالی برخوردار است و در محاصره رسانهای دشمن، روایتگر حقیقت و دستاوردهای کشور خود میشود.
کارگروههای استانی در سراسر کشور چه اختیاراتی دارند و قرار است چه خروجیهای مشخصی در استانها ایجاد کنند؟
کارگروههای ویژه استانی به ریاست استاندار یا معاون سیاسی ـ اجتماعی و با دبیری و مدیریت قرارگاه نوجوانی، نقش قرارگاههای پشتیبان و فرماندهی صحنه را بر عهده دارند. این کارگروهها با هدف شکستن موانع اداری پایهگذاری شدهاند و محورهای مأموریتی مشخصی دارند.
یکی از این محورها، شکستن بروکراسیهای اداری است. در این زمینه، کارگروهها میتوانند مصوبات الزامآور را در شورای اداری استان به تصویب برسانند تا دسترسی تشکلها و هستههای نوجوان به صنایع، مراکز علمی و زیرساختهای استانی تسهیل شود؛ برای مثال، موانع بازدیدهای برنامهریزیشده در قالب کاروانهای روایت پیشرفت برطرف شود.
محور دیگر، بسیج ظرفیتها و زیرساختهاست. دستگاههای اجرایی موظف میشوند امکاناتی مانند بیلبوردهای شهری، خطوط حملونقل، اماکن اجتماعی و آنتنهای رسانهای استانی را در اختیار عملیات نوجوانان قرار دهند.
پایش میدانی نیز از دیگر مأموریتهای این کارگروههاست. کنشهای شهرستانی باید بهطور مستمر ارزیابی شوند تا اطمینان حاصل شود که هیچ اقدامی در سطح نامهنگاری متوقف نمیماند و برنامهها به مرحله اجرا و اقدام میدانی میرسند.
در خصوص خروجیهای مشخص کارگروهها در استانها، چند هدف را دنبال میکنیم. نخست، شکلگیری دهها هسته خودجوش نوجوان برای مطالبهگری و حل گرههای پیرامونی است. دوم، سازماندهی کاروانهای روایت پیشرفت به مقصد مراکز صنعتی و فناورانه استانها با حضور راویان نسل نو است.
برگزاری یکپارچه مانورهای اقتدار و رژههای منسجم نوجوانان جانفدا در راهپیمایی ۱۳ آبان نیز از دیگر خروجیهای مورد انتظار است. همچنین به دنبال شبکهسازی پایدار میان عناصر فعال نوجوان در استانها هستیم تا این ارتباط و کادرسازی مستمر، فراتر از هفته نوجوان ادامه پیدا کند.
در برنامههای هفته نوجوان، قرار است نوجوانان درباره شهدای میناب و لامرد نیز نقشآفرینی کنند. چه برنامهای دارید تا این موضوع از یک شعار مناسبتی فراتر برود و به شناخت عمیقتر نسل نوجوان از شهدا و فرهنگ شهادت منجر شود؟
در منطق این عملیات، شهید صرفاً یک یادمان در گذشته نیست، بلکه الگوی زنده قیام و هزینه دادن برای آرمان است. انتخاب شهدای نوجوان میناب و لامرد بهعنوان دو کانون محوری اجتماع ملی راویان نیز دقیقاً با هدف پیوند دادن این حقیقت به واقعیت زیسته امروز نسل نوجوان صورت گرفته است.
یکی از محورهای این برنامه، گذار از ستایش نمادین به روایتگری استدلالی است. نوجوانان راوی، مسئولیت بازخوانی سرگذشت، پیام و نحوه ایستادگی این شهدا را برای همسالان خود بر عهده میگیرند. وقتی نوجوان خودش پشت تریبون آزاد قرار میگیرد و منطق جانفدایی شهیدی همسنوسال خود را برای دیگران تبیین میکند، فهم او از شهادت در عمق جانش نهادینه میشود.
محور دیگر، کنشهای نمادین میدانی با تأکید بر حس هویت و انتقام است. حرکت کاروانهای نوجوانان به سمت یادمانها، قرائت بیانیههای خونخواهی و عهد بستن برای پیمودن مسیر علمی و عملی شهدا، موضوع را از یک مراسم سالگرد اداری به میدان مطالبه و اعلام حضور تبدیل میکند.
همچنین به دنبال تبدیل فرهنگ شهادت به انگیزهای برای پیشرانی نوجوانان هستیم. پیام این برنامهها به نسل نوجوان آن است که شهدای همسنوسال آنان، پیشرانان دیروز در مواجهه با جنگ سخت بودند و امروز نوجوانان با فتح سنگرهای علمی، ایستادگی در جنگ شناختی و ساختن ایران قوی، ادامهدهنده خط مستقیم همان ایثار و فداکاری هستند.
...........
پایان پیام/ ۲۱۸
نظر شما