زینب کبری(س) در هشت روایت؛ قسمت هشتم
پادکست ابنا | حضرت زینب (ع) به روایت حضرت محمد مصطفی(ص)؛ دخترِ دخترم...
خبرگزاری اهلبیت(ع) ـ ابنا: «یا رسول الله... خواب دیدم بادِ تند و سیاهی وزید. بادی آنقدر وحشتناک که تمامِ دنیا را تاریک کرد. زمین لرزید و آفتاب گم شد. از ترسم دویدم. پناه بردم به درختِ بزرگی که در میان مدینه بود. محکم ساقهاش را گرفتم... اما بادِ سیاه آنقدر شدید شد که آن درختِ بزرگ را از ریشه کند و روی خاک انداخت!» «من چهگونه میتوانستم به طفلی خردسال بگویم که چه بر سرش خواهد آمد؟! او را محکم در آغوش کشیدم. عطرِ تنش را بو کشیدم و آنگونه که میشد و نمیشد شنید، خوابش را تعبیر کردم...» قسمت پایانی این مجموعه هشت قسمتی را بشنوید.
نظر شما