۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۹:۳۰
نامه‌های نهج‌البلاغه ۳۵/ شیوه دائمی منافقان: بهانه‌جویی برای ترک جهاد!

بهانه‌جویی برای عدم انجام وظایف دینی و ترک جهاد در مقابل دشمنان، روش همیشگی منافقان بوده، بهانه‌هایی که هرگاه در جامعه توسعه یافته، تأثیر مخربی در حاکمیت اسلامی بر جای نهاده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ نامه امیرالمومنین امام علی(ع) به عبدالله بن عباس، که در آن زمان والی بصره بود، به‌عنوان نامه ۳۵ نهج‌البلاغه قرار گرفته است.

این نامه به سه بخش کلی تقسیم می‌شود:

بخش اول نامه اعلام خبر شهادت «محمد بن ابی‌بکر» و اشغال مصر توسط دشمنان امیرمومنان(ع)، همچنین اعلام ویژگی‌های خاص او است، خصوصیاتی که مورد تجلیل امام(ع) قرار گرفته است و می‌توان آن اوصاف را از ویژگی‌های برجسته هر «خدمتگزار شایسته» در نظام اسلامی دانست.

بخش دوم نامه به دلایل این شکست و عوامل این شهادت می‌پردازد که باید آن را مهمترین بخش این نامه دانست. عواملی که هم باعث شهادت شخصیت‌های خدمتگذار می‌شود، هم عاملی برای تصرف سرزمین اسلامی توسط دشمنان و هم اندوه فراوان برای امام جامعه و پیروان او را در پی دارد. بخش سوم نیز نشانگر سوگ و ماتم فراوان امیرمومنان(ع) از شهادت عزیزان و بی‌وفایی یاران را نشان می‌دهد.

امام علی(ع) در بخش میانی این نامه، دلایل این شکست را اینگونه بیان می‌کنند:

«وَ قَدْ کُنْتُ حَثَثْتُ النَّاسَ عَلَی لَحَاقِهِ، وَ أَمَرْتُهُمْ بِغِیَاثِهِ قَبْلَ الْوَقْعَةِ، وَ دَعَوْتُهُمْ سِرّاً جَهْراً، وَ عَوْداً وَبَدْءاً، فَمِنْهُمُ الاْتِی کَارِهاً، وَ مِنْهُمُ الْمُعْتَلُّ کَاذِباً، وَ مِنْهُمُ الْقَاعِدُ خَاذِلا. من مردم را به جهاد و ملحق شدن به او امر کردم و آنان را تشویق و تحریص نمودم و در آشکار و پنهان و از آغاز تا پایان آن‌ها را برای حرکت به سوی او فراخواندم، ولی گروهی با کراهت آمدند و گروه دیگری به دروغ به بیماری و بهانه‌های دیگر متوسل شدند و جمع دیگری آشکارا از قیام برای جهاد سرباز زدند.»

اگر معنای جهاد در اندیشه شیعی را «هرگونه اقدام برای جلوگیری از تسلط دشمنان» بدانیم، در مفاهیم امروزی، جهاد معنای گسترده‌تر از حضور در میدان نبرد نظامی است و هرگونه اقدام برای جلوگیری از تسط فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و حتی فضای مجازی را باید نوعی جهاد دانست که هر شخصی، با هر توانی،  باید جایگاه خود را در ابعاد مختلف این حرکت‌های جهادی بیابد.

در نامه ۳۵ نهج‌البلاغه، امیرمومنان(ع) سه گروه را معرفی می‌کنند:

دسته اول گروهی هستند که جهاد را تعطیل کردند و به بهانه‌هایی مانند «کاهش تنش» یا «دوگانه‌سازی دیپلماسی و میدان» یا «ترس از عواقب مقاومت»، به تخریب باور اعتقادی پرداختند و هر نوع حرکت جهادی برای مقابله با دشمنان را مذمت می‌کنند. این افراد در این خطبه امیرمومنان(ع) با لفظ « الْقَاعِدُ خَاذِلا» معرفی شده‌اند.

افرادی دیگری از این گروه، هنگام صدور فرمان جهاد، به دروغ خود را بیمار و «ناتوان در اجرای فرمان» نشان می‌دهند و مخاطبان فرمان جهاد را «دیگران» می‌دانند. این گروه نیز با عبارت «الْمُعْتَلُّ کَاذِباً» توصیف شده‌اند. اینان نیز بدون توجه به دشمنی دشمنان و نبرد دائمی میان «کفر و ایمان»، تلاش می‌کنند تا خود را از هر تنش و از هرگونه آسیب احتمالی دور نگاه دارند. 

گروه سوم نیز افرادی هستند که با اکراه و بدون اشتیاق، هنگام فراخوان برای جهاد حاضر می‌شوند، روشن است این افراد که با کراهت در صحنه نبرد حاضر شدند، تمایلی برای مبارزه موثر و حقیقی با دشمنان ندارند، این افراد حداقل اقدامات برای مقابله با دشمنان را انجام می‌دهند و تلاش می‌کنند تا بهانه‌ای برای ترک صحنه نبرد بیابند.

روشن است که اگر هر جامعه‌ای، دچار این سه گروه شود، امکان مقابله با دشمنان را نخواهد داشت و کمترین تاوان حضور آنان در جامعه، تنها ماندن حاکمان شایسته، شهادت مجاهدان برجسته و از دست دادن بخش‌هایی از حاکمیت اسلامی است.

سید علی‌اصغر حسینی / ابنا

.....................

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha