به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ در تاریخ ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۱۵، حملهای از سوی عناصر ضدایرانی به مرکز فرهنگی ایران در اکوادرو صورت گرفت
یک شاهد عینی در روایتی از این اقدام به ابنا گفت: در مرکز فرهنگی اکوادور-ایران، گروهی از مردم شامل اکوادوریها، ایرانیها و اتباع دیگر کشورها دور هم جمع بودیم تا ماه رمضان را در کنار هم سپری کرده، قرآن بخوانیم و خود را برای افطار آماده کنیم. در آن زمان، خبر ترور رهبر عالی [ایران] تأیید شده بود.
گروهی از سلطنتطلبان که در اکوادور ساکن هستند، با یک کاروان حدوداً ۱۰ خودرویی، در اطراف مرکز فرهنگی به راه افتادند. آنها پرچمهای اسرائیل، آمریکا و دوران پهلوی را حمل میکردند. این افراد با بوق زدن، جیغ کشیدن، توهین کردن و شعار دادن به نفع اسرائیل و آمریکا، به حوالی مرکز آمدند. از آنجایی که درهای مرکز فرهنگی باز بود، آنها وارد حیاط شدند. در دستانشان چوب و پرچمهای اسرائیل و آمریکا بود.
شروع به کتک زدن [حاضران] کردند. قفسههایی که کفشها در آن بود را واژگون کردند و کفشها را به بیرون از مرکز و داخل خیابان ریختند. سپس با خشونت هر چه تمامتر به سمت پنجرههای مرکز سنگ پرتاب کردند. پنجره سمت راست پایین و یک پنجره از اتاقهای طبقه بالا را شکستند. تلاش کردند پنجره بزرگ سمت چپ را هم بشکنند، اما به لطف خدا موفق نشدند. آنها گاز اشکآور پخش کردند، مشروب (الکل) ریختند و با زشتترین الفاظ ناسزا گفتند.
.

.
داخل مرکز فرهنگی زنان، از جمله زنان مسن، و پنج کودک حضور داشتند که این کودکان به دلیل یورش این افراد دچار آسیبهای روحی و روانی شدند. مردانی که داخل مرکز بودیم، اجازه ندادیم [مهاجمان] وارد سالن اصلی شوند، چرا که این کار به یک قتلعام منجر میشد. اما آنها دوباره بازگشتند. ما با پلیس تماس گرفتیم، اما ۴۵ دقیقه طول کشید تا پلیس به محل برسد. وقتی مهاجمان برگشتند، ما مقابل آنها ایستادیم. پیش از آن، آنها خودروی من و خودروی یکی دیگر از برادران را تخریب کرده بودند. ما بدون کفش از مرکز بیرون آمدیم، چون کفشهایمان را دزدیده بودند. بیرون آمدیم تا از مرکز محافظت کنیم، چون میخواستند دوباره وارد شوند. در آنجا بود که به دفاع برخاستیم.
در مورد شخص خودم: چند نفر با چوب به سر من حمله کردند، سرم را شکافتند و عینکم را شکستند. به یکی دیگر از برادران با یک شیء تیز در ناحیه گردن زخم عمیقی زدند که خوشبختانه سطحی بود. به یکی دیگر از ناحیه بازو آسیب زدند. آنها از چوبهایی با نوک تیز مانند نیزه برای ضربه زدن استفاده میکردند و مدام به نفع اسرائیل شعار میدادند. بالاخره بعد از ۴۵ تا ۵۰ دقیقه، پلیس رسید.
.

.
تا به امروز (زمان نگارش متن)، علیرغم وجود تصاویر (که یکی از این افراد را نشان میدهد که به خودروی من ضربه زده، فرورفتگیهایی متعدد در درهای جانبی ایجاد کرده، یک آینه بغل را شکسته، و با سنگ به آن زده و باعث فرورفتگی و تخریب رنگ شده است)، پلیس هیچ اقدامی انجام نداده است. به خودروی شخص دیگری هم روی کاپوت آسیب زدند. عینک شیخ (روحانی) را هم شکستند.
شایان ذکر است که خیلی از بچههای حاضر در مرکز نه ایرانی و حتی نه مسلمان هستند و اساسا برای حمایت از انقلاب ایران در این شرایط در این مرکز حضور پیدا کردند.
..........................
پایان پیام
نظر شما