۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۸
خلیج‌ آبیِ پُر آفتاب‌ فارس‌زبان: از هویت تاریخی تا رسالت راهبردی

خلیج فارس افزون بر یک پهنه جغرافیایی ایران، یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است که نقش تعیین‌کننده‌ای در اقتصاد و امنیت بین‌المللی دارد. بر این اساس، ثبات پایدار این منطقه در گرو تقویت همکاری کشورهای ساحلی و شکل‌گیری یک معماری امنیتی بومی به‌جای الگوهای مبتنی بر مداخله قدرت‌های فرامنطقه‌ای است.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت‌(ع) _ ابنا: آیا یک پهنه آبی می‌تواند سرنوشت یک تمدن و شریان حیاتی اقتصاد جهان را به هم پیوند بزند؟ خلیج فارس نمونه‌ای روشن از چنین جایگاهی است. این نام آشنا در تاریخ و جغرافیا، صرفاً یک موقعیت جغرافیایی نیست؛ بلکه بخشی از حافظه تاریخی و یکی از مؤلفه‌های مهم درک جایگاه ایران در معادلات منطقه‌ای و جهانی به شمار می‌آید. پرداختن به این بحث، در واقع تلاشی برای فهم ریشه‌های بسیاری از تحولات و چالش‌های امروز منطقه است.

خلیج فارس بیش از آنکه نامی بر نقشه باشد، روایتی از تاریخ و هویت است. روز ملی خلیج فارس که یادآور اخراج استعمارگران پرتغالی از این منطقه در سال ۱۶۲۲ میلادی است، نمادی از همین پیشینه تاریخی و روحیه مقاومت در برابر سلطه بیگانگان محسوب می‌شود. اسناد متعدد تاریخی نیز اصالت نام «خلیج فارس» را در متون جغرافیایی و تاریخی تثبیت کرده‌اند. از این رو تأکید بر این نام تنها یک حساسیت ملی نیست، بلکه پاسداری از حافظه تاریخی و هویت تمدنی است.

اهمیت راهبردی خلیج فارس در نقطه‌ای کلیدی به نام تنگه هرمز به اوج می‌رسد. این آبراه باریک، یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان به شمار می‌آید و بخش قابل توجهی از نفت و انرژی مورد نیاز اقتصاد جهانی از مسیر آن عبور می‌کند. به همین دلیل، خلیج فارس در معادلات اقتصادی و امنیتی جهان جایگاهی تعیین‌کننده یافته و ثبات آن مستقیماً بر امنیت انرژی و تجارت بین‌المللی تأثیر می‌گذارد. مدیریت مسئولانه و هوشمندانه این ظرفیت طبیعی، نه‌تنها در راستای منافع ملی کشورهای منطقه، بلکه عاملی مهم در پایداری اقتصاد جهانی نیز محسوب می‌شود.

تجربه تاریخی نشان می‌دهد که امنیت پایدار در این منطقه با الگوهای مبتنی بر حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای به دست نمی‌آید بلکه حضور نظامی خارجی در بسیاری از موارد به تشدید رقابت‌های تسلیحاتی، بی‌اعتمادی و افزایش تنش‌ها انجامیده است. از همین رو شکل‌گیری امنیت بومی در خلیج فارس بیش از گذشته ضرورت دارد؛ الگویی که بر همکاری کشورهای ساحلی و مسئولیت مشترک آن‌ها در حفظ امنیت منطقه استوار باشد. در ادبیات روابط بین‌الملل نیز نظریه «مجموعه امنیتی منطقه‌ای» بر همین واقعیت تأکید دارد که امنیت کشورها در یک منطقه به‌گونه‌ای به هم پیوسته است که راه‌حل‌های پایدار تنها از دل همکاری و تعامل میان آن‌ها شکل می‌گیرد.

بر این اساس، آینده باثبات این منطقه در گرو شکل‌گیری سازوکاری مبتنی بر همکاری، اعتماد متقابل و مدیریت مشترک امنیت منطقه است. همان‌گونه که در گذشته حفظ این پهنه آبی با مقاومت در برابر مداخله‌گران خارجی همراه بود، امروز نیز ثبات و شکوفایی آن بیش از هر چیز به کنار گذاشتن الگوهای امنیتی تحمیلی وابسته است.

امروز بیش از پیش روشن شده که خلیج فارس بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت تاریخی و فرهنگی ایران است. پهنه‌ای که در طول قرن‌ها در کنار کوه‌ها، دشت‌ها و شهرهای این سرزمین، روایت‌گر ایستادگی و تداوم یک تمدن بوده است. امواج آن تنها آب‌های یک دریا نیستند، بلکه حامل خاطره نسل‌هایی هستند که برای حفظ این میراث تاریخی از جان و توان خود گذشته‌اند. همین پیوند عمیق تاریخی و تمدنی است که خلیج فارس را به نمادی ماندگار از هویت، پایداری و آینده جدیدی در این منطقه تبدیل کرده است.

ابیات آقای مهدی فرجی چه باشکوه قصه وطن را روایت می‌کند:

«شبی دوباره به دریا زدم دل‌ نگران را 
سوار موج قلم، گشتم آب‌های جهان را

چه سرزمین نجیبی‌ست در بدایت مشرق‌ 
که برده است دل‌ بورهای چشم‌چران را 

چه سرزمین غریبی که مهد آتش و خون است‌ 
اگر که باز کند، قفل زخم‌های نهان را 

چه سرزمین عجیبی که رام کرده به دامن‌ 
کویرِ داغ‌ عطش‌پرور «گسسته‌عنان» را 

بهار او به تماشا کشانده هرچه بهار است‌ 
خزان او به تمسخر گرفته هر چه خزان را 

که کوه‌ها همه گردن کشیده‌اند ببینند 
شکوه شانه‌ی الوند و سینه‌ی سبلان را

که مرغ‌های مهاجر به پیشواز می‌آیند 
عروس‌ اسب‌سوارِ بهارِ دشت مغان را 

که بادهای جهان صوفیانه غرق سماعند 
هوای چرخش بسطام و گردش خَرَقان را 

که موج‌های جهانگرد، می‌کنند زیارت‌ 
خلیج‌ آبیِ پُر آفتاب‌ فارس‌زبان را 

چه سال‌های درازی کشانده است به کشتی 
روایتش دل دریانوردهای جوان را 

چه سال‌هاست که چشم آبیان‌ آن سر دنیا 
گشوده‌اند به بلعیدنش، هزار دهان را 

به پاس قصه‌ی همسایگی، به رسم سخاوت‌ 
به خوش‌نشینان بخشیده است شیره ی جان را 

هنوز نعره‌ی مردانه‌ی امام قلی‌خان
به لرزه می‌اندازد زمین هرمزگان را 

گذشته‌اند ز دریای خون خود پدرانم‌ 
رسانده‌اند به من، گنج کهنه‌ی پدران را 

چنان به چاه می‌افتد که راه چاره نیابد 
زِ یاد اگر ببرد گرگ تیره‌روز، شبان را».

درواقع این گنج کهنه و این نگین آبی خاورمیانه، امانتی در دستان ماست. یاد و نام تمام دلاورانی که برای حفظ وجب‌به‌وجب این آب و خاک از جان گذشتند، گرامی باد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha