به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ گلحسن حسن در کنفرانس مشترک سازمان پیمان امنیت جمعی، کشورهای مستقل مشترکالمنافع و سازمان همکاری شانگهای درباره امنیت آسیای مرکزی و افغانستان، نسبت به فعالیت گروههای مسلح در مناطق تحت کنترل پاکستان و آنچه «حمایت از داعش خراسان» خواند، ابراز نگرانی کرد.
او همچنین گفت کابل اجازه نخواهد داد خاک افغانستان علیه هیچ کشور دیگری استفاده شود و مدعی شد حکومت طالبان در سالهای اخیر فعالیت داعش و دیگر گروههای مسلح را بهشدت محدود کرده است.
این موضع در شرایطی مطرح میشود که مناسبات طالبان و پاکستان به یکی از پرتنشترین دورههای خود رسیده و دو طرف، یکدیگر را به پناهدادن یا حمایت از گروههای مسلح متهم میکنند.
اما پرسش این است: آیا میتوان پرونده داعش خراسان را به همین سادگی به پاکستان منتقل کرد؟
خود مسکو هم داعش خراسان را در افغانستان میبیند
استناد کابل به اظهارات مقامهای روسیه نیز تصویر کاملاً یکدستی ارائه نمیدهد.
سرگئی لاوروف پیشتر از وجود شاخهای از داعش در پاکستان سخن گفته بود که به گفته او در خاک پاکستان و افغانستان حملاتی انجام میدهد. این عبارت از آن جهت مورد توجه قرار گرفت که معمولاً عنوان «داعش خراسان» برای شبکه منطقهای داعش در افغانستان و پاکستان به کار میرود.
با این حال، لاوروف چند روز بعد در همان کنفرانس امنیتی مسکو، صریحتر گفت که از نگاه دستگاههای امنیتی روسیه، مهمترین خطر از سوی «ولایت خراسان» داعش است؛ گروهی که به گفته او در پی تضعیف حکومت کابل و استفاده از افغانستان بهعنوان سکویی برای گسترش فعالیتهای تروریستی به آسیای مرکزی و روسیه است.
بنابراین، تعبیر «شاخه پاکستانی داعش» را نمیتوان به معنای این دانست که مسکو حضور داعش خراسان در افغانستان را منتفی میداند.
برعکس، ارزیابی رسمی روسیه همچنان افغانستان را یکی از عرصههای اصلی فعالیت و تهدید این گروه معرفی میکند.
گزارشهای سازمان ملل؛ افغانستان هنوز از نقشه داعش حذف نشده است
گزارشهای تیم نظارت بر تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل نیز روایت ساده «داعش در پاکستان است» را تأیید نمیکند.
در گزارش فوریه ۲۰۲۵ این نهاد آمده بود که افغانستان همچنان مرکز اصلی جذب نیرو و تسهیل فعالیت داعش خراسان بوده و این گروه در شمال افغانستان پایگاه جذب نیرو، اردوگاههای آموزشی و شبکه انتقال افراد داشته است. در همان گزارش از اردوگاههایی در بدخشان، کنر و نورستان سخن گفته شد.
گزارش دسامبر همان سال نیز تأیید کرد که عملیات طالبان و پاکستان بخشی از توان داعش خراسان را تضعیف کرده، اما این گروه همچنان در افغانستان فعال و دارای توان عملیاتی بوده است. سازمان ملل تصریح کرد که طالبان موفق به ازبینبردن کامل پناهگاههای داعش خراسان نشدهاند.
در گزارش فوریه ۲۰۲۶ نیز داعش خراسان همچنان دارای توان انجام عملیات خارجی معرفی شد؛ همزمان این گزارش از ادامه حضور مجموعهای از گروههای مسلح در افغانستان و محیط مساعد برای فعالیت برخی شبکههای جهادی خبر داد.
تازهترین گزارش دورهای سازمان ملل در اوت ۲۰۲۶ نیز داعش خراسان را یکی از مهمترین تهدیدها برای خود طالبان و منطقه ارزیابی کرده است. این گروه با وجود فشار عملیاتی در افغانستان و پاکستان، همچنان از توان سازماندهی، تجهیزات پیشرفته و ظرفیت اجرای حملات پرهزینه برخوردار است و گزارشها از حضور آن در اطراف کابل و شبکههای آموزشی در دو سوی مرز حکایت دارد.
داعش و طالبان؛ دشمن امروز با ریشههای درهمتنیده دیروز
البته واقعیت مهم دیگری نیز نباید نادیده گرفته شود: طالبان و داعش خراسان امروز دشمن یکدیگرند.
نیروهای طالبان طی سالهای اخیر بارها با داعش درگیر شده، اعضا و فرماندهان آن را بازداشت یا کشتهاند و خود داعش نیز مقامهای طالبان را هدف حملات مرگبار قرار داده است. گزارشهای سازمان ملل نیز تأثیر عملیات طالبان در کاهش بخشی از توان داعش خراسان را تأیید کردهاند.
اما دشمنی امروز، سابقه شبکهای پیچیده این دو جریان را از بین نمیبرد.
اطلاعات رسمی شورای امنیت نشان میدهد داعش خراسان در سال ۲۰۱۵ به رهبری یک فرمانده پیشین تحریک طالبان پاکستان تشکیل شد و شماری از فرماندهان سابق جریانهای طالبان نیز در شکلگیری هسته اولیه آن نقش داشتند و با داعش بیعت کردند.
طی سالهای بعد نیز رفتوآمد نیرو میان گروههای جهادی افغانستان و پاکستان ادامه یافته و گزارشهای متعددی از جداشدن افراد از طالبان، تحریک طالبان پاکستان، القاعده و دیگر گروههای منطقهای و پیوستن آنان به داعش خراسان منتشر شده است.
حتی گزارشهای جدید سازمان ملل از توان داعش برای نفوذ در ساختارهای حکومت طالبان بهعنوان یکی از نگرانیهای امنیتی یاد کردهاند.
از این رو، سخنگفتن از «شبکههای همپوشان»، جابهجایی نیرو و سابقه مشترک بخشی از بدنه جهادی منطقه مستند است؛ اما این شواهد بهتنهایی اثباتکننده یک ائتلاف سازمانیافته و رسمی میان حکومت طالبان و داعش خراسان نیست.
تناقضی که با متهمکردن پاکستان حل نمیشود
مشکل روایت تازه سفیر طالبان دقیقاً در همین نقطه است.
کابل میتواند درباره پایگاهها، تسهیلگران یا شبکههای داعش در پاکستان سؤال مطرح کند؛ همانگونه که گزارشهای بینالمللی نیز از فعالیت این گروه در دو سوی مرز سخن گفتهاند.
اما نسبتدادن سرچشمه تهدید به پاکستان، پاسخ پرسشهای موجود درباره حضور داعش در افغانستان، اردوگاههای پیشین آن، شبکههای جذب نیرو، نفوذ در ساختارهای محلی و ارتباط تاریخی نیروهای جداشده از طالبان با این گروه نیست.
این موضوع برای جامعه شیعه افغانستان نیز صرفاً یک بحث نظری نیست. داعش خراسان طی سالهای گذشته بارها مساجد، مراکز آموزشی و اجتماعات شیعیان و هزارهها را هدف قرار داده و گزارش فوریه ۲۰۲۶ سازمان ملل نیز از ادامه تمایل این گروه برای حمله به اماکن مذهبی شیعیان در منطقه سخن گفته است.
بنابراین، مسئله اصلی برای قربانیان داعش این نیست که کابل و اسلامآباد هرکدام انگشت اتهام را به سوی دیگری بگیرند؛ مسئله این است که شبکه واقعی داعش کجاست، چه کسانی آن را تسهیل میکنند و چگونه هنوز پس از سالها امکان جذب نیرو، جابهجایی و عملیات دارد.
اظهارات تازه طالبان علیه پاکستان ممکن است بخشی از جنگ سیاسی دو طرف باشد، اما گزارشهای بینالمللی یک واقعیت پیچیدهتر را نشان میدهند:
داعش خراسان نه صرفاً «پاکستانی» است و نه از افغانستان ناپدید شده؛ شبکهای فرامرزی است که ریشههایش در همان محیط جهادی افغانستان و پاکستان شکل گرفته و هنوز نیز از هر دو سوی مرز تغذیه میکند.
.................................
پایان پیام/
نظر شما