خبرگزاری اهلبیت(ع) ابنا:
تأکید رهبر شهید انقلاب اسلامی بر مراجعه بیشتر به نهجالبلاغه و توجه ویژه فعالان فرهنگی به مطالعه و آموزش این کتاب، نشاندهنده جایگاه ویژه معارف علوی در نگاه ایشان است؛ تأکیدی که در نخستین روز سال ۱۴۰۴ و همزمان با ایام متعلق به امیرالمؤمنین(ع) مطرح شد. ایشان در آن دیدار، حضرت علی(ع) را قله رفیع عدالت، تقوا و گذشت خواندند و تصریح کردند که ملت ایران و ملتهای مسلمان برای بهرهگیری از درسهای آن حضرت، باید بیشتر به نهجالبلاغه مراجعه کنند.
این توصیه در شرایطی مطرح شد که جوامع اسلامی، بهویژه جوامع پیرو اهلبیت(ع)، با مجموعهای از مسائل و تحولات مهم اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مواجهاند. از این منظر، بازخوانی نهجالبلاغه را نمیتوان صرفاً به مطالعه یک متن تاریخی یا ادبی محدود کرد؛ بلکه این اثر میتواند زمینهای برای شناخت دقیقتر منظومه فکری و عملی امیرالمؤمنین(ع) و بهرهگیری از آموزههای آن حضرت در عرصههای مختلف زندگی فردی و اجتماعی باشد. تأکید بر مطالعه و آموزش نهجالبلاغه نیز از همین منظر، اهمیت ویژهای پیدا میکند و میتواند نقطه آغاز بازخوانی گستردهتر میراث علوی در جامعه اسلامی باشد.
با توجه به تأکیدات رهبر شهید، خبرگزاری ابنا اهتمام ویژهای به نشر آموزههای نهجالبلاغه دارد. از این رو حجتالاسلام والمسلمین محمد نمازی استاد حوزه و پژوهشگر نهجالبلاغه در سلسله ویدیوهایی به تشریح جایگاه و معارف نهجالبلاغه میپردازد.
بسم الله الرحمن الرحیم
حکمت ششم نهجالبلاغه؛ رازداری، خوشرویی و صبر
«صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ»؛ سینه عاقل، صندوق راز اوست. «وَ الْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ»؛ و خوشرویی دام محبت است. «وَ الِاحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُیُوبِ»؛ و شکیبایی گور عیبهاست. «وَ الْمَسْأَلَةُ خِبَاءُ الْعُیُوبِ»؛ پرسش کردن، عیوب را برطرف میکند. «وَ مَنْ رَضِیَ عَنْ نَفْسِهِ کَثُرَ السَّاخِطُ عَلَیْهِ»؛ و هر که از خود راضی باشد، دشمنانش زیاد میشوند.
پیرو جلسات قبل، حکمت ششم نهجالبلاغه تقدیم میشود. ببینیم آقا امیرالمؤمنین(ع) چه درسی به ما میدهند، سلاماللهعلیه.
جمله اول: «صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ»؛ سینه عاقل در واقع صندوق راز اوست. عاقل اسرارش را نگه میدارد. وقتی رازی به کسی گفته میشود به عنوان یک یار خودمانی، او هم بالاخره کسی دارد که با او خودمانی است و همینگونه آن راز گفته میشود؛ در نتیجه انسان ممکن است گرفتار شود و حرفی زده شود که نباید مطرح میشد. دیگر انسان باید بهگونهای آن را مدیریت و جمع کند و شاید گاهی آبروی انسان به خطر بیفتد. لذا عاقل کم حرف میزند و به همین دلیل نیز رازش فاش نمیشود.
در حکمت دوم گفتیم کسی که اسرارش را به این و آن میگوید، بهگونهای تن به خواری داده است. باید چه کار کنیم؟ باید عاقل باشیم و این سینه، صندوق اسرار باشد. این به معنای آن نیست که در زندگی مدام مخفیکاری شود؛ نه، بلکه یعنی بعضی چیزها را نباید گفت و هر حرفی را نباید زد. در بسیاری از جاها حتی نباید اعتقادات انسان را متوجه شوند؛ مانند تقیه.
جمله دوم: «وَ الْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ»؛ خوشرویی دام محبت است. بسیار سفارش شده است که مخصوصاً مومن خوشرو باشد؛ چرا که خوشرویی نشانه اهل بهشت است و در واقع کسانی که از ما و از دین خدا گریزان هستند، با همین خوشرویی جذب میشوند. با همین خوشرویی موجبات مودت به وجود میآید؛ مودت همان محبت عملی است. در این حکمت به خوشرویی سفارش شده است.
جمله سوم: «وَ الِاحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُیُوبِ»؛ احتمال به معنای شکیبایی است که انسان تحملش را بالا ببرد. «قبر عیوب» یعنی همانگونه که قبر، جسم انسان را در خود مخفی و میپوشاند، با صبر و تحمل نیز عیب انسان آشکار نمیشود. این بیتابی است که در واقع عجز و بیصبری انسان را آشکار میکند و خدای نکرده انسان حرفی میزند یا عملی انجام میدهد که نباید انجام دهد. «الِاحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُیُوبِ» تعبیر عجیبی است؛ گویا قبر در واقع آن عیوب را میپوشاند.
جمله چهارم: « وَ الْمَسْأَلَةُ خِبَاءُ الْعُیُوبِ»؛ در جملهای دیگر فرمودند: سوال کردن و پرسش کردن، عیوب را برطرف میکند. با پرسیدن، پاسخ روشن میشود، انسان دانا میگردد و عیبِ ندانستن برطرف میشود. بعضی نسخهها «الْمُسَالَمَةُ خَبْأُ الْعُیُوبِ» نوشتهاند؛ یعنی اینکه انسان اهل درگیری نباشد و اهل رفتار مسالمتآمیز با دیگران باشد. این نیز باعث میشود عیبهای انسان، تندخویی و بدزبانی او آشکار نشود.
جمله پنجم: «وَ مَنْ رَضِیَ عَنْ نَفْسِهِ کَثُرَ السَّاخِطُ عَلَیْهِ»؛ هر کس از خودش راضی باشد، دشمنانش زیاد میشوند. این امر روشن است؛ از خود راضی بودن باعث میشود دیگران از او خوششان نیاید و از این شخص بدشان بیاید؛ زیرا او هر کاری بکند آن را بیعیب میبیند و هر سخنی که دیگران به او بگویند قبول نمیکند. در نتیجه بقیه نسبت به این شخص ناراضی میشوند. «سَاخِط» در واقع متضاد «رَاضِی» است.
پس انشاءالله از خود راضی نباشیم، اهل صبر و تحمل باشیم و خوشرو و عاقلانه این رازها و اسرار را در سینهمان پنهان کنیم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
.................
پایان پیام/
نظر شما