۱۲ دی ۱۴۰۴ - ۱۸:۳۱
حوزه‌های علمیه؛ از عقبه فکری نظام تا کنشگری اجتماعی و تمدن‌سازی

نقد بودجه مراکز دینی و حوزوی بدون انجام مقایسه‌ای تطبیقی با نهادهای دینی هم‌تراز در جهان، تحلیلی ناقص و ناعادلانه است. بررسی ساختارهای دینی در سطح بین‌المللی نشان می‌دهد که دین، هرجا مأموریت اجتماعی و تمدنی یافته، همواره از پشتیبانی مالی، نهادی و رسانه‌ای گسترده برخوردار بوده است.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: مراکز علمی، آموزشی و فرهنگی ـ تربیتی حوزه‌های علمیه، به‌عنوان عقبه فکری، معرفتی و تمدنی نظام اسلامی، نقشی بنیادین در تداوم هویت دینی، انقلابی و تمدنی جمهوری اسلامی ایران ایفا می‌کنند. انتظار منطقی آن است که این مراکز، علاوه بر تبیین مأموریت‌ها و عملکردهای خود، پاسخ‌گوی نیازهای فکری، کارشناسی و راهبردی نظام و دولت در سطوح مختلف حکمرانی باشند و در میدان عمل، کارآمدی گفتمان دینی را به نمایش بگذارند.

در سال‌های اخیر، حوزه‌های علمیه به‌تدریج وارد عرصه‌هایی فراتر از آموزش سنتی شده‌اند؛ از پژوهش‌های راهبردی و تولید علوم انسانی اسلامی گرفته تا فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و بین‌المللی. با این حال، باید اذعان کرد که این حجم از تلاش و دستاورد، به‌درستی برای مسئولان، نخبگان، رسانه‌ها و افکار عمومی روایت و تبیین نشده است. ضعف در زبان رسانه‌ای و ناتوانی در تبدیل عملکردهای تخصصی به روایت‌های قابل فهم و اقناع‌کننده، موجب شکل‌گیری فاصله‌ای میان واقعیت عملکرد حوزه و تصویر ذهنی جامعه شده است.

این چالش، در مورد مراکز حوزوی فعال در خارج از کشور برجسته‌تر است. این مراکز، علی‌رغم محدودیت‌های مالی، در معرفی اندیشه شیعی، گسترش ارتباطات بین‌المللی، گفت‌وگوی ادیانی و فعالیت‌های اجتماعی، نقش‌هایی اثرگذار و بعضاً راهبردی ایفا کرده‌اند؛ اما فقدان یک نظام ارتباطی و رسانه‌ای منسجم سبب شده بسیاری از این دستاوردها دیده نشود و بازتاب متناسبی در سطوح نخبگانی و تصمیم‌سازی جهانی نیابد.

در چنین شرایطی، نقد بودجه مراکز دینی و حوزوی بدون انجام مقایسه‌ای تطبیقی با نهادهای دینی هم‌تراز در جهان، تحلیلی ناقص و ناعادلانه است. بررسی ساختارهای دینی در سطح بین‌المللی نشان می‌دهد که دین، هرجا مأموریت اجتماعی و تمدنی یافته، همواره از پشتیبانی مالی، نهادی و رسانه‌ای گسترده برخوردار بوده است.

برای نمونه:

سازمان دیانت ترکیه (Diyanet)، به‌عنوان نهاد رسمی دینی این کشور، در بسیاری از سال‌ها از بودجه اغلب وزارتخانه‌های ترکیه برخوردار بوده و نقش فعالی در سیاست فرهنگی، اجتماعی و دیپلماسی عمومی ایفا می‌کند.

الازهر شریف در مصر، با شبکه‌ای گسترده از دانشگاه‌ها، مدارس، رسانه‌ها و مراکز بین‌المللی، از حمایت کلان دولتی و موقوفات تاریخی بهره‌مند است و یکی از کانون‌های اصلی تولید و صدور گفتمان دینی اهل‌سنت در جهان به‌شمار می‌رود.

رابطه العالم الاسلامی و نهادهای همسو، با پشتوانه منابع مالی قابل توجه، حضوری مؤثر در تبلیغ دینی، آموزش بین‌المللی و اثرگذاری گفتمانی دارند.

در جهان مسیحیت، واتیکان نه‌تنها یک نهاد دینی، بلکه بازیگری تمام‌عیار در عرصه‌های سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای است که با شبکه‌ای جهانی از مؤسسات آموزشی، رسانه‌ای و خیریه، نقش‌آفرینی می‌کند.

در مقایسه با این ساختارهای گسترده، باید با صراحت پرسید: سهم جمهوری اسلامی ایران، به‌عنوان نظامی برآمده از انقلاب دینی، برای گفتمان‌سازی در برابر گفتمان مسلط غربی چقدر است؟ مجموع بودجه مراکز حوزوی و دینی کشور، در قیاس با نهادهای یادشده، بسیار محدود و حداقلی است؛ آن هم در شرایطی که جمهوری اسلامی در معرض جنگی ترکیبی، شناختی و رسانه‌ای قرار دارد.

با وجود این محدودیت‌ها، مراکز حوزوی توانسته‌اند نیروهای فکری، کارشناسی، فرهنگی و چندزبانه‌ای تربیت کنند که در دانشگاه‌ها، نهادهای حاکمیتی، رسانه‌ها، مراکز فرهنگی و حتی میدان‌های اجتماعی و بین‌المللی حضوری مؤثر دارند. با این حال، ضعف در بازنمایی علمی و رسانه‌ای این ظرفیت‌ها موجب شده جایگاه واقعی حوزه‌ها در نظام تصمیم‌سازی و افکار عمومی به‌درستی شناخته نشود.

در عین حال، حوزه‌های علمیه در سال‌های اخیر به‌صورت جدی در مسیر افزایش کارآمدی نهادی و ارتقای نقش خود در نظام حکمرانی گام برداشته‌اند. این تلاش، ناظر به یک ضرورت بنیادین است:

نظام دینی برای تثبیت مشروعیت و مقبولیت اجتماعی خود، ناگزیر از اثبات کارآمدی در حل مسائل واقعی جامعه است.

کارآمدی حوزه‌ها زمانی تحقق می‌یابد که علوم اسلامی و علوم انسانی برآمده از آن، از سطح نظریه‌پردازی صرف عبور کرده و در قالب الگوهای اجرایی، سیاست‌های عمومی و پروژه‌های اجتماعی قابل ارزیابی وارد فرآیند تصمیم‌سازی و اجرا شود. از این منظر، حوزه‌های علمیه باید بیش از گذشته به‌عنوان پشتیبان فکری و کارشناسی نظام و دولت در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و هویتی ایفای نقش کنند.

این رویکرد، امتداد طبیعی سنت تاریخی فقه و عقلانیت شیعی است؛ سنتی که عالم دینی را کنشگری فعال در متن جامعه می‌داند، نه صرفاً ناظری بیرونی. الگوهایی همچون امام موسی صدر نشان می‌دهد که پیوند نظام‌مند دین با مسائل اجتماعی، می‌تواند به افزایش سرمایه اجتماعی، توانمندسازی مردم و ارتقای کارآمدی حکمرانی بینجامد.

بر این اساس، حوزه‌های علمیه برای ایفای نقش تمدن‌ساز خود، نیازمند تربیت عالمانی با توان تلفیق دانش دینی و مدیریت اجتماعی در تراز تاریخی شخصیت‌هایی چون خواجه‌نصیرالدین طوسی، علامه ملاعبدالله یزدی، شیخ بهایی و امام خمینی(ره) هستند؛ عالمانی که توان تبدیل معرفت دینی به طراحی نهادی و راه‌حل‌های اجرایی را دارا بودند.

ازاین‌رو، ضروری است مراکز حوزوی و نهادهای دینی، با بهره‌گیری هدفمند از ظرفیت خیرین، نهادهای مردمی و مدیران اجرایی، حضور خود را در عرصه‌هایی چون محرومیت‌زدایی، تولید، اشتغال و حل مسائل اجتماعی ـ به‌عنوان میدان‌های عینی نمایش کارآمدی نظام دینی ـ تقویت کنند و هم‌زمان، با زبانی نو، دقیق و اقناع‌کننده، نقش و دستاوردهای خود را در ارتقای کارآمدی حکمرانی و تحقق تمدن‌سازی اسلامی به‌درستی تبیین نمایند.

بقلم: حسن عبدی‌پور، کارشناس عرصه بین‌الملل

..........................

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha