۲۶ دی ۱۴۰۴ - ۱۶:۱۶
نگاهی به اهداف و ثمرات بعثت رسول مهربانی ها

مطابق با آنچه در منابع آمده است، در حالی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غار حرا (کوه نور) در حوالی مکه معظمه به عبادت و نیایش می‌پرداخت، جبرئیل بر وی نازل شد و بر وی آیاتی از قرآن مجید را به عنوان طلیعه نبوت نازل نمود. نخستین آیاتی که بر آن حضرت فرود آمد، آیه‌های نخستین سوره علق بود.

خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع) - ابنا:  «مبعث» حضرت محمد (صلی الله علیه وآله)، روزی است که آن حضرت از سوی خدا - به عنوان آخرین پیامبر الهی - برای هدایت و راهنمایی همیشگی انسان‌ها برانگیخته شد. مطابق با نظر شیعه، بعثت پیامبر اسلام در ۲۷ رجب سال چهلم عام الفیل و در چهل سالگی ایشان واقع شد. عید مبعث از اعیاد بزرگ مسلمانان به شمار می‌رود.

«مَبعَث» اسم زمان از ریشه «بَعْث» است، و بعث در لغت به معنای برانگیختن و روانه کردن چیزی است.[۱] بِعْثَت‌ در فرهنگ‌ اسلامی‌ عموما به‌ معنای‌ برانگیختن‌ و برگزیدن‌ پیامبران‌ از سوی خداوند برای‌ هدایت‌ مردم‌ است که‌ آغاز رسالت‌ هر پیامبر می باشد.[۲]


تاریخ بعثت پیامبر اکرم

به روایت اهل سنت، حضرت محمد صلی الله علیه و آله در روز دوشنبه هفدهم یا هجدهم یا نوزدهم ماه مبارک رمضان، به پیامبری مبعوث گردید.

اما اجماع عالمان شیعه بر آن است که مبعث آن حضرت در روز بیست و هفتم ماه رجب سال چهلم عام الفیل (مطابق با سال ۶۱۰ میلادی) صورت گرفت. روایات دال بر این مطلب در منابع شیعه بسیار است؛ از جمله شیخ کلینی با سند خود از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود: «روزه بیست و هفتم رجب را فراموش نکن، زیرا آن روزی است که محمد (صلی الله علیه وآله) به نبوّت گماشته شد.»

شیخ صدوق و شیخ طوسی هم این روایت را ذکر کرده ‌اند. و نیز روایات دیگری که دال بر این موضوع است از سایر ائمه یا صحابیان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است.[۳]

بر اساس روایات فریقین، آن حضرت به هنگام بعثت، چهل ساله بوده است.


چگونگی بعثت پیامبر اکرم

مطابق با آنچه در منابع آمده است، در حالی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غار حرا (کوه نور) در حوالی مکه معظمه به عبادت و نیایش می‌پرداخت، جبرئیل بر وی نازل شد و بر وی آیاتی از قرآن مجید را به عنوان طلیعه نبوت نازل نمود. نخستین آیاتی که بر آن حضرت فرود آمد، آیه‌های نخستین سوره علق بود.[۴]


غار حرا در جبل النور

امام حسن عسکری علیه السّلام در توصیف بعثت نبی اکرم صلّی اللّه علیه و آله، می فرماید: «... تا این که به چهل سالگی رسید، و خداوند قلب کریمش را بهترین و والاترین و خاشع‌ترین و مطیع‌ترین قلب‌ها یافت. پس به درهای آسمان اجازه داد و آنها بازشدند و به ملائکه اجازه داد و آنها نازل شدند و در این حال محمد صلّی اللّه علیه و آله به آنها می‌نگریست. پس رحمت از طرف عرش بر وی نازل شد و او به روح الامین (جبرئیل) نگاه می‌کرد، جبرئیل نزد او فرود آمد و دستش را گرفت و تکان داد و گفت: ای محمد! بخوان، محمد فرمود: چه چیزی را بخوانم؟ گفت: ای محمد! «اِقْرَاْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذی خَلَقَ * خَلَقَ الْاِنسانَ مِنْ عَلَقَ * اِقْرَا وَ رَبُّک الْاَکرَمُ * اَلَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ...». (قرآن را) به نام پروردگارت -که هستی را آفرید- بخوان، همو که انسان را از خون بسته آفرید. بخوان که پروردگارت از همه ارجمندتر است. همو که با قلم تعلیم داد و آن چه را که انسان نمی‌دانست به او آموخت.

سپس آنچه را که می‌بایست بر او نازل کرد و خودش به سوی پروردگارش بالا رفت. محمد صلّی اللّه علیه و آله از کوه پایین آمد در حالی که عظمت خداوند و جلالت ابّهت الهی او را مدهوش خود کرده بود و به تب و لرز دچار شده بود. چیزی که اضطرابش را بیشتر می‌کرد، این بود که می‌ترسید، قریشیان او را تکذیب کرده و او را به دیوانگی نسبت دهند، در حالی که او عاقل‌ترین مردم و گرامی‌ترین آنان بود و مبغوض‌ترین چیزها در نظر او شیاطین و اعمال دیوانگان بود؛ بنابراین، خداوند اراده کرد که قلبش را مملوّ از شجاعت نماید و به او فراخی دل عنایت فرماید. برای همین از کنار هر سنگ و درختی که رد می‌شد، می‌شنید که می‌گفتند: «السّلام علیک یا رسول اللّه».[۵]

به روایتی، همین که پیامبر وارد خانه شد از نور چهره مبارکش خانه خدیجه کبری علیها السلام منور شد و آن بانوی پرهیزکار پرسید: ای محمد! این چه نوری است که در تو مشاهده می‌کنم؟ حضرت فرمود: این نور پیامبری است، بگو: لا إله الا الله، محمد رسول الله. خدیجه گفت: شهادت می‌دهم که خدایی جز خداوند یکتا نیست و تو رسول و پیامبر خدایی. بدین گونه خدیجه نخستین کسی بود که به همسرش حضرت محمد صلی الله علیه و آله ایمان آورد.[۶]

از میان مردان نیز امام علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام، به محض دیدن چهره نورانی پیامبر صلی الله علیه و آله به وی ایمان آورد و شهادتین را بر زبان جاری کرد. از آن پس پیامبر صلی الله علیه و آله در کنار خانه خدا نماز می‌گذارد و خدیجه علیها السلام و علی علیه‌السلام بر او اقتدا می‌کردند و نماز می‌خواندند.[۷] این سه نفر، با جان و مال و هستی خویش اسلام را پرورانده و فراگیر نمودند.

در قرآن مجید و روایات اسلامی به ویژه در نهج البلاغه، درباره اهداف و ثمرات بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) سخنان بسیاری وجود دارد که بخشی از آن در اینجا ذکر می شود:

قرآن کریم: «یا أیهَا النَّبِی إنّا أرسَلناک شاهِداً و مُبَشِّراً و نَذیراً و داعِیاً إلَی اللَّهِ بِإذنِهِ و سِراجاً مُنیراً»؛[۸] ای پیامبر، ما تو را گواه و نوید دهنده و هشدار دهنده فرستادیم که به فرمان خدا به سوی او دعوت کنی و چراغی روشنی بخش باشی.


پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله: «إنَّما بُعِثتُ لاُِتَمِّمَ مَکارِمَ الأخلاقِ»؛ من مبعوث شدم تا بزرگواری‌های اخلاقی را کامل کنم.[۹]

امام علی علیه السلام: «إِلَی أَنْ بَعَثَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَ اللَّهِ لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِهِ مَأْخُوذاً عَلَی النَّبِیینَ مِیثَاقُهُ، مَشْهُورَةً سِمَاتُهُ، کرِیماً مِیلَادُهُ، وَ أَهْلُ الْأَرْضِ یوْمَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ وَ أَهْوَاءٌ مُنْتَشِرَةٌ وَ طَرَائِقُ مُتَشَتِّتَةٌ، بَینَ مُشَبِّهٍ لِلَّهِ بِخَلْقِهِ أَوْ مُلْحِدٍ فِی اسْمِهِ أَوْ مُشِیرٍ إِلَی غَیرِهِ، فَهَدَاهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلَالَةِ وَ أَنْقَذَهُمْ بِمَکانِهِ مِنَ الْجَهَالَةِ»؛[۱۰] (این وضع همچنان ادامه داشت) تا این که خداوند سبحان محمّد رسول الله(صلی الله علیه وآله) را برای وفای به عهد خویش و کامل کردن نبوّتش مبعوث کرد. این در حالی بود که از همه پیامبران، پیمان درباره او گرفته شده بود (که به او ایمان بیاورند و بشارت ظهورش را به پیروان خویش بدهند) و در حالی که نشانه هایش مشهود و میلادش ارزنده بود و در آن روز مردم زمین، دارای مذاهب پراکنده و افکار ضدّ و نقیض و راه ها و عقاید پراکنده بودند: گروهی خدا را به مخلوقاتش تشبیه می کردند و گروهی نام او را بر بتها می نهادند و بعضی به غیر او اشاره و دعوت می نمودند، امّا خداوند آنها را به وسیله آن حضرت از گمراهی رهایی بخشید و با وجود پربرکتش، آنان را از جهالت نجات داد.


امام علی علیه السلام: «فَبَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً (صلی الله علیه وآله) بِالْحَقِّ لِیخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ إِلَی عِبَادَتِهِ وَ مِنْ طَاعَةِ الشَّیطَانِ إِلَی طَاعَتِهِ، بِقُرْآنٍ قَدْ بَینَهُ وَ أَحْکمَهُ لِیعْلَمَ الْعِبَادُ رَبَّهُمْ إِذْ جَهِلُوهُ وَ لِیقِرُّوا بِهِ بَعْدَ إِذْ جَحَدُوهُ وَ لِیثْبِتُوهُ بَعْدَ إِذْ أَنْکرُوهُ. فَتَجَلَّی لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِی کتَابِهِ مِنْ غَیرِ أَنْ یکونُوا رَأَوْهُ بِمَا أَرَاهُمْ مِنْ قُدْرَتِهِ وَ خَوَّفَهُمْ مِنْ سَطْوَتِهِ، وَ کیفَ مَحَقَ مَنْ مَحَقَ بِالْمَثُلَاتِ وَ احْتَصَدَ مَنِ احْتَصَدَ بِالنَّقِمَاتِ»؛[۱۱] خداوند محمّد (صلی الله علیه وآله) را به حق مبعوث کرد تا بندگانش را از پرستش بتها به عبادت خویش دعوت کند، و از عبادت شیطان، به عبادت خود فراخواند (این دعوت الهی) به وسیله قرآنی انجام شد که آن را با بیانی روشن تبیین، و استوار کرده است، تا بندگان، پروردگار خویش را بشناسند، بعد از آن که او را نمی شناختند، و به او اقرار خداوند سبحان در کتاب خویش بر بندگان تجلّی کرد و آشکار شد، بی آن که او را ببینند، بلکه این تجلی به وسیله آیات قدرتش بود که به آنان نشان داد و بندگان را از سطوت و غضب خویش بر حذر داشت، و چگونگی نابودی اقوام طغیان گر و درو شدنشان به وسیله عقوبتها و کیفرها را به آنها ارائه کرد.


امام علی علیه السلام: «إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً نَذِیراً لِلْعَالَمِینَ وَ أَمِیناً عَلَی التَّنْزِیلِ وَ أَنْتُمْ مَعْشَرَ الْعَرَبِ عَلَی شَرِّ دِینٍ وَ فِی شَرِّ دَارٍ، مُنِیخُونَ بَینَ حِجَارَةٍ خُشْنٍ وَ حَیاتٍ صُمٍّ تَشْرَبُونَ الْکدِرَ وَ تَأْکلُونَ الْجَشِبَ وَ تَسْفِکونَ دِمَاءَکمْ وَ تَقْطَعُونَ أَرْحَامَکمْ، الْأَصْنَامُ فِیکمْ مَنْصُوبَةٌ وَ الْآثَامُ بِکمْ مَعْصُوبَةٌ»؛[۱۲] خداوند، محمد(صلی الله علیه وآله)، را به رسالت مبعوث کرد، تا جهانیان را بیم دهد و امین آیات او باشد در حالی که شما جمعیت عرب، بدترین آئین را داشتید و در بدترین سرزمین ها و در میان سنگ های خشن و مارهای فاقد شنوایی (که از هیچ چیز نمی ترسیدند و خطرشان بسیار زیاد بود) زندگی می کردید و آب های آلوده می نوشیدید و غذاهای بسیار ناگوار می خوردید و پیوسته خون هم را می ریختید و پیوند با خویشان را قطع می کردید (و دختران را زنده به گور می کردید و پسران خود را به قتل می رساندید) بت ها، در میان شما، برپا بود و گناهان، سراسر وجودتان را فراگرفته بود.


امام علی علیه السلام: «وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالدِّینِ الْمَشْهُورِ وَ الْعَلَمِ الْمَأْثُورِ وَ الْکتَابِ الْمَسْطُورِ وَ النُّورِ السَّاطِعِ وَ الضِّیاءِ اللَّامِعِ وَ الْأَمْرِ الصَّادِعِ، إِزَاحَةً لِلشُّبُهَاتِ وَ احْتِجَاجاً بِالْبَینَاتِ وَ تَحْذِیراً بِالْآیاتِ وَ تَخْوِیفاً بِالْمَثُلَاتِ»؛[۱۳] و گواهی می دهم که محمّد(صلی الله علیه وآله) بنده و فرستاده اوست; او را با دین و آیین آشکار، و نشانه روشن، و کتاب نوشته شده، و نور درخشان و روشنایی تابنده، و امر و فرمان قاطع و بی پرده، فرستاد تا شبهات را از میان بردارد و با دلایل و منطق روشن استدلال کند و به وسیله آیات الهی مردم را از مخالفت خدا برحذر دارد و از کیفرهایی که به دنبال مخالفت، دامنگیرشان می شود بترساند.


امام علی علیه السلام: «أَرْسَلَهُ دَاعِیاً إلَی الْحَقِّ وَ شَاهِداً عَلَی الْخَلْقِ»؛[۱۴] خداوند او (پیامبر اسلام) را فرستاد تا (مردم را) به سوی حقّ دعوت کند و گواه بر اعمال خلق باشد.

امام علی علیه السلام: «أَرْسَلَهُ عَلَی حِینِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ وَ تَنَازُعٍ مِنَ الْأَلْسُنِ، فَقَفَّی بِهِ الرُّسُلَ وَ خَتَمَ بِهِ الْوَحْی، فَجَاهَدَ فِی اللَّهِ الْمُدْبِرِینَ عَنْهُ وَ الْعَادِلِینَ بِهِ»؛[۱۵] خداوند او (پیامبر) را پس از یک دوران فترت و فاصله، از پیامبران پیشین فرستاد، به هنگامی که هر کسی به گونه ای (از مذهب خود) سخن می گفت. خداوند او را به دنبال رسولان (پیشین) فرستاد (تا برنامه های آنها را کامل کند) و وحی خود را به او پایان داد. پس او در راه خدا با کسانی که به خدا پشت کرده، و آنها که برای او همتایی قرار داده بودند به جهاد پرداخت.

امام علی علیه السلام: «ابْتَعَثَهُ بِالنُّورِ الْمُضِیءِ وَ الْبُرْهَانِ الْجَلِی وَ الْمِنْهَاجِ الْبَادِی وَ الْکتَابِ الْهَادِی...، أَرْسَلَهُ بِحُجَّةٍ کافِیةٍ وَ مَوْعِظَةٍ شَافِیةٍ وَ دَعْوَةٍ مُتَلَافِیةٍ، أَظْهَرَ بِهِ الشَّرَائِعَ الْمَجْهُولَةَ وَ قَمَعَ بِهِ الْبِدَعَ الْمَدْخُولَةَ وَ بَینَ بِهِ الْأَحْکامَ الْمَفْصُولَةَ»؛[۱۶] خداوند او را با نور روشنی بخش و برهان آشکار و طریق واضح و کتاب هدایت کننده، برانگیخت... خداوند او را با دلیل کافی و اندرز شافی و دعوت اصلاح گرانه، فرستاد. به وسیله او احکام ناشناخته (پروردگار) را آشکار ساخت و بدعت هایی که به نام دین در شریعت الهی وارد شده بود ریشه کن کرد و احکامی را که اکنون نزد ما روشن است بیان داشت.


امام علی علیه السلام: «وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ الصَّفِی وَ أَمِینُهُ الرَّضِی (صلی الله علیه و آله)؛ أَرْسَلَهُ بِوُجُوبِ الْحُجَجِ وَ ظُهُورِ الْفَلَجِ وَ إِیضَاحِ الْمَنْهَجِ؛ فَبَلَّغَ الرِّسَالَةَ صَادِعاً بِهَا، وَ حَمَلَ عَلَی الْمَحَجَّةِ دَالًّا عَلَیهَا، وَ أَقَامَ أَعْلَامَ الِاهْتِدَاءِ وَ مَنَارَ الضِّیاءِ، وَ جَعَلَ أَمْرَاسَ الْإِسْلَامِ مَتِینَةً، وَ عُرَی الْإِیمَانِ وَثِیقَةً»؛[۱۷] و گواهی می دهم که محمّد بنده و فرستاده برگزیده و امین مرضیّ اوست ـ درود خدا بر او و خاندانش باد ـ (خداوند) او را برای بیان حجتهای لازم و پیروزی آشکار (حق بر باطل) و روشن ساختن راه حق فرستاد. او رسالت خود را آشکارا ابلاغ کرد و انسانها را بر مسیر حق قرار داد در حالی که راه پیشرفت را به آنها نشان داده بود، پرچمهای هدایت را برافراشت و نشانه های روشن را برپا ساخت، ریسمانهای (خیمه) اسلام را محکم نمود و دستگیره های ایمان را استوار ساخت.

امام علی علیه السلام: «أَرْسَلَهُ بِالضِّیاءِ وَ قَدَّمَهُ فِی الاصْطِفَاءِ، فَرَتَقَ بِهِ الْمَفَاتِقَ وَ سَاوَرَ بِهِ الْمُغَالِبَ، وَ ذَلَّلَ بِهِ الصُّعُوبَةَ وَ سَهَّلَ بِهِ الْحُزُونَةَ، حَتَّی سَرَّحَ الضَّلَالَ عَنْ یمِینٍ وَ شِمَالٍ»؛[۱۸] خداوند او را با نور و روشنایی فرستاد و برگزید و بر همه مقدّم داشت، جدائی ها و پراکندگی ها را به وسیله او پیوند داد (و اتحاد و الفت ایجاد کرد) و با او بر زورمندان چیره شد. مشکلات را به وسیله او آسان و ناهمواریها را به دست او هموار ساخت تا آنجا که ضلالت و گمراهی را از راست و چپ (و از هر سو) به عقب راند.

امام علی علیه السلام: «وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ الَمْجُتْبَیَ مِنْ خَلَائِقِهِ وَ الْمُعْتَامُ لِشَرْحِ حَقَائِقِهِ وَ الْمُخْتَصُّ بِعَقَائِلِ کرَامَاتِهِ وَ الْمُصْطَفَی لِکرَائِمِ رِسَالاتِهِ وَ الْمُوَضَّحَةُ بِهِ أَشْرَاطُ الْهُدَی وَ الْمَجْلُوُّ بِهِ غِرْبِیبُ الْعَمَی»؛[۱۹] و گواهی می دهم که محمّد(صلی الله علیه وآله) بنده و فرستاده برگزیده او از میان خلایق است که برای تشریح حقایق آیین الهی انتخاب شد و به ویژگی های خاص اخلاقی آراسته گردید; برای رساندن رسالت های کریمانه الهی برگزیده شد و نشانه های هدایت به وسیله او آشکار گشت و تاریکی های جهل و ضلالت به وجود او روشنی یافت.


امام علی علیه السلام: «وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ نَجِیبُهُ وَ صَفْوَتُهُ، لَا یؤَازَی فَضْلُهُ وَ لَا یجْبَرُ فَقْدُهُ، أَضَاءَتْ بِهِ الْبِلَادُ بَعْدَ الضَّلَالَةِ الْمُظْلِمَةِ وَ الْجَهَالَةِ الْغَالِبَةِ وَ الْجَفْوَةِ الْجَافِیةِ، وَ النَّاسُ یسْتَحِلُّونَ الْحَرِیمَ وَ یسْتَذِلُّونَ الْحَکیمَ، یحْیوْنَ عَلَی فَتْرَةٍ وَ یمُوتُونَ عَلَی کفْرَةٍ»؛[۲۰] و شهادت می دهم که محمّد(صلی الله علیه وآله)، بنده و فرستاده و برگزیده و انتخاب شده اوست. در فضل و برتری همتا ندارد و فقدان او قابل جبران نیست; به برکت وجودش شهرهایی که غرق در ضلالت و ظلمت بود و جهل بر افکار مردمش غلبه داشت و قساوت و سنگدلی بر آن ها چیره شده بود، روشن گشت. در زمانی که مردم حرام را حلال می شمردند، دانشمندان را تحقیر می کردند، و در دوران فترت (و غیبت اولیای الهی) قدم به عرصه حیات می گذاشتند و در کفر و بی دینی جان می سپردند.

امام علی علیه السلام: «فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه وآیه) وَ لَیسَ أَحَدٌ مِنَ الْعَرَبِ یقْرَأُ کتَاباً وَ لَا یدَّعِی نُبُوَّةً وَ لَا وَحْیاً، فَقَاتَلَ بِمَنْ أَطَاعَهُ مَنْ عَصَاهُ، یسُوقُهُمْ إِلَی مَنْجَاتِهِمْ وَ یبَادِرُ بِهِمُ السَّاعَةَ أَنْ تَنْزِلَ بِهِمْ، یحْسِرُ الْحَسِیرُ وَ یقِفُ الْکسِیرُ، فَیقِیمُ عَلَیهِ حَتَّی یلْحِقَهُ غَایتَهُ إِلَّا هَالِکاً لَا خَیرَ فِیهِ، حَتَّی أَرَاهُمْ مَنْجَاتَهُمْ وَ بَوَّأَهُمْ مَحَلَّتَهُمْ، فَاسْتَدَارَتْ رَحَاهُمْ وَ اسْتَقَامَتْ قَنَاتُهُمْ»؛[۲۱] خداوند محمّد صلی الله علیه و آله را مبعوث ساخت، در حالی که هیچ کس از عرب کتاب آسمانی نداشت و ادعای نبوّت و وحی نمی نمود؛ او با یارانش به مبارزه با مخالفان پرداخت، تا آنان را به سر منزل نجات سوق دهد و پیش از آن که مرگشان فرا رسد، در آمادگی آنان مبادرت ورزد، به برکت وجود او ناتوانان و خستگان توان می یابند و شکسته حالان بر سر پا می ایستند، تا آنان را به منزل مقصود برساند، جز گمراهان غیر قابل هدایت (و این کار همچنان ادامه دارد) تا وسیله نجاتشان را به آنها نشان داد و در محلّ مناسبشان جایگزین ساخت، آسیای زندگی آنها به گردش درآمد و نیزه آنها صاف شد (هم وضع دینی و اقتصادی آنها روبه راه شد و هم نیروی نظامی آنها قوی).


امام علی علیه السلام: «إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه وآله) وَ لَیسَ أَحَدٌ مِنَ الْعَرَبِ یقْرَأُ کتَاباً وَ لَا یدَّعِی نُبُوَّةً، فَسَاقَ النَّاسَ حَتَّی بَوَّأَهُمْ مَحَلَّتَهُمْ وَ بَلَّغَهُمْ مَنْجَاتَهُمْ، فَاسْتَقَامَتْ قَنَاتُهُمْ وَ اطْمَأَنَّتْ صَفَاتُهُمْ»؛[۲۲] خداوند، محمّد(صلی الله علیه وآله) را هنگامی مبعوث کرد که هیچ کس از عرب کتاب آسمانی نمی خواند و ادّعای نبوّتی نداشت (از دعوت انبیا دور مانده بودند و از کتب آسمانی، محروم) او مردم را تا سر منزل سعادتشان سوق داد و به محیط رستگاری و نجات رساند. نیزه های آنها صاف و (در مسیر صحیح) پابرجا، و جای پای آنها محکم شد (قدرتشان تثبیت گشت و دشمن در برابر آنها تسلیم شد).

امام علی علیه السلام: «بَعَثَهُ وَ النَّاسُ ضُلَّالٌ فِی حَیرَةٍ وَ حَاطِبُونَ فِی فِتْنَةٍ، قَدِ اسْتَهْوَتْهُمُ الْأَهْوَاءُ وَ اسْتَزَلَّتْهُمُ الْکبْرِیاءُ وَ اسْتَخَفَّتْهُمُ الْجَاهِلِیةُ الْجَهْلَاءُ، حَیارَی فِی زَلْزَالٍ مِنَ الْأَمْرِ وَ بَلَاءٍ مِنَ الْجَهْلِ؛ فَبَالَغَ فِی النَّصِیحَةِ وَ مَضَی عَلَی الطَّرِیقَةِ وَ دَعَا إِلَی الْحِکمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ»؛[۲۳] (خداوند) او را هنگامی مبعوث کرد که مردم در حیرت و گمراهی، سرگردان بودند و در فتنه ها غوطه ور; هوا و هوسهای سرکش آنها را به خود جلب کرده، و تکبّر و خودبزرگ بینی آنها را به پرتگاه افکنده و جاهلیتِ شدید آنها را سبک مغز ساخته بود، و در ناپایداری امور و بلای جهل، حیران و سرگردان بودند. در این هنگام، پیامبر در نصیحت آنها، نهایت کوشش را به خرج داد (و با سخنان دلنشین و منطقی در آنها نفوذ کرد;) در راه راست حرکت می نمود (و مردم را به دنبال خود، به حرکت وا می داشت) و به سوی حکمت و دانش و موعظه نیکو دعوت می کرد.


امام علی علیه السلام: «إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه وآله) بِالْحَقِ‏، حِینَ دَنَا مِنَ الدُّنْیا الِانْقِطَاعُ وَ أَقْبَلَ مِنَ الْآخِرَةِ الِاطِّلَاعُ، وَ أَظْلَمَتْ بَهْجَتُهَا بَعْدَ إِشْرَاقٍ وَ قَامَتْ بِأَهْلِهَا عَلَی سَاقٍ، وَ خَشُنَ مِنْهَا مِهَادٌ وَ أَزِفَ مِنْهَا قِیادٌ، فِی انْقِطَاعٍ مِنْ مُدَّتِهَا وَ اقْتِرَابٍ مِنْ أَشْرَاطِهَا وَ تَصَرُّمٍ مِنْ أَهْلِهَا وَ انْفِصَامٍ مِنْ حَلْقَتِهَا وَ انْتِشَارٍ مِنْ سَبَبِهَا وَ عَفَاءٍ مِنْ أَعْلَامِهَا وَ تَکشُّفٍ مِنْ عَوْرَاتِهَا وَ قِصَرٍ مِنْ طُولِهَا؛ جَعَلَهُ اللَّهُ بَلَاغاً لِرِسَالَتِهِ وَ کرَامَةً لِأُمَّتِهِ وَ رَبِیعاً لِأَهْلِ زَمَانِهِ وَ رِفْعَةً لِأَعْوَانِهِ وَ شَرَفاً لِأَنْصَارِهِ‏»؛[۲۴] خداوند سبحان محمّد(صلّی اللَّه علیه و آله) را زمانی به حق مبعوث ساخت که دنیا به پایانش نزدیک گشته، نشانه های آخرت مشرف شده بود; روشنایی نشاط انگیزش به ظلمت گراییده و اهل خود را در رنج و مشقّت، بر سر پا نگه داشته بود، در زمانی که بسترش ناهموار و حیاتش رو به زوال می رفت، عمرش پایان می گرفت و عوامل زوالش نزدیک شده بود. اهلش در حال نابودی، حلقه هایش درهم شکسته، اسبابش از هم گسیخته، پرچمهایش کهنه و پوسیده، عیوبش آشکار شده و طول عمرش به کوتاهی گراییده بود. در چنین شرایطی خداوند پیامبر را ابلاغ کننده رسالتش قرار داد و سبب کرامت و افتخار امّتش، و همچون فصل بهار برای اهل زمانش بود و مایه سربلندی یاران و اسباب شرف انصارش.

امام علی علیه السلام: «... قَدْ صُرِفَتْ نَحْوَهُ أَفْئِدَةُ الْأَبْرَارِ وَ ثُنِیتْ إِلَیهِ أَزِمَّةُ الْأَبْصَارِ، دَفَنَ اللَّهُ بِهِ الضَّغَائِنَ وَ أَطْفَأَ بِهِ الثَّوَائِرَ، أَلَّفَ بِهِ إِخْوَاناً وَ فَرَّقَ بِهِ أَقْرَاناً، أَعَزَّ بِهِ الذِّلَّةَ وَ أَذَلَّ بِهِ الْعِزَّةَ، کلَامُهُ بَیانٌ وَ صَمْتُهُ لِسَانٌ»؛[۲۵] دلهای نیکوکاران شیفته او (پیامبر) گشت و چشمها(ی حق جویان) به سوی او متوجّه شد. خداوند به برکت وجود او، کینه ها را مدفون ساخت و آتش دشمنی ها را فرو نشاند; افراد دور افتاده را به وسیله او به هم نزدیک و برادر ساخت و نزدیکانی را (که در ایمان و هدف هماهنگ نبودند) از هم دور نمود. ذلیلان (پاکدل و محروم) را به وسیله او عزّت بخشید و عزیزان (خودخواه) را ذلیل ساخت. سخنش بیان بود و سکوتش زبان.


امام علی علیه السلام: «فَانْظُرُوا إِلَی مَوَاقِعِ نِعَمِ اللَّهِ عَلَیهِمْ حِینَ بَعَثَ إِلَیهِمْ رَسُولًا، فَعَقَدَ بِمِلَّتِهِ طَاعَتَهُمْ وَ جَمَعَ عَلَی دَعْوَتِهِ أُلْفَتَهُمْ، کیفَ نَشَرَتِ النِّعْمَةُ عَلَیهِمْ جَنَاحَ کرَامَتِهَا وَ أَسَالَتْ لَهُمْ جَدَاوِلَ نَعِیمِهَا وَ الْتَفَّتِ الْمِلَّةُ بِهِمْ فِی عَوَائِدِ بَرَکتِهَا، فَأَصْبَحُوا فِی نِعْمَتِهَا غَرِقِینَ وَ فِی خُضْرَةِ عَیشِهَا فَکهِینَ، قَدْ تَرَبَّعَتِ الْأُمُورُ بِهِمْ فِی ظِلِّ سُلْطَانٍ قَاهِرٍ وَ آوَتْهُمُ الْحَالُ إِلَی کنَفِ عِزٍّ غَالِبٍ، وَ تَعَطَّفَتِ الْأُمُورُ عَلَیهِمْ فِی ذُرَی مُلْک ثَابِتٍ، فَهُمْ حُکامٌ عَلَی الْعَالَمِینَ وَ مُلُوک فِی أَطْرَافِ الْأَرَضِینَ، یمْلِکونَ الْأُمُورَ عَلَی مَنْ کانَ یمْلِکهَا عَلَیهِمْ وَ یمْضُونَ الْأَحْکامَ فِیمَنْ کانَ یمْضِیهَا فِیهِمْ»؛[۲۶] اکنون به نعمتهای بزرگی که خداوند هنگام بعثت پیامبر اسلام به آنها ارزانی داشت بنگرید که در سایه آیین خود آنها را مطیع فرمان ساخت و با دعوتش آنان را متحد کرد (بنگرید) چگونه نعمت (الهی) پر و بال کرامت خود را بر آنها گسترد و نهرهای مواهب خویش را به سوی آنها جاری ساخت، آیین حقّ با همه برکاتش آنان را در بر گرفت تا آنجا که در میان نعمتهای این آیین غرق شدند و در زندگی خرّمش شادمان گشتند. امور آنها در سایه حکومت قدرتمندی استوار شد و تحت حمایت عزّت پیروزمندی قرار گرفتند و کارهایشان بر قلّه های حکومتی پایدار، سامان یافت. در سایه این امور آنها زمامداران جهانیان شدند و سلاطین گرداگرد زمین و بر کسانی که پیش از آن بر آنها فرمانروایی داشتند حکم راندند و احکام را درباره کسانی به اجرا درآوردند که درگذشته آنها مجریان امور بودند.

امام مهدی علیه السلام: «إنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً رَحمَةً لِلعالَمینَ و تَمَّمَ بِهِ نِعمَتَهُ»؛[۲۷] خداوند محمّد را برانگیخت تا رحمتی برای جهانیان باشد و نعمت خود را تمام کند.


منابع:

  1.  مفردات الفاظ قرآن، راغب اصفهانی، ج ۱، ص ۱۳۲
  2.  اسلام پدیا، مفهوم شناسی بعثت
  3.  تاریخ تحقیقی اسلام (موسوعة التاریخ الاسلامی)، ج‌۱، ص ۳۱۵
  4.  فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، ص ۹۳؛ تاریخ ابن خلدون، ج ۱، ص ۳۸۵.
  5.  تاریخ تحقیقی اسلام (موسوعة التاریخ الاسلامی)، ج‌۱، ص ۳۱۶، به نقل از بحارالانوار، ج ۱۸، ص ۲۰۶
  6.  منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ج ۱، ص ۴۷.
  7.  فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، ص ۹۵.
  8.  سوره احزاب، ۴۶-۴۵.
  9.  بحار الأنوار، ج ۱۶ ، ص ۲۱۰.
  10.  خطبه ۱ نهج البلاغه.
  11.  خطبه ۱۴۷ نهج البلاغه.
  12.  خطبه ۲۶ نهج البلاغه.
  13.  خطبه ۲ نهج البلاغه.
  14.  خطبه ۱۱۶ نهج البلاغه.
  15.  خطبه ۱۳۳ نهج البلاغه.
  16.  خطبه ۱۶۱ نهج البلاغه.
  17.  خطبه ۱۸۵ نهج البلاغه.
  18.  خطبه ۲۱۳ نهج البلاغه.
  19.  خطبه ۱۷۸ نهج البلاغه.
  20.  خطبه ۱۵۱ نهج البلاغه.
  21.  خطبه ۱۰۴ نهج البلاغه.
  22.  خطبه ۳۳ نهج البلاغه.
  23.  خطبه ۹۵ نهج البلاغه.
  24.  خطبه ۱۹۸ نهج البلاغه.
  25.  خطبه ۹۶ نهج البلاغه.
  26.  خطبه ۱۹۲ نهج البلاغه.
  27.  بحار الأنوار، ج ۵۳، ص ۱۹۴.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha