به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ محور آمریکایی ـ صهیونیستی سالهاست که به موازات جنگهای نظامی و تروریسم، جنگهای تبلیغاتی، روانی و فرهنگی را در تمامی کشورهای عربی و اسلامی مدیریت میکند. این جنگ که از آن به جنگ نرم تعبیر میشود، زمینهساز از بین بردن ساختار هویت فردی، اجتماعی، فرهنگی و دینی ملتها و آسان شدن تسلط هیمنه استکبار بر منابع و استقلال کشورهای مختلف است.
در این میان کشورهای عربی که تحت سلطه حاکمان عربی وابسته به محور آمریکایی و صهیونیستی هستند بیش از سایر کشورها در معرض جنگ نرم دشمنان قرار دارند تا جوانان و محیط جامعه را از اتحاد، استقلال و انقلاب علیه حاکمان خود منصرف نمایند و بین ارزش های دینی و مرجعیت با جوانان فاصله بیاندازند.
در همین راستا دکتر راشد الراشد فعال سیاسی و فرهنگی بحرین طی یادداشتی اختصاصی با عنوان « جنگ نرم در بحرین: چگونه ارزشها و نمادها برای نابودی هویت تغییر شکل داده میشوند» به تحلیل چرایی برنامههای سیستماتیک مقامات بحرین برای تغییر هویت جوانان بحرینی پرداخته است:
یکی از پیچیدهترین جنبههای منازعه هویتی در بحرین، اتکای قدرت نرم به ابزارهای اعلامنشدهای است که به تدریج و آگاهانه برای تغییر شکل آگاهی افراد و جامعه عمل میکنند. هدف اصلی کنترل موسسات نیست، بلکه تأثیرگذاری بر ذهنیت جمعی و تنظیم مجدد اولویتهای ارزشی و فرهنگی است.
این فرآیند با خالی کردن فرد از حافظه نمادینش و عاری کردن نمادهای اجتماعی و مذهبی از حضور طبیعیشان آغاز میشود، به طوری که هویت فرد از زمینه تاریخی و اجتماعی خود جدا میشود.
در این زمینه، مقامات به طور سیستماتیک و برنامه ریزی شده ارزشهای اصلی جامعه بحرین را هدف قرار میدهند. ارزشهایی مثل؛ کرامت و مسئولیت اجتماعی با فرهنگ مصرفی جایگزین میشوند و تعلق جمعی به فردگرایی زودگذر تبدیل میشود.
محتوای سرگرمی سطحی در جامعه معرفی میشود و جایگزین پیامهای فرهنگی و مذهبی میشود و در نتیجه فضای تفکر انتقادی را کاهش میدهد و توانایی پرداختن به مسائل حیاتی مانند عدالت، هویت و شهروندی را تضعیف میکند.
این فرآیند انباشتی منجر به فرسایش مصونیت درونی جامعه میشود، به طوری که جدایی از هویت، بدون نیاز به سرکوب مستقیم، عادی میشوند.
جنگ نرم در اینجا بر ابزارهای خاصی تمرکز دارد: رسانهها، پلتفرمهای دیجیتال و فعالیتهای آموزشی و فرهنگی. این جنگ با بازتعریف الگوها، ارائه مدلهای شخصی جدا از زمینههای محلی و تاریخی و با مشخصه فردگرایی و مصرفگرایی، تخیل را هدف قرار میدهد.
نقش شوراهای مذهبی و اجتماعی در بحرین در حال کاهش است و فضای نمادین هویت مذهبی در حال محدود شدن است، به طوری که اعمال مذهبی و اجتماعی از یک نیروی فعال به آیینهای فردی منزوی تبدیل میشوند.
نتیجه؛ تبدیل جامعه از نهادی که قادر به حفظ ارزشها و فرهنگ خود بود به نهادی است که به تدریج مستعد جذب فرهنگی دیگر میشود. تمرکز روزانه فرد به جای پرداختن به مسائل اساسی هویت و ریشههای تاریخی، بر مصرف و سرگرمی معطوف میشود.
البته این دگرگونی یک شبه اتفاق نمیافتد، بلکه طی نسلها، با انباشته شدن لایههای نفوذ فرهنگی، رسانهای و آموزشی، رخ میدهد تا نسل جدید به سبک زندگیای عادت کند که از ارجاعات تاریخی، مذهبی و اجتماعی بسیار دور است.
امروز ما در مرحله حساسی قرار داریم که نیازمند حفاظت از هویت بحرینی است، هویتی که آشکارا در معرض یک کارزار هدفگیری بیرحمانه از طریق ابزارهای جنگ نرم قرار گرفته است. اولین گام مهم در این زمینه، درک سازوکارهای این جنگ نرم، نظارت بر چگونگی تغییر شکل ارزشها و استراتژی کنترل تخیل و محتوای فرهنگی است.
آگاهی از این سازوکارها اولین خط دفاعی است، زیرا به جامعه اجازه میدهد تا گامهای سیستماتیکی برای حفظ ارتباط با ریشههای خود، محافظت از الگوهای نمادین و ترویج تفکر انتقادی در میان نسلهای جدید بردارد.
بحرین سرزمینی با تاریخ طولانی، حافظه اجتماعی ریشهدار و هویت مذهبی و فرهنگی منسجم است. مردم بحرین، در طول قرنها، با تقوای عمیق، ارتباط قوی با اجتماعات و آیینهای مذهبی، حس عمیق وقار، وجدان اجتماعی قوی و فرهنگ عامیانه اصیل شناخته شدهاند.
این هویت صرفاً یک میراث نمادین نبود، بلکه ساختار اساسی انسجام اجتماعی و توانایی مواجهه با چالشها و تغییرات تاریخی را تشکیل میداد.
با این حال، این هویت در حال حاضر با حملهای سیستماتیک و آشکار از سوی مقامات رژیم آل خلیفه مواجه شده است که هدف آن از بین بردن آن، تضعیف اجزای اساسی آن و تبدیل جامعه به پوستهای خالی از ویژگی های برجسته تاریخی و فرهنگی آن است. این کار از طریق چهار محور اصلی انجام میشود که در تعامل با یکدیگر، یک برنامه یکپارچه برای نابودی هویت بحرینی را تشکیل میدهند:
۱- تغییر شکل چشمانداز فرهنگی عمومی:
در بحرین، حکومت به طور سیستماتیک در حال تغییر شکل چشمانداز فرهنگ عمومی به گونهای هستند که هدف آن تضعیف هویت اصیل بحرینی است . این امر با حمله مستقیم به فرهنگ سنتی محقق نمیشود، بلکه با ترویج الگوهای مصرفگرایی و سرگرمیمحور که بر حوزه عمومی تسلط دارند و ابعاد اخلاقی و مذهبی زندگی روزمره را به حاشیه میرانند، محقق میشود.
مراکز نفوذ از نو چیده شدهاند و آنچه به عنوان معیار پیچیدگی و موفقیت ارائه میشود، از نو تعریف شده است، به طوری که تمرکز از ارزشهای اصیل اجتماعی و مذهبی به سمت فرهنگ زودگذر فردگرایانه و سرگرمی تغییر جهت میدهد.
در این زمینه، هیئتها و شخصیتهای مذهبی به حاشیه رانده میشوند و گفتمان تاریخی شهروندی جای خود را به فرهنگ مصرفی میدهد. تصویر الگوها به تدریج تغییر میکند و تحسین به جای تعهد اخلاقی و اجتماعی، با شهرت یا خودنمایی پیوند میخورد.
همه این مراحل بخشی از یک برنامه سیستماتیک قدرت است که با هدف نابودی هویت، از طریق برچیدن مرکز توجه بر ارزشهای سنتی و توزیع مجدد معنا در فضای عمومی، به گونهای انجام میشود که هویت بحرینی به تدریج کمرنگتر و شکنندهتر شود.
۲- محدود کردن فضاهای نمادین هویت دینی:
مقامات بحرین با محدود کردن فضاهای نمادین هویت دینی در حوزه عمومی، هویت دینی را هدف قرار میدهند و بدین ترتیب حضور دینی را محاصره کرده و به تدریج آن را به حاشیه میرانند. آیینها و تجمعات دینی به امور خصوصی تبدیل میشوند، از بافت اجتماعی جدا میشوند و تأثیر آموزشی و فرهنگی آنها بر جامعه کاهش مییابد.
خطر این سیاست در از هم پاشیدن هویت از درون نهفته است. وقتی نمادهای مذهبی به حاشیه رانده میشوند، نمیتوانند حافظه جمعی را شکل دهند یا حس تعلق را تقویت کنند و نسلهای جدید را از ریشههای تاریخی و مذهبی خود بیگانه میکنند. این به حاشیه راندن سیستماتیک بخشی از یک طرح آشکار از سوی مقامات رژیم برای نابودی هویت بحرینی، تبدیل آن از یک نیروی متحدکننده به یک عمل منزوی و تدافعی است و در نتیجه، تابآوری جامعه را در برابر تلاشها برای از بین بردن ارزشهای اساسی آن تضعیف میکند.
۳- معرفی الگوهای جایگزین شخصیت بحرینی:
مقامات در تلاشند تا با ارائه الگوهای جایگزین که از ریشههای تاریخی، مذهبی و اجتماعی آنها جدا شدهاند، هویت تاریخی بحرین را بازتعریف کنند. این الگوها از طریق رسانهها و مؤسسات فرهنگی و آموزشی ترویج میشوند و بدین ترتیب «انسان ایدهآل» را برای همسو شدن با فرهنگ مصرفگرایی و فردگرایی بازتعریف میکنند و جذابیت آنها را در ذهن جوانان عادی جلوه میدهند.
در نتیجه این هجوم تدریجی الگوهای جایگزین، تمرکز قدردانی از فردی که با ارزشهای اخلاقی و اجتماعی مرتبط است، به فردی با حضور رسانهای یا شهرت ظاهری تغییر میکند. این رویکرد به طور صریح هویت قدیمی را از بین نمیبرد، اما آن را تضعیف میکند، به حاشیه میراند و حس بیگانگی درونی را در میان نسلهای جدید بین ارزشهای موروثی و الگوی وارداتی ایجاد میکند. همه اینها بخشی از یک برنامه سیستماتیک توسط مقامات است که با هدف از بین بردن هویت بحرینی و تغییر شکل آن و دور کردن آن از اصالتش انجام میشود.
۴- تأثیرگذاری بر آگاهی جوانان:
مقامات بحرینی به عنوان بخشی از یک طرح سیستماتیک برای نابودی هویت جوانان، با توجیهات و بهانه های سیاست آموزشی، رسانهها و سیاستهای فرهنگی برای کنترل آگاهی و شخصیت آنها، مستقیماً آنها را هدف قرار میدهند.
نسلهای جدید با محتوای سرگرمی سطحی مواجه میشوند که آنها را از مسائل عدالت، کرامت و تعلق مذهبی و اجتماعی بیگانه میکند و توانایی آنها را در درک ریشههای تاریخی خود محدود میکند..
این سیاست با محدود کردن فضاهای نمادین هویت مذهبی و معرفی الگوهای جایگزین شخصیت بحرینی همراه است و محیطی را ایجاد میکند که در آن جوانان ارزشهای وارداتی را که بسیار متفاوت از بافت محلی خود هستند، فرا میگیرند. همه این اقدامات بخشی از یک برنامه سیستماتیک و روشن از سوی مقامات با هدف نابودی هویت بحرینی است، به طوری که نسل جدید در مورد ارزشهای خود سردرگم، از میراث خود بیگانه و قادر به پایبندی به ویژگیهای اصیل فرهنگی، مذهبی و اجتماعی خود نباشد.
آنچه مقامات بحرین امروز انجام میدهند را نمیتوان صرفاً سیاستهای گذرا یا اقدامات نظارتی محدود دانست؛ بلکه این یک برنامه جامع است که با هدف هدف قرار دادن هسته اصلی هویت بحرینی، ریشههای تاریخی که شخصیت جامعه را شکل داده و ارزشهایی که رفتارها و روابط اجتماعی و مذهبی آن را شکل دادهاند، انجام میشود. یک جنگ نرم شدید در هر سطحی از زندگی در حال انجام است: در حوزه فرهنگی، در اعمال مذهبی و اجتماعی و در آگاهی نسلهای جدید.
مقامات با کاهش نقش نمادهای مذهبی و تضعیف حضور تجمعات و آیینهایی که افراد را به میراث جمعیشان متصل میکند، در تلاشند تا بحرینیها را از حافظه نمادین خود محروم کنند..
آنها دامنه اعمال اجتماعی و مذهبی را محدود میکنند و آنها را از کنشهای جمعی که حس تعلق و عزت را پرورش میدهند، به اعمال محدود و فردی تبدیل میکنند که بر آگاهی جمعی تأثیری ندارند. این امر باعث میشود هویت به تدریج فرسایش یابد و به جای کنشگری، حالت تدافعی به خود بگیرد.
در عین حال، مقامات در حال ترویج الگوهای جایگزین از شخصیت سنتی بحرین هستند، الگوهایی پیشپاافتاده و سطحی که منعکسکننده ارزشهای جامعه یا ریشههای تاریخی آن نیستند، بلکه به عنوان تصویری «مدرن» و «معاصر» ارائه میشوند و باعث ایجاد بیگانگی درونی بین فرد و میراثش میشوند، توانایی جامعه را در تشخیص بین آنچه اصیل است و آنچه وارداتی است تضعیف میکنند و قطبنمای ارزشها را بر اساس منافع مقامات و نه بر اساس تاریخ و هویت مردم تنظیم مجدد میکنند.
این برنامه به طور خاص آگاهی و فرهنگ جوانان را از طریق برنامههای درسی آموزشی، رسانهها و پلتفرمهای دیجیتال هدف قرار میدهد و آنها را از تاریخ و میراث خود دور میکند و با ارزشهای اساسی مانند عدالت، کرامت و تعلق بیگانه میسازد. در عین حال، آنها در محتوای سرگرمی سطحی غرق میشوند که آنها را از سوالات اساسی زندگی و هویتشان منحرف میکند. این امر با زیر سوال بردن مداوم نمادها و منابع فرهنگی و مذهبی جامعه همراه است که منجر به تردید در مورد ریشههای هویت، تصویر مبهم از خود و جدایی تدریجی، طبیعی و حتی مطلوب از میراث میشود.
این جنگ نرم که توسط مقامات حکومت بحرین به راه افتاده، صرفاً تهدیدی برای ظواهر نیست، بلکه هدف قرار دادن عمیق معنا، ارزشها، حافظه و توانایی جامعه در مقاومت در برابر نفوذ فرهنگی و فکری است. این یک جنگ فزاینده است که با تغییر شکل حوزه عمومی آغاز میشود، با به حاشیه راندن نمادها و هجوم الگوهای جایگزین ادامه مییابد و با هدف قرار دادن نسلهای جدید در آگاهی و فرهنگشان به اوج خود میرسد تا جامعهای ایجاد کند که توانایی دفاع از خود و ارزشهای تاریخی خود را از دست بدهد.
در بحبوحه این واقعیت، مقابله با جنگ نرم با تمام ابزارها و روشهای آن برای محافظت از هویت بحرینی به یک مسئولیت فکری، فرهنگی و اخلاقی تبدیل میشود که اهمیت آن کمتر از محافظت از خود سرزمین نیست. آگاهی از این هدفگیری جامع، درک ابزارهای آن، بازنگری ارزشها و نمادها و پایبندی به ریشههای تاریخی و ارزشهای اخلاقی، اولین خطوط دفاعی در برابر جنگ نرم هستند.
موفقیت در حفظ هویت تنها با زور به دست نمی آید، بلکه از طریق آگاهی، بازسازی آگاهی اجتماعی و مشارکت نسلها در بازیابی آنچه در تاریخ و فرهنگشان اصیل است حاصل میشود، به طوری که جامعه قادر به مقابله با تلاشهای مداوم برای نابودی شخصیت و هویت خود باشد.
آنچه در بحرین اتفاق میافتد، آزمونی واقعی برای توانایی جامعه، در تمام اجزا و بخشهای آن، در تمایز قائل شدن بین توسعه طبیعی فضاهای فرهنگی و اجتماعی و یک پروژه سیستماتیک برای تغییر شکل فرد از درون است. هویت، به عمیقترین معنای خود، تنها از طریق آگاهی مستمر، پایبندی به منابع تاریخی، مذهبی و فرهنگی و تعامل فعال با هر چیزی که جوهره شخصیت جامعه بحرین را حفظ میکند و ارتباط آن را با ریشهها، ارزشها و معانیاش حفظ میکند، قابل حفظ است.
..............
پایان پیام
نظر شما