۱۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۲:۳۳
«مثلث آزادی» در جنوب لبنان؛ گره‌ای که دوباره شعله‌ور شد

با تشدید درگیری‌ها در جنوب لبنان، منطقه موسوم به «مثلث آزادی» بار دیگر به یکی از مهم‌ترین میدان‌های نبرد تبدیل شده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ با تشدید حملات اسرائیل به لبنان و شدت گرفتن نبردها در جنوب لبنان میان نظامیان اسرائیلی و نیروهای مقاومت، بار دیگر شهر بنت‌جبیل و شهرک‌های اطراف آن از جمله مارون‌الراس، عیناثا و عیترون به صحنه بازگشته‌اند؛ منطقه‌ای که محل تلاقی آنچه «مثلث آزادی» نامیده می‌شود، به‌شمار می‌رود.

براساس گزارش روزنامه «الاخبار» لبنان، این نقطه برای ساکنان منطقه کاملاً شناخته‌شده است؛ چرا که شاهد شدیدترین نبردها در جنگ ژوئیه ۲۰۰۶ بود، زمانی که نیروهای اسرائیلی تلاش داشتند به سمت شهر بنت‌جبیل پیشروی کنند. تا جایی که مردم دیگر برای پیدا کردن مکان‌ها از نقشه‌های معمول استفاده نمی‌کردند، بلکه کافی بود بگویند «مثلث آزادی». نقطه‌ای که جغرافیا و حافظه را در هم می‌آمیزد و روایت یک درگیری چند دهه‌ای را در خود خلاصه کرده است.

در جنوب بنت‌جبیل، این مثلث از محل تلاقی شهر بنت‌جبیل و شهرک‌های عیناثا و عیترون در نزدیکی خط مرزی موسوم به «خط آبی» با اسرائیل شکل می‌گیرد و به یک گره راهبردی و نظامی حساس تبدیل شده است. موقعیت جغرافیایی آن—با زمین‌های کوهستانی پیچیده، تپه‌های مشرف و مسیرهای پرپیچ‌وخم—چالش‌های بزرگی برای هر نیروی مهاجم ایجاد می‌کند، به‌ویژه که به مسیرهایی منتهی می‌شود که به رودخانه لیطانی و مناطق مرزی متصل‌اند. به همین دلیل، این منطقه همواره صحنه درگیری‌ها و حملات بوده و به یکی از نقاط کلیدی در تقابل با اسرائیل تبدیل شده است.

شکل‌گیری یک پایگاه مقاومت

پس از خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰، «مثلث آزادی» به‌تدریج معنای نمادین و عملیاتی پیدا کرد. این منطقه از یک نماد پیروزی به یک پایگاه پیشرفته نظامی تبدیل شد، جایی که استحکامات، شبکه‌های تونلی، سنگرها و محل‌های پرتاب موشک ایجاد شد و هرگونه تلاش برای تسلط بر آن را بسیار پیچیده و پرهزینه کرد.

با تشدید درگیری‌ها، این مثلث به محور ثابت نبردهای زمینی و هوایی تبدیل شد و نشان‌دهنده توان مقاومت اسلامی لبنان در بهره‌گیری از جغرافیا برای حفظ توازن میدانی در جنوب لبنان است.

بنت‌جبیل در جنگ ۲۰۰۶

مثلث عیناثا–بنت‌جبیل–عیترون از زمان آزادسازی جنوب لبنان، تنها یک منطقه روستایی نبود، بلکه به محور اصلی درگیری تبدیل شد. اهمیت نمادین آن زمانی بیشتر شد که سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان در سال ۲۰۰۰ از ورزشگاه بنت‌جبیل سخنرانی کرد و اسرائیل را سست‌تر از خانه عنکبوت، توصیف کرد؛ عبارتی که این شهر را به هدفی مستقیم در جنگ ۲۰۰۶ تبدیل کرد.

در آن جنگ، بنت‌جبیل و اطراف آن به یکی از پیچیده‌ترین میدان‌های نبرد تبدیل شدند. نیروهای اسرائیلی در اطراف مثلث با کمین‌های متعدد از جمله در مناطق کرم‌الزیتون، تپه مسعود و اطراف حرفه بنت‌جبیل روبه‌رو شدند. این نبردها نشان داد که چگونه استحکامات، خطوط آتش، تونل‌ها و مواضع دفاعی می‌توانند پیشروی دشمن را کند کرده و حملات متقابل دقیق را ممکن سازند.

با آغاز جنگ در ۱۲ ژوئیه ۲۰۰۶ و در پی اسارت دو سرباز اسرائیلی، درگیری گسترده‌ای شکل گرفت. با وجود برتری هوایی اسرائیل، حزب‌الله توانست به‌سرعت شلیک موشک‌ها را ادامه دهد و عملیات‌های دقیقی علیه نیروهای پیشرو انجام دهد. در نبرد بنت‌جبیل، تلاش‌های اسرائیل برای پیشروی با دفاعی مستحکم مواجه شد و این امر مانع از تسلط کامل اسرائیل بر شهر شد و ضعف‌هایی در عملکرد ارتش اسرائیل در برابر جنگ نامتقارن را آشکار کرد.

محدودیت‌های برتری آتش

مطالعه‌ای که در سال ۲۰۰۷ با عنوان «درس‌های جنگ لبنان ۲۰۰۶» منتشر شد، به دیدگاه نظریه‌پردازان نظامی مانند «جولیو دوهت» و «بیلی میچل» اشاره می‌کند. این نظریه‌پردازان بر این باور بودند که برتری هوایی می‌تواند با هدف قرار دادن زیرساخت‌ها و مراکز حیاتی، اراده دشمن را در هم بشکند.

این دیدگاه در دوران جنگ سرد تقویت شد و مفاهیمی مانند بمباران استراتژیک و هدف‌گیری مراکز ثقل شکل گرفت. با این حال، تجربه لبنان نشان داد که این نظریه در برابر گروه‌های غیرنظامی و نامتقارن کارایی محدودی دارد.

ارتش اسرائیل از دهه ۱۹۹۰ به‌تدریج به استفاده بیشتر از نیروی هوایی روی آورد تا تلفات انسانی را کاهش دهد. اما این رویکرد، در عین ایجاد برتری آتش، دستیابی به اهدافی مانند توقف شلیک موشک‌ها یا آزادی اسرا را دشوارتر کرد، چرا که این اهداف نیازمند حضور مؤثر نیروهای زمینی بود.

الگوی ناتو در کوزوو نیز الهام‌بخش این رویکرد بود، اما تفاوت میان یک ارتش منظم و یک نیروی چریکی مانند حزب‌الله باعث شد این مدل در لبنان موفقیت کامل نداشته باشد.

«مثلث آزادی» در جنوب لبنان؛ گره‌ای که دوباره شعله‌ور شد

جنگ نامتقارن و چالش‌ها

در نهایت، این تجربه نشان داد که برتری نظامی کلاسیک در برابر یک دشمن نامتقارن کافی نیست. حزب‌الله به‌عنوان یک بازیگر غیردولتی، ساختار متمرکز یا اهداف بزرگی برای هدف‌گیری نداشت، بلکه بر انعطاف‌پذیری، پراکندگی نیروها و استفاده از جغرافیا تکیه داشت.

این عوامل باعث شد تبدیل برتری نظامی به یک پیروزی قاطع سیاسی یا نظامی بسیار دشوار شود.

بازگشت مثلث به میدان

امروز، با تشدید درگیری‌ها از مارس ۲۰۲۶، «مثلث آزادی» بار دیگر به کانون عملیات‌های نظامی تبدیل شده است. این منطقه شاهد درگیری‌های زمینی و حملات هوایی شدید است، در حالی که اسرائیل تلاش می‌کند یک منطقه حائل گسترده در مرز ایجاد کند.

در مقابل، نیروهای مقاومت اسلامی لبنان، همچنان به هدف قرار دادن نیروهای پیشرو ادامه می‌دهند و از تجربه خود در این جغرافیای پیچیده بهره می‌برند.

نیروهای اسرائیلی تلاش می‌کنند از مسیرهای غیرمستقیم پیشروی کنند، از جمله از محور جبل کحیل میان عیترون و مارون‌الراس به سمت حرفه بنت‌جبیل، تا از مسیرهای آشکار دوری کنند. همچنین از محور کونین–عیناثا–عیترون به سمت بیت‌یاحون و صف‌الهوا و با احتمال گسترش به سمت مناطق شمالی مانند طیری و حداثا پیشروی می‌کنند.

در همین حال، درگیری‌های شدیدی در مناطقی مانند «السدر» و «فریز» رخ داده است، جایی که نیروهای اسرائیلی در کمین‌های دقیق گرفتار شده و متحمل تلفات شده‌اند.

این تحولات یادآور سناریوهای جنگ ۲۰۰۶ است و نشان می‌دهد که شرایط میدانی در این منطقه همچنان به‌گونه‌ای است که هر نیروی مهاجم را در معرض فرسایش قرار می‌دهد.

جمع‌بندی

در نهایت، «مثلث آزادی» دیگر تنها یک نماد تاریخی نیست، بلکه به یک نقطه کلیدی در معادله درگیری در مرزهای جنوبی لبنان تبدیل شده است. ترکیب جغرافیای پیچیده، استحکامات نظامی و تجربه نیروهای مقاومت، این منطقه را به عاملی تعیین‌کننده در مسیر عملیات‌های نظامی تبدیل کرده است.

..............................

پایان پیام/ ۲۶۸

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha