۱۷ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۷:۴۷
نقد پدیده «اسلام بلامذهب» و زندگی بدون تعهد دینی در میان جوانان

یکی از نگران‌کننده‌ترین نتایج این جریان، تضعیف تعلق خاطر ملی است. افرادی که خود را مقید به هیچ مرجع ارزشی نمی‌دانند، در برابر منافع ملی نیز احساس مسئولیت نمی‌کنند. تجربه نشان داده که برخی از همین جوانان، با پذیرش هویت‌های جایگزین (اغلب غربی‌زده) و بی‌اعتنایی به میراث دینی و ملی خود، در معرض همکاری با جریان‌های معاند، جاسوسی، یا فروش اطلاعات و منافع کشور قرار می‌گیرند. وطن‌فروشی ریشه در فقدان هویت و ارزش دارد؛ و دین یکی از مهم‌ترین پایه‌های هویت‌ساز است.

خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)_ابنا: در سال‌های اخیر، میان برخی از جوانان، گرایش به سبکی از زندگی رواج یافته که در آن، پذیرش هیچ دین و مذهب رسمی جایگاهی ندارد. برخی این نگاه را با عنوان «اسلام بلامذهب» یا «معنویت بدون دین» معرفی می‌کنند. در حالی که این رویکرد در ظاهر نشأت‌گرفته از آزادی‌اندیشی به نظر می‌رسد، در عمل به بحران‌های اخلاقی، رفتاری و حتی هویتی دامن زده است.

منشأ این تفکر

این فکر که عمدتا بین جوانان است و تحصیل کرده‌ها، طرفدارانی همچون حسن ترابی در سودان، ماهر حمور و سعید شعبان و جمعی دیگر از علمای سنی لبنان و نیز برخی از علما و روشنفکران در مصر و دیگر کشورهای به ظاهر اسلامی رواج پیدا کرد و مدعیانی پیدا کرد.

چالش‌های اخلاقی و رفتاری

نبود چارچوب دینی مشخص، مرزهای اخلاقی را در زندگی فردی و اجتماعی کمرنگ می‌کند. دین، علاوه بر باور، مجموعه‌ای از بایدها و نبایدهای اخلاقی و رفتاری است. زمانی که جوان بدون قبول مسئولیت در برابر هیچ دین و مذهبی زندگی می‌کند، در عمل خویشتن‌داری، مسئولیت‌پذیری و احساس پاسخ‌گویی در قبال جامعه را از دست می‌دهد. پیامد این وضعیت، رواج بی‌بندوباری جنسی، مصرف مواد مخدر و الکل، بی‌احترامی به هنجارهای خانوادگی و اجتماعی، و کاهش حس همبستگی ملی است.

رابطه بی‌دینی با وطن‌فروشی

یکی از نگران‌کننده‌ترین نتایج این جریان، تضعیف تعلق خاطر ملی است. افرادی که خود را مقید به هیچ مرجع ارزشی نمی‌دانند، در برابر منافع ملی نیز احساس مسئولیت نمی‌کنند. تجربه نشان داده که برخی از همین جوانان، با پذیرش هویت‌های جایگزین (اغلب غربی‌زده) و بی‌اعتنایی به میراث دینی و ملی خود، در معرض همکاری با جریان‌های معاند، جاسوسی، یا فروش اطلاعات و منافع کشور قرار می‌گیرند. وطن‌فروشی ریشه در فقدان هویت و ارزش دارد؛ و دین یکی از مهم‌ترین پایه‌های هویت‌ساز است.

علل گرایش جوانان به این نگرش

عوامل متعددی در رواج این پدیده نقش دارند: ضعف در آموزش دینی کارآمد در مدارس و خانواده، ارائه چهره‌ای خشن و غیرواقعی از دین در برخی رسانه‌ها، تهاجم فرهنگی شبکه‌های اجتماعی بیگانه، و نبود الگوهای جذاب دینی برای نسل امروز. همچنین ناکارآمدی‌های اجتماعی و اقتصادی که به نام دین رقم می‌خورد، جوان را به «دین‌گریزی» سوق می‌دهد، نه «دین‌باوری» آگاهانه.

راهکارها

برای مقابله با این جریان، باید به جای طرد و سرکوب، به گفت‌وگو با جوانان نشست و دین را به زبان روز و متناسب با نیازهای فکری آنان بازتعریف کرد. ارائه دین همراه با معنویت، عقلانیت، عدالت و پاسخگویی به چالش‌های اخلاقی و اجتماعی، می‌تواند جایگزین «اسلام بی‌مذهب» شود. همچنین تقویت مهارت‌های تفکر انتقادی و رسانه‌ای در جوانان، آنان را در برابر شبهات دینی و القائات بیگانه مقاوم می‌کند.

نتیجه‌گیری

«اسلام بلامذهب» یا زندگی بدون قبول هیچ دینی، پاسخی به خلأهای موجود است، اما راه حلی نیست. تجربه عملی این نگرش، جز ابتذال اخلاقی و گسست از هویت ملی و دینی ثمری نداشته است. نجات نسل جوان از این آسیب، نیازمند بازسازی نظام تربیت دینی، تقویت باورهای اصیل همراه با آزادی و کرامت انسانی، و ایجاد الگوهای موفق از دینداری متعهدانه در عرصه عمومی است.

نویسنده: فاطمه پورعباس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha