خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: بعضی از علمای اخلاق گفته بودند در زمان حیات آیتالله خامنهای، فرج امام زمان علیه السلام اتفاق میافتد؛ پس چرا اینطور نشد؟
پاسخ:
در سالهای گذشته، بشارتهایی دربارۀ نزدیکبودن ظهور امام زمان از سوی برخی عالمان یا صالحان داده شده است که معمولاً به یک شکل نبودهاند، بلکه با بیانهای مختلفی بوده است. از برخی از این بشارتها چنین برداشت میشد که ظهور امام زمان علیه السلام در زمان حیات آیتالله خامنهای محقق میشود؛ اما با شهادت جانسوز ایشان برای برخی پرسش پیش آمد که چرا چنین نشد؟ برای دریافت پاسخ این پرسش توجه به چند نکتۀ مهم ضروری است که در این نوشتار بدان میپردازیم.
نکتۀ اول: جایزنبودن تعیین وقت
بر اساس دستورهای اهلبیت علیهم السلام، هیچکسی حق تعیین زمان دقیق و مشخصی برای ظهور امام عصر ارواحنا فداه را ندارد؛ همچنین ایشان به ما دستور دادهاند که هر کسی چنین کرد، شما او را تکذیب کنید (۱). اگر هم برخی بشارت به ظهور امام زمان علیه السلام دادهاند، هدفشان تعیین وقت دقیق و حتمی برای ظهور نبوده است، بلکه این بزرگواران با هدف امیدبخشی به مؤمنان و آمادهکردن افراد و زمینهسازی برای ظهور بشارتهایی میدادهاند و مقصودشان این بود و هست که ظهور نزدیک است نه اینکه در فلان تاریخ اتفاق میافتد.
نکتۀ دوم: حصول فرج شخصی و نه نهایی
در ادبیات دینی دو نوع فرج بیان شده است:
الف) فرج شخصی: فرج و ظهور امام زمان علیه السلام که با اذن الهی در زمان خودش و با فراهمآمدن مقدمات لازم برای عموم مردم دنیا اتفاق میافتد؛ ب) فرج نهایی: وقتی افراد یا جامعهای منتظر واقعی حضرت باشند و شرایط و آداب انتظار را در حد امکان در جان و جامعه خود محقق کنند، خداوند متعال برای آنها فرج و گشایشهایی در زندگی شخصی و جمعی آنها قرار میدهد و برخی از مشکلات آنها را برطرف میکند. ابابصیر نقل میکند که به امام صادق علیه السلام عرض کردم فرج در چه زمانی است؟ حضرت فرمودند: «ای ابابصیرر، تو هم از جمله دنیاخواهانی؟ کسی که این امر را بشناسد، برای او به واسطۀ انتظارش فرج حاصل شده است» (۲).
در روایت دیگری فرمودند: «برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید که در زیاد دعاکردن برای ظهور، فرج شما محقق میشود» (۳).
بنابراین یکی از پاسخهایی که به پرسش فوق میتوان ارائه داد این است که شاید منظور از بشارتهایی که دراینباره ارائه شده است، فرج شخصی و محدود است نه فرج نهایی. در زمان حیات رهبر شهید انقلاب نیز اقتدار و گشایشهای بزرگ و امکانات بسیاری برای شیعه فراهم شد و شیعه هویت جمعی یافت؛ همچنین شیعه از غربت و مظلومیت فوقالعادهای که داشت، خارج شد؛ به گونهای که یکی از مؤثرترین قدرتهای منطقهای و بینالمللی شناخته شد که همۀ اینها میتواند به معنای حصول فرج محدود و شخصی برای جامعه شیعی در زمان حیات ایشان باشد.
نکتۀ سوم: احتمال خطای در نقل
برخی از این نقلها مربوط به دهها سال قبل است که بر اثر گذشت زمان گاه خطای در نقل را میتوان دربارۀ آنها متصور شد. همانطور که بیان شد، فرج دو نوع است: فرج شخصی و فرج نوعی. احتمال دارد اصل اینگونه بشارتها دربارۀ تحقق فرج، محدود برای مؤمنان و فرج شخصی در زمان شهید آیتالله خامنه ای بوده است که از آن برداشت فرج نهایی شده است.
نکتۀ چهارم: تدوام انقلاب نه ظهور
ممکن است منظور برخی از بشارتها این بود که این انقلاب تا زمان ظهور حضرت باقی میماند و پرچم آن به دست حضرت میرسد و آیتالله خامنهای با دست باکفایت و با مدیریت خود و تلاشی که میکنند، چنان قدرتی به پرچم و کشور ایران میدهند که دشمنان توان نابودی آن را ندارند و درنهایت این پرچم به دست امام زمان علیه السلام میرسد.
نکتۀ پنجم: بعد رتبی نه بعد زمانی
در برخی از بشارتها چنین آمده است که بعد از تحقق انقلاب و فوت امام و آمدن آیتالله خامنهای، ظهور محقق میشود. ممکن است در این نوع بشارتها منظور از بعد آیتالله خامنهای، بعد رُتبی باشد نه بعد زمانی؛ یعنی منظور این نبود که ظهور بلافاصله بعد از آمدن آیتالله خامنهای یا در زمان حیات ایشان محقق میشود، بلکه شاید منظور این بود که بعد از وقوع چند مسئله از جمله تحقق انقلاب و آمدن مرحوم امام قدس سره و فوت ایشان و معرفی آیتالله خامنهای و طی این مراحل، ظهور اتفاق میافتد؛ اگر چنین باشد، ایام بعد از شهادت ایشان هم میتواند ایامی باشد که امید است ظهور اتفاق بیفتد و میتوان امید داشت بعد از شهادت ایشان، ما به ظهور نزدیکتر شویم.
نکتۀ ششم: مسئلۀ بداء
پاسخ اصلی و مهمترین پاسخی که به پرسش فوق میتوان ارائه داد، طرح مسئلۀ بداء استباشد. مسئلۀ قضا و قدر و بداء مسئلهای مسلم و مشهور در فرهنگ اعتقادی شیعه است. امام صادق علیه السلام فرمودند: «هرگز هیچکس به پیغمبری نرسیده است تا برای خدا به پنج خصلت اعتراف کرده باشد: بداء، مشیت، سجود، بندگی، فرمانبری» (۴).
برای توضیح مسئلۀ بداء، ابتدا باید خلاصهای از قضا و قدر بیان شود. بر اساس منابع دینی، اموراتی که در دنیا اتفاق میافتد، در گذشته در عوالم بالا از سوی خداوند متعال مقدر و مشخص شده است. این تعیین و مشخصکردن (قضا و قدر) دو نوع است: گاهی حتمی و تخلفناپذیر است که به آن قضا و قدر حتمی میگویند که در هر شرایطی اتفاق میافتد؛ گاهی هم غیرحتمی و مشروط است که در صورت تحقق برخی از شرایط آن، مسئله اتفاق میافتد، وگرنه تغییر میکند یا به آینده موکول میشود (۵).
«بداء» یعنی ابتدا خداوند متعال تقدیری را بر اساس برخی از شرایط دربارۀ مسئلهای غیرحتمی را تعیین میکند؛ ولی بعد با تغییر شرایط، خداوند متعال هم آن تقدیر را تغییر میدهد و در تقدیر الهی بداء حاصل میشود؛ برای مثال در روایت از ابو بصیر نقل شده است به امام صادق علیه السلام عرض کردم میگویند: «روزی عیسی علیه السلام از کنار قومی عبور کرد که پایکوبی میکردند، پرسید اینجا چه شده است؟ گفتند: ای روح خدا، اینجا مجلس عروسی است. فرمود: امروز پایکوبی کنید، فردا گریه خواهید کرد. فردی پرسید: چرا ای رسول خدا؟ فرمود: به دلیل اینکه عروس این خانه امشب از دنیا میرود. عدّهای گفتند: خدا و رسول او راست میگویند؛ ولی منافقان گفتند: فردا نزدیک است و خواهیم دید که چه روی میدهد.
وقتی صبح شد، آنها به آن خانه رفتند و دیدند هیچ اتفاقی روی نداده است؛ ازاینرو گفتند: ای روح خدا، عروس این خانه که خبر مرگ او را به ما دادی، زنده است و نمرده است. عیسی علیه السلام فرمود: خداوند هرچه بخواهد میکند؛ پس دقالباب نمود و عروس بیرون آمد. عیسی فرمود: از همسرت اجازه بگیر که ما وارد شویم. پس از کسب اجازه، حضرت عیسی علیه السلام وارد خانۀ او شدند و او برای عیسی علیه السلام طعامی نهاد. عیسی علیه السلام پرسیدند: بگو دیشب چه عملی انجام دادی؟ زن گفت: عمل خاصّی جز همان اعمال همیشگی انجام ندادم؛
فقط سائلی هر شب جمعه به در خانه ما میآمد و ما از غذای خود به او میدادیم، دیشب هم آن سائل آمد و من مشغول مراسم عروسی بودم و همه سرگرم بودند و هرچه این سائل درخواست کرد، کسی جواب او را نداد؛ وقتی من صدای او را شنیدم، به طور ناشناس برخاستم و از غذای عروسی برای او بردم. حضرت عیسی علیه السلام با شنیدن این حرف به زن فرمود: از جای خود برخیز. وقتی زن برخاست، همه دیدند ماری بسیار بزرگ زیر پیراهن اوست. آنگاه عیسی علیه السلام فرمود: به سبب آن عمل خیرت، خداوند شرّ این حیوان را از تو برطرف کرد» (۶).
با توجه به توضیحی که دربارۀ بداء داده شد، میتوان پرسش فوق را اینگونه پاسخ داد که حتی اگر پیامبر یا امام معصوم هم چنین بشارتهایی داده بود، باز ممکن است در برخی مقدرات تغییر و بداء حاصل شود. دربارۀ پرسش هم میتوان گفت در مسئلۀ ظهور، بداء حاصل شده است؛ یعنی شاید در ابتدا چنین مقدر بود که ظهور در زمان حیات آیتالله خامنهای اتفاق بیفتد؛ اما به دلیل تغییر برخی شرایط و پدیدآمدن برخی از مصلحتهای جدید، خداوند متعال در تقدیر مسئلۀ ظهور، تغییری انجام داده است و امر ظهور برای مدتی کوتاه یا بلند به تأخیر افتاده است. بههرحال وظیفۀ ما تداوم انتظار فعال و انجام وظایف فردی و جمعی است.
نتیجه:
دربارۀ مسئلۀ ظهور کسی حق تعیین وقت دقیق ندارد و منظور برخی از عالمان و بزرگان از بشارتها، تعیین وقت دقیق و حتمی نبوده است، بلکه هدف و منظورشان نزدیکبودن ظهور و امیدبخشی به مؤمنان و آمادهکردن آنها بوده است. از طرفی ممکن است منظور از تحقق فرج بعد از آیتالله خامنهای، فرجی نسبی و محدود بوده است نه فرج عمومی. شاید هم منظور تداوم «انقلاب» تا زمان ظهور حضرت بوده است نه تحقق ظهور در زمان حیات آیتالله خامنهای. همچنین احتمال دارد منظور از تحقق ظهور بعد از آیتالله خامنهای، بعد رُتبی باشد نه زمانی. از سوی دیگر میتوان گفت در مسئلۀ ظهور، بداء حاصل شده است و به دلیل تغییر شرایط، مسئلۀ ظهور برای مدتی کوتاه یا بلند به تأخیر افتاده است.
پینوشتها:
۱. «مَن وقّتَ لکَ من النّاسِ شیئاً فلا تَهابَنَّ أنْ تُکَذِّبَهُ، فلَسْنا نُوَقِّتُ لأحدٍ وَقْتا» (محمد بن حسن طوسی؛ الغیبة؛ ترجمه: عزیزی؛ قم: مسجد مقدس جمکران، ص ۷۳۶).
۲. «عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ جُعِلْتُ فِدَاکَ مَتَی اَلْفَرَجُ فَقَالَ یَا أَبَا بَصِیرٍ وَ أَنْتَ مِمَّنْ یُرِیدُ اَلدُّنْیَا مَنْ عَرَفَ هَذَا اَلْأَمْرَ فَقَدْ فُرِّجَ عَنْهُ لاِنْتِظَارِهِ» (محمد بن حسن طوسی؛ الغیبة؛ ص ۷۳۶).
۳. «و أکثروا الدّعاء بتعجیل الفرج فإنّ ذلک فرجکم» (محمد بن حسن طوسی؛ الغیبة؛ ص ۵۱۹).
۴. «مَا تَنَبَّأَ نَبِیٌّ قَطُّ حَتَّی یُقِرَّ لِلَّهِ بِخَمْسِ خِصَالٍ بِالْبَدَاءِ وَ اَلْمَشِیئَهِ وَ اَلسُّجُودِ وَ اَلْعُبُودِیَّهِ وَ اَلطَّاعَهِ» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ تهران: دارالکتب الاسلامیة، [بیتا]، ج ۱، ص ۱۴۸).
۵. برای آگاهی از مسئلۀ بداء، ر. ک به: عبدالرضا جمالزاده؛ بداء در پرتو کتاب و سنت؛ قم: دارالنور، [بیتا].
۶. نعمتالله جزایری؛ النور المبین؛ ترجمۀ مشایخ؛ تهران: فرحان، ۱۳۸۱ ش، ص ۵۷۷.
نظر شما