خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: خدواند متعال در آیات ۲۲ و ۲۳ سوره مبارکه قیامت و در وصف بهشتیان می فرماید: «وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ * إِلی رَبِّها ناظِرَةٌ»؛ ([آری] در آن روز صورت هایی شاداب و مسرور است * و به پروردگارش می نگرند!). اکنون این سوال مطرح می گردد که: اگر خداوند متعال آن گونه که موحّدان معتقدند، وجودی نادیدنی است، چرا قرآن از امکان دیده شدن خداوند در قیامت سخن می گوید؟ آیا امکان دیدن و نظر کردن به خدا فقط در این دنیا محال است و مثلا در عالم آخرت و برای بهشتیان، امکان پذیر می گردد و آیا دیده شدن خداوند حتّی در قیامت، منجر به اعتقاد تجسیم نمی گردد!؟
حکم عقل درباره رؤیت خداوند؟
در پاسخ به این پرسش ها باید گفت، مسأله محال بودن رؤیت خداوند از آموزه های اصیلی است که کوچک ترین انحراف از آن، موجب انحراف از مسیر توحید و افتادن در وادی شرک و تشبیه می گردد. زیرا دلایل عقلی گواهی می دهد که خداوند هرگز با چشم دیده نخواهد شد؛ زیرا چشم تنها اجسام و در تعبیری صحیح تر فقط بعضی از کیفیات آنها را می بیند و چیزی که جسم نیست و کیفیت جسمانی هم ندارد، هرگز با چشم مشاهده نخواهد شد. در توضیحی دیگر می گوییم اگر چیزی با چشم دیده شود، حتما باید محدود به مکان و جهت و ماده باشد، در حالی که خدا به عنوان وجودی نامحدود برتر از همه اینها است. (۱)
مرحوم علامه «طباطبایی» در تفسیر «المیزان» در این زمینه چنین می گوید: «رویت با چشم خواه به همین کیفیتی باشد که امروز است و یا تحول به شکل دیگری پیدا کند به هر حال یک امر مادی و طبیعی است که با اندازه و شکل و رنگ و نور سر و کار دارد و اینها همه اموری مادی و طبیعی هستند و محال است به ذات پاک پروردگار چه در دنیا و چه در آخرتارتباطی پیدا کند».(۲)
بنابراین، باید آیات یا روایاتی که در ظاهر بر امکان رؤیت خداوند دلالت دارند، در کنار سایر آیات و روایات تفسیر شوند تا حقیقت امر روشن گردد. زیرا هیچ گاه آیه ای از قرآن بر خلاف حکم و فرمان خِرَد نخواهد بود.
فهم معنای صحیح نظاره بر خدا، رؤیت و ملاقات الهی در پرتو آیات و روایات
برای دستیابی به این معنای صحیح از معنای «نضرة» شروع می کنیم. این واژه در لغت به معنای سرور و شادابی است(۳) و آیه ۲۲ سوره قیامت یعنی «وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ»، در صدد بیان وضعیت بهجت آمیز و سراسر خشنودی بهشتیان است. (۴) در این حال، (آنها فقط به ذات پاک پروردگارشان می نگرند!)؛ «إِلی رَبِّها ناظِرَةٌ». اما چه نوع نگاهی؟
نگاه بهشتیان به پروردگارشان، به معنای نگاهی با چشم دل و از طریق شهود باطن است! نگاهی که آنها را مجذوب آن ذات بی مثال و آن کمال و جمال مطلق می کند و لذتی روحانی و توصیف ناپذیر به آنها دست می دهد که یک لحظه آن از تمام دنیا و آنچه در دنیا است برتر و بالاتر است. (۵) در پرتو این شعور باطنی غیر حسی و غیر مادی نوعی معرفت به خداوند پیدا می شود که هیچ نوع حجابی با آن نمی باشد و هرگز انسان را از او غافل نکرده و به دیگری مشغول نمی سازد. مراد از لقای الهی که در روز قیامت برای صالحین از بندگان فراهم خواهد شد نیز همین شعور باطنی است. (۶)
باید توجّه داشت که مقدّم شدن «الی ربها» بر «ناظرة» افاده حصر می کند؛ یعنی تنها به او می نگرند و نه به غیر او، و توجّه به نعمت های بهشتی نیز آنها را از نظر به ذات خداوند غافل نمی کند. (۷)
به طور کلی موضوع «نظر» به پروردگار و یا «لقاء» و ملاقات با او که در آیاتی از قرآن مورد اشاره قرار گرفته است، از موضوعات بسیار مهمی است که همیشه فکر و ذهنیت بسیاری از مفسرین را برای ارائه معنایی صحیح و موافق با غیرجسمانی بودن خداوند به خود مشغول کرده است. گاه گفته اند منظور از «لقاء اللَّه» ملاقات فرشتگان خدا در قیامت است، گاه گفته اند منظور ملاقات حساب و جزاء و ثواب او است و گاه گفته اند به معنی ملاقات حکم و فرمان او است.
به این ترتیب هر کدام کلمه ای را در تقدیر گرفته اند در حالی که می دانیم تقدیر بر خلاف اصل است و تا دلیلی بر آن نباشد باید از آن پرهیز کرد. بدون شک منظور از «نظر» و «لقاء»، نگاه و ملاقات حسی پروردگار نیست، بلکه منظور یک شهود باطنی و دیدار و ملاقات روحانی و معنوی با خدا است؛ زیرا در قیامت حجاب ها کنار می رود و آثار خداوند چنان در عرصه محشر و تمام صحنه ها و مواقف قیامت ظاهر و آشکار می گردد که همه کس حتی کافران خدا را با چشم دل می بینند و او را دیدار می کنند! (۸)
در این باره مرحوم علامه طباطبائی در تفسیر المیزان می نویسد: «بندگان خدا در شرائطی قرار می گیرند که حجابی میان آنها و پروردگارشان نیست زیرا طبیعت روز قیامت ظهور و بروز حقایق است همان گونه که در آیه ۲۵ سوره نور آمده: «وَ یَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِینُ»؛ (در آن روز میدانند که خداوند حق آشکار است)».(۹)
فخر رازی نیز در این باره می نویسد: «انسان در این دنیا به خاطر غرق شدن در امور مادی و تلاش برای معاش غالبا از خدا غافل می شود، ولی در قیامت که همه این مشغله های فکری برطرف می گردد انسان با تمام وجودش متوجه پروردگار عالم می شود و این معنای لقاء اللَّه است».(۱۰)
تمرکز و توجه لازم برای روح انسان به اندازه ای که امکان شهود خداوند را برایش مهیا کند ممکن است بر اثر پاکی و تقوا و عبادت و تهذیب نفس در این دنیا برای گروهی از انسان ها پیدا شود، چنان که در نهج البلاغه میخوانیم یکی از دوستان دانشمند امام علی(علیه السلام) به نام «ذعلب یمانی» از امام علیه السلام پرسید: آیا خدای خود را دیدهای؟ امام (علیه السلام) فرمود: «أَ فَأَعْبُدُ مَا لَا أَرَی»؛ (آیا خدائی را که نبینم پرستش کنم!؟) و هنگامی که آن شخص توضیح بیشتری خواست امام اضافه کرد: «لَا تُدْرِکُهُ الْعُیُونُ بِمُشَاهَدَةِ الْعِیَانِ وَ لَکِنْ تُدْرِکُهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِیمَان» (۱۱)؛ (چشم های ظاهر هرگز او را مشاهده نکنند، بلکه قلبها به وسیله نور ایمان او را درک می نمایند).
در واقع در این دنیا انسان با بندگی، تقوا، تهذیب نفس، تزکیه و عبادات خالصانه می تواند به مرحله ای از «یقین» برسد که خداوند را با تمام وجود احساس کند. به عبارت دیگر، انسان با بندگی و تقوا می تواند به مرحله ای برسد که هیچ شک و شبهه ای نسبت به حقایق نداشته باشد به گونه ای که گویا حقایق را با چشم می بیند. به این مرتبه معنوی در اصطلاح «حق الیقین» می گویند و منظور از «رویت» در سخن امیر المومنین(علیه السلام) نیز اشاره به همین نوع از مشاهده حقایق است.
در قیامت اما همان طور که از مفسّرینی چون علامه طباطبایی و فخر رازی نقل کردیم، این حالت شهود برای همگان پیدا می شود. چرا که آثار عظمت و قدرت خدا در آنجا آن چنان آشکار است که هر کوردلی هم ایمان قطعی پیدا می کند. (۱۲)
در حدیث مشروحی می خوانیم مردی خدمت امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) آمد و عرض کرد من درباره قرآن مجید به شک افتادهام! امام فرمود: چرا!؟ عرض کرد: در آیات بسیاری می بینیم که قرآن سخن از ملاقات پروردگار در قیامت میگوید و از سوی دیگری می فرماید: «لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ» (۱۳)؛
(چشم ها او را درک نمی کند و او چشمها را درک می کند). این آیات چگونه با هم سازگار است؟ امام (علیه السلام) فرمود: «اللِّقاءُ هُنا لَیْسَ بِالرُّؤْیَةِ، وَ الِّلقاءُ هُوَ الْبَعْثُ فَافْهَمْ جَمیعَ ما فی کِتابِ اللَّه مِنْ لِقائِهِ فَانَّهُ یَعْنی بِذلِکَ الْبَعْثَ» (۱۴)؛ (لقاء به معنای مشاهده با چشم نیست بلکه لقاء همان رستاخیز و برانگیخته شدن مردگان است. پس معنای تمام آنچه در قرآن تعبیر به لقاء اللَّه شده است درک کن که همه به معنای بعث است).
در حقیقت امیرالمؤمنین مسأله لقاء اللَّه را به چیزی تفسیر می کند که شهود پروردگار از لوازم آن است. آری روز رستاخیز روز برطرف شدن حجاب ها و کنار رفتن پرده ها و ظهور آیات حق و تجلی خداوند بر قلوب است و از این تعبیر امام(علیه السلام) هر کس به فراخور حال خود مطلب را در سطوح مختلف درک می کند. یعنی شهود باطنی اولیاء اللَّه در قیامت با افراد عادی بسیار متفاوت و مختلف است. (۱۵)
به هر تقدیر و همان طور که توضیح دادیم بدیهی است چنین نظر کردنی به خدای متعال که در آیه ۲۳ سوره قیامت مورد اشاره قرار گرفته به هیچ وجه به معنای امکان مشاهده حسّی خداوند نیست. خود قرآن کریم و در آیه ۱۰۳ سوره انعام این امر را منتفی کرده است و می فرماید: (چشم ها او را نمی بیند، و او چشم ها را می بیند)؛ «لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ».
دنیا و آخرت نیز هیچ تفاوتی در این مساله نخواهد داشت! مگر خداوند در قیامت تبدیل به یک وجود مادّی و جسمانی می شود یا ذات نامحدودش ـ در قیامت ـ محدود به عوارض مادّی می گردد یا دلائل عقلی دال بر عدم امکان رؤیت خداوند، محدود به عالم دنیا است!؟ (۱۶)
بدیهی است که پاسخ تمامی این سؤالات منفی است. علاوه بر این، در آیه ۱۴۳ سوره اعراف و در پاسخ درخواست موسی(علیه السلام) که عرضه داشت: «رَبِّ أَرِنی أَنْظُرْ إِلَیْکَ»؛ (پروردگارا! خودت را به من نشان ده تا تو را ببینم)، می فرماید: «لَنْ تَرانی»؛ (هرگز مرا نخواهی دید!)؛ جواب منفی با «لن» در حقیقت بر محال بودن رؤیت خداوند دلالت دارد. کلمه «لن» طبق مشهور در میان ادباء برای نفی ابد است بنابراین جمله «لَنْ تَرانی» مفهومش چنین می شود که نه در این جهان و نه در جهان دیگر مرا نخواهی دید. (۱۷)
علاوه بر تصریح آیات قرآن، روایات بسیاری نیز از ائمه اطهار(علیهم السلام) درباره محال بودن مشاهده حسّی خداوند به دست ما رسیده است. هشام یکی از شاگردان امام صادق(علیه السلام) نقل می کند: «نزد امام صادق(علیه السلام) بودم که معاویه بن وهب وارد شد و گفت: ای فرزند پیامبر چه می گویی در مورد خبری که در باره رسول خدا(صلی الله علیه وآله) وارد شده که او خداوند را دید؟ به چه صورت دید؟ و همچنین در خبر دیگری که از آن حضرت نقل شده که مؤمنان در بهشت پروردگار خود را می بینند؟ به چه شکل خواهند دید؟
امام صادق(علیه السلام) تبسّم کرد و فرمود: ای معاویه بن وهب! چه قدر زشت است که انسان هفتاد، هشتاد سال عمر کند در ملک خدا زندگی نماید و نعمت او را بخورد امّا او را درست نشناسد. ای معاویه! پیامبر(صلی الله علیه وآله) هرگز خداوند را با این چشم مشاهده نکرد. مشاهده بر دو گونه است. مشاهده با چشم دل، و مشاهده با چشم ظاهر.
هر کس مشاهده با چشم دل را بگوید، درست گفته؛ و هر کس مشاهده با چشم ظاهر را بگوید، دروغ گفته و به خدا و آیات او کافر شده است. زیرا پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: هر کس خدا را شبیه خلق بداند کافر است».(۱۸) علاوه بر این، طبق حدیث دیگری نقل شده است که وقتی آن حضرت در مورد مساله رؤیت خداوند در قیامت مورد سوال واقع شد، فرمود: «إِنَّ الْأَبْصَارَ لَا تُدْرِکُ إِلَّا مَا لَهُ لَوْنٌ وَ کَیْفِیَّةٌ وَ اللَّهُ خَالِقُ الْأَلْوَانِ وَ الْکَیْفِیَّة» (۱۹)؛
(چشم ها نمی بیند جز چیزهایی را که رنگ و کیفیّتی دارند، در حالی که خداوند آفریننده رنگ ها و کیفیّت ها است). با این توضیحات سخن گهربار نبی مکرّم اسلام(صلی الله علیه وآله) بر همگان واضح است که چرا فرمود: «یَنظُرُونَ إلَی رَبِّهِم بِلَا کَیفیّة وَ لَا حَدّ مَحدُود وَ لَا صِفَة مَعلُومَة» (۲۰)؛ (آنها به پروردگارشان می نگرند بدون کیفیت و حدّ محدود و صفت مشخّصی).
علاوه بر این تفسیر غیرمتناقض با قابل رؤیت نبودن خدا و در تفسیری دیگر از آیه نقل شده در صدر بحث می توان به این نکته نیز توجه کرد که یکی از معانی ماده «نظر»، انتظار نیز هست، (۲۱) و برخی نیز گفته اند واژه «ناظره» در آیه مزبور به معنای انتظار است. این ماده در آیه ۳۵ سوره نمل(۲۲) نیز در این معنا به کار رفته است. بنابراین معنای آیه این گونه می شود: (مؤمنان در آن روز انتظارشان تنها از ذات پاک خدا است و حتّی بر اعمال نیک خود نیز تکیه نمی کنند و پیوسته منتظر رحمت و نعمت اویند).(۲۳)
همچنین یکی از مهمّ ترین و کلّی ترین معنای واژه «نظر»، تأمّل و تدبّر و اعمال دقّت در یک موضوع است. (۲۴) برای مثال در آیات ۱۰۱ سوره یونس یعنی «قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِی السَّماواتِ» و ۱۷ سوره غاشیه یعنی «أَ فَلا یَنْظُرُونَ إِلَی الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ» و ۸۸ سوره صافات یعنی «فَنَظَرَ نَظْرَةً فِی النُّجُومِ» و ۱۸۵ سوره اعراف یعنی «أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فِی مَلَکُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» ماده «نظر» به همین معنا به کار رفته است. (۲۵)
بنابراین شاید بتوان معنای آیه ۲۳ سوره قیامت را نیز این گونه در نظر گرفت که: «بهشتیان آنجا فقط به خداوند فکر می کنند و لاغیر». حتی برخی معتقدند از آنجا که معنای اصلی «نظر» همان تأمّل و تدبّر در یک پدیده است و اراده کردن معنای رؤیت و دیدن با چشم از آن، توسعه در این معنا است(۲۶) بنابراین، «ناظره» در این آیه به همان معنای اصلی انصراف دارد و قرینه ای بر اراده معنای رؤیت و نظر با چشم وجود ندارد تا نیاز باشد که با توضیح و توجیه، رؤیت به شهود باطنی ترجمه گردد.
در پایان فقط به یک نکته می پردازیم و آن هم اینکه چرا خداوند متعال چنین کلمات و تعابیر تفسیر پذیر و ذو وجوهی را برای بیان معارف قرآنی انتخاب کرده و آیا امکان نداشت که قرآن به گونه ای دیگر و بدون نیاز به این تفاسیر و توضیحات نازل شود؟
در پاسخ به این سؤال می گوییم: می دانیم که الفاظ و کلمات برای رفع احتیاجات روزانه وضع شده اند و بر محور موضوعاتی که مربوط به زندگی روزمرّه است دور می زنند، از طرفی حقایقی که مربوط به مبدا و معاد و خداوند و صفات اوست ناچار باید با همین الفاظ بیان شود، لذا چاره ای جز این نیست که این الفاظ را که مربوط به همین امور مادّی است گرفته و با مناسبات و تشبیهاتی در معانی جدیدی که در خور عالم ماورای طبیعت است به کار بریم مثلا وقتی می خواهیم بگوییم خداوند از تمام گفتگوها و صداها با خبراست چاره ای نداریم جز این که بگوییم خداوند هر سخنی را می شنود. در این جا منظور از «کلمه شنیدن» شنیدن با گوش نیست بلکه باخبر بودن از تمام سخنان است. همچنین در مورد دیدن و امثال آن منظور همان «نتیجه» دیدن و مانند آن است. (۲۷)
پی نوشت:
(۱). رک: تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دارالکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ هـ. ش چاپ سی و دوم، ج ۵، ص ۳۸۲.
(۲). المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی، سید محمد حسین، موسسه اعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۳۹۰ هـ. ق، چاپ دوم، ج ۸، ص ۲۵۷.
(۳). قاموس القرآن، قرشی بنایی، علی اکبر، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۴۱۲ هـ. ق، چاپ ششم، ج ۸، ص ۷۷؛ مفردات الفاظ القرآن، راغب أصفهانی، حسین بن محمد، دار القلم، بیروت، ۱۴۱۲ هـ. ق، چاپ اول، ج ۱، ص ۸۱۰؛ لسان العرب، ابن منظور، محمد بن مکرم، محقق/ مصحح: میر دامادی، جمال الدین، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع، بیروت، ۱۴۱۴ هـ. ق، چاپ سوم، ج ۵، ص ۲۱۲.
(۴). المیزان فی تفسیر القرآن، همان، ج ۲۰، ص ۱۷۸.
(۵). تفسیر نمونه، همان، ج ۲۵، ص ۳۰۳.
(۶). المیزان فی تفسیر القرآن، همان، ج ۸، ص ۲۵۲ و ۲۵۳.
(۷). تفسیر نمونه، همان، ج ۲۵، ص ۳۰۲.
(۸). یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: حسینی، سیدحسین، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶ هـ. ش، چاپ چهارم، ص ۶۴.
(۹). المیزان فی تفسیر القرآن، همان، ج ۱۰، ص ۶۹.
(۱۰). التفسیر الکبیر(مفاتیح الغیب)، فخر رازی، محمد بن عمر، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۲۰ هـ. ق، چاپ سوم، ج ۳، ص ۵۹۱.
(۱۱). نهج البلاغة، شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق/مصحح: فیض الإسلام، هجرت، قم، ۱۴۱۴ هـ. ق، چاپ اول، ص ۲۵۸.
(۱۲). یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ، همان، ص ۶۵.
(۱۳). سوره انعام، آیه ۱۰۳.
(۱۴). التوحید، ابن بابویه، محمد بن علی، محقق/مصحح: حسینی، هاشم، جامعه مدرسین، قم، ۱۳۹۸ هـ. ق، چاپ اول، ص ۲۶۷.
(۱۵). یکصد و هشتاد پرسش. پاسخ، همان، ص ۶۵.
(۱۶). تفسیر نمونه، همان، ج ۵، ص ۳۸۱ و ۳۸۲.
(۱۷). همان، ج ۶، ص ۳۶۰.
(۱۸). «کُنْتُ عِنْدَ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(علیه السلام) إِذْ دَخَلَ عَلَیْهِ مُعَاوِیَةُ بْنُ وَهْبٍ وَ عَبْدُ الْمَلِکِ بْنُ أَعْیَنَ فَقَالَ لَهُ مُعَاوِیَةُ بْنُ وَهْبٍ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا تَقُولُ فِی الْخَبَرِ الَّذِی رُوِیَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص رَأَی رَبَّهُ عَلَی أَیِّ صُورَةٍ رَآهُ وَ عَنِ الْحَدِیثِ الَّذِی رَوَوْهُ أَنَّ الْمُؤْمِنِینَ یَرَوْنَ رَبَّهُمْ فِی الْجَنَّةِ عَلَی أَیِّ صُورَةٍ یَرَوْنَهُ فَتَبَسَّمَ(علیه السلام) ثُمَّ قَالَ یَا فُلَانُ مَا أَقْبَحَ بِالرَّجُلِ یَأْتِی عَلَیْهِ سَبْعُونَ سَنَةً أَوْ ثَمَانُونَ سَنَةً یَعِیشُ فِی مُلْکِ اللَّهِ وَ یَأْکُلُ مِنْ نِعَمِهِ لَا یَعْرِفُ اللَّهَ حَقَ مَعْرِفَتِهِ ثُمَّ قَالَ(علیه السلام) یَا مُعَاوِیَةُ إِنَّ مُحَمَّداً(صلی الله علیه وآله) لَمْ یَرَ رَبَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بِمُشَاهَدَةِ الْعَیَانِ وَ إِنَّ الرُّؤْیَةَ عَلَی وَجْهَیْنِ رُؤْیَةُ الْقَلْبِ وَ رُؤْیَةُ الْبَصَرِ فَمَنْ عَنَی بِرُؤْیَةِ الْقَلْبِ فَهُوَ مُصِیبٌ وَ مَنْ عَنَی بِرُؤْیَةِ الْبَصَرِ فَقَدْ کَفَرَ َ بِاللَّهِ وَ بِآیَاتِهِ لِقَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ(صلی الله علیه وآله) مَنْ شَبَّهَ اللَّهَ بِخَلْقِهِ فَقَدْ کَفَر»؛ کفایة الأثر فی النص علی الأئمة الإثنی عشر، خزاز رازی، علی بن محمد، نشر بیدار، قم، ۱۴۰۱ هـ. ق، ص ۲۶۱.
(۱۹). الأمالی، ابن بابویه، محمد بن علی، نشر کتابچی، تهران، ۱۳۷۶ هـ. ش، چاپ ششم، ص ۴۱۰.
(۲۰). الدر المنثور فی تفسیر المأثور، سیوطی، جلال الدین، انتشارات کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، قم، ۱۴۰۴ هـ. ق، ج ۶، ص ۲۹۰.
(۲۱). التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مصطفوی، حسن، نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۶۸ هـ. ش، چاپ اول، ج ۱۲، ص ۱۶۵؛ قاموس القرآن، همان، ج ۸، ص ۸۱؛ مفردات الفاظ القرآن، همان، ص ۸۲.
(۲۲). «وَ إِنِّی مُرْسِلَةٌ إِلَیْهِمْ بِهَدِیَّةٍ فَناظِرَةٌ بِمَ یَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ»؛ (و من [اکنون جنگ را صلاح نمی بینم] هدیه گران بهایی برای آنان می فرستم تا ببینم فرستادگان من چه خبر می آورند [و از این طریق آنها را بیازمایم]).
(۲۳). تفسیر نمونه، همان، ج ۲۵، ص ۳۰۴.
(۲۴). التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، همان؛ قاموس القرآن؛ مفردات الفاظ القرآن، همان.
(۲۵). مفردات الفاظ القرآن، ص ۸۱۲.
(۲۶). التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، همان.
(۲۷). پاسخ به پرسش های مذهبی، مکارم شیرازی، ناصر، سبحانی تبریزی، جعفر، انتشارات مدرسه الامام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، ۱۳۷۷ هـ. ش، چاپ دوم، صفحه ۴۱.
نظر شما