خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: وقتی سخن از الگوی زندگی به میان میآید، کمتر کسی تصور میکند که بالاترین مقام یک کشور، زندگیای سادهتر از بسیاری از مردم عادی داشته باشد. اما سیره آیتالله خامنهای، رهبر شهید انقلاب، دقیقاً همین بود. روایتهای متعددی از نزدیکان و فرزندان ایشان، تصویری از خانهای ترسیم میکند که در آن، وسایل زندگی به اندازه یک بار وانت بیشتر نبود و «فقیر بودن» نه یک عار، که مایه افتخار تلقی میشد.
«افتخار میکنم فقیر هستم»؛ باوری که از کودکی شکل گرفت
آیتالله سیدمجتبی خامنهای، فرزند رهبر شهید، در گفتگویی نقل میکند که در کودکی از کلمه «فقیر» بیزار بود و آن را با تصویر گدایان گوشهخیابان تداعی میکرد. اما یک روز، پدرشان در میان صحبتهای خانوادگی فرمودند: «من افتخار میکنم که فقیر هستم!» این جمله چنان تأثیری بر ذهن کودک گذاشت که تصور او از فقر را یکباره دگرگون ساخت و تا امروز نیز این نگاه در او باقی مانده است. این جمله، نشاندهنده بیتعلقی عمیق ایشان به دنیا از همان ابتدای زندگی است.(۱)
خانهای به وسعت یک وانت؛ روایت رئیس دفتر
حجتالاسلام محمّدی گلپایگانی، رئیس دفتر رهبر شهید، روایتی شگفتانگیز از میزان داراییهای مادی ایشان بیان کرده است: «تمام وسایل زندگی شخصی رهبر شهید انقلاب به اندازه یک بار وانت بیشتر نمیشد.» این جمله، تصویری دقیق از زهد و قناعتی است که در خانهای کوچک و استیجاری جاری بود. ایشان همچنین فرموده بودند که «مهریهٔ دخترم همان ۱۴ سکه است که برای دیگران سفارش میکنم»، نشان از آن دارد که این سادهزیستی، در تمام شئون زندگی از جمله ازدواج فرزندان جاری بود.(۲)
یخچالی که نبود؛ روایتی از زهد باورنکردنی
شاید باورپذیرترین روایت از سادهزیستی رهبر شهید، ماجرای یخچال خانه ایشان باشد که دکتر علیرضا مرندی، رئیس تیم پزشکی، آن را نقل کرده است. آقای رفیقدوست، وزیر وقت سپاه، روزی گوشت قربانی برای ایشان فرستاد، اما هدیه بار اول برگشت داده شد. وقتی رفیقدوست اصرار کرد که گوشت از مال شخصی و خمسداده است، تنها مقدار کمی از آن پذیرفته شد. علت را که پرسیدند، پاسخ شنیدند: «آقا یخچال ندارد این مقدار گوشت را کجا نگهدارد؟»
دکترمرندی میگوید: «این زندگی برای بالاترین مقام کشور قابل تصور نیست. اگر خودم از نزدیک ندیده بودم و این موضوع را به من میگفتند باورم نمیشد. البته این اواخر یخچال در خانهشان بود. اما ایشان سالها در خانه یخچال نداشتند.»
حتی روایت شده که در زمان ریاستجمهوری ایشان، شخصی تماس گرفته و گفته در یخچال خانه پنیر ندارم و اگر در یخچال آقای رئیسجمهور پنیر هست، کاری کند ما هم پنیر داشته باشیم. ایشان یخچال را چک میکنند و میبینند پنیر ندارند و چون مهمان داشتهاند، دست به دامن رفقا میشوند.(۳)
قرآن کریم در ستایش چنین روحیهای میفرماید:
«وَ الَّذِینَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کَانَ بَیْنَ ذَٰلِکَ قَوَامًا» (۴)
«و کسانی که چون خرج کنند، نه اسراف کنند و نه سختگیری، و میان این دو راهی میانه گیرند.»
اجاق سهشعله و تخت چهلساله؛ سادگی که به روایت فرزند است
آیتالله سیدمجتبی خامنهای در گفتوگویی تفصیلی، نمونههای عینیتری از این سادهزیستی را روایت کردهاند: «وسایل زندگی ایشان بسیار ساده است. فرض کنید اجاقگاز خانهی ایشان از همین اجاقهای سهشعلهی قدیمیِ رومیزی است که من چند بار از والده خواهش کردم که این را عوض کنید. والده هم در این جهت واقعاً از آقا کمتر نیستند. هنوز اجاقگازشان همان سهشعلهی قدیمی است که روی میز میگذارند! مادر، به رغم اصرارهای زیاد ما، آخر هم قبول نکردند و گفتند اصلاً نمیشود.»
در ادامه این روایت آمده که تا چند سال پیش، تلویزیون منزل ایشان از همان دستگاههای قدیمی بود که حتی جای فیش گیرنده جدید را نداشت. اما شگفتانگیزتر از همه، تخت ایشان است: «تختی که آقا الان روی آن میخوابند، همان تختی است که از سال ۶۰، یعنی از زمان ترور و جراحت و آسیب ناشی از آن، روی این تخت خوابیدهاند و الان چهل سال است که از آن استفاده میکنند. اگر یک نفر یک قلم و کاغذ بردارد، شاید بتواند بیش از پانزده مورد از این وسایل قدیمی را فهرست کند.»(۵)
مراقبت از بیتالمال؛ مستأجری که حتی حق تصرف در خانه را نداشت
یکی از برجستهترین ویژگیهای سیره ایشان، دقت بینظیر در تفکیک اموال عمومی و شخصی بود. فرزند ایشان نقل میکند که قبل از انقلاب، در اتاق شخصی پدر، کیسههای پارچهای وجوهات شرعی بود که ایشان به عنوان نماینده امام جمعآوری میکردند. از مقدار قابل تصرف آن، تنها مبلغی ناچیز به عنوان حقوق برمیداشتند، اما وقتی آن تمام میشد، از وجوهات حلال هم برنمیداشتند.
بعد از انقلاب، در زمان تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۶۴، یکی از دوستان مبلغ هشتصد هزار تومان برای کمک به ایشان داد. اما ایشان همه آن را برای هزینههای مربوط به محل سکونت به امام (ره) دادند، با اینکه هزینه زندگی و خوراک خانواده از کوپن تأمین میشد.(۶)
حتی در مورد محل سکونت که به حق جزو حقوق محسوب میشد، ایشان سالهای گذشته را حساب و پرداخت کردند. نقل شده که ایشان از نصب شیرهای آب اتوماتیک در خانه استیجاری خودداری میکردند و میفرمودند: «من اینجا مستأجرم و صاحب این ملک نیستم که حق تصرف داشته باشم.»
همسری که مثل همه، در صف نوبت مینشست
سادهزیستی در خانوادهی رهبر شهید، تنها به خود ایشان محدود نمیشد. همسر مکرمهشان نیز همین منش را داشتند. روایت شده که پس از یک کسالت، در مطب خود بیماران را ویزیت میکرد. یک روز خانمی با فرزندش آمد و پس از ویزیت، از سختی نوبت گرفتن گلایه کرد. بعدها فهمید که این خانم، همسر آیتالله خامنهای بوده است. وقتی علت معرفی نکردن خود را پرسید، پاسخ شنید: «نمیخواهم هیچ گونه پارتیبازی بشود. من هم مثل دیگران با مراعات وقت در نظر گرفته شده برای دیگر مراجعان وقت میگیرم و در صف نوبت مینشینم».
میراث پدر و مادر؛ ریشههای زهد و قناعت
این سبک زندگی ریشه در تربیت خانوادگی عمیقی دارد. پدر ایشان، آیتالله سیدجواد خامنهای، عالمی زاهد و بیاعتنا به مادیات بود که در مقابل ظلم سرفرود نمیآورد. خود ایشان درباره دوران کودکی نقل میکنند: «زندگی ما بهسختی میگذشت. من یادم هست شبهایی اتفاق میافتاد که در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت برای ما شام تهیه میکرد. آن شام هم نان و کشمش بود.»
مادر ایشان نیز بانویی زاهد، متشرع، آشنا با قرآن و ادبیات بود که در جریان مبارزه، پابهپای فرزندان مبارزش ایستادگی کرد.(۷)
قرآن کریم در این باره میفرماید:
«إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا» (۸)
«همانا با دشواری، آسانی است.»
این آیه که بر جلد کتاب خاطرات ایشان با عنوان «خون دلی که لعل شد» نیز نقش بسته، نشاندهنده باور عمیق ایشان به گشایش پس از سختی است.(۹)
پی نوشت:
۱.گزیدهای از تنها مصاحبهی رهبر انقلاب، حضرت آیتالله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنهای. سایت KHAMENEI.IR
۲.پایگاه خبری تابناک، مجموعه روایتهای سادهزیستی
۳.همان
۴.سوره فرقان/ آیه ۶۷
۵.پایگاه خبری خبرآنلاین، گزارش سبک زندگی رهبر شهید
۶.همان
۷.پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله خامنهای، زندگینامه
۸.سوره انشراح/ آیه ۶
۹.کتاب «خون دلی که لعل شد» (خاطرات خودنوشت آیتالله خامنهای از دوران مبارزه، انتشارات انقلاب اسلامی)
فیروزه دلداری(پژوهشگر، فعال رسانه و فضای مجازی)
نظر شما