۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۴
تقویم خدا روی آسمان؛ راز هلال ماه در قرآن

آیه ۱۸۹ سوره «بقره» درباره فلسفه تغییرات در «هلال ماه» چه مطالبی را ارائه می نماید؟ محتوای این آیه پرسش از فلسفه تغییرات در هلال ماه است. به تأکید قرآن، ماه یک تقویم طبیعی برای زندگی انسانها است؛ چرا که زندگی بدون نظم مایه بدبختی و شکست است. از سویی عبادات دینی نیز مطابق این تقویم انجام می شود و از سوی دیگر به ما درس نظم می دهد، زیرا نه تنها ماه، بلکه سایر کرات منظومه شمسی با نظم خیره کننده ای در حرکتند و یک لحظه از مسیر خود منحرف نمی شوند. در واقع اگر نظم نبود این حرکت های مستمر باقی نمی ماند.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: در آیه ۱۸۹ سوره «بقره» می خوانیم: «یَسْئَلُونَکَ عَنْ الاْهِلَّةِ قُلْ هِیَ مَوَاقِیتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِّ وَ لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَ لَکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَی وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَ اتَّقُوا اللهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»؛ (درباره هلالهای ماه از تو سؤال می کنند، بگو: آنها، بیان اوقات [و تقویم طبیعی] برای [نظام زندگی] مردم و [تعیین وقت] حج است. و کار نیک، آن نیست که از پشت خانه ها وارد شوید [آنچنان که در جاهلیّت در حال احرام مرسوم بود]؛ بلکه نیکی این است که پرهیزگار باشید. و از در خانه ها وارد شوید و تقوا پیشه کنید، تا رستگار گردید).


شاید این مطلب به ذهن برسد که در این آیه سؤال از چیست؟ مفسّران در مورد اصل سؤال دو احتمال داده اند:
۱. سؤال از احکام الهی نیست، بلکه از تغییرات ماه و حالات مختلف آن است.
۲. سؤال از فلسفه آفرینش ماه است.
در پاسخ باید بگوییم: می دانیم کره ماه از خود نوری ندارد، بلکه از خورشید نور می گیرد. و لذا نیمه ماه که به سمت خورشید است نورانی، و نیمه دیگر آن تاریک است. کره ماه در مدّت یک ماه(سی روز) یک بار به دور خود می چرخد، و لذا در ابتدا قسمت باریکی از ماه روشن است و به تدریج بر قسمت روشن ماه افزوده می گردد، و این مطلب تا نیمه ماه ادامه دارد که در آن زمان تمامی ماه روشن می شود، و پس از آن، به تدریج روشنی ماه تحلیل رفته و کم می شود. نتیجه این که علّت تغیراتی که در سطح کره ماه به چشم می خورد دَوَران ماه بر گرد خویش در طول یک ماه است.


خداوند متعال در پاسخ سؤال از هلال ماه، می فرماید: ماه، یک تقویم طبیعی برای زندگی انسانهاست که در دل آسمان نهاده شده، تا هر کس در هر نقطه ای از زمین و با هر میزان سواد و علم و دانایی، با استفاده از این تقویم طبیعی به زندگی خود نظم دهد.


هر چند تقویم شمسی نیز این هدف را تأمین می کند ولی همگانی نیست، و با نگاه به آسمان نمی توان پی برد که در چه روزی از ماه به سر می بریم، امّا این کار با نگاه به قسمت پر و خالی ماه امکان پذیر است.


این تقویم طبیعی برای دو هدف مهم آفریده شده است:


۱. نظم و برنامه در زندگی؛ چرا که زندگی بدون نظم مایه بدبختی و شکست است، خداوند ماه را آفرید تا انسانها با نظم و برنامه خاصّی به سراغ کارهایشان بروند.


۲. عبادات دینی نیز مطابق این تقویم انجام می پذیرد؛ با طلوع ماه، اوّل ماه قمری آغاز می شود و در ماه رمضان مردم روزه می گیرند. با طلوع ماهِ شوال، ماه رمضان پایان می پذیرد و عید فطر از راه می رسد، که در این روز روزه گرفتن حرام می باشد. با گذشتن نُه روز از ماه ذی الحجه حجّاج به عرفات می روند، و در روز دهم به سمت منی حرکت کرده، و اعمال مخصوص منی را بجا می آورند. و پس از سپری شدن دوازده روز از ذی الحجّه از منی به مکّه باز گشته، اعمال مکّه را بجا می آورند.


خلاصه این که هلال ماه هم به زندگی طبیعی و عادی ما نظم می بخشد، و هم با استفاده از این تقویم طبیعی اعمال و عباداتمان را بجا می آوریم.


شأن نزول آیه
بزرگان مفسّرین شأن نزولهای مختلفی برای آیه مورد بحث نقل کرده اند: عدّه ای معتقدند که جماعتی از یهود این سؤال را از حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) پرسیدند، و خواستار روشن شدن فلسفه تغییرات ماه، در طول ماه شدند. (۱) ولی به اعتقاد ما مهم نیست که سؤال کننده چه کسی بوده؟ مسلمان، یا غیر مسلمان؟ بلکه مهم پاسخی است که خداوند متعال به این سؤال داده، و فلسفه آن را حاکم کردن نظم در مسائل عادی زندگی و نیز مسائل عبادی نظیر حج و روزه و مانند آن بیان داشته است.


جالب این که در ذیل آیه شریفه به نکته ای اشاره می کند که نمونه ای از بی نظمی مردم عصر جاهلیّت است. توجّه کنید:
در عصر جاهلیّت آثاری از حجّ ابراهیمی وجود داشت، ولی آمیخته با انواع و اقسام خرافات بود، از جمله این خرافات همان چیزی است که در ذیل آیه مورد بحث بدان اشاره شده و آن این که، وقتی لباس احرام می پوشیدند و محرم می شدند از در خانه وارد خانه نمی شدند، بلکه همانند حیوانات از پشت خانه سوراخی ایجاد کرده، و نقبی می زدند و وارد خانه می شدند. (۲)


قرآن مجید این بی نظمی را تقبیح و سرزنش کرده، و آن را نشانه برّ و نیکوکاری نمی داند و به آنان دستور می دهد مطابق معمول و مانند قبل از احرام از در خانه وارد شوند.


هر کاری از راه خودش
از ذیل آیه مورد بحث استفاده می شود که هر کاری را باید از راهش وارد شد. تمام کارهای مربوط به دنیا و آخرت راه صحیح و معقولی دارد که باید از همان راه وارد شد تا به نتیجه رسید.

این که در برخی از روایات «بیوت» به اسلام و «ابواب البیوت» به حضرات معصومین(علیهم السلام) تفسیر شده(۳) به همین مطلب اشاره دارد. یعنی ورود به خانه اسلام و شناخت صحیح و درست آن، در صورتی امکان پذیر خواهد بود که از راه صحیح، یعنی معارف اهل بیت(علیهم السلام)، به دست آید، و لذا ادّعاهایی که هر از چندی از گوشه و کنار به گوش می رسد و برخی از شیّادان مردم را به سوی خود دعوت نموده، و حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال می کنند بر خلاف آیه شریفه است و اعتباری ندارد. و اگر فقها و مراجع تقلید مردم را به تقلید از خود فرا می خوانند به عنوان نمایندگان امام زمان(عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) عمل می کنند.


سرمشق نظم
قرآن کریم در این آیات به ما درس نظم و انضباط می دهد، زیرا نه تنها ماه و خورشید، بلکه تمام عالم هستی بر محور نظم می چرخد. میلیونها سال کره زمین، خورشید، کره ماه و سایر کرات منظومه شمسی هر کدام در مسیر و جای خویش با نظم خیره کننده ای در حرکتند و یک لحظه از مسیر خود منحرف نشده اند. اگر نظم نبود این حرکت های مستمر باقی نمی ماند. آری نظم، عالم هستی را برپا داشته است.


از عالَم بزرگ، به عالَم کوچک ـ یعنی جهان درون وجود خودمان ـ می رویم و هنگامی که سیستم بدن خویش را مطالعه می کنیم نظم را بر تمام وجود خویش حاکم می بینیم. به عنوان نمونه خون ما مرکب از بیست و اندی ماده است که هر کدام مقدار خاص و معیّنی دارند که اگر از آن مقدار کمتر یا بیشتر شود انسان به انواع بیماریها مبتلا می شود. آن قدر ترکیب موادّ تشکیل دهنده خون بدن انسان دقیق و منظّم است که با تجزیه و تحلیل و آزمایش خون می توان ریشه ناهنجاریهای بدن انسان و آلام و دردهای وی را تشخیص داد! اشک چشم انسان هم وضعیّتی شبیه خون دارد، و همان نظم و ترتیب، بر موادّ مختلف تشکیل دهنده آن حاکم است.


عالَم گیاهان، عالَم حیوانات، و حتّی درون اتم ها، همه و همه تابع نظمند. و لذا برهان نظم، از مهمترین دلایل توحید و خداشناسی است، ما هر چند خداوند را نمی بینیم، امّا آثار نظم حاکی از قدرت و دانایی و حکمت او، همگی دلالت بر وجود او دارد.
شاعر می گوید:
بر هر چه نظر کردم سیمای تو می بینم *** سرهای سرافرازان در پای تو می بینم
و در شعر دیگر می خوانیم:
هر گیاهی که از زمین روید *** وحده لا شریک له گوید(۴)

پی نوشت:

(۱). مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل بن حسن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۲ شمسی، چاپ: سوم، ج ۲، ص ۵۰۸.

(۲). همان.
(۳). البرهان فی تفسیر القرآن، بحرانی، سید هاشم، تحقیق: موسسة بعثت، بنیاد بعثت، تهران، ۱۴۱۶ قمری، چاپ: اول، ج ۱، ص ۴۰۸.
(۴). گردآوری از کتاب: از تو سوال می کنند، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: علیان نژادی، ‌ابوالقاسم، مدرسة امام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، قم، ۱۳۸۷ شمسی، ‌ چاپ: دوم، ص ۱۹.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha