به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) - ابنا - ؛ برگزاری همایشهای گوناگون با موضوع ادیان و مذاهب در ایران و بسیاری از کشورهای جهان روشی برای ارتباطات فرهنگی میان ملل و یا بخشی از دیپلماسی عمومی کشورها است. صلح و عدالت از اهداف این گونه گردهمآییها عنوان میگردد. حتی برخی کشورهای بدنام در زمینه صلح و مدارا نیز در زمره برگزارکنندگان این رویدادها هستند. در زمینه گفتگوی ادیان با آقای «جیان پتریو کالییاری» عضو بنیاد مسیحی «ایمان و عقل» در آمریکا گفتگو کردیم. او از فعالان مسیحی در زمینه گفتگوی ادیان، صلح و عدالت است که قبلا به ایران نیز سفر کرده است.
امروز جهان با جنگهای متعدد، بحران اعتماد و شکاف میان ملتها و ادیان روبهروست. ریشه این بحران را در کجا میبینید؟
شاید یکی از اشتباهات بزرگ عصر ما این باشد که تصور میکنیم بحرانهای سیاسی و نظامی را میتوان بدون توجه به بحران عمیقتر انسان حل کرد. مسئله فقط جنگ روسیه و اوکراین، بحران خاورمیانه یا اختلافات میان قدرتهای بزرگ نیست. مسئله این است که انسان معاصر درباره حقیقت، عدالت، کرامت انسانی و حتی معنای وجود خود دچار سردرگمی شده است.
من سالها پیش نیز در پژوهشهایم درباره صلح، از جمله در مطالعهای درباره اندیشه بندیکت پانزدهم، بر مفهوم «صلح مثبت» تأکید کردم؛ یعنی صلح فقط نبود جنگ نیست. اگر خصومتها، بیاعتمادیها و بیعدالتیهای عمیق باقی بمانند، حتی پس از امضای توافق سیاسی، زمینه جنگ بعدی همچنان وجود دارد.
در این میان، گفتوگوی اسلام و مسیحیت چه نقش و مسئولیتی دارد؟
گفتوگوی ادیان نباید به یک مراسم تشریفاتی تبدیل شود که در آن همه درباره «صلح» و «برادری» سخن بگویند اما درباره حقیقت، عدالت و مسئولیت انسان سکوت کنند.
اسلام و مسیحیت، با وجود تفاوتهای جدی الهیاتی، هر دو سنتهایی هستند که انسان را موجودی صرفاً مادی نمیدانند. همین نقطه میتواند مبنای گفتوگویی عمیق باشد. در شرایط کنونی، گفتوگوی ادیان ابراهیمی میتواند به مقابله با بحران معنا و بحران اخلاقی انسان کمک کند. در نشست مرتبط با ایران و واتیکان در سال ۲۰۲۶ نیز همین ایده مطرح شد که گفتوگوی ادیان ابراهیمی یکی از راههای مواجهه با بحرانهای پیچیده جهان معاصر است.
آیا گفتوگو به معنای کنار گذاشتن تفاوتهای اعتقادی است؟
خیر. گفتوگوی واقعی دقیقاً زمانی معنا دارد که تفاوتها وجود داشته باشند. اگر برای رسیدن به گفتوگو مجبور شویم همه اختلافات الهیاتی را حذف کنیم، دیگر گفتوگویی میان دو سنت دینی باقی نمیماند.
من معتقدم مسیحی باید با هویت مسیحی خود وارد گفتوگو شود و مسلمان نیز با هویت اسلامی خود. گفتوگو به معنای نسبیگرایی نیست؛ بلکه به معنای شناخت دیگری، احترام به کرامت او و جستوجوی نقاطی است که میتوان بر اساس آنها برای خیر مشترک همکاری کرد.
شما در سالهای اخیر درباره حقوق بشر از منظر دینی نیز سخن گفتهاید. رابطه حقوق بشر و دین را چگونه میبینید؟
یکی از پرسشهای اساسی این است که اگر انسان صرفاً محصول ماده و قرارداد اجتماعی باشد، مبنای مطلق کرامت او چیست؟ اگر حقوق بشر فقط محصول تصمیم دولتها یا توافقهای تاریخی باشد، چه چیزی مانع تغییر آن در آینده خواهد شد؟
به همین دلیل، من معتقدم بحث حقوق بشر نمیتواند برای همیشه از پرسشهای مربوط به ماهیت انسان، حقیقت و عدالت جدا شود. در نشست ۲۰۲۶ نیز بر همین مسئله تأکید کردم که حذف مبانی هستیشناختی و متافیزیکی، حقوق بشر را در معرض نسبیگرایی و تفسیرهای متعارض قرار میدهد.
ایران در این چارچوب چه جایگاهی دارد؟
ایران برای گفتوگوی مسیحیت و اسلام اهمیت ویژهای دارد؛ نه فقط به دلیل جایگاه سیاسی و ژئوپلیتیک آن، بلکه به دلیل سابقه طولانی تفکر اسلامی و شیعی.
اگر اروپاییها بخواهند با جهان اسلام گفتوگو کنند، نباید اسلام را صرفاً از دریچه امنیت، تروریسم یا منازعات سیاسی ببینند. شناخت سنت فلسفی، کلامی و اخلاقی اسلام ضروری است. از سوی دیگر، جهان اسلام نیز برای شناخت مسیحیت معاصر نباید فقط به تصویر تاریخی یا سیاسی آن بسنده کند.
وضعیت صلح و روابط ادیان در خاورمیانه و غرب آسیا را چگونه ارزیابی میکنید؟
از پذیرش این حقیقت که هیچ جامعهای نمیتواند دیگری را حذف کند. صلح پایدار نیازمند شناخت متقابل، عدالت، احترام به حقوق ملتها و گفتوگوی واقعی است. نمیتوان با زبان تحقیر، جنگ و نفی دیگری، سپس در پایان درباره صلح سخن گفت.
اما صلح همچنین نیازمند چیزی فراتر از سیاست است؛ بازسازی مفهوم انسان لازم است. اگر انسان دیگری را فقط رقیب، مصرفکننده، رأیدهنده یا ابزار قدرت ببینیم، صلح شکننده خواهد بود.
دیدگاه شما برای تقویت مناسبات جهان اسلامی مسیحی چیست؟
هر دو سنت باید از خود بپرسند که چگونه میتوانند در برابر بحران معنوی انسان معاصر پاسخ ارائه کنند. وظیفه ما ایجاد یک دین جهانی جدید نیست؛ بلکه بازگشت جدیتر به حقیقت، کرامت انسان، عدالت و مسئولیت اخلاقی است.
صلح واقعی زمانی آغاز میشود که انسان دوباره بفهمد دیگری دشمن بالقوه نیست، بلکه انسانی دارای کرامت است. این شاید سادهترین و در عین حال دشوارترین نقطه آغاز گفتوگوی اسلام و مسیحیت باشد.
نظر شما