۲۳ مهر ۱۴۰۵ - ۱۸:۲۱
عاقبت پناه بردن به آمریکا، برهنگی است؛ زلنسکی آخرین قربانی است، نه اولین آنها

ولادیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، که تنها دو سال پیش چهره محبوب غرب و قهرمان آزادی بود، اکنون در گفت‌وگو با پیرس مورگان، مجری بریتانیایی، با صدایی شکسته و اعترافی سنگین می‌گوید: «صادقانه بگویم، بله، از ترامپ احساس خیانت می‌کنم.» او رسماً واشنگتن را متهم می‌کند که او را مجازات کرده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ منیر شحاده، نویسنده و دیپلمات پیشین لبنانی، در یادداشتی با عنوان «متحد آمریکا برهنه است؛ زلنسکی آخرین قربانی است، نه اولین آنها» به بررسی ابعاد خیانت آمریکا به متحدانش پرداخته است.

متن یادداشت به شرح زیر است:

زلنسکی رسماً واشنگتن را متهم می‌کند که او را مجازات کرده است. آمریکا تبادل اطلاعاتی را که پیش از حملات موشکی روسیه، دقایقی قبل به او هشدار می‌داد، قطع کرد و سرویس استارلینک را که ارتش اوکراین با آن در جبهه می‌جنگید را عمداً کند کرد و او را بدون پوشش هوایی رها کرد. در همان حال، موشک‌های بالستیک نیروگاه‌های برق را هدف قرار می‌دهند و برق ۶۰۰ هزار انسان را در اوج سرما قطع می‌کنند. ترامپ نیز از توافق جدیدی برای خرید دیزل ارزان روسیه از پوتین خبر می‌دهد تا قیمت بنزین در آمریکا را پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای کاهش دهد؛ حتی اگر همین دیزل، سوخت موشک‌هایی باشد که اوکراینی‌ها را می‌کشند.

این خیانت یک اقدام تاکتیکی نیست؛ این سیاست همیشگی آمریکاست: دوست امروز، قربانی فردا.

۱. آمریکا چگونه رهبران، رؤسا و کشورها را استثمار می‌کند؟

داستان از سال ۱۹۵۳ با هر ابزار و هر متحد، در سه مرحله ثابت تکرار می‌شود؛ مراحلی که با تغییر رئیس‌جمهور در کاخ سفید تغییر نمی‌کنند.

مرحله اول: فریب، جلوه‌دهی و قهرمان‌سازی

آمریکا به سراغ هر رهبری می‌رود که جاه‌طلبی، ترس یا عقده حقارت دارد و او را بیشتر از اندازه واقعی‌اش بزرگ می‌کند. رسانه، عکس در کاخ سفید، دعوت به پنتاگون، توصیف به عنوان مرد شجاع، چرچیل جدید و حامی دموکراسی؛ همه این‌ها ابزارهایی هستند که او را وادار می‌کنند باور کند شریک برابر است، نه ابزار.

آمریکا همین سیاست را درباره شاه ایران هم اجرا کرد و به او گفت: «تو ژاندارم خلیج فارس هستی.» درباره صدام حسین هم همین کار را کرد؛ نخست او را با سلاح و نقشه علیه ایران حمایت کرد، سپس فریبش داد که کویت توطئه‌ای آمریکایی علیه اوست. درباره زین‌العابدین بن علی و حسنی مبارک هم همین سیاست را در پیش گرفت و به آنها گفت: «شما ستون اعتدال هستید.» به زلنسکی هم گفتند: «وارد ناتو و اتحادیه اروپا می‌شوی؛ فقط تا آخرین سرباز اوکراینی با روسیه بجنگ.»

مرحله دوم: باج‌گیری، غارت حاکمیت و تبدیل کشور به شرکت ورشکسته

پس از آنکه رئیس‌جمهور در جنگ غرق شد و نمی‌تواند عقب‌نشینی کند، آمریکا شروع به فرستادن صورتحساب می‌کند. همه چیز قیمت دارد. سلاح کمک نیست بلکه وام با بهره است. حمایت سیاسی رایگان نیست بلکه در ازای آن پایگاه نظامی و امضای توافقنامه‌های تسلیم می‌خواهد.

واشنگتن به اوکراین ۳۵۰ میلیارد دلار نداده است؛ بلکه سلاح فروخته و در ازای آن، تصاحب ثروت‌های حاکمیتی اوکراین را شرط کرده است. سند معادن کمیاب که ترامپ بر زلنسکی تحمیل کرد، تصریح می‌کند اوکراین ۵۰ درصد عواید لیتیوم، تیتانیوم، اورانیوم و گرافیت را به شرکت‌های آمریکایی واگذار کند؛ به ارزش تخمینی ۵۰۰ میلیارد دلار. یعنی رئیس‌جمهور اوکراین باید خاک کشور و نسل‌های آینده‌اش را بفروشد تا سلاحی بخرد که باقی‌مانده کشورش را نابود کند.

واشنگتن همین سیاست را در عراق هم اجرا کرد؛ آنجا نفت را در برابر غذا مصادره کرد و در آلمان و ژاپن نیز پس از جنگ جهانی دوم، این دو کشور را به پایگاه‌های نظامی دائمی تبدیل کرد.

مرحله سوم: رها کردن در اولین فرصت و کنار گذاشتن کامل

این مرحله، ذلت‌بارترین لحظه برای متحد است. هنگامی که هزینه متحد از سودش بیشتر شود، یا دولت جدیدی بخواهد با دشمن معامله کند، آمریکا متحد را بدون تردید، بدون اخلاق و حتی بدون یک تماس خداحافظی رها می‌کند.

شاه ایران، محمدرضا پهلوی، ۳۷ سال به آمریکا خدمت کرد و نفت ایران را در اختیار این کشور گذاشت، اما وقتی سقوط کرد، آمریکا حتی از پذیرش هواپیمایش خودداری کرد و او سرانجام در تبعید و آوارگی در مصر درگذشت.

مانوئل نوریگا در پاناما، مهره رسمی و حقوق‌بگیر سیا بود. وقتی دوره‌اش تمام شد، آمریکا ۲۷ هزار سرباز فرستاد، او را دستگیر کرد و در زندانی در میامی انداخت تا همان جا بمیرد.

حسنی مبارک که برای اسرائیل بسیار ارزشمند بود و کانال سوئز را به روی ناوگان آمریکایی باز کرد و غزه را به محاصره درآورد. اما وقتی مردم به خیابان آمدند، اوباما با سردی گفت: «مبارک باید همین حالا برود.»

اشرف غنی در افغانستان، مردی که با حمایت آمریکا به قدرت رسید، با کیف‌های دلار از کابل فرار کرد؛ در حالی که هواپیماهای شینوک آمریکایی از سفارت بلند می‌شدند و اسناد را می‌سوزاندند.

و امروز نوبت زلنسکی است. ترامپ پنهان نمی‌کند. علناً مقابل دوربین‌ها می‌گوید: زلنسکی برای تمام جهان مشکل ایجاد کرد، وقت آن است که اوکراین رهبر جدیدی انتخاب کند. ترجمه دیپلماتیک آن: وظیفه‌ات تمام شد، ما نماینده جدیدی پیدا می‌کنیم که سند تسلیم را برایمان امضا کند.

۲. چرا ترامپ از همه پیشینیان خود در این بازی خطرناک‌تر است؟

زیرا رؤسای پیشین حداقل خیانت را با کلمات دیپلماتیک درباره دموکراسی و حقوق بشر می‌پوشاندند. متحد را رها می‌کردند، اما به او پناهندگی سیاسی یا بیانیه تشکر می‌دادند اما ترامپ این پوشش را ندارد. او یک تاجر املاک است که جهان را معامله املاک می‌بیند: متحدی وجود ندارد، فقط مستأجر وجود دارد.

دیروز، اوکراین یک پروژه دموکراتیک مقدس بود. اما اگر امروز باری شود که قیمت بنزین در اوهایو را ۱۰ سنت بالا ببرد و ممکن است آرای رأی‌دهندگان را از او بگیرد، راه‌حلش بسیار ساده است: با پوتین تماس می‌گیرم، دیزل ارزان از او می‌خرم، قیمت‌ها در داخل پایین می‌آید و می‌گذارم کی‌یف در تاریکی بسوزد.

به همین دلیل هشدارهای پیش از موشک را متوقف کرد و به همین دلیل به قطع استارلینک اشاره کرد. او می‌خواهد اراده زلنسکی را بشکند تا او را به امضای هر توافقی با مسکو وادار کند، حتی اگر توافق تحقیرآمیز باشد، تا ترامپ مقابل ملتش بگوید: «من صلح‌ساز هستم.»

۳. عبرت برای هر مسئولی که هنوز روی کاخ سفید حساب می‌کند

این یادداشت درباره اوکراین نیست. اوکراین فقط یک آینه است. این پیامی است برای هر رئیس، هر امیر و هر رهبری در منطقه ما و جهان که هنوز باور دارد هر کس خود را زیر چتر آمریکا بپوشاند، خیال می‌کند در امان است.

هر کسی که برای حفظ قدرت خود در خلیج فارس، روی ناوگان پنجم آمریکا حساب می‌کند، باید به یاد آورد که همین نیرو نتوانست باب‌المندب را از موشک‌های یمن حفظ کند و نتوانست ناوهای هواپیمابر را از پهپادها محافظت کند. پس چگونه از قصرهای شما محافظت خواهد کرد؟

هر کسی که روی تضمین‌های امنیتی آمریکا حساب می‌کند، از زلنسکی درباره یادداشت بوداپست ۱۹۹۴ بپرسد که آمریکا و انگلیس در آن متعهد به حفاظت از اوکراین در ازای خلع سلاح هسته‌ای شدند. آن تضمین‌ها امروز کجاست؟

آمریکا در سیاست دوست ندارد. آمریکا سرمایه‌گذاری موقت دارد؛ وقتی سرمایه‌گذاری زیان‌ده شود، حذف می‌شود.

نتیجه‌گیری:

تاریخ رحم نمی‌کند. هر کسی که حاکمیتش را به آمریکا بفروشد، خیانتی را می‌خرد که دیر یا زود دامنش را می‌گیرد. هر کسی که امنیت ملی‌اش را در جیب وزارت خارجه آمریکا بگذارد، در اولین پیچ، جیبش را خالی می‌بیند.

زلنسکی بسیار دیر گفت: «متأسفانه شریک قوی‌مان را از دست می‌دهیم.» اما حقیقت تلخ این است که او شریکی را از دست نداد، بلکه دیر فهمید که هرگز شریک نبود، بلکه فقط ابزاری ارزان و وظیفه‌ای بود که اکنون صلاحیتش به پایان رسیده است.

و هر کس خود را زیر چتر آمریکا بپوشاند، عاقبت برهنه می‌ماند؛ دیروز در سایگون ۱۹۷۵، در تهران ۱۹۷۹، در کابل ۲۰۲۱، امروز در کی‌یف ۲۰۲۶، و فردا در هر پایتختی که هنوز خیال می‌کند آمریکا برای نجاتش خواهد جنگید، در حالی که آمریکا هرگز به خاطر او وارد جنگ نخواهد شد.

................

پایان پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha