به گزارش خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع) - ابنا - تحلیل هر واقعه تاریخی، بدون بررسی بسترها و شرایط ایجاد آن، تحلیلی ناقص است. اصولا تاریخ، علمی مرتبط با سلسله وقایعی است که، به جز حوادث طبیعی مانند زلزله، توسط انسانها، طراحی و اجرا شده و کسی که آن کار را انجام داده است، به دلایلی این کار کرده است که بررسی دلایل، می تواند نگاه جدیدی را به آن واقعه، نمایان کند.
شکست سکوت بعد از 13 سال
17 دی ماه 1356، اولین باری بود که بعد از 13 سال و دو ماه و دو روز ، دوباره نام «روح الله خمینی» در رسانه های رسمی حکومت پهلوی منتشر می شد. این 13 سال به گونه ای گذشته بود که نام امام برای بسیاری از عموم مردم شناخته شده نبود و برای مبارزین نیز، به سادگی آوردن نام ایشان در جلسات ممکن نبود. شاگردان امام در این مدت سعی می کردند به بهانه های مختلف، نامی از امام در منابر خود برده یا به بیان فتوایی از ایشان بیان کنند. گاه نیز با عبارت «آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست، هر کجاست هست خدایش به سلامت دارش»، سربسته به ایشان اشاره می کردند.
کتابهای توضیح المسائل هم بدون نام ذکر ایشان یا با خلاصه کردن نام مبارک ایشان به صورت «خ» فتاوای ایشان را منتشر می کردند و به شکل مخفیانه و با جلد دیگر های دیگر اقدام به توضیح آن می کردند. مبارزان سیاسی نیز بسیار با احتیاط، پیام های ایشان را منتشر می کردند و آوردن «خمینی» بدون ترس و هراس تقریبا در هیچ جمع عمومی ممکن نبود. این خفقان به گونه ای بود که امام خمینی ره، دو روز قبل از فوت مصطفی، در پاسخ به نامه یکی از علمای ایران نوشته بود: «این جانب بحمد الله سلامت هستم نسبتاً، لکن حوادث ناگوار بسیار و موجبات ناراحتی در داخل و خارج مجال تفکر را نمیدهد. از خداوند تعالی اصلاح امور را خواستار است. مطالبی که مرقوم شده بود جزئی از نابسامانیهای ما است. این جانب خوف یک شکست آخری برای روحانیت دارم که متاسفانه از وضع خودمان پیش خواهد آمد؛ مگر لطف خداوند تعالی ما را بیدار کند که با حُسن تدبیر و عمل به وظایف بتوانیم مدتی دوام پیدا کنیم».
طبیعی است که در این شرایط، برای عموم مردم، راهی برای شناخت مرجع مبارزه تبعیدی، حضرت آیت الله العظمی روح الله موسوی خمینی نبود. در این میان، حادثه ای بار دیگر امکان بردن نام ایشان در میان عموم را فراهم کرد و آن موضوع فوت فرزند ایشان، یعنی آیت الله مصطفی خمینی بود. برگزاری جلسات ختم متعدد برای درگذشت ایشان، در شهرهای مختلف کشور مانند تهران، قم، مشهد، ارومیه، سبزوار، کرج، شیراز، دزفول، تبریز، یزد و دیگر شهرها، نام امام خمینی(ره) را بر سر زبان ها انداخت و عموم مردم، که تا آن زمان هیچ گاه، آشکارا و بدون هراس، نام ایشان را نشنیده بودند، این بار صراحتا در جلسات ختم فرزند او، نام او را می شنیدند. این گروه از عموم مردم با این سئوال مواجه بودند که ایشان کیست و هم اکنون کجاست؟ و چرا باید یک مرجع تقلید از کشور ایران تبعید شده باشد؟ ایشان چه گفته و چه کرده که این اتفاق برای ایشان افتاده و چندین سئوال دیگر.
طبیعی است که پاسخ به این سئوال توسط سخنرانان مذهبی مبارزان مسلمان، موجی از نفرت در میان مردم ایجاد می کرد، به ویژه اینکه مدتی بعد از مراسم ختم مصطفی خمینی، سلسله مراسم های اربعین ایشان در شهرهای مختلف برگزار شده بود و چند روزی بعد از آن، مراسم های محرم در سراسر کشور، زمینه مناسبی برای پاسخ به این سئوالات مردمی را فراهم کرد. فوت آقا مصطفی ، بار دیگر نام امام خمینی ره را در منابر و محافل مطرح کرده بود و این موضوعی نبود که برای حکومت پهلوی پسندیده نبود و باید اقدامی در مقابل با آن صورت می گرفت.
انتشار مقاله «ایران و استعمار سرخ و سفید» در روزنامه 17 دی سال 1356، را باید پاسخ رسمی حکومت پهلوی به این سئوال عمومی دانست. 57 روز از فقدان مصطفی خمینی ره گذشته بود و جلسات محرم نیز تقریبا پایان یافته بود و تقویم 27 محرم 1398 هجری شمسی را نشان می داد.
مقاله ای که با صراحت و با ذکر نام به امام خمینی اهانت کرده بود، به روزنامه اطلاعات و سه روزنامه دیگر به شکل همزمان ارسال شد اما سایر نشریات ، حتی روزنامه آیندگان که ارگان حزب رستاخیز بود، به بهانه هایی آن را منتشر نکردند. فشارها برای انتشار این مقاله در روزنامه اطلاعات به میزانی بود که برای مسئوولین روزنامه رسما این پیام اعلام شد که « یا مقاله را منتشر کنید یا فردا موسسه اطلاعات وجود نخواهد داشت»، این در حالی بود که مدیر مسئول روزنامه اطلاعات در خارج از کشور بود و این روزنامه فاقد سردبیر بود، پس هیچ کس مسئوولیت انتشار آن را برعهده نداشت. همانگونه که هم اکنون و با گذشت 43 سال از آن واقعه، هیچ کس از مسئوولین نظام پهلوی، مسئوولیت تالیف آن مقاله را برعهده نگرفته است.
انتشار مقاله، آغاز انقلاب
انتشار مقاله در روزنامه 17 دی ماه و رسیدن آن به شهر قم در روز 19 دی، سرآغاز اعتراض عمومی مراجع، فضلا، طلاب و عموم مردم برای اعتراض به این اقدام بود. اعتراضی که منجر به شهادت تعدادی شد که منابع رسمی حکومت پهلوی، تعداد آنان را 5 نفر اعلام کردند.
مدتی بعد هفتهنامه اشپیگل، روزنامه آبزرور و لوموند فرانسه ضمن اشاره به کشته ها این تظاهرات، مقاله «ایران و استعمار سرخ و سیاه» را دلیل انقلابهایی توصیف کرد که هر چهلروز یکبار ایران را به لرزه در می آودند.
حالا می توان درک بهتری از این سخن امام خمینی ره در فقدان مرحوم مصطفی خمینی داشت که فرمودند: ((این از الطاف خفیه الهیه)) است. توجه عرفانی و نگاه توحیدی حضرت امام ره به هر فقدان، بی نیاز از هر توضیح است . اما هیچ گاه تصور نمی شد که رحلت مشکوک آقا مصطفی ره، منجر به گسترش نام روح الله خمینی در کشور ، بعد از حدود 14 سال مقابله با نام ایشان در منابر و مجالس شود و حماقت پهلوی، در توهین به ایشان در یک رسانه رسمی و کشتار معترضین در شهر قم، مجموعه ای از ((اربعین شهدا)) در شهرهای مختلف کشور را در شهرهای مختف کشور راه بیندازد که حاصل آن براندازی نظام پهلوی و استقرار نظام شیعی در ایران اسلامی شد.
سید علی اصغر حسینی/ ابنا
..................................
پایان پیام