خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: پرچم نشانی است که در جنگهای باستان بهعنوان سمبل وحدت سپاه و برای شناسایی آن بهکار میرفته است. پرچم در تمدنهای گوناگون استفاده میشد و در میان اعراب به لواء یا رایت معروف بوده است. در تمدن رومیان نیز نشان عقاب یا کرکس بر پرچمهای آنان نقش بسته بود.
پرچم ایرانیان در جنگ با اعراب از پوست ببر بوده و به درفش کاویان شهرت داشته است. علّت این نامگذاری در ایرانزمین، قیامی بود که کاوه علیه پادشاه ایران، ضحاک انجام داد. وی قطعهای چرم را بر فراز چوبی درآورد و مردم را علیه ضحاک شوراند و حکومت او را واژگون ساخت؛ ازاینرو مردم استفاده از پرچم او را به فال نیک گرفتند و بهکارگیری این وسیله در فرهنگ مردم ایران برای خود جایگاه خاصی پیدا کرد.
بهطور دقیق مشخص نیست که نخستین پرچم در چه دورهای بهکار گرفته شده است؛ ولی معروف است که نخستین شخصی که پرچم برافراشت، حضرت ابراهیم (علیه السلام) بود که برای آزادی حضرت لوط (علیه السلام)، قیام کرد. به هر حال، پرچم نشانی از همبستگی است و در هر ملّت و تمدنی از جایگاه ویژهای برخوردار بوده که این جایگاه همچنان در آیین ملّتها باقی مانده است.
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) در جنگهای خود از پرچمهای گوناگونی بهره میجست. ایشان در جنگ بدر، پرچمی سرخ به دست حمزه و پرچمی زرد به دست علی (علیه السلام) داد. رنگ پرچم اسلام در غزوه احد و خیبر، سفید و در واقعه عینالوردة، خاکستریرنگ بوده است.
امیرمؤمنان، علی (علیه السلام) نیز در جنگهای زمان خلافت خود، پرچمی را برای سپاه اسلام معین میکرد و آن را به دست شجاعترین و غیرتمندترین مرد سپاه خود میسپرد. ایشان برای پاسداری از پرچم، به سپاه خود چنین سفارش میکرد: «دور پرچم خود را خالی نکنید و آن را به دست هر کسی ندهید، مگر به دلاوران و کسانی که شما را از هر پیشامد بدی مانع میشوند و تا آنجا که دفاع از آن لازم است، نگهداری میکنند؛ زیرا آنها که دور پرچم حلقه زدهاند و آن را از هر طرف محافظت میکنند، از پرچم عقب نمیافتند که مبادا به دست دشمن افتد و از آن، پیش هم نمیافتند تا مبادا آن را تنها گذاشته باشند. آنان پاسداران حریم و ناموس اسلام هستند.
اینجاست که درمییابیم چرا پرچم همیشه برافراشته کربلا با وجود یاران و دیگر برادران امام حسین (علیه السلام)، به دست حضرت عباس (علیه السلام) سپرده شد؛ زیرا او دلاورترین جنگاور و غیورترین سرباز امام حسین (علیه السلام) بود و همین که امام، وی را برای پرچمداری سپاه خود برگزید، نشاندهنده غیرت و شجاعت بیهمتای ایشان است.
حضرت عباس (علیه السلام)؛ مشاور و همراه امام حسین (علیه السلام)
حضرت عباس (علیه السلام) در کربلا، دستیار و مشاور امام حسین (علیه السلام) بود و بهعنوان دست راست امام حسین (علیه السلام)، انجام وظیفه میکرد. وقتی امام امام حسین (علیه السلام) در شب عاشورا، سر و صدای لشکر دشمن را شنید که برای هجوم شبانه آماده میشدند، و از انگیزه آنان باخبر شد، به حضرت عباس (علیه السلام) فرمود که آن شب را از دشمن مهلت بگیرد تا همگی نیایش کنند.
حضرت امام حسین (علیه السلام) در موقعیتهای حساس، از یاری برادرش بهره میجست. هنگامی که دشمنان را برای چندمینبار با خیرخواهی، نصیحت کرد، اهل حرم که سخنان جانسوز و دردناک ایشان را میشنیدند، بیتابی کردند. در این حال، امام حسین (علیه السلام) به عباس (علیه السلام) فرمان داد تا آنان را ساکت سازد. همچنین در درگیریها هرگاه یاران حضرت، توان مبارزه و مقاومت را از دست میدادند، امام برادر دلیر و بیهماورد خود را به یاری آنان میفرستاد.
حضرت عباس (علیه السلام)؛ بهترین پشتیبان ولایت
یکی از زیباترین جلوههای ایثار در زندگانی حضرت عباس (علیه السلام)، پشتیبانی بیدریغ عباس (علیه السلام) از برادران معصوم خویش است. او حتی برای لحظهای، از یاری آنان دست نکشید. در جریان دعوت امام حسین (علیه السلام) برای بیعتگرفتن فرمانداری مدینه، عباس (علیه السلام) که از سوءقصد و ترور امام بیم داشت، ایشان را از تنهارفتن بازداشت و خود به همراه گروهی از بنیهاشم برای محافظت از ایشان با وی همراه شد.
همچنین در شب عاشورا، وقتی غربت و تنهایی امام خویش را دید، پس از اتمام خطبه امام برخاست و در پشتیبانی از ایشان به بنیهاشم گفت: «اینان (همراهان دیگر) غریبهاند. بار سنگین را باید اهلش بردارند. فردا صبح، شما (بنیهاشم) نخستین گروهی باشید که به میدان میروید. ما پیش از آنان به استقبال مرگ میشتابیم تا مردم نگویند یاران را پیش فرستادند و بعد خودشان شمشیر کشیدند».
حتی هنگامی که امام حسین (علیه السلام) بیعت خود را از همه همراهان برداشت و فرمود: «هرکس که میخواهد برود، میتواند»، عباس (علیه السلام) به نمایندگی از عاشوراییان برخاست و گفت: «کجا برویم؟ آیا تو را در میان دشمنان دین تنها بگذاریم و به فکر خود باشیم؟ آیا پس از تو زنده بمانیم؟ خداوند هرگز نخواهد که شاهد چنین چیزی باشیم».
حضرت زینب (علیها اسلام) نیز میفرماید: «نیمههای شب عاشورا از خیمهام بیرون آمدم؛ چون تنهایی و غربت برادرم حسین (علیه السلام) بر دلم نیشتر میزد. به خیمه عباس (علیه السلام) رفتم تا او را برای یاری حسین برانگیزم. کنار خیمه او که رسیدم، صدای همهمهای شنیدم. پشت در خیمه ایستادم و درون را نگریستم. دیدم عباس در جمع برادران و پسرعموها و برادرزادگانش دوزانو نشسته است و چون شیری هژبر برای آنان سخن میراند و آنان را برای یاری امام خویش بر میشوراند؛ آنان نیز سخن وی را تأیید میکردند».
حضرت عباس (علیه السلام)؛ پاسدار حرم حسینی
پاسداری از خیمهگاه حضرت امام حسین (علیه السلام)، نمود دیگری از احیاگری و فداکاری حضرت عباس (علیه السلام) در نهضت عاشوراست. نگاهبانی از خیام حسینی، جلوه برجسته پایبندی حضرت عباس (علیه السلام) و دفاع ایشان از کیان ولایت و حرم رسول خداست.
در شب عاشورا، حضرت عباس (علیه السلام) پاسدار حرم بود و با نگاهبانی از خیام، دست دشمن پلید را از هرگونه تعرض و یورش کوتاه گردانید. ایشان آن شب را از دشمنان مهلت گرفته بود؛ ولی از پستی و فرومایگی آنان بعید نبود که پیمانشکنند. به همین منظور، حضرت عباس (علیه السلام) برای آنکه اهل حرم در آسایش بخوابند، آن شب را تا صبح بیدار ماند.
در آن شب، هنگامی که عباس، سواره به گشتزنی در اطراف خیمهها میپرداخت، زهیربن قَین، یکی از یاران باوفای حضرت امام حسین (علیه السلام)، نزد او آمد و گفت: «آمدهام تا تو را به یاد وصیت پدرت علی (علیه السلام) بیندازم». حضرت که بیم حمله دشمن را داشت، فرمود: «مجال سخن نیست، ولی چون نام پدرم را بردی، نمیتوانم از شنیدن گفتارش بگذرم. بگو، من سواره میشنوم».
زهیر جریان خواستگاری حضرت علی (علیه السلام) از ام البنین (علیها السلام) را بیان کرد و انگیزه حضرت را از ازدواج با او یادآور شد و در پایان افزود: «ای عباس! پدرت تو را برای چنین روزی خواسته است، مبادا در یاری برادرت کوتاهی کنی!»
حضرت عباس (علیه السلام) از شنیدن این سخن بسیار اندوهگین شد و فرمود: «زهیر! تو میخواهی با این سخنانت به من جرئت دهی!؟ به خدا! سوگند تا دم مرگ، از یاری برادرم دست برنمیدارم و در پشتیبانی از او کوتاهی نخواهم کرد. فردا این را بهگونهای نشانت میدهم که در عمرت نظیرش را ندیده باشی».
ای صفدر میدان شجاعت، عباس وی قلزم موّاج شهامت، عباس
خواندی ز ازل درس جوانمردی را در دامن عصمت و امامت، عباس
حضرت عباس (علیه السلام)؛ شیر بیشه شجاعت
گاهی حضرت اباالفضل العباس (علیه السلام) را «ضَیغَم» و گاهی «ضَرغام» که هر دو به معنی شیر است، میخواندند؛ زیرا او نیز همچون پدرش، حیدر کرّار (علیه السلام)، در میدان رزم با دشمن چون شیری نیرومند بود که به گله روبهان حمله میکرد و در حملههای حیدری خود، دشمنان را یکی پس از دیگری به خاک مذلّت میافکند.
یکی از معانی واژه عباس نیز شیر ژیان میباشد. حضرت عباس (علیه السلام) شیر بیشه کربلا بود و تا هنگامی که او پشتوپناه حسین (علیه السلام) و اهل حرم او بود، کسی را یارای نزدیکشدن بدیشان نبود. شجاعت و شهامت وی، دوست و دشمن را به حیرت و تحسین وا میداشت.
سقایت حضرت عباس (علیه السلام) در کربلا
از جمله اعمالی که در اسلام پاداش بزرگی دارد و کوششی انسانی و نوعدوستانه است، سیراب ساختن تشنگان است. در آموزههای اسلام، احادیث فراوانی در بیان ارزش آبرسانی به تشنگان وجود دارد. امام محمدباقر (علیه السلام) فرموده است: «کسی که تشنهای را سیراب کند، خداوند از نوشیدنیهای زلال و دستنخورده بهشتی به او مینوشاند».
اعراب پیش از اسلام نیز توجه زیاد به این مسئله داشتهاند و این کار، پیشه بزرگان و پیشوایان اعراب صحرانشین بهشمار میرود. نیاکان پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله)، این مهم را بر عهده داشتهاند و قریش آن را افتخاری بزرگ برای خود میدانستند. یکی از وظایف حضرت عباس (علیه السلام) در واقعه کربلا، سقایت بوده است که این کار را از مدینه یا مکه آغاز کرد تا اینکه در کربلا به شایستگی به انجام رسانید.
ایشان لقب سقا را به شکل ویژهای در شب هفتم محرم برای خود رقم زد؛ زیرا لشکر عمر سعد از حربه ننگین و کهنه بستن آب استفاده کرده بود تا بتواند امام حسین (علیه السلام) را شکست دهد. با این حال، عباس (علیه السلام) غیورانه به فرات حمله کرد و آب آورد. روز عاشورا نیز برای تهیه آب به جنگ با دشمن رفت که پس از پرکردن مشک، با نیرنگ دشمن روبهرو شد و مظلومانه به شهادت رسید.
منبع:
علمدار عشق (رهیافتی بر شخصیتشناسی حضرت اباالفضل عباس علیه السلام)، تهیهکننده و ناشر: اداره کل پژوهشهای اسلامی رسانه صدا و سیما، ۱۳۹۸ ش.
نظر شما