به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ در میان شخصیتهای درخشان واقعه عاشورا، نامی وجود دارد که حتی پیش از آنکه از شجاعتش سخن گفته شود، با وفاداری شناخته میشود؛ نام حضرت ابوالفضل العباس(ع). شخصیتی که اگرچه در روز عاشورا به شهادت رسید، اما عظمت او تنها در میدان نبرد شکل نگرفت. عباس بن علی(ع) سالها پیش از کربلا ساخته شده بود؛ در خانهای که پدرش امیرالمؤمنین علی(ع) بود و مادری داشت که تاریخ او را با نامی بزرگ به یاد میآورد؛ امالبنین(س).
برای شناخت درست حضرت عباس(ع)، باید از کربلا فاصله گرفت و به سالها قبل بازگشت. بسیاری از قهرمانان تاریخ در میدان جنگ مشهور شدهاند، اما ریشه شخصیت آنان را باید در تربیت خانوادگی جستوجو کرد. حضرت عباس(ع) نیز از این قاعده مستثنا نیست.
پس از شهادت حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا(س)، امیرالمؤمنین علی(ع) با بانویی از خاندان شجاعت و فضیلت ازدواج کردند که بعدها به «امالبنین» شهرت یافت. این بانوی بزرگوار از همان نخستین روزهای ورود به خانه امیرالمؤمنین(ع)، جایگاه اهلبیت(ع) را به خوبی شناخت. نقل کردهاند که حتی از فرزندان خود خواست او را با نام اصلیاش صدا نزنند تا مبادا یاد مادرشان حضرت زهرا(س) برای امام حسن(ع) و امام حسین(ع) تازه شود و دل آنان آزرده گردد.
این رفتار تنها یک محبت خانوادگی نبود؛ نشانه معرفتی عمیق بود. امالبنین(س) به خوبی میدانست که در برابر چه خانوادهای قرار گرفته است. او خود را خادم فرزندان حضرت زهرا(س) میدانست و همین نگاه، بعدها در تربیت فرزندانش آشکار شد.
عباس(ع) در چنین خانهای رشد کرد. او از کودکی آموخت که محور زندگیاش باید امام باشد. آموخت که ارزش انسان به جایگاهی که دارد نیست، بلکه به میزان وفاداری او به حق بستگی دارد. به همین دلیل است که در تمام گزارشهای تاریخی کربلا، حضرت عباس(ع) هرگز خود را مستقل از امام حسین(ع) تعریف نمیکند. هویت او در خدمت به امام معنا پیدا میکند.
این نکته یکی از مهمترین درسهای عاشوراست. در دنیایی که بسیاری از انسانها به دنبال دیده شدن هستند، عباس(ع) به دنبال انجام وظیفه بود. او میتوانست به شجاعت خود تکیه کند. میتوانست به جایگاه اجتماعی و خانوادگی خود افتخار کند. اما آنچه او را به شخصیتی ماندگار تبدیل کرد، قدرت بازویش نبود؛ بلکه قدرت روحش بود.
در روزهای محاصره کربلا، هنگامی که تشنگی در خیمهها رو به افزایش بود، مسئولیت تأمین آب بیش از هر زمان دیگری بر دوش حضرت عباس(ع) قرار گرفت. او نه فقط برادر امام، بلکه تکیهگاه کودکان و زنان کاروان بود. هر بار که نام عباس(ع) در خیمهها برده میشد، امید در دلها زنده میگردید.
در اینجا باید به نکتهای مهم توجه کرد. گاهی از حضرت عباس(ع) فقط به عنوان یک جنگجوی شجاع یاد میشود، در حالی که نقش اصلی او در کربلا فراتر از یک رزمنده بود. او مسئولیتپذیرترین شخصیت کاروان حسینی بود. همه دغدغههای او به دیگران بازمیگشت؛ به امام، به کودکان، به زنان و به امنیت خیمهها.
این روحیه مسئولیتپذیری را میتوان در یکی از تأثیرگذارترین صحنههای کربلا مشاهده کرد. تشنگی کودکان هر روز بیشتر میشد. صدای العطش از خیمهها شنیده میشد. مادران، رنج فرزندان خود را میدیدند و در عین حال با صبری بزرگ آن را تحمل میکردند. در این میان حضرت رباب(س)، همسر گرامی امام حسین(ع)، با نگرانی مادرانه تشنگی حضرت علیاصغر(ع) را نظاره میکرد. دیگر بانوان اهلبیت(ع) نیز شرایط مشابهی داشتند. آنان نه تنها باید رنج خود را تحمل میکردند، بلکه آرامش کودکان را نیز حفظ میکردند.
در چنین فضایی، حضرت عباس(ع) تنها به جنگیدن نمیاندیشید. او خود را در برابر این خانواده مسئول میدانست. مسئولیت در نگاه عباس(ع)، یک عنوان نبود؛ یک شیوه زندگی بود.
شاید به همین دلیل است که تاریخ بیش از آنکه از پیروزیهای نظامی حضرت عباس(ع) سخن بگوید، از وفاداری او یاد میکند. وفاداری مفهومی عمیقتر از شجاعت است. انسان ممکن است شجاع باشد اما در لحظهای حساس راه خود را از حق جدا کند. اما وفاداری یعنی ماندن در کنار حقیقت، حتی زمانی که همه چیز علیه توست.
یکی از ویژگیهای مهم حضرت عباس(ع) این بود که هیچگاه خود را محور حوادث نمیدانست. در حالی که بسیاری از شخصیتهای تاریخی به دنبال نقشآفرینی شخصی هستند، او همواره خود را سرباز امام میدانست. به همین دلیل هر چه عظمت او بیشتر میشود، تواضعش نیز بیشتر دیده میشود.
از سوی دیگر، نقش امالبنین(س) در این میان نباید فراموش شود. اگر عباس(ع) در کربلا نماد وفاداری شد، این وفاداری ریشه در تربیتی داشت که سالها پیش در خانه امالبنین(س) شکل گرفته بود. او فرزندانش را برای خود نخواست؛ آنان را برای دفاع از امام زمانشان تربیت کرد.
پس از واقعه عاشورا نیز هنگامی که خبر شهادت فرزندانش به مدینه رسید، نخستین پرسش امالبنین(س) درباره امام حسین(ع) بود. او پیش از آنکه از سرنوشت فرزندان خود بپرسد، جویای حال فرزند حضرت زهرا(س) شد. این رفتار نشان میدهد که مدرسه وفاداری عباس(ع)، پیش از کربلا در دامان مادری مؤمن و آگاه بنا شده بود.
امروز اگر نام حضرت عباس(ع) در دل میلیونها انسان زنده است، تنها به خاطر شجاعت او نیست. تاریخ جنگاوران فراوانی به خود دیده است، اما همه آنان در حافظه ملتها باقی نماندهاند. آنچه عباس بن علی(ع) را جاودانه کرد، ترکیب کمنظیری از قدرت، اخلاص، ادب، مسئولیتپذیری و وفاداری بود.
کربلا به ما میآموزد که جامعه بیش از قهرمانان پرهیاهو، به انسانهای مسئولیتپذیر نیاز دارد. انسانهایی که پیش از فکر کردن به خود، به وظیفه خود میاندیشند. انسانهایی که در سختترین شرایط، دیگران را بر خویش مقدم میدارند.
حضرت عباس(ع) تجسم کامل چنین انسانی بود. او در کنار امام حسین(ع) ایستاد، نه برای آنکه نامی برای خود بسازد، بلکه برای آنکه وظیفه خود را انجام دهد. و شاید راز ماندگاری او نیز همین باشد؛ اینکه هرگز به دنبال جاودانگی نبود، اما چون برای خدا و در راه حقیقت زندگی کرد، برای همیشه در قلب تاریخ جاودانه شد.
و در کنار این علمدار بزرگ، باید از بانویی یاد کرد که سالها پیش از عاشورا بذر این وفاداری را کاشت؛ امالبنین(س)، مادری که فرزندانش را نه برای خود، بلکه برای یاری فرزند رسول خدا(ص) تربیت کرد و نامش را برای همیشه در کنار نام عباس بن علی(ع) در تاریخ وفاداری ثبت نمود.
الناز موسوی یکتا / پژوهشگر جنگ شناختی و رسانه
.............
پایان پیام
نظر شما