۲۴ تیر ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۲
زنان؛ حماسه سازان خاموش تاریخ

نقش زنان در حماسه های بزرگ تاریخ همیشه در تاریکی و سکوت بوده است، حال آن که اگر زنانی چون زینب کبری نبودند روایتی از عاشورا و کربلا به جا نمی‌ماند، اگر استقامت زنان جبهه ی مقاومت نبود، تا کنون اثری از فلسطین و لبنان باقی نبود.

 خبرگزاری بین المللی اهل بیت (ع) – ابنا:  همیشه و در طی تاریخ حوادث و رویدادهای مهم با نام مردان بزرگ پیوند خورده اند، مردان مبارزی که با دلاوری و سلحشوری برگ های زرین تاریخ را نگاشته اند و به تصویر کشیده اند. در این گذرگاه همواره نقش زنان به مثابه نگهبانان خاموش تمدن‌ها بوده ‌است. آنان نه با غرش شمشیرها که با صلابت نگاه‌ها، نه با فریادهای رسا که با زمزمه‌های عاشقانه، و نه با نام‌آوری، که در پس پرده گمنامی، حماسه‌هایی آفریده‌اند که جهان را دگرگون ساخته ‌است. این نوشتار، روایتی است از شکوه خاموش زنانی که تاریخ به آن ها مدیون است.
 اهم رویدادها به سبب از بین رفتن بخش بزرگی از مستندات تاریخی، در هاله ای از ابهام فرو رفته است اما با این همه مسائل وارد آمده بر سر تاریخ، باز هم در بخش‌های باقی مانده، نقش زنان، قابل مباهات و ستایش است. تاریخ اسلام با نقش آفرینی بزرگ بانوی اسلام حضرت خدیجه (س) جان گرفت، همو که با دلگرمی‌هایش، قلب و روح نبی مکرم اسلام را قوت بخشید و اسلام را قوام داد. پس از ایشان سرور زنان دو عالم، حضرت صدیقه طاهره (س) با حمایت های بی انتهایش از مقام نبوت پدر بزرگوار و امامت همسر گرامی اش، درخت اسلام را شاخ و برگی تازه داد.

 پس از ظلم بنی امیه بر خاندان اهلبیت (ع) و وقوع واقعه ی عاشورا در صحرای کربلا، زنان نقش برجسته ای ایفا کردند. دُلهم همسر زبیر که عثمانی مذهب بود و از رویارویی با امام حسین (ع) دوری می کرد؛ با ترغیب همسرش با فرزند رسول خدا (ص) همراه شد و به فیض شهادت نائل آمد.

 ام وهب که زنی مسیحی مذهب بود، با دیدن حقانیت فرزند رسول خدا (ص) به اسلام گروید و فرزندش را تشویق به یاری رساندن به حضرت اباعبدالله (ع) نمود. ایشان پسرش را به میدان نبرد فرستاد و او را تشویق به جهاد در راه خدا کرد.  وقتی دشمنان سر وهب را به سوی لشکر امام حسین (ع) پرتاب کردند، مادر وهب، با وجود از دست دادن فرزندش در راه خدا، صبوری و استقامت نشان داد و سر بریده‌ی فرزندش را برداشت و به سمت دشمن پرتاب کرد و خود نیز به میدان نبرد رفت و به شهادت رسید و این‌گونه بود که به خیل زنان اثرگذار تاریخ پیوست.
 در روز حادثه عاشورا، این زینب کبری (س) بود که چون کوه همراه لحظه به لحظه‌ی حضرت سیدالشهداء (ص) در تحمل مصیبت شهادت عزیزانش بود. پس از شهادت حضرت سید الشهداء (ع) با آن که بزرگ ترین داغ دنیا را بر دل داشت، با حمایت و شجاعت ایشان بود که سپاه دشمن از به شهادت رساندن حضرت سجاد (ع) منصرف شد.

 پس از پایان نبرد نابرابر و آغاز اسارت زنان و کودکان، باز هم زینب کبری (س) بود که با صلابت فرزندان برادر را مراقبت نمود تا به شام بلا برسند و در شام بود که رسالت اصلی ایشان شروع شد. با ایراد خطبه های غرّاء در شام و در مجلس یزید که با حضور سران دیگر ممالک تشکیل شده بود؛ اشک حضار را جاری نمود و ندای حقانیت و مظلومیت خاندان رسول خدا (ص) را به گوش همگان رساند. اگر صلابت و ایستادگی حضرت زینب (س) نبود، پیام عاشورا به جهان رسانده نمی شد.
 در آن طرفِ ماجرا زنان عهدشکن کوفی بودند که همیشه نقش ناخوشایندشان بر خلق مردانی نابکار نادیده گرفته شده و به تاریکی رفته است. مردانی که دست یاری به سوی فرزند رسول خدا (ص) دراز کردند و برایش نامه نوشتند، دعوتش کردند، اما در بزنگاه تاریخ عهد شکستند، تنهایش گذاشتند و در برابرش در لشکر کفر و ظلم شانه به شانه صف بستند.

 اگر نبود عجز و لابه‌ی زنان کوفی، اگر نبود ضعف ایمان و دنیاطلبی آن‌ها، چه بسا همسرانشان به یاری امام حسین (ع) می رفتند، اگر نبود ترس از دست دادن منافع مادی و دنیایی، اگر نبود ترس از تهدیدهای ابن زیاد، اگر نبود امید به تطمیع های دستگاه اموی در به صف کشیدن در برابر حضرت سیدالشهداء (ع)، چه بسا حادثه به شکل دیگری رقم می خورد، تاریخ به شکل دیگری جریان می یافت و ننگ عهدشکنی تا آخر روزگار بر پیشانی کوفیان داغ نمی بست. این جا نیز نقش منفی و در عین حال اثرگذار زنان در تاریخ به وضوح قابل مشاهده است.
 از تاریخ صدر اسلام که عبور کنیم در تاریخ معاصر نیز نقش زنان در شکل گیری رویدادهای تاریخی بسیار اثرگذار بوده و هست. نقش اثرگذار زنان گیلکی و مازنی با جنبش جنگل با همراهی با همسرانشان در حمایت از میرزاکوچک خان جنگلی، تقابل زنان با حکومت رضاشاه در اجرای قانون منع حجاب، پشتیبانی زنان تبریز از همسرانشان در قیام تبریز، و دیگر شیرزنانی چون بی‌بی مریم بختیاری که فرمانده‌ای نظامی در جنبش مشروطه بود که با نطق‌های آتشین و رهبری ایل بختیاری در فتح تهران نقش داشت، زنان و همسران شهدای ۸ سال جنگ تحمیلی و استقامت مثال زدنی ایشان که در هشت سال دفاع مقدس، با بستن پیشانی‌بند رزم بر پیشانی فرزندان و همسرانشان، شجاعتی بی‌همتا را در جان مردان ‌دمیدند، تا آن‌جا که امام خمینی(ره) این نقش را «نیروی مضاعف» خواند که روحیۀ مردان را ده‌چندان می‌کرد، زنان فعال در جبهه‌ی نبرد ایران و عراق، زنان فعال در بیمارستان‌ها و رختشورخانه‌ها، همسران جانبازان و ...؛ همه و همه از گذشته تا کنون با غیرت و صبر و استقامتی که از خود نشان داده اند، ثابت کردند که اگر مردی پیروز میدان است همواره زنی قوی او را پشتیبانی کرده است و زنان نیز پا به پای مردان در خلق صفحات زرین تاریخ موثر بوده‌اند.

 این تاریخ پرفراز و نشیب تا به امروز بر یک مدار چرخیده است، زنانی که با روحیه ای قوی برگ های زرین تاریخ را رقم زده اند و در اقتدار قوم و قبیله و کشورشان کوشیده اند، زنان ایران، زنان جبهه ی مقاومت، زنان لبنان و غزه، ثابت کردند که اگر بخواهند می توانند در برابر قوی ترین ارتش های جهان که آمریکا و اسرائیل باشد، بایستند و آن که خدا او را یاری کرد، هیچکس را یارای مقابله با او نیست.

 تمام دنیا دیدند که پس از طوفان الاقصی که توسط نیروهای حماس در روز ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به وقوع پیوست و رویدادی بزرگ در تاریخ فلسطین و جهان شد، تا کنون خانه ای در غزه نمانده که از بارش بمب های اسرائیل اشغالگر در امان مانده باشد اما چه شده که با این همه شهید، آمار تولد در غزه هنوز هم امیدوارکننده است؟ آیا چیزی جز زنانی معتقد به وعده‌ی الهی، قوی، مقتدر، ایستاده در برابر ظلم را می‌شود دید؟ آیا در حال حاضر در دنیا شرایطی سخت‌تر و جانفرساتر از غزه وجود دارد؟ اگر این شرایط برای هر شهروند دیگری در دیگر کشورها پیش آمده بود آیا شاهد چنین ایستادگی ای بودیم؟ با اخبار و تصاویر و فیلم هایی که از وضعیت غزه منتشر می شود، چه چیزی برداشت می‌شود؟ آیا چیزی جز هسته‌ای سخت در ورای فرهنگ دینی مردم غزه وجود دارد که ایشان را تا این حد استقامت بخشیده است؟ هسته‌ای که با اعتقاد به «کلمةالله هی العلیا» تجلی می‌یابد و ایشان را در برابر هر ظلم و فشاری مقاوم و پیروز نگه می‌دارد.

 امروز زنان فلسطین، الگوهای جاودانۀ حماسه‌سازی و وارثان زینب‌گونه‌ای هستند که با دوربین‌های ساده، جنایت‌های رژیم صهیونیستی را افشا می‌کنند. عنصر مقاومت با حضور زنان معنا می‌یابد، تاریخ ثابت کرده است هیچ نهضتی بدون زنان به ثمر نمی‌نشیند، حتی اگر نامشان در کتب تاریخ کمتر بدرخشد. زنان، حماسه را نه در صفحه‌های تاریخ، که در خطوط چهره‌های شکسته‌شان می‌نویسند؛ نه با مرکّب که با خون دلدادگی.
 این حماسه‌سازان خاموش، با ایستادن در آستانه‌های سکوت، صدایی شدند که تاریخ را تکان داد. روایت آنان، زنجیرۀ گمشدۀ تاریخ است که باید با قلم‌هایمان پیوندش بزنیم. امروز این رسالت من و توست که با قلم زدن روایت هزاردرد زنان مقاوم رنج آنان را در صفحات تاریخ ثبت کرده و برای جهانیان حکایت کنیم.
 زهرا صالحی فر

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha