۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۹:۲۰
ایران، سرزمین شگفتی‌ها؛ تحلیلی بر حضور میلیونی مردم در راهپیمایی ۲۲بهمن

بررسی انقلاب‌های صورت گرفته در دنیا نشان می‌دهد؛ شور اولیه انقلابگران پس از گذشت زمان سرد شده و دیگر شور آغاز انقلاب را ندارند. اما در انقلاب اسلامی ایران چنین چیزی معنا ندارد؛ این شور نه تنها سرد نشده که با تغییری به سوی رشد و تعالی تبدیل به شعوری همگانی شده است، به‌نحوی که نقشه دشمنان را نقش برآب کرده و قلم تحلیلگران را به نگارش واداشته است.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: این روزها شاهد تعجب تحلیلگران داخلی و خارجی از حضور چند ده میلیونی مردم ایران در چهل و هفتمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران هستیم. حضور پررنگ‌تر مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن با وجود دهه‌ها فشار اقتصادی، دقیقاً محل بحث اصلی تحلیلگران داخلی و خارجی درباره ایران امروز است.

برای درک این پدیده، باید به دو روایت کاملاً متفاوت نگاه کنیم که هر کدام بخشی از پیچیدگی واقعیت اجتماعی ایران را توضیح می‌دهند.

روایت اول:

وفاداری علیرغم مشکلات (دیدگاه حامیان نظام): از منظر رسانه‌های داخلی و مقامات جمهوری اسلامی، این حضور گسترده معنای روشنی دارد: مردم علیرغم گلایه‌های اقتصادی، همچنان پشت نظام ایستاده‌اند. مردم با حضور خود ثابت کردند دشمن در جنگ نرم شکست خورده است. رهبر انقلاب این راهپیمایی را یک «قیام مردمی» در مقابل تبلیغات گسترده دشمن توصیف کرده‌اند. به گفته ایشان، مردم نشان دادند که «مشکلات و توقعات به‌حق آن‌ها» مانع از حضورشان در حمایت از انقلاب نمی‌شود و تهدیدات نرم‌افزاری دشمن در ایجاد تردید درباره مبانی انقلاب بی‌اثر بوده است. ایرانیان با حضور گسترده ی خود در این روز بار دیگر هویت و عزت ملی خود را به نمایش گذاشتند.

حضور در ۲۲ بهمن فراتر از یک راهپیمایی ساده، یک «عکس‌العمل به موقع» برای نمایش «هویت، عزت، قدرت و ایستادگی» در برابر تهدیدات است. این یک «جنبش عظیم ملی» محسوب می‌شود که در آن مردم با فشارهای اقتصادی و جنگ روانی که از سوی دشمن بر آن ها تحمیل شده است و برخی نقاط کشور با وجود سرمای شدید هوا، به خیابان‌ها آمدند تا پیام وحدت بفرستند.

 انقلاب ایران، انقلابی بی نظیر است. این استدلال ریشه در تحلیلی عمیق‌تر از ماهیت انقلاب دارد. برخلاف انقلاب‌های دیگر که با حمایت یک ابرقدرت رخ دادند، انقلاب ایران با شعار «نه شرقی، نه غربی» به پیروزی رسید و الگویی جدید از حکومت (جمهوری اسلامی) را معرفی کرد. این استقلال‌طلبی، حتی پس از ۴۷ سال، همچنان منبع افتخار و دلیلی برای ایستادگی در برابر فشارهای خارجی است.

 روایت دوم:

اعتراضی که شکل متفاوتی به خود گرفته (دیدگاه منتقدان): در مقابل، تحلیلگران خارجی و رسانه‌های بین‌المللی تفسیر کاملاً متفاوتی از تحولات ایران دارند. آن‌ها بر اساس اعتراضات گسترده سال‌های اخیر (به ویژه ۲۰۲۲-۲۰۲۳) استدلال می‌کنند که نارضایتی عمیق‌تر از همیشه است. می گویند این اعتراضات شباهت به سال ۵۷ دارد، اما با تفاوت اساسی و از زاویه‌ای دیگر. هم در ۵۷ و هم اکنون، «مشکلات اقتصادی» مانند تورم، بیکاری و فساد جرقه‌خیز اعتراضات بوده‌اند. اما تفاوت بزرگ در رهبری است، در سال ۵۷، آیت‌الله خمینی به عنوان رهبری واحد، نیروهای مخالف را هدایت می‌کرد، اما امروز جنبش‌های اعتراضی فاقد چنین رهبری و ساختاری هستند و بیشتر ماهیتی خودجوش دارند.

 برخی تحلیل‌های عمیق‌تر، نبرد امروز را یک «خیزش اخلاقی» و «تمدن‌خواهانه» توصیف می‌کنند. بر اساس این دیدگاه، چیزی که انقلاب ۵۷ را منحصربه‌فرد کرد، ایدئولوژی حکومتی بود که بعداً ایجاد کرد. اما اعتراضات امروز، واکنش هویت ایرانی به این ایدئولوژی است. شعارهایی مانند «زن، زندگی، آزادی» ریشه در ارزش‌های کهن ایرانی (اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک) دارد. به این معنا، مردم نه علیه سنت، بلکه برای بازگرداندن سنت اصیل ایرانیِ «حکمرانی قیمومیت‌وار» (حکومتی که خدمتگزار مردم و زمین باشد) در مقابل ایدئولوژی انقلابی که آن را ـضدایرانی» می‌خوانند، قیام کرده‌اند.

 با توجه به این دو تحلیل، این سؤال مطرح می شود که چگونه این دو روایت را در کنار هم بگذاریم؟ برای پاسخ به این سؤال باید دو روایت را با زمینه هایش مورد توجه قرار دهیم. اگر با روایت اول نگاه کنیم، حضور پرشور در ۲۲ بهمن امسال نشان‌دهنده «پایداری پیوند عاطفی و ایدئولوژیک میان مردم و انقلاب» است. مردم با وجود سختی‌ها، برای دفاع از استقلال و عزت کشور در برابر تهدیدات خارجی به صحنه آمده‌اند.

 اگر با روایت دوم نگاه کنیم، این حضور را می‌توان «واکنشی به یک بحران عمیق‌تر» تعبیر کرد. در شرایطی که فضای سیاسی بسته است و هرگونه اعتراض سازمان‌یافته با سرکوب شدید مواجه می‌شود، راهپیمایی‌های رسمی ممکن است یکی از معدود فضاهای باقی‌مانده برای ابراز وجود اجتماعی باشند. همچنین، حضور نسل جوان‌تری که ۶۰ درصد جمعیت زیر ۳۹ سال هستند، لزوماً به معنای تأیید تمامی اصول ۴۷ سال پیش نیست، بلکه می‌تواند معنای تازه‌ای از «ملی‌گرایی» و «مقاومت در برابر فشار خارجی»داشته باشد که با نقدهای داخلی نیز همراه است. در نهایت، به نظر می‌رسد جامعه ایران به نقطه پیچیده‌ای رسیده که می‌تواند همزمان حامی نظام و منتقد آن باشد؛ حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن و مشارکت در اعتراضات سراسری، دو روی یک سکه از مطالبه‌گری و هویت‌خواهی ایرانی‌هاست.

.

ایران، سرزمین شگفتی‌ها؛ تحلیلی بر حضور میلیونی مردم در راهپیمایی ۲۲بهمن

.

 هسته اصلی تداوم انقلاب اسلامی

 روایت منتخب ما، روایت اول است. ما معتقدیم این نظام برای شکل گیری هسته هایی سخت داشته است که نه تنها پس از ۴۷ سال که پس از گذشت قرن ها از قدرت آن کاسته نخواهد شد. بر اساس مبانی فکری و تاریخی، چهار عامل کلیدی در این زمینه نقش داشته اند که در ادامه به تفکیک بررسی میکنیم.

 ۱. شخصیت کاریزماتیک و مرجعیت دینی

 بدون تردید، یکی از مهم‌ترین عوامل پیروزی و تداوم انقلاب، شخصیت منحصربه‌فرد امام خمینی (ره) بود. ایشان حائز کاریزمای الهی-سیاسی بودند. امام خمینی (ره) از چهره‌های تاریخ‌ساز بودند. به تعبیر برخی تحلیلگران، ایشان «سیاسی‌ترین رهبر معنوی جهان» با شخصیتی جذاب و کاریزماتیک بودند که تمام آرمان‌های جمهوری اسلامی از افکارشان ریشه می‌گرفت. این کاریزما صرفاً به مقبولیت اجتماعی، بلکه به مشروعیت دینی رهبری ایشان گره خورده بود. جلوس ایشان در جایگاه مرجعیت نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. برخورداری از پایگاه «مرجعیت شیعه» به امام این امکان را داد تا فراتر از یک رهبر سیاسی معمولی ظاهر شوند. ایشان با استفاده از همین جایگاه بود که توانستند فتواهایی سرنوشت‌ساز صادر کنند؛ از جمله تحریم تقیه در امور حیاتی اسلام، واجب دانستن اعتراض به حکومت طاغوت، و نفی مشروعیت سلطنت. این فتواها مبارزه را از یک کنش سیاسی به یک «تکلیف شرعی» تبدیل کرد که برای توده مردم متدین الزام‌آور بود.· سبک زندگی و ساده‌زیستی: امام در تمام عمر، زندگی ساده و زاهدان‌ای داشتند . این سبک زندگی، اعتماد عمومی را جلب کرده و تضاد فاحشی با اشرافی‌گری رژیم پیشین ایجاد می‌کرد. این ساده‌زیستی به باورپذیری شعارهای انقلابی و استمرار اعتماد مردم به نظام پس از انقلاب کمک شایانی کرد.

 ۲. مبانی فکری و توحیدمحوری

 مبنای فکری امام خمینی (ره) ریشه در ژرف‌ترین لایه‌های دینی یعنی «توحید» داشت و ایشان تمام اصول اجتماعی و سیاسی را از آن استخراج می‌کردند. توحید به مثابه بن‌مایه آزادی‌بخش در افکار و اعمال ایشان جریان داشت. امام در مصاحبه‌ای تاریخی با روزنامه تایمز در پاریس، توحید را ریشه همه عقاید معرفی کردند و از آن اصول مترقی‌ای را نتیجه گرفتند از جمله: ۱. انسان تنها در برابر خدا باید تسلیم باشد و اطاعت از غیرخدا (تا جایی که اطاعت از خدا نباشد) ممنوع است. ۲. هیچکس حق ندارد انسان‌ها را به تسلیم در برابر خود وادار کند. ۳. قانون‌گذاری برای سعادت بشر تنها در حیطه اختیارات خداست که توسط انبیا ابلاغ شده. این نگاه توحیدی، آزادی، برابری، عدالت، ظلم‌ستیزی و مبارزه با استبداد و استعمار را به عنوان ارزش‌های دینی تثبیت می‌کرد. به همین دلیل، انقلاب ایران تنها یک جابجایی قدرت نبود، بلکه یک «خیزش تمدنی» برای بازیابی هویت و ارزش‌های انسانی-اسلامی تلقی می‌شد. این چارچوب فکری همچنان منبع الهام و مقاومت در برابر فشارهای خارجی است.

 ۳. نظریه ولایت فقیه: از نظریه تا عمل

 مهم‌ترین نظریه فقهی-سیاسی امام خمینی (ره) که مستقیماً به تداوم انقلاب انجامید، نظریه «ولایت مطلقه فقیه» بود. از دیدگاه امام، پس از پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع)، جامعه اسلامی در عصر غیبت برای هدایت و اجرای احکام الهی نیازمند "فقیه جامع‌الشرایط" است. عقل و متون دینی حکم می‌کنند که جانشین معصوم، شبیه‌ترین افراد به آنان باشد. امام حکومت را «فلسفه عملی تمامی فقه» می‌دانست. امام خمینی (ره) امامت را یک «منصب حقیقی الهی» می‌دانستند که دو جنبه دارد: جنبه ظاهری (حکومت) و جنبه باطنی (ولایت معنوی). به باور ایشان، امام «نگهبان دین» و «حافظ نظام اسلامی» و «حافظ وحدت مسلمانان» است که بدون او احکام دین به اجرا درنمی‌آید و دین در معرض تغییر و نابودی قرار می‌گیرد.

 ۴. نقش ولایت فقیه در حفظ انقلاب و ارزش‌ها

 پس از پیروزی انقلاب، نظریه ولایت فقیه از یک ایده به یک ساختار عملی تبدیل شد و نقش حیاتی خود را در «حفظ ارزش‌ها» ایفا کرد. ارزش‌ها سنگ بنای هر نظام سیاسی هستند. تجربه تاریخی صدر اسلام نشان داد که با سهل‌انگاری حاکمان در حفاظت از ارزش‌ها، جامعه به سمت بحران و انحلال نظام سیاسی سوق می‌یابد . امام خمینی (ره) با درک این موضوع، «اصلاح امور جامعه» و «پاسداری از ارزش‌های اسلامی» را هدف اصلی سیاست می‌دانستند. نظام ولایت فقیه با پاسداشت ارزش‌های اسلامی در عرصه‌های مختلف از جمله تربیت جامعه بر اساس اهداف انبیاء، اجرای عدالت به عنوان محور تمام قوانین اسلامی، ارائه الگوی عملی از انسان کامل، تنظیم برنامه‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بر مبنای ارزش‌های اسلامی نقش ایفا می کند. این نگاه، نظام اسلامی را در برابر بحران‌های داخلی و خارجی (از جمله جنگ تحمیلی، تحریم‌ها و تهدیدات نرم) مقاوم کرده است.

 همان‌طور که اشاره شد، حضور مردم در صحنه‌های مختلف از جمله راهپیمایی ۲۲ بهمن، نمایشی از این «انسجام ملی» و «پاسداشت ارزش‌ها» در چارچوب ولایت فقیه است. بنابراین، تأثیر رهبری امام خمینی (ره) در حفظ انقلاب را می‌توان در یک زنجیره به هم پیوسته دید:

 ۱. شخصیت و مرجعیت ایشان، انقلاب را از یک جنبش صرف به یک «نهضت دینی» تبدیل کرد.۲. مبانی فکری توحیدی، چارچوبی پایدار برای «استقلال‌طلبی، آزادی‌خواهی و ظلم‌ستیزی» فراهم آورد.۳. نظریه ولایت فقیه، «ساختار حقوقی و شرعی» لازم برای تداوم این ارزش‌ها را در قالب یک نظام سیاسی طراحی کرد.۴. و در نهایت، نقش ولی فقیه به عنوان «امین و نگهبان ارزش‌ها»، موجب انسجام ملی و مقاومت در برابر تهدیدات شده و پاسخی است به این پرسش که چرا این انقلاب برخلاف بسیاری از انقلاب‌های جهان، پس از ۴۷ سال همچنان تداوم دارد.

 زهرا صالحی‌فر، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه باقرالعلوم

..........................

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha