۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۷:۰۹
پیام آیت‌الله العظمی جوادی آملی به همایش کتاب سال حوزه/ باید جاهل‌ شدن و جهالت داشتن را برطرف کنیم

حضرت آیت الله جوادی آملی در پیام تصویری به بیست و هفتمین همایش کتاب سال حوزه، تصریح کردند: حوزه به لطف الهی کار خود را با توفیق فراوانی پربار کرد. این کتاب‌های پربرکت عمیق علمی که نوشته شده نشانه موفقیت حوزه است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ حضرت آیت الله جوادی آملی در پیام تصویری به بیست و هفتمین همایش کتاب سال حوزه، تصریح کردند: حوزه به لطف الهی کار خود را با توفیق فراوانی پربار کرد. این کتاب‌های پربرکت عمیق علمی که نوشته شده نشانه موفقیت حوزه است.

متن پیام تصویری حضرت آیت الله جوادی آملی که در بیست و هفتمین همایش کتاب سال حوزه پخش شد، بدین شرح است:

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی جمیع الأنبیاء و المرسلین و الأئمة الهداة المهدیین و فاطمة الزهراء سلام الله علیها و علیهم أجمعین بهم نتولّی و من أعدائهم نتبرّء إلی الله

مقدم شما علما دانشوران و محققان علمی را گرامی می‌داریم و از همگان به ویژه مؤلفان گرانقدر علوم الهی حق‌شناسی می‌کنیم و از ذات اقدس اله مسئلت می‌کنیم همه حوزه‌های علمی اعم از حوزه‌های علوم فقهی و غیر فقهی، حوزوی و دانشگاهی، هر کس قدمی برداشت و از اصحاب قلم شد که ذات اقدس اله به قلم سوگند یاد کرد، امیدوارم هم موفق باشند و هم مورد عنایت پروردگار باشند و هم نظام علمی کشورها ترقی کند!

ذات اقدس نه تنها علم را بر ما واجب کرد، علوم فراوانی را برای ما مقرر کرد (یک)، به ابزار علمی سوگند یاد کرد؛ به قلم قسم یاد کرد به مرکّب قسم یاد کرد و به خود کتاب و علم که روشن است. اگر به مرکّب قسم یاد می‌کند: «ن» و اگر به قلم قسم یاد می‌کند: «و القلم» و اگر به نوشته‌ها و علوم سوگند یاد می‌کند: «و ما یسطرون»؛ یعنی مسطور و علم نوشته شده مورد قسم خداست، قلم که نویساست مورد قسم خداست و مرکّب که ابزار نویسندگی است مورد سوگند الهی است، نشان می‌دهد که ذات اقدس اله به علم اهمیت فراوانی می‌دهد.

در دستگاه علوم، رشته‌های متنوع و پایه‌های گوناگونی هست. گاهی ذات اقدس اله زبان را یاد می‌دهد که انسان با زبان، معارف خود را منتقل کند و گاهی با ابزار و وسایل ویژه، بشر را کمک می‌کند تا چگونه فهمیدن چگونه فکر کردن چگونه سخن گفتن و چگونه تبادل فکری کردن را یاد بگیرد.

انسان بخواهد مطلبی را بفهمد، بدون ترازو نمی‌فهمد و گاهی با همان حدس و خیال و گمان و وهم داوری می‌کند، لذا برای اینکه دقیق بشود باید ترازو باشد. ترازوی علوم چه در حوزه‌ها و چه در دانشگاه‌ها منطق است؛ منطق غنی و قوی، راه تصور را راه تصدیق را راه گفتگو را نشان می‌دهد، چه اینکه چاله‌های مغالطات را هم نشان می‌دهد که انسان نه خودش به غلط بیفتد و نه دیگری را در چاه غلط بیندازد. فن مغالطه از فن‌های ضروری منطق است که انسان هم خودش مبتلا نشود و هم دیگری را مبتلا نکند.

برای هر علمی، ابزاری هست. مهم‌ترین ابزار علوم حوزوی، اصول است. اصول هر چه غنی‌تر و قوی‌تر بشود نه بی راهه برود و نه راه عده‌ای را ببندد و خود سرگرم شبهه‌افکنی بشود، بلکه سرگرم شناخت صراط مستقیم استنباط (یک)، تقویت این استنباط (دو) و اینکه مبادا در این طریق مستقیم، اعوجاجی پیدا بشود، باشد (سه)، اینها خیلی اثر دارد.

خدا امام و همه دست‌اندرکاران نظام را تأیید کند که بعد از انقلاب _به لطف الهی_ حوزه‌ها و دانشگاه‌ها را ترویج کردند و این بزرگان هم کتاب‌های فراوانی نوشتند. ما از همه اینها حق‌شناسی می‌کنیم و از ذات اقدس اله مسئلت می‌کنیم همه محققان و علما و دانشوران و اندیشوران ما را مورد عنایت ویژه خود قرار بدهد! وقتی خدا به مرکّب اینها وقتی خدا به قلم اینها وقتی خدا به کتاب اینها سوگند یاد می‌کند، کمترین وظیفه ما این است که از این بزرگان حق‌شناسی ‌کنیم از مؤلفان از مصنفان از مدرّسان حق‌شناسی کنیم. برخی از بزرگان درباره قواعد فقهی نوشتند بعضی‌ها درباره قواعد اصولی نوشتند بعضی‌ها در فهرست‌ کردن کتب اربعه کتاب نوشتند و بعضی هم درباره خود علوم کتاب نوشتند.

بنابراین ما موظفیم یک بازشناسی هم بکنیم هم درباره زبان ما و هم ابزار فهم ما. ابزار فهم ما منطق است که _متأسفانه_ در حوزه‌ها همچنان رواجی ندارد. منطق می‌گوید ما نو داریم و کهنه. یک متفکر فقهی و اصولی و کلامی و فلسفی و عرفانی باید تشخیص بدهد که چه نو است و چه کهنه شده است، چه دوره‌اش گذشت و چه دوره‌اش باقی است. منطق بحث‌های فراوانی دارد اما آن بخشی که مربوط به این بحث کنونی است این است که می‌گوید قضیه سه قسم است: طبیعیه داریم خارجیه داریم و حقیقیه، آن گاه فرق‌های اینها را ذکر می‌کند و قضیه خارجیه را در معرض تغییر و تحول می‌داند و قضیه حقیقیه را که به متن ذات برمی‌گردد ثابت می‌داند.

اینکه منطق می‌گوید ما یک قضیه طبیعیه داریم یک قضیه خارجیه داریم یک قضیه حقیقیه داریم و شئون اینها شرایط اینها ابزار اینها مدارک اینها منابع اینها را ذکر می‌کند، یک محقق حوزوی حتماً باید اینها را بداند تا وقتی وارد علوم الهی شد وارد فقه شد وارد اصول شد با منابع تماس گرفت، خوب تحقیق کند که آیا این قضیه‌ای که از قرآن یا روایت استفاده می‌شود، قضیه طبیعیه است یا قضیه خارجیه است یا قضیه حقیقیه، چه عوض می‌شود چه عوض نمی‌شود و نحوه عوض شدنش چیست.

اصل این امور همان ‌طوری است که در منطق آمده است که بعضی‌ها ثابت‌اند و لایتغیرند، بعضی نیمه تغییر دارند و بعضی تغییر تام دارند. اینها باعث می‌شود که ادیان متعددی می‌آید. شما ببینید وقتی یهودیت آمد مسیحیت آمد بعد اسلام آمد، اینها یک سلسله امور ثابت دارند که اینها قضایای حقیقه‌اند و یک سلسله امور متغیر دارند که در آن عصر و مصر آن‌ طور بود، در عصر و مصر متوسط طور دیگر شد و در عصر و مصر کنونی طور دیگر شد. این قضایای خارجیه در عصر مسیحیت یک‌ نحو بود در عصر یهودیت نحو دیگری بود و در عصر اسلام طور دیگری است؛ اما قضایای حقیقیه در همه اعصار یکی است. چه چیزی قضیه حقیقیه است چه چیزی قضیه خارجیه است و چه چیزی قضیه طبیعیه، این را منطق غنی و قوی می‌گوید؛ نه منطق حاشیه ملاعبدالله که با سیوطی می‌خوانند نه منطق شمسیه که با مغنی و جامی می‌خوانند، بلکه منطق‌های قوی و غنی که در سطح منطقی است که نوشته بوعلی و امثال بوعلی است. اینها مشخص می‌کنند که قضایای جهان یکسان نیست؛ قضایای طبیعیه حساب خاص دارند قضایای خارجیه حساب خاص دارند و قضایای حقیقیه حساب مخصوص دارند.

در بعضی از روایات به این نکات اشاره شده است. در بعضی از روایات می‌فرماید آنها که بدوی هستند چادرنشین‌اند حکمشان این است، آنها که قروی هستند _قروی با قاف_ قریه‌نشین‌اند حکمشان این است و آنها که مدنی هستند حکمشان این است. اگر قضایایی داریم درباره اینکه مثلاً دیه بر عاقله است درباره «من یتقرب بالأب»، آیا این در جمیع اعصار و امصار است یا در نظام قبیلگی است؟ مرحوم ابن ادریس می‌گوید اصلاً در زمان نظام قبیلگی، آن قبیله‌ها عازم بودند که عقال کنند این حادثه را _نه عقل کنند؛ از سنخ تعقل نیست از سنخ عقل‌ورزی نیست از سنخ عقال است_ آنها می‌خواستند عقال کنند یعنی جلوی این خطر را بگیرند؛ عقال یعنی منع.

آیا واقعاً این دیه برای همه متقربان بالأب است؟ اگر جنایت عمدی بود که قصاص است، اگر شبه عمد بود که دیه را خود شخص باید بدهد و اگر خطای محض بود دیه بر عاقله است. آیا در تمام ادوار و سنین در هر عصر و مصری، دیه بر عاقله است یا در نظام قبیلگی دیه بر عاقله است؟ این قضیه، قضیه خارجیه است یا قضیه حقیقیه؟ یک وقت بود که داد و ستد با طلا و نقره بود آنجا ربا همراهش بود، یک وقت داد و ستد با اسکناس است ربا همراهش نیست. داد و ستد طلا و نقره با داد و ستد اسکناس خیلی فرق می‌کند.

حوزه باید یک منطق قوی و غنی بخواند تا سؤال تولید بکند. وقتی سؤال تولید کرد و وارد اصول شد، بررسی می‌کند _چون دالان ورودی فقه، اصول است_ که کدام قضیه حقیقیه است کدام قضیه خارجیه و معیار چیست. وقتی از این دالان ورودی فتوا گرفت و وارد مسئله فقه شد، آن وقت می‌فهمد که چه تغییرپذیر است و چه تغییرپذیر نیست؛ مثلاً آیا این قضیه که دیه بر عاقله است، تغییرپذیر است یا تغییرپذیر نیست و امثال ذلک.

بنابراین هیچ چاره‌ای نیست جز گشودن درهای منطق غنی و قوی که منطق، راه استدلال است و از آنجا به درگاه غنی و قوی اصول که راه استنباط است و از آنجا راه به فقه پیدا کند که محور اصلی استنباط است. آیا هیچ تغییر و تحولی در این قرون پیدا نشده یا تحول‌هایی پیدا شده و وقتی تحول خیلی زیاد بود، باعث پیدایش دین جدید شد مسیحیت آمد یهودیت آمد اسلام آمد؟ اینها آمدند برای تغییر قضایای خارجیه نه برای قضایای حقیقیه. اگر «إن الدین عند الله الاسلام» است و جزء قضایای حقیقیه است، چه در مسیحیت چه در یهودیت چه در اسلام یکسان است؛ منتها بعضی ضعیف بعضی غنی و بعضی قوی ولی در همین راستاست. آن کامل‌ترش را اسلام آورده است ولی اصلش در همین مسیر است.

اگر یک سلسله امور جزء قضایای خارجیه بود، عوض می‌شود. در روایت آمده که بدو (یک) و قروی _قروی با قاف یعنی قریه‌نشین_ (دو) اینها حکمشان چیز دیگری است و مدنی حسابش چیز دیگری است.

اگر این تفاوت‌ها و فرق‌ها هست، منطق، معیار تفاوت این سه قضیه را می‌گوید (یک)، اصول تشخیص می‌دهد (دو) و فقیه مدد می‌گیرد و مایه می‌گیرد (سه) که چه ثابت است و چه ثابت نیست. اینها باعث تکامل علم است و اینها وظیفه ماست در اثر تغیر زمان و زمین و این تغیر به ما دستور می‌دهد که این‌چنین بیندیشیم و این‌چنین فکر بکنیم. گاهی تغیر خیلی زیاد است، دین جدید می‌آید و گاهی تغیر به وسیله خود علما کشف می‌شود جا به جا می‌شود و مطلب تازه‌ای ظهور می‌کند. آن قواعد فقهیه‌ای که بعضی از بزرگان ما الآن نوشته‌اند با قواعد فقهیه‌ای که قبلاً بود فرق دارد، مسائل اصولی هم همین طور، مسائل مستحدثه هم همین طور.

حوزه _به لطف الهی_ کار خود را با توفیق فراوانی پربار کرد. این کتاب‌های پربرکت عمیق علمی که نوشته شده نشانه موفقیت حوزه است که امیدواریم دانشگاه هم همچنین باشد، چه اینکه البته دانشگاه هم این طور است. دستگاه‌های ابتکاری کشور ما هم باید این‌چنین باشند که هستند تا نظام امامت و امت، حرف اساسی را بزند.

مستحضرید که نظام امامت و امت تنها برای تعلیم نیست؛ علم را حوزه‌ها و دانشگاه‌ها دارند. علم برای جهل‌زدایی است که از حوزه و دانشگاه برمی‌آید، حسینیه‌ها و مساجد و مراکز تبلیغی برای جهالت‌زدایی است؛ اما آنچه که نظام امامت و امت عهده‌دار است و وظیفه آن است، در عین حال که رهبری می‌کند جهل‌زدایی حوزه‌ها و دانشگاه‌ها را و مساجد و مراکز و حسینیه‌ها و هیئات مذهبی را که جهالت‌زدایی می‌کنند رهبری می‌کند، در عین حال که علم را در عین حال که عقل را در عین حال که جهل‌زدایی را در عین حال که جهالت‌زدایی را رهبری می‌کند، وظیفه اصلی نظام امامت و امت، جاهلیت‌زدایی است.

ما الآن مبتلا به یک گوشه‌ از گوشه‌های جاهلیت هستیم در غرب. اینکه مسئله غزه و امثال غزه را به بار می‌آورند، اینها با علم حل نمی‌شود با جهالت‌زدایی حل نمی‌شود، اینها با جاهلیت‌زدایی حل می‌شود.

اینکه به ما اصرار کردند اگر امام زمانت را نشناسی بعد بمیری، مرگت مرگ جاهلیت است این است. فرمود مرگ جاهلیت نه مرگ جهالت نه مرگ جاهل؛ جاهل یک نحو می‌میرد جهالت‌زده نحو دیگری می‌میرد و جاهلیت‌زده طور دیگری می‌میرد. نظام امامت و امت، پایه اصلی اش و مدال اصلی اش و ره آورد اصلی اش جاهلیت‌زدایی است که باید مسئولان نظام را تقویت کرد و دعا کرد و جامعه اسلامی را تقویت کرد و دعا کرد و با تضرع و زاری از ذات اقدس اله مسئلت کرد که همان‌ طوری که جهل‌زدایی را و جهالت‌زدایی را به ما مرحمت کردی، جاهلیت‌زدایی را هم به ما مرحمت بکن.

سهم منطق در این بخش‌ها خیلی غنی و قوی است که ما بدانیم چه جزء قضیه خارجیه است و عوض شدنی است و چه جزء قضیه حقیقیه است و عوض شدنی نیست.

اینکه در تعبیرات روایی آمده است که علمای این امت به منزله برخی از انبیای گذشته‌اند یعنی اینها می‌توانند تشخیص بدهند که چه جزء قضیه خارجیه است چه جزء قضیه حقیقیه است، همه اینها را عرضه کنند بر منابع دینی، اجتهاد کنند در منابع دینی و مباحثه کنند در متون دینی، آن‌گاه فتوا بدهند که چه تغییر پیدا کرده است و چه چیزی تغییر پیدا نکرده است.

از همه بزرگان که اهل «ن»، اهل قلم و اهل «ما یسطرون»اند هم حق‌شناسی می‌کنیم هم آنها را تکریم می‌کنیم هم دعا می‌کنیم و هم خضوع می‌کنیم در برابر همه این مؤلفان و محققان و از ذات اقدس اله مسئلت می‌کنیم به همه ما توفیقات فراوانی بدهد مخصوصاً در این بخش که خواب و بیداری ما شناختن امام زمان باشد که فرمودند: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة».

ما جاهل‌ شدن را باید برطرف کنیم جهالت داشتن را باید برطرف کنیم، اینها وظیفه است؛ اما اصل الأصول، جاهلیت‌زدایی است که مبادا _خدای ناکرده_ جاهلیت در بخش ملی، جاهلیت در بخش محلی و جاهلیت در بخش ملل راه پیدا کند.

امیدواریم ذات اقدس اله نظام اسلامی را تا ظهور صاحب اصلی‌اش حفظ بکند! مسئولین نظام را این ملت بزرگ و بزرگوار را تا ظهور صاحب اصلی‌اش حفظ بکند! خطر بیگانگان مخصوصاً آمریکا و اسرائیل را به خود آنها برگرداند و جوامع اسلامی را به برکت شما علمای بزرگ و بزرگوار به آن امنیت و امانت و نظام امامت و امت برساند تا همه ما در پیشگاه ذات مقدس ولی عصر(ارواحنا فداه) روسفید باشیم!

از همه بزرگواران مخصوصاً اصحاب «ن» اصحاب قلم و اصحاب بیان، حق‌شناسی می‌کنیم!

«غفر الله لنا و لکم و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha