به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ شهادت حسینگونه رهبر شهید امت حضرت امام خامنهای قدسسرهالشریف، خون تازهای در رگهای امت اسلام دمید. آزادیخواهان جهان اکنون به ایران اسلامی و مردم قهرمان آن با دید متفاوتی نظاره میکنند، مردمی که اکنون در یک کارزار نابرابر در مقابل شیاطین جهان استکبار مظلومانه، اما مقتدر ایستادهاند تا برگ زرینی به تاریخ مقاومت و نبرد حق و باطل بیافزایند.
بهمناسبت شهادت رهبر و مرجع امت اسلام، دبیرکل مجمع جهانی اهلبیت(ع) آیتالله رضا رمضانی در سخنانی به تشریح و تبیین شخصیت والای رهبر شهید انقلاب و شرایط کنونی و پیشرو در بُعد داخلی و بینالمللی پرداخت:
گفتمان انقلاب اسلامی؛ برخاسته از آموزههای اهلبیت(ع)
بدون شک این مقدمه مهم است و باید توجه داشته باشیم که گفتمان انقلاب اسلامی برخاسته از آموزههای اهلبیت(ع) است. در آموزههای اهلبیت(ع) جامعه انسانی به سوی توحید و یکتاپرستی دعوت میشود و از طرفی در بُعد اجتماعی به تحقق عدالت. عدالت در همه ابعاد باید در جامعه تحقق پیدا کند. این آمال و آرزوی همه انبیای الهی است و خداوند انبیا را برای همین امر ارسال کردند: «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط» تا مردم خودشان به پا خیزند بدون اینکه تحمیل باشد، چون این آموزهها فطری است و منطبق با عقل و هیچ آموزهای در دین از جانب خدای متعال نیامده است که برخلاف طبیعت انسان، برخلاف فطرت انسان و برخلاف عقل باشد.
این قانون الیه مجری میخواهد. پروردگار متعال انبیا را مجری قرار داد. به پیامبر اسلام که میرسد، پیامبر اسلام مجری این احکام و این شریعت میشود و بعد از پیامبر اکرم آنهایی که ویژگیهای کافی را داشته باشند. اگر دسترسی به عصمت باشد، کسی که معصوم، امام و عالم است او باید حاکم باشد. اگر دسترسی به عصمت نیست، کسی که عادل، فقیه، مجتهد و آشنایی با امور است، او باید رهبری و مجری امور و این احکام باشد.
این گفتمان، گفتمان مهمی است و گفتمانی است که در آن عدالت، معنویت، اخلاق، خدمت، هدایت و بشارت انسان به مسیر درست وجود دارد.
جنگ اخیر با هدف تجزیه ایران، بزرگترین فتنه است
انقلاب اسلامی وقتی که تحقق پیدا کرد آنهایی که مخالف انقلاب بودند، دشمن انقلاب بودند، نتوانستند با این گفتمان خود را تطبیق دهند و همواره درصدد ضربه زدن به این انقلاب بودند و فتنههایی را هم در طول این چهل و هفت سال داشتیم. این فتنهها را به واسطه رهبری امامین انقلاب، حضرت امام خمینی رضوان الله علیه و امام شهیدمان گذراندیم.
این به نظرم سختترین فتنه بوده و دشوارترین فتنه است، چون این فتنه درصدد تجزیه است، گرچه این در گذشته هم قرار بود اتفاق بیفتد، ولی ورود مستقیم نظام سلطه یعنی حاکمیت آمریکایی و جریان صهیون برای تغییر و تجزیه است.
از این جهت، فتنههایی نیز وجود داشته است. برخی از این فتنهها بهعنوان نمونه در قالب جنگ میان دو کشور مسلمان شکل گرفت که از سوی آنان ایجاد شده بود و آن دوره نیز پشت سر گذاشته شد؛ به این معنا که تفکر بعثی بهنوعی وارد جنگ شد و دیگران نیز برای تحقق این رخداد کمک کردند.
از این رو، در دورههای مختلف چنین فتنههایی وجود داشته است تا آنکه به فتنه سال هزار و چهارصد یا چهارصد و یک میرسد. پس از آن نیز در تحولات اخیر، جنگ دوازدهروزه رخ داد و در ادامه آن، مکمل این رویداد در سیزدهمین روز شکل گرفت که همان اغتشاشات بود؛ به این معنا که نیروهای موساد وارد کشور شدند. البته در این میان تعدادی از جوانان نیز بودند که فریب خوردند، اما هنگامی که متوجه موضوع شدند، بهسرعت خود را از این جریان جدا کردند.
عبور از فتنهها؛ پیروزیهای بزرگ در کنار خسارتها
در تمام این فتنهها ما پیروز میدان بودهایم. با این حال، خسارتهای مادی و مهمتر از آن خسارتهای معنوی نیز متحمل شدهایم. بهترینها از میان ما گرفته شدند؛ از جمله دانشمندان شهید، چرا که آنان از پیشرفت علمی و دانشی که در ایران در حال شکلگیری است در هراس بودند و بیم داشتند که ایران به کشوری مقتدر و قدرتمند در عرصه علمی جهان تبدیل شود.
فرماندهان ارشد نظامی ما که هر یک بهتنهایی یک ملت با شاخصههای اخلاقی برجسته بودند، در جنگ دوازدهروزه و نیز در این حمله وحشیانه و متوحشانه به شهادت رسیدند. این خسارتها بسیار سنگین است. علاوه بر این، مردم و افراد غیرنظامی نیز به شهادت رسیدند و در این حمله وحشیانه، دردناکترین بخش آن شهادت کودکانی بود که در مدرسه حضور داشتند؛ در مجموع صد و شصت و پنج شهید. این موضوع نیازمند پیگیری در سطح بینالمللی است که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.
این رویداد از سختترین و جانکاهترین مصیبتها پس از مصیبت امام شهید به شمار میآید و به همین جهت درد و اندوه عمیقی بر جای گذاشته است. در چنین شرایطی، رهبری این جریان و این گفتمان و هدایت آن، مانع از انحراف از مسیر شده و موجب میشود جریان استکبارستیزی و مقاومت همچنان در عرصه بینالمللی توسعه یابد.
شهادتی که حقیقت سادهزیستی و حضور مردمی یک رهبر را آشکار کرد
در سطح بینالمللی نیز طراحی و برنامهریزی برای ترور ایشان جریان داشت؛ موضوعی که بعدها ابعاد آن برای افکار عمومی جهان روشن شد. او در محل کار خود که در نزدیکی منزلش قرار داشت و در کنار برخی از اعضای خانواده حضور داشت، هدف این اقدام قرار گرفت و به شهادت رسید؛ رخدادی که از سختترین و تلخترین وقایع این مسیر به شمار میآید.
پیش از این، برخی جریانهای رسانهای و تبلیغاتی ادعا میکردند که او در پناهگاههایی عمیق و غیرقابل دسترس در زیر زمین زندگی میکند و دسترسی به وی برای دیگران ممکن نیست. اما واقعیت کاملاً متفاوت بود. مسئولان نظام بهطور روزمره در محل کار او حضور مییافتند و دیدارها و جلسات کاری در همان محل انجام میشد؛ مکانی که در نزدیکی منزلش قرار داشت.
شهادت او در همان محل کار، آن هم در شرایطی که به دور از هرگونه تشریفات و حفاظهای پیچیده زندگی میکرد، بسیاری از این روایتهای نادرست را آشکار کرد. دروغپردازیهایی که در برخی رسانهها و فضاهای مجازی درباره نحوه زندگی و شرایط امنیتی او مطرح میشد، با این واقعیت رنگ باخت. آنچه در این حادثه بیش از هر چیز برای افکار عمومی روشن شد، سبک زندگی ساده و حضور نزدیک او در میان مردم بود.
این رخداد، برای بسیاری از آزادیخواهان جهان نیز حامل پیامی روشن بود؛ اینکه او نه در انزوا و پشت دیوارهای بلند امنیتی، بلکه در کنار مردم و با زیستی ساده زندگی میکرد. از همین رو در نگاه هواداران و پیروانش، او به معنای واقعی کلمه «پدر امت» به شمار میرفت؛ شخصیتی که زندگی و سرنوشتش با مردم گره خورده بود.
رهبری کمنظیر؛ عمر پربرکت، مدیریت طولانی و جایگاه علمی برجسته
درباره ویژگیهای این شخصیت بزرگوار، اینجا بهصورت مختصر به ابعاد شخصیتی و علمی ایشان پرداخته میشود، اما این تفکر و مکتب بعدها باید در سمینارها، همایشها و نشستهای علمی مورد بررسی قرار گیرد.
ایشان هشتاد و شش سال عمر پربرکت داشت و تا روز پایانی زندگی، با تمام زیرکی، سیاست و دیانت، نظام اسلامی را مدیریت کرد. دوران مدیریت او بهمدت سی و شش تا سی و هفت سال ادامه یافت، که در سطح جهان نمونهای کمنظیر یا حتی بینظیر به شمار میآید.
او شاگرد خلف امام بود و همواره خود را شاگرد ایشان میدانست، اما خود استادی حاذق، زبردست، حکیم، دانشمند، ادیب، فقیه و مجتهد بود و توانست امور دنیای معاصر را بهنوعی مدیریت کند.
علاوه بر توانمندیهای علمی و مدیریتی، خصلتهای شخصی و اخلاقی ایشان نیز برجسته بود. او فردی خوشمشرب بود و در مراودات و گفتگوها با دیگران، با احترام و توجه کامل برخورد میکرد. نحوه ارتباط او با دیگران و تواضع در تعامل، در شرایط بسیاری قابل وصف نیست و همین ویژگی، شدت غم و اندوه فقدان او را دوچندان میکرد و تحمل این مصیبت را دشوار میساخت. تنها خداوند میتواند در چنین شرایطی التیامبخش باشد و مسکن این اندوه جانکاه گردد.
سلوک معنوی در اوج قدرت
یکی از نکات مهم در بررسی شخصیت ایشان، مشرب مواجهه و خودساختگی اوست. ایشان عالمی مهذب بود و بسیاری از مقامات و جایگاههایی که به دست آورد، حاصل تهجد، تسبیح و در مجموع دو صفت برجسته توکل و توسل بود.
ایشان به معنای واقعی کلمه اهل توکل بود و اعتماد کامل به خداوند داشت؛ این ویژگی در امور شخصی و همچنین در مسئولیتهای رهبری کاملاً مشهود بود. در شرایط دشوار و بحرانی، ایشان به دیگران توصیه میکرد که نترسند و اجازه ندهند حزن و اندوه بر روح و روانشان غلبه کند.
باور عمیق به آیات الهی و ایمان استوار، از دیگر ویژگیهای او بود. ایشان همواره معیت خداوند را بهعنوان یک اصل و درس مهم به دیگران میآموخت و تحلیلهای دقیق و عمیق او از جریان حضرت موسی و فرعون، نمونهای از نگاه مومنانه و اعتماد به هدایت الهی بود.
ایشان همواره بر این باور بود که بسیاری از دریافتهای معنوی و هدایتهای لازم، از طریق جلسات توسل حاصل میشود. این جلسات در طول سال، به ویژه در محرم، صفر و فاطمیه برگزار میشد و علاوه بر مجالسی که از صدا و سیما پخش میشد، در تمام ایام شهادت، ایشان در دفتر کار خود نیز مجلس داشتند.
الگویی کمنظیر از شجاعت، پاکدستی و زهد
ویژگیهای توکل و توسل از برجستهترین خصایص ایشان به شمار میرفت و در مسائل فردی، اجتماعی و بهویژه در عرصه رهبری کاملاً مشهود بود.
در ورود به عرصههای تصمیمگیری پیچیده، ایشان بدون توکل و توسل اقدام نمیکرد. تهجد، اهتمام به ذکر و معنویت، از ویژگیهای بارز او بود. رهبری که در عین اوج قدرت و مسئولیت، اهل ذکر، اهل معنا، تهجد و نظم باشد، نمونهای کمنظیر در سطح جهان به شمار میآید.
این خصایص اخلاقی و معرفتی، بخش قابل توجهی از شخصیت او را شکل میداد، و البته بسیاری از ویژگیها و ابعاد دیگر نیز وجود داشت که در بررسیهای دقیقتر قابل توجه هستند.
ایشان شجاع بود و از هر نظر پاکدست. حتی مخالفان او اذعان داشتند که کوچکترین نقص اخلاقی در زندگی ایشان دیده نشده است. حتی کسانی که با او مراوده داشتند و دشمنان او، از زهد و سادهزیستی او سخن گفتهاند.
این ابعاد، الگویی استثنایی از رهبری را نشان میدهد؛ رهبری که در عین برخورداری از قدرت و اقتدار، زاهد، سادهزیست و متعهد به تحقق ارزشهای الهی و انسانی و خدمت به مردم باشد. چنین ویژگیهایی در سطح جهان کمنظیر است و شایسته توجه و الگوگیری است.
تجاوز آشکار و تحلیل بینالمللی
ما با یک اتفاق مواجه شدیم؛ حملهای انجام شد و همچنان نیز ادامه دارد. این تجاوز آشکار که رخ داده است، با توجه به جایگاه بینالمللی رهبر شهید، چگونه تحلیل میشود و چه تعارضاتی با مناسبات حقوقی دارد، موضوع مورد بحث ماست.
اولین نکتهای که باید اشاره شود این است که این تجاوز به معنای واقعی کلمه تجاوز و تعدی است؛ یعنی کشوری که مردم در صحنه حضور دارند، به تعبیر رهبر شهید ما، دموکراسی و مردمسالاری دینی برقرار است؛ هم دین به عنوان محتوا حاضر است و هم مردم در همه عرصهها به اشکال مختلف حضور دارند. البته باید تأکید کرد که هدف ما این نیست که به لحاظ تحقق آرمانها به خود نمره کامل بدهیم؛ مشکلاتی وجود دارد که بخشی طبیعی و بخشی تحمیلی است و مسئولان درصدد رفع آن هستند.
مهمترین نکته این است که مردم ما در صحنه حضور دارند و یک رکن در تمامی انتخابات ایفا میکنند. حتی انتخاب رهبر نیز با واسطه عدهای از خبرگان انجام میشود که صلاحیت تشخیص شرایط رهبری را دارند و این انتخاب با توجه به فقاهت آنها صورت میگیرد. بنابراین رهبری به صورت غیرمستقیم توسط مردم انتخاب میشود. رئیسجمهور، نمایندگان مجلس و رئیس قوه قضاییه نیز با واسطه یا مستقیم از سوی مردم انتخاب میشوند و رهبری نیز با واسطه خبرگان منتخب مردم است. در سطح جهان، این سازوکارها فراوان قابل بررسی و بحث هستند.
حضور مردم در میادین و ابعاد تجاوز ظالمانه دشمن
این انقلاب سه رکن اصلی دارد: اسلامیت، مردم و رهبری. هماکنون در جریان جنگ، حضور مردم در میادین مختلف مشهود است. در شهر تهران، مناطق نظامی و مسکونی بمباران میشوند و شهادت نیروهای نظامی و غیرنظامی رخ میدهد. آمارها نشان میدهد که تا روز هفتم جنگ، سه هزار و چهارصد مکان غیرنظامی هدف قرار گرفته است که نیازمند بررسی دقیق حقوقی است. این تجاوز آشکار است و سازمانهای بینالمللی که همواره در صدد استیفای حقوق متجاوزین هستند، باید وارد میدان شوند.
کودکان مدرسهای و مردم غیرنظامی چه گناهی مرتکب شدهاند؟ حتی اگر فرض شود که مراکز نظامی هدف قرار میگیرند، این مردم چه خطایی انجام دادهاند؟ بر اساس قوانین بینالمللی هیچ مجوزی برای زورگویی و تجاوز وجود ندارد. ایران آغازگر هیچ حملهای نبوده است، اما دفاع از خود را حق خود میدانست. سازمان ملل و اعضای آن موظف هستند متجاوزان را محکوم و محاکمه کنند؛ در غیر این صورت، شریک جرم تلقی میشوند.
شهادت مرجع و رهبر دینی؛ مصیبتی کمسابقه
یکی از ابعاد این تجاوز، شهادت مرجعی است که جایگاه دینی و سیاسی داشت. در تاریخ مسلمانان، شخصیتهایی مانند شیخ فضلالله نوری و شهید مدرس به شهادت رسیدهاند، اما هیچیک به عنوان رهبر دینی و سیاسی و نائب امام زمان مورد هدف قرار نگرفته بود. شهادت چنین شخصیتی که فرزانه، کمنظیر و از سلاله پاک پیامبر اکرم بود، مصیبتی بیسابقه است.
این رهبر شهید به معنای واقعی پدر امت اسلامی و نائب امام زمان بود. او، همسر، دختر، نوه و دامادش در محل کار و در کنار منزل به شهادت رسیدند. این حادثه، بدترین و جانکاهترین مصیبت بر امت اسلامی است.
وظیفه پیروان و مقلدان بهعنوان اولیای دم و پاسخ جهانی
با توجه به شهادت چنین شخصیتی، تمامی پیروان و مقلدان، به عنوان اولیای دم، موظف هستند اقدامات متجاوزانه را محکوم و متجاوزان را به عدالت بسپارند. متجاوزان و مناطقی که آنها حضور دارند نباید امنیت داشته باشند. این تجاوز متوحشانه، بدترین مصیبت را بر امت اسلام تحمیل کرده است و همه موظف به انجام وظایف و تکالیف خود هستند.
مرجع شهید، رهبری شهید و نائب امام زمان به بدترین شکل در محل کار و در کنار منزل با همراهان و اعضای خانواده، شامل دختر و داماد و نوه، به شهادت رسیدند. اولیای دم در سطح امت اسلام مسئولند که به وظایف خود عمل کنند و مراکز حضور متجاوزان باید ناامن شود. این اقدامات متوحشانه، مصیبتی جانکاه برای امت اسلامی رقم زده و پاسخ جهانی و حقوقی به آن ضروری است.
تقابل دو جبهه در سطح جهانی
نکته اول که باید مورد توجه قرار گیرد، شناخت دقیق واقعیتها و شرایطی است که امروز در جهان حاکم است. در حال حاضر با دو جبهه مواجه هستیم: جبهه حق و جبهه باطل. جبههای که خود را نماینده تمدن میداند، به اصطلاح غرب، مدعی متمدن بودن است، اما نظام سلطه را نمیتوان تمدنی واقعی دانست. در واقع، اگر واژه تمدن به کار برده شود، تمدنی که ارائه میدهند، تمدن وحشیگری با ادبیات خاص است.
این جبههها اساساً اهل منطق و گفتوگو نیستند؛ گفتگو و منطق برای آنها تنها بهانه است. حتی در مذاکرات، هدف آنها پذیرش حرفهای ما نیست، بلکه ایجاد تبعیض، ثروتاندوزی و سیطره جهانی است. قدرت برای آنها وسیله خدمت به جامعه بشری نیست، بلکه وسیلهای برای اعمال سلطه جهانی و مدیریت به عنوان کدخدای جهان است.
در کشورهای اروپایی و آمریکای لاتین، بسیاری از دولتها حاضر به ارائه پایگاههای خود به آمریکاییها نشدند، حتی برخی مخالفت کردند. این واقعیت آشکار است که کشورهای اروپایی، حتی با محاسبات مادی، در برابر درخواستهای آمریکا مقاومت کردند و عصبانیت آنها روز به روز افزایش مییابد.
رسانه و روایتگری؛ مقابله با دروغها
دنیای رسانه به لحاظ سختافزاری در اختیار دشمن است و روایتهای دروغین را ترویج میکند. این روایتها شامل ادعاهایی است که ایران به بمب هستهای دست یافته یا معترضان خود را سرکوب میکند، و به این ترتیب حملات پیشدستانه را توجیه میکنند. دشمنان خود را عامل تحقق عدالت معرفی کرده و تروریستهای واقعی را به حامیان خود نسبت میدهند. شخصیتهایی مانند حاج قاسم سلیمانی ترور میشوند، در حالی که ایران در طول چهل و هشت سال گذشته قربانی تروریسم بوده است.
سپاه پاسداران و بسیج همواره در مقابله با تروریسم و ایجاد امنیت و ثبات فعالیت کردهاند و بیشترین شهیدان در این مسیر تقدیم انقلاب شدهاند. دشمنان با وارونهسازی روایتها تلاش میکنند حقیقت را مخدوش کنند، اما ما موظف به استفاده از تمام امکانات برای روایت صحیح هستیم. جوانان عدالتخواه و آزادیخواه در اروپا و آمریکا امروز در این مسیر میتوانند مشارکت کنند.
بیداری نسل جوان و ضرورت روایتگری درست
امروزه غیرایرانیان نیز در سراسر جهان علیه رژیم صهیونیستی راهپیماییهای گستردهای برگزار میکنند. این نشاندهنده بیداری نسل امروز است که باید مورد توجه ویژه قرار گیرد. رسانهها، هنر و موسیقی، شعر و فعالیتهای فرهنگی باید در مسیر عدالت و معرفی صحیح واقعیتها به کار گرفته شوند. نسل جوان عدالتخواه وظیفه دارد واقعیتها را شناخته و در برابر ظلم و بیعدالتی اقدام کند.
اگر این روایتها به درستی منتقل شود، وجدانهای خفته بیدار خواهند شد و جریان عظیم مقاومت در سطح جهان شکل خواهد گرفت. خون مرجع و رهبر شهید، جریانساز و تأثیرگذار است و این اثر بر اساس سنت الهی، موجب نابودی ظلم و ستم و فراهم شدن مقدمهای برای عدالت در جهان خواهد شد.
جنگ تمدنی؛ گفتمان الهی و بشری در برابر استعمار و ظلم
با توجه به عمق و وسعت این مسائل، میتوان گفت ما در یک جنگ و منازعه تمدنی قرار داریم. گفتمان معرفی شده، گفتمانی الهی و بشری است؛ بشریت را به سمت توحید و حقیقت مطلق فرا میخواند و همزمان بر عدالت، انسانی بودن و وجوه بشردوستانه تأکید دارد.
در مقابل، تمدن غربی که مدعی است، در عمل با اصول اخلاقی و انسانی فاصله دارد و ارزشهایی مانند عدالت و آزادی را به سخره گرفته است. این تمدن، ملتها را تهدید میکند و خود را بالاتر از قوانین بینالمللی میداند، در حالی که ملت ایران، با پنج تا شش هزار سال تاریخ، هرگز زیر تهدید تسلیم نشده و همواره در برابر تحقیر و تهدید ایستاده است.
حضور مردم در صحنه، تأثیری همانند موشکهای بالستیک دارد و رهبران کشورهای غربی را عصبی کرده است. راهپیماییها و حضور فعال مردم، پیام روشنی به جهانیان است که ملت ایران در برابر تهدید و ظلم مقاومت میکند.
دو گفتمان متضاد؛ تبعیض و استثمار در برابر عدالت و معنویت
امروز دو گفتمان در جهان در تقابل هستند:
گفتمانی مبتنی بر استعمار، استثمار، تبعیض، بیعدالتی، بردگی ملل و نژادپرستی.
گفتمانی مبتنی بر عقلانیت، معنویت، عدالت، سادهزیستی و خدمت به جامعه.
رهبران گفتمان نخست، منشا فساد اخلاقی و توحش هستند و تلاش میکنند سلطه جهانی خود را اعمال کنند. در مقابل، رهبران گفتمان الهی و بشری، مانند مقام معظم رهبری، اهل توکل، ایمان، تحقق عدالت، سادهزیستی و خدمت به بشریت هستند. خانواده ایشان نیز در شرایط زندگی ساده و مستأجر زندگی میکنند و حتی هدایای گرانقیمت پیش از ورود به منزل ایشان به آستان قدس رضوی اهدا میشود.
این ویژگیها نشاندهنده یک رهبر الهی و معنوی در اوج قدرت و مسئولیت است. مواجهه با جنگ تمدنی، ایجاب میکند که ملت و نسل جوان جایگاه خود را در صف گفتمان الهی و بشری مشخص کنند.
تضمین استمرار رهبری و نقش حیاتی مردم در جمهوری اسلامی
بحمدالله، قانون جمهوری اسلامی به گونهای تدوین شده که در هیچ جا بنبست وجود ندارد. پس از رحلت، شهادت یا فقدان شرایط رهبری، اولین اقدام تشکیل شورای موقت رهبری است که شامل رئیس جمهور، رئیس قوه قضاییه و یک نفر از اعضای فقهای شورای نگهبان، به انتخاب مجمع تشخیص مصلحت نظام میشود. تاکنون این شورا چهار جلسه برگزار کرده و امور کشور را مدیریت و رهبری میکند.
شورای موقت در شرایط رحلت امام در شرایط عادی تشکیل شد و در همان روز، انتخاب رهبری انجام پذیرفت؛ انتخابی که بهترین گزینه بود، با شرایط شخصیتی که مقبول و محبوب همگان شد. ایشان بیش از سی و شش سال، همان روش، مسیر و مقصد را ادامه دادند و در سخنرانی اول خود در مرقد امام فرمودند: «راه ما راه امام است.»
خبرگان رهبری، آگاه به همه مسائل هستند و با توجه به شرایط موجود و بخشی از موارد اضطراری، کمیته سه نفرهای ماموریت دارد تا افراد واجد شرایط رهبری را شناسایی کند. این فرآیند انجام شده و انشاءالله در چند روز آینده، فردی که واجد سه شرط اصلی قانون اساسی یعنی فقاهت و اجتهاد، عدالت و آگاهی به مسائل مدیریت و سیاست باشد، مسئولیت رهبری جمهوری اسلامی را برعهده خواهد گرفت و مشی امامین انقلاب را ادامه خواهد داد.
وظیفه حساس مردم در شرایط کنونی
وظیفه مردم، احترام به رأی خود و خبرگان منتخب آنان است. این افراد، شخصیتهای برجسته علمی، فقهی، دینی و سیاسی کشور هستند و این امانت بزرگ به مهمترین مجلس سپرده شده تا فرد شایسته را انتخاب کنند. مردم نیز باید همانگونه که خبرگان با انتخاب فرد الیق انتخاب کردهاند، با رهبری و آرمانهای انقلاب بیعت کنند. نخبگان جامعه، حوزویان و دانشگاهیان باید اطمینان حاصل کنند که خللی در مدیریت کشور ایجاد نشود و این روند با بیداری ملت ایران و امت اسلامی ادامه یابد.
در این جنگ، همانطور که اشاره شد، کشور با خسارتهای مادی و معنوی مواجه است، اما با اقتدار مسیر خود را طی میکند. حضور روزانه مردم در تمام استانها و شهرها نشان میدهد که آنان خواهان ادامه این مسیر هستند، همان مسیری که خود در قانون اساسی انتخاب کردهاند.
برخی تصور میکردند که با حمله بیگانگان، مردم وارد میدان نمیشوند، اما وقتی تهدیدها آغاز شد، مردم خود وارد میدان شدند و علیه دشمنان کشور ایستادگی کردند. شهید بزرگ، حاج قاسم سلیمانی، پیشبینی کرده بود که معترضانی که در خیابانها شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر رژیم صهیونیستی سر میدهند، زمانی که دشمن قصد یغما و تسلط بر کشور را داشته باشد، همان ملت و نسل نجیب ایرانی از کشور دفاع خواهند کرد.
ملت ایران، نسل بزرگ و نجیبزاده، هرگز اجازه نخواهد داد بیگانگان وارد کشور شده و حاکمیت را به دست گیرند. این آگاهی و مقاومت ملت، از ابتدای انقلاب تاکنون نشان داده شده و بار دیگر نیز این اتفاق مبارک رخ خواهد داد. امید است که این روند، مقدمهای برای یک حرکت عظیم جهانی به سوی تحقق عدالت جهانی و ظهور منجی بشریت باشد.
نظر شما