خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: آیا روایات برتری مردان بر زنان را تأیید میکنند یا این برداشت ناشی از سوءفهم است؟
پاسخ:
مسئلۀ فضیلت یا برتری مردان بر زنان در منابع روایی، از مباحث چالشبرانگیز و مهم در دینپژوهی و مطالعات زنان است. احادیثی در منابع روایی دیده میشود که در ظاهر قائل به برتریهایی برای صنف مردان در برابر زنان شدهاند؛ درحالیکه فهم صحیح این نصوص مستلزم فراتررفتن از معنای تحتاللفظی و ورود به ساحتِ تحلیل احادیث است. این نوشتار درصدد است با رویکردی تحلیلی، میان فضیلتهای ارزشی و تفاوتهای کارکردی در این روایات تفکیک قائل شود.
الف) روایات برتری مردان بر زنان
برخی از روایات فضیلت و برتری مردان بر زنان عبارتاند:
۱. برتری مردان بر زنان مانند برتری آسمان بر زمین و برتری آب بر زمین
از امام حسن علیه السلام نقل شده است: «جَاءَ نَفَرٌ مِنَ الْیَهُودِ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ ص فَسَأَلَهُ أَعْلَمُهُمْ عَنْ مَسَائِلَ فَکَانَ فِیمَا سَأَلَهُ أَنْ قَالَ لَهُ مَا فَضْلُ الرِّجَالِ عَلَی النِّسَاءِ فَقَالَ النَّبِیُّ ص کَفَضْلِ السَّمَاءِ عَلَی الْأَرْضِ وَ کَفَضْلِ الْمَاءِ عَلَی الْأَرْضِ فَالْمَاءُ یُحْیِی الْأَرْضَ وَ بِالرِّجَالِ تُحْیَا النِّسَاءُ لَوْ لَا الرِّجَالُ مَا خُلِقَتِ النِّسَاءُ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ "الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلی بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ" (۱) قَالَ الْیَهُودِیُّ لِأَیِّ شَیْءٍ کَانَ هَکَذَا فَقَالَ النَّبِیُّ ص خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَی آدَمَ مِنْ طِینٍ وَ مِنْ فَضْلَتِهِ وَ بَقِیَّتِهِ خُلِقَتْ حَوَّاءُ وَ أَوَّلُ مَنْ أَطَاعَ النِّسَاءَ آدَمُ فَأَنْزَلَهُ اللَّهُ تَعَالَی مِنَ الْجَنَّهِ وَ قَدْ بَیَّنَ فَضْلَ الرِّجَالِ عَلَی النِّسَاءِ فِی الدُّنْیَا أَ لَا تَرَی إِلَی النِّسَاءِ کَیْفَ یَحِضْنَ وَ لَا یُمْکِنُهُنَّ الْعِبَادَهُ مِنَ الْقَذَارَهِ وَ الرِّجَالُ لَا یُصِیبُهُمْ شَیْءٌ مِنَ الطَّمْثِ قَالَ الْیَهُودِیُّ صَدَقْتَ یَا مُحَمَّد: گروهی از یهودیان نزد پیامبر صلی الله علیه وآله آمدند ... آنکه از همه داناتر بود، به پیامبر صلی الله علیه وآله گفت: به من خبر بده مردان بر زنان چه برتریای دارند؟ فرمود: مثل برتری آسمان بر زمین و برتری آب بر زمین زنده، زنان به واسطۀ وجود مردان زندهاند؛ اگر مردها نبودند، زنها خلق نمیشدند و دلیل آن، کلام خدای عزّوجلّ است که فرمود: "مردان، سرپرست و نگهبان زناناند؛ به دلیل برتریهایی که خداوند [از نظر نظام اجتماع] برای بعضی در برابر بعضی دیگر قرار داده است و به دلیل هزینههایی که از اموالشان [دربارۀ زنان] میکنند". فردی یهودی گفت: برای چه اینچنین است؟ فرمود: خدا آدم علیه السلام را از گل آفرید و از باقیماندۀ آن حوّا خلق شد. نخستین کسی که از زن پیروی کرد، آدم علیه السلام بود و به این واسطه خداوند او را از بهشت بیرون کرد. برتری مردها بر زنها در دنیا روشن است. مگر نمیبینی که چطور زنها حیض میشوند و به دلیل این پلیدی از عبادت بازداشته میشوند و مردها حیض ندارند. یهودی گفت: ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله راست گفتی» (۲).
بر اساس این روایت، مردان از سه حیث بر زنان ترجیح داده شدهاند: الف) وجود مردان اصلی و وجود زنان تبعی است؛ ازاینرو مردان بهمثابۀ آب و زنان چونان زمین دانسته شدهاند. ب) زنان طفیل وجود مرداناند و اگر مردان نبودند، زنان خلق نمیشدند. ج) مردان از برخی جهات طبیعی و جسمی برتر از زناناند، نظیر آنکه زنان گرفتار قذارت حیضاند و به همین دلیل، گاه از انجام عبادت محروم میشوند، درحالیکه این ابتلا در مردان وجود ندارد.
منظور از «برتری مردان بر زنان مانند برتری آب در برابر زمین» آن است که همانگونه با آب زمین زنده میشود، با مردان نیز زندگی زنان به نشاط و شادابی و زایندگی میرسد. باید توجه داشت این برتری و درجۀ مردان موجب تکالیف و وظایفی برای آنها شده است که چنین وظایف و تکالیفی را از زنان نخواستهاند.
۲. برتری مردان بر زنان به یک درجه
یونس بن عبدالرحمان گوید به امام رضا علیه السّلام گفتم: «جُعِلْتُ فِدَاکَ کَیْفَ صَارَ الرَّجُلُ إِذَا مَاتَ وَ وُلْدُهُ مِنَ الْقَرَابَهِ سَوَاءٌ تَرِثُ النِّسَاءُ نِصْفَ مِیرَاثِ الرِّجَالِ وَ هُنَّ أَضْعَفُ مِنَ الرِّجَالِ وَ أَقَلُّ حِیلَهً فَقَالَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَضَّلَ الرِّجَالَ عَلَی النِّسَاءِ بِدَرَجَهٍ وَ لِأَنَّ النِّسَاءَ یَرْجِعْنَ عِیَالًا عَلَی الرِّجَالِ: چگونه در زمانی که مردی از دنیا برود و فرزندان او که رابطه خویشاوندی یکسانی با او دارند، زنان به اندازه نصف سهام مردان ارث میبرند؛ درحالیکه زنان از مردان ناتوانتر و بیچارهترند!؟ فرمود: زیرا خداوند مردان را یک درجه بر زنان برتری داده است؛ چراکه زنان عائله مردان قرار میگیرند» (۳). منظور از «درجه»، حق سرپرستی و مدیریت مردان در زندگی و نفقهدادن به زنان است که در آیۀ ۳۴ سورۀ «نساء» به آن اشاره شده است.
۳. نقصان عقول و ایمان زنان
امام علی علیه السلام پس از فراغت از جنگ جمل، در نکوهش زنان فرمودند: «مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِیمَانِ نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ نَوَاقِصُ الْعُقُولِ فَأَمَّا نُقْصَانُ إِیمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاهِ وَ الصِّیَامِ فِی أَیَّامِ حَیْضِهِنَّ وَ أَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَهُ امْرَأَتَیْنِ کَشَهَادَهِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ وَ أَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِیثُهُنَّ عَلَی الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِیثِ الرِّجَالِ فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ کُونُوا مِنْ خِیَارِهِنَّ عَلَی حَذَرٍ وَ لَا تُطِیعُوهُنَّ فِی الْمَعْرُوفِ حَتَّی لَا یَطْمَعْنَ فِی الْمُنْکَر: ای مردم، زنان از نظر ایمان و بهرۀ اقتصادی و موهبتِ عقل کاستیهایی دارند؛ امّا کاستی ایمانِ آنها، به دلیل آن است که از نماز و روزه در ایّام عادت بازمیمانند؛ گواهِ کاستی عقول آنان نیز این است که شهادت دو نفر از آنان همچون شهادت یک مرد است؛ و اما کاستی بهرۀ اقتصادی آنها دلیلش این است که سهم ارث آنان، نصف سهم مردان است. حال که چنین است، از زنان بد بپرهیزید و مراقب نیکان آنها باشید و در اعمال نیک [به صورت اطاعت بیقیدوشرط] از آنان اطاعت نکنید تا در اعمال بد از شما انتظار پیروی نداشته باشند» (۴).
بیشک هر کدام از کاستیهای سهگانه دلیلی دارد؛ ازاینرو دلیل اینکه خداوند نماز و روزه را در حالت عادت ماهانه از زنان برداشته است، این است که اوّلاً: زمان عادت، حالت بیمارگونهای برای زنان پیدا میشود که نیاز به استراحت بیشتر دارد. ثانیاً: وضع آنها متناسب عبادت و نیایش نیست. همچنین اگر شهادت دو زن برابر شهادت یک مرد است، به این دلیل است که عواطف بر آنان غلبه دارد و ایبسا تحت تأثیر عواطف واقع شوند و به نفع کسی یا زیان دیگری شهادت دهند. اگر هم سهم ارث آنها نیمی از سهم مردان است، اوّلاً: این مسئله تنها دربارۀ فرزندان و همسرهاست، درحالیکه در مورد پدر و مادر در بسیاری از موارد ارث آنها یکی است و نیز در مورد خواهران و برادران و فرزندان آنها در بعضی از موارد ارث. زن در جایگاه مادر یا خواهر در بسیاری از موارد سهم مساوی با مردان دارد. ثانیاً: همۀ نفقات زندگی بر دوش مردان است و زن نهتنها نفقه فرزندان را نمیپردازد، بلکه شوهر باید نفقه او را بپردازد، هرچند از طریق ارث یا طرق دیگری، مال فراوانی به دست آورد (۵).
گفتنی است مقصود از نقص در این روایات، کاهش ارزشی نیست، بلکه تساوینداشتن شهادت مرد و زن که حضرت علیه السلام بیان فرمودهاند، با نظر به محدودیت طبیعی ارتباطات زن با حوادث و رویدادهای بسیار گوناگون است که مرد در آنها غوطهور است و توانائی دقت و بررسی عوامل و نتایج آنها را بیش از زن داراست. کنجکاوی مرد و نفوذ فکری او در ریشههای حوادث یک امر طبیعی است که در نتیجۀ قرارگرفتن مرد در امواج گوناگون و تلاطمهای متنوع زندگی به وجود میآید. همچنین مقصود از نقص ایمان زن، نقص رابطه زن با خدا نیست، بلکه مقصود حالت استثنائی موقت است که زن به دلیل حالت عارضی جسمانی که اغلب با دگرگونیهای روانی همراه است، از فشار تکلیف معین و مقرر رها میگردد.
هدف امیرمؤمنان علیه السلام بیان تفاوتهای شخصیت زن و مرد نیست، بلکه اشاره به ویژگیهای روبنایی زندگی آنهاست. همچنین به تفاوتهایی اشاره دارد که زنان در انجام عبادت، شهادت در دادگاه و سهم ارث در برخی از موارد است که این تفاوتها در قرآن کریم نیز ریشه دارد؛ از جمله میفرماید: «... وَ اسْتَشْهِدُوا شَهیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْری: ... و دو نفر از مردان [عادل] خود را [بر این حقّ] شاهد بگیرید. و اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن از کسانی که مورد رضایت و اطمینان شما هستند، انتخاب کنید. [و این دو زن باید با هم شاهد قرار گیرند] تا اگر یکی انحرافی یافت، دیگری به او یادآوری کند» (۶).
ب) روایات برتری شوهران بر زنان
برخی روایات بیانکنندۀ برتری شوهران بر همسرانشان است:
۱. شوهر حقدارترین مردم بر زن
محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: «جَاءَتِ امْرَأَهٌ إِلَی النَّبِیِّ ص فَقَالَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا حَقُّ الزَّوْجِ عَلَی الْمَرْأَهِ فَقَالَ لَهَا أَنْ تُطِیعَهُ وَ لَا تَعْصِیَهُ وَ لَا تَصَدَّقَ مِنْ بَیْتِهِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ لَا تَصُومَ تَطَوُّعاً إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ لَا تَمْنَعَهُ نَفْسَهَا وَ إِنْ کَانَتْ عَلَی ظَهْرِ قَتَبٍ وَ لَا تَخْرُجَ مِنْ بَیْتِهَا إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ إِنْ خَرَجَتْ مِنْ بَیْتِهَا بِغَیْرِ إِذْنِهِ لَعَنَتْهَا مَلَائِکَهُ السَّمَاءِ وَ مَلَائِکَهُ الْأَرْضِ وَ مَلَائِکَهُ الْغَضَبِ وَ مَلَائِکَهُ الرَّحْمَهِ حَتَّی تَرْجِعَ إِلَی بَیْتِهَا فَقَالَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ أَعْظَمُ النَّاسِ حَقّاً عَلَی الرَّجُلِ قَالَ وَالِدُهُ فَقَالَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ أَعْظَمُ النَّاسِ حَقّاً عَلَی الْمَرْأَهِ قَالَ زَوْجُهَا قَالَتْ فَمَا لِی عَلَیْهِ مِنَ الْحَقِّ مِثْلُ مَا لَهُ عَلَیَّ قَالَ لَا وَ لَا مِنْ کُلِّ مِائَهٍ وَاحِدَهٌ قَالَ فَقَالَتْ وَ الَّذِی بَعَثَکَ بِالْحَقِّ نَبِیّاً لَا یَمْلِکُ رَقَبَتِی رَجُلٌ أَبَداً: زنی نزد پیامبر خدا صلّی اللّه علیه وآله آمد و عرض کرد: ای پیامبر، حق شوهر بر همسرش چیست؟ فرمود: اینکه اطاعتش کند، از او نافرمانی ننماید، از اموال شوهرش صدقه ندهد مگر با اجازه شوهر، روزه مستحبی نگیرد مگر با اجازه شوهر و شوهرش را از خود منع نکند گرچه بر پشت کوهان شتر باشد و از خانه خارج نشود مگر با اجازه شوهر و اگر بدون اجازهاش از خانه خارج شود، فرشتگان آسمان و زمین و فرشتگان غضب و رحمت او را لعن میکنند تا هنگامی که به منزل بازگردد. زن عرض کرد: ای پیامبر خدا صلّی اللّه علیه وآله، چه کسی بزرگترین حق را بر مرد دارد؟ فرمود: پدرش. عرض کرد: ای پیامبر خدا، چه کسی بزرگترین حق را بر گردن زن دارد؟ فرمود: شوهرش. عرض کرد: پس من چه حقّی بر شوهرم - مانند حقّی که او بر من دارد - دارم؟ فرمود: نه [حقوق تو مانند حقوق شوهرت نیست] و از هر صد [حقّی که او دارد، تو] یکی [اش را] هم نداری. زن عرض کرد: به خدایی که تو را به حق برانگیخت، هرگز هیچ مردی مرا تصاحب نخواهد نمود و با هیچکس ازدواج نخواهم کرد» (۷).
۲. سجده زن بر شوهر
امام صادق علیه السلام فرمودند: جماعتی خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله آمدند و گفتند: «یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّا رَأَیْنَا أُنَاساً یَسْجُدُ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَوْ أَمَرْتُ أَحَداً أَنْ یَسْجُدَ لِأَحَدٍ لَأَمَرْتُ الْمَرْأَهَ أَنْ تَسْجُدَ لِزَوْجِهَا: ما گروهی را دیدهایم که بعض آنها بعض دیگر را سجده میکند. رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: اگر قرار بود دستور دهم کسی در برابر کسی سجده کند، حتماً به زن دستور میدادم که شوهرش را سجده کند» (۸). در شرح این روایت باید گفت سجده نهایت خضوع و تواضع و ابراز اطاعت است و اطاعت زن از مرد که بدان بسیار دعوت شده، قوامبخش زندگی و به سود زن و مرد است. البته این اطاعت باید در راستای اطاعت از خدا باشد؛ یعنی هم بر مرد لازم است که فرمانهایش در راستای اوامر خدا باشد و هم بر زن لازم است که اطاعتش از مرد مصداق اطاعت از خدا باشد؛ ازاینرو نه برای مرد جایز است که امرش مخالف امر خدا باشد و نه برای زن اطاعت از چنین امری پسندیده و جایز است.
در جامعۀ ایمانی که زن و مرد بنده خدا شدهاند، مرد که رئیس و ادارهکننده خانواده است، اگر مطاع باشد، جامعه قوام مییابد و زن که بعد از مرد دومین رکن خانواده است، اگر در این اطاعت پیشقدم باشد، فرزندان هم از او یاد میگیرند و مطاعبودن مرد خانواده را میپذیرند و موجبات دوام و استحکام خانواده و اجتماع فراهم میگردد.
به طور کلی این روایت در مقام بیان عظمتِ میثاق ازدواج و لزوم همکاری برای بقای خانواده هستند، نه بیانِ برتریِ وجودیِ مرد. درواقع این یک زبانِ تشبیهی برای تأکید بر همبستگی است، نه یک دستورالعمل برای بردگی.
ج) تفکیک فضیلت «ارزشی» از فضیلت «اجرایی»
برای پاسخ به این پرسش که آیا روایات «برتری» مردان را تأیید میکنند یا خیر، باید میان دو مفهوم «برتری ارزشی و انسانی» و «تفاوت کارکردی و حقوقی» تفکیک قائل شد. بخش بزرگی از آنچه بهمثابۀ برتری مطلق مرد بر زن برداشت میشود، ناشی از سوءفهم در تفسیر یا ندیدن منظومۀ کامل دین است. دراینباره در ادامه به نکاتی توجه داده میشود.
۱. تقوا ملاک برتری
قرآن کریم با صراحت کامل و قاطعانه هویت و کرامت انسانی زن و مرد را متحد میداند و تنها ملاک برتری را تقوا و عمل صالح بیان میکند. در ادامه برخی از آیات ذکر میشود.
الف) تساوی در خلقت
«یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ: ای مردم، ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیرهها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ [اینها ملاک امتیاز نیست، بلکه] گرامیترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است» (۹).
ب) تساوی در گرفتن پاداش بر اساس عمل
«فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّی لا أُضِیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ: خداوند درخواست آنها را پذیرفت [و فرمود] من عمل هیچ عملکنندهای از شما را زن باشد یا مرد ضایع نخواهم کرد؛ شما همنوعاید و از جنس یکدیگر» (۱۰).
در آیهای دیگر میفرماید: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاهً طَیِّبَهً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ: هر کسی کار شایستهای انجام دهد خواه مرد باشد یا زن، درحالیکه مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده میداریم و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام میدادند، خواهیم داد» (۱۱).
ج) تساوی زن و مرد در کسب ارزشها و صفات عالیه انسانی
«إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِینَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقِینَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرِینَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعِینَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمِینَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیراً وَ الذَّاکِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَهً وَ أَجْراً عَظِیماً: بهیقین مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان باایمان و زنان باایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان باخشوع و زنان باخشوع، مردان انفاقکننده و زنان انفاقکننده، مردان روزهدار و زنان روزهدار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانی که بسیار به یاد خدا هستند و زنانی که بسیار یاد خدا میکنند، خداوند برای همۀ آنان مغفرت و پاداش عظیمی فراهم آورده است» (۱۲).
با وجود این آیات که بهصراحت و بدون کمترین ابهامی، مرد و زن را از نظر شخصیت و عناصر و اوصاف عالی و ارزشمند، متحد معرفی میکند، اهانت و تحقیر زن یا اسناد اهانت و تحقیر زن به اسلام ناشی از بیآگاهی از مفاد آیات قرآن کریم است.
۲. قوّامبودن مردان بر زنان
برتری مردان، نتیجه و مقتضای تکلیف مالی و سرپرستی است نه جنسیت آنها. قوامیت مردان بر زنان حکمی قرآنی است که بر سرپرستی و مدیریت مردان بر زنان و مسائل سرپرستی در خانواده اشاره دارد: «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ: مردان سرپرست و نگهبان زناناند، به دلیل برتریهایی که خداوند [از نظر نظام اجتماع] برای بعضی در برابر بعضی دیگر قرار داده است؛ و به دلیل انفاقهایی که از اموالشان [در مورد زنان] میکنند» (۱۳). این آیه به بیان جایگاه، مسئولیت و وظایف مرد در خانواده میپردازد. امام صادق علیه السلام فرمودند: «مِنْ سَعَادَهِ الرَّجُلِ أَنْ یَکُونَ الْقَیِّمَ عَلَی عِیَالِهِ: سعادت مرد در این است که سرپرست و قیّم خانوادهاش باشد» (۱۴). این روایت، سرپرستی بر خانواده را نشانۀ سعادت مرد دانسته است.
۳. عدالت بین مرد و زن
باید توجه داشت اسلام مدّعی تساوی زن و مرد نیست، بلکه مدّعی عدالت بین زن و مرد است؛ زیرا هرگز نمیتوان انکار کرد که تفاوتهایی بین زن و مرد از نظر روحی، جسمی و ... وجود دارد. همین تفاوتها سبب متفاوتشدن وظایف هر یک با دیگری میشود و این عین عدالت است. بنابراین اگر با وجود تفاوتها از هر یک وظایف یکسانی خواسته شود، خلاف عدالت است. از نظر اسلام اگرچه مردان در مسائلی بر زنان برتری داده شدهاند، برتری و درجه آنها موجب تکالیف و وظایفی برای آنها شده است که چنین وظایف و تکالیفی را از زنان نخواستهاند.
عدالت میان زن و مرد به این معنا نیست که آنها در همه چیز برابرند و همراه یکدیگر گام بردارند؛ درحقیقت جنس زن برای انجام وظایفی متفاوت با مرد آفریده شده است و به همین دلیل احساسات متفاوتی دارد. قانون آفرینش، وظیفۀ حساس مادری و پرورش نسلهای نیرومند را بر عهده او گذارده است؛ به همین دلیل سهم بیشتری از عواطف و احساسات به او داده است؛ از سوی دیگر، وظایف خشن و سنگینتر اجتماعی بر عهدۀ جنس مرد گذارده شده است و سهم بیشتری از تفکر به او اختصاص دارد.
بنابراین اگر بخواهیم عدالت را اجرا کنیم، باید پارهای از وظایف اجتماعی که نیاز بیشتری به اندیشه و مقاومت و تحمل شداید دارد را بر عهده مردان بگذاریم و وظایفی که عواطف و احساسات بیشتری را میطلبد بر عهده زنان؛ به همین دلیل مدیریت خانواده بر عهده مرد و معاونت آن بر عهده زن گذارده شده است. این مسئله مانع از آن نخواهد بود که زنان در اجتماع، کارها و وظایفی را عهدهدار شوند که با ساختمان جسم و جان آنها سازگاری دارد و در کنار انجام وظیفه مادری، وظایف حساس دیگری را نیز انجام دهند.
همچنین این تفاوت مانع از آن نیست که از نظر مقامات معنوی و دانش و تقوا، گروهی از زنان از بسیاری از مردان پیشرفتهتر باشند. قوانینی همچون حق طلاق یا رجوع در عده یا قضاوت به دست مردان (جز در موارد خاصی که به زن یا حاکم شرع حق طلاق داده میشود) از همین جا سرچشمه میگیرد و نتیجه مستقیم همین واقعیت است (۱۵).
نتیجه:
از مباحث چالشبرانگیز و مهم در دینپژوهی و مطالعات زنان، فضیلت یا برتری مردان بر زنان در منابع روایی است. با بررسی دلالی روایات میتوان دریافت که واژۀ «فضیلت» در لسان روایات، لزوماً به معنای برتریِ رتبه ای در پیشگاه الهی نیست. اسلام بر «عدالت» تأکید دارد، نه «تساوی صوری»؛ بنابراین تفاوتهای موجود در حقوق و وظایف (مانند مدیریت خانواده یا تقسیم ارث)، ناشی از نگاه واقعبینانه به فیزیک، روان و مسئولیتهای اقتصادی مرد و زن در واحد خانواده است. برخی روایات به تفاوتهای جسمی و روانی ذاتی مردان و زنان اشاره میکنند، مانند حیضشدن و ...؛ ازاینرو بیشتر این برتریها در متون دینی در چارچوب نقشها و مسئولیتها تعریف میشود و بر اساس آیاتی که بر تقوا و ... توصیه میکنند، برتری تکوینی در ارزش انسانی را نفی شده است؛ همچنان که در برخی از روایات جایگاه مادر با اینکه زن است، برتر از دیگران و چهبسا حتی از پدر دانسته شده است.
پینوشتها:
۱. نساء: ۳۴.
۲. محمد بن علی ابنبابویه؛ علل الشرائع؛ قم: کتابفروشی داوری، ۱۳۸۵ ش، ج۲، ص۵۱۲. محمد بن علی ابنبابویه؛ الأمالی؛ چ ۶، تهران: کتابچی، ۱۳۷۶ ش، ص ۱۸۷، ۱۹۲ ـ ۱۹۳.
۳. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ چ ۴، تهران: دارالکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ ق، ج ۷، ص ۸۵.
۴. محمد بن حسین شریف الرضی؛ نهجالبلاغه (للصبحی صالح)؛ قم: هجرت، ۱۴۱۴ ق، خطبه ۸۰،
۵. ناصر مکارم شیرازی؛ پیام امام امیرالمؤمنین علیه السلام؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۶ ش، ج ۳، ص ۲۹۱.
۶. بقره: ۲۸۲.
۷. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۵، ص ۵۰۷.
۸. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۵، ص ۵۰۸.
۹. حجرات: ۱۳.
۱۰. آلعمران: ۱۹۵.
۱۱. نحل: ۹۷.
۱۲. احزاب: ۳۵.
۱۳. نساء: ۳۴.
۱۴. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۴، ص ۱۳.
۱۵. ناصر مکارم شیرازی؛ تفسیر نمونه؛ تهران، دارالکتب الإسلامیه، ۱۳۷۴ ش، ج ۲، ص ۱۵۸.
نظر شما