خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: آیا ازدواج بهخاطر عشق و وابستگی شدید ازنظر اخلاقی نکوهش شده است؟
عشق و وابستگی عاطفی مسئلهای طبیعی در زندگی انسان است؛ اما همین احساس، اگر بدون عقل و شناخت همراه شود، به تصمیمهای عجولانه و حتی آسیبزا منتهی میشود. اسلام با اصل عشق مخالفتی ندارد؛ آنچه نکوهش میشود عشقِ بیضابطه و وابستگی افراطی است که قدرت تصمیمگیری را از انسان میگیرد و او را از مسیر درست دور میکند. ازدواج، تنها یک رابطه احساسی نیست؛ بلکه پیوندی اخلاقی، اجتماعی و مسئولیتآور است؛ بنابراین لازم است ازدواج با شناخت، کفویت و عقل همراه باشد تا به نتیجهای سالم برسد.
ازدواج و عشق
اسلام اصل عشق را ارزشمند میداند، اما عشقِ سالم باید با عقل، شناخت و تقوا همراه باشد، به مسئولیتپذیری، آرامش و رشد منتهی شود و بر پایهٔ کفویت اخلاقی، ایمانی، فرهنگی و اقتصادی شکل بگیرد. محبت زمانی سازنده است که در مدار عقل و حقیقت باشد. در نگاه اسلام ازدواج فقط هیجان نیست؛ بلکه نوعی پیمان و قراردادی مبتنی بر حق و تکلیف است. ازدواج هدیه الهی است؛ اما تنها با تعهد دوام میآورد. شرط اصلی ازدواج، کفویت، تعادل و مسئولیتپذیری است؛ نه صرف شدت احساس.
پیوند زناشویی تنها هیجان لحظهای نیست؛ بلکه قراردادی اخلاقی، حقوقی و معنوی است که در آن حقوق و مسئولیتهای متقابل نقش اصلی را ایفا میکند. ارزش ازدواج در هماهنگی آن با مصالح فردی، خانوادگی، اجتماعی و دینی است. برایناساس، در فرهنگ اسلامی ازدواج هدفی فراتراز یک وابستگی عاطفی دارد. تربیت اسلامی میکوشد تا احساسات ناپایدار و وابستگیهای هیجانی را به محبتی آگاهانه، پایدار و مسئولانه تبدیل کند.
وابستگی شدید و تصمیمگیری نادرست
«عشـق مجـازی بیـن زن و مـرد نامحـرم، بیـن محـارم و بیـن دو همجنس پیـش میآید. یـا در مـواردی بعـد از ازدواج، یکـی از زوجیـن بهصورت یکطرفه بـه همسـرش وابسـتگی شـدید پیـدا میکند! در ایـن حالـت نفسـانی سـن مؤثر نیسـت و در سـن پاییـن و بـالا ممکـن اسـت پیـش آیـد. امـا آنچـه معمولاً اتفـاق میافتد؛ همـان مـورد اول اسـت کـه در سنین جوانـی اتفـاق میافتد و باعـث میشود دو طرف تصمیـم به ازدواج بـا هم بگیرند. شـاید چنیـن تصمیمـی از جهـت دورمانـدن از گنـاه مطلـوب باشـد؛ ولـی ازدواجـی کـه از سر وابسـتگی افراطی و اعتیادگونه باشـد، در بسـیاری از موارد تداوم نداشـته و آثار تنش و اختلاف در آن هویـدا میشود.
در این موارد زن و مرد عاشـق میشوند؛ دل میبندند و سـپس از سـر اجبار و فشـاری که ایـن حالـت روحـی بـه وجـود میآورد؛ تصمیـم بـه ازدواج میگیرند؛ بنابراین بـه تناسـبات دقـت نمیگردد و چهبسا بـا علـم بـه عـدم تناسـب بازهم اصـرار بـه چنیـن وصلتـی دارنـد؛ چراکه ایـن حالـت قـدرت تصمیمگیری صحیـح را از ایشـان سـلب کرده اسـت. چنیـن جوانانـی اگـر بـه هـر دلیلـی بـا یکدیگـر ازدواج نکنند؛ معمولاً نمیتوانند بهراحتی همدیگـر را فرامـوش کننـد؛ بنابرایـن تحتفشارهای شـدید روحـی قـرار میگیرند.
امـا تجربـه مراجعـان نشـان میدهـد مـواردی کـه منجـر بـه ازدواج میشـود؛ بعـد از گـذر از هیجانـات اولیـه، ناراحتیهـا و بهانهگیریهـا شروع میشـود و پـس از مدتـی احسـاس میکننـد گویـا همدیگـر را بهاشتباه انتخـاب کردهانـد! بنابرایـن ازدواج مبتنـی بـر عشـق مجـازی بـا خطـر بسیـار همـراه اسـت و قابل توصیه نیسـت. بلـه اگـر غیراز این محبت شـدید؛ تمـام شرایط و تناسـبات، رعایـت شـده و مشـاور خُبـره تأیید کنـد ایـن ازدواج صحیـح اسـت؛ ازاینجهت - و نـه بـه علـت عشـق موجـود بیـن آن دو - ازدواج منعـی نخواهـد داشـت.» (۱)
ادعای دینداری بهخاطر عشق
«گاهـی ادعـای مذهبـی شـدن، تغییـر دیـن و مذهب و گذشـت از خانواده بهخاطر عشـق و وابسـتگی شـدید باعـث میشود خیـال کننـد در عشـق نسـبت بـه همدیگـر صداقـت دارنـد درصورتیکه اینطور نیست؛ زیرا در بحـث نمـاز و روزه و دیگـر تکلیفـات الهـی بایـد ابتدا مبتنی بـر عقل، حقانیت دین را پذیرفـت و بعدازآن مرحلـه اَعمالـی کـه نبّیّ الهـی دسـتور داده انجام داد؛ اما کسـی که از غیر مسیر صحیح به نماز و روزه رو میآورد؛ اعتقادی پایدار درون او شـکل نگرفته و با سردشـدن آتـش عشـق، ایـن مسـائل نیـز به فراموشـی سـپرده خواهد شـد. مذهبی شدن یـا دیـندار شـدن بایـد از روی شـناخت، مطالعـه، فکـر و مـشورت باشـد تا اعتقاد قلبی شکلگرفته و پایـدار بمانـد؛ نـه از روی هیجـان احسـاس بـه یک نفر.» (۲)
امام صادق علیهالسلام میفرمایند:
«هر که از طریق [مجذوب شدن به شخصیت] اشخاص به این دین درآید همان اشخاص همچنان که او را به آن درآوردهاند از آن خارجش کنند و کسی که از طریق کتاب و سنّت به این دین وارد شود، کوهها بجنبند و او نجنبد (در عقیده و دینش متزلزل نشود) .» (۳)
این روایت تأکید میکند که دینداریِ احساسی و موقت، با سردشدن آتش عشق از بین میرود.
فشار روحی در صورت عدم ازدواج
اگر دو جوان که دچار عشق شدید شدهاند نتوانند با هم ازدواج کنند، معمولاً دچار آشفتگی روحی میشوند و مدت زیادی درگیر این وابستگی میمانند؛ اما این رنج، دلیل کافی برای صحیح بودن ازدواج نیست؛ زیرا تصمیم درست باید بر پایهٔ کفویت، شناخت، ایمان، اخلاق و عقلانیت باشد نه صرف احساس.
خطرات وابستگی افراطی
۱. تصمیمگیری نادرست و عجولانه؛
۲. بیتوجهی به تناسبها؛
۳. وابستگی ناسالم؛
۴. اختلاف و سردی بعد از ازدواج؛
۵. احساس اشتباه در انتخاب؛
۶. فرسودگی روحی.
نتیجه:
عشق بهخودیخود نه مذموم است و نه کافی برای ازدواج. آنچه ملاک ارزش است، شکل عشق و نتایج آن است. اگر عشق موجب غفلت از شناخت، کفویت، ایمان و مسئولیت شود، چنین ازدواجی پرخطر، ناپایدار و آسیبزا خواهد بود؛ اما اگر عشق در کنار عقل، تقوا، شناخت، مشورت صحیح و کفویت قرار گیرد، میتواند به پیوندی سالم، پایدار و الهی تبدیل شود. الگوی مطلوب اسلام، عشق هدایتشده، عقلانی، مسئولانه و رو بهسوی خدا است؛ عشقی که سکینه میآفریند و وابستگی خام را به محبت پخته و پایدار تبدیل میکند.
پینوشتها:
۱. انصاریان پور، علی و دیانت مقدم، سید عباس، تحلیل پرسشهای اخلاقی از معصومین علیهمالسلام با روش اجتهادی، دفتر اول، حوزه علمیه قم. دفتر تبلیغات اسلامی. شعبه خراسان رضوی. مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی، ص ۲۲۱
۲. انصاریان پور، علی و دیانت مقدم، سید عباس، تحلیل پرسشهای اخلاقی از معصومین علیهمالسلام با روش اجتهادی، دفتر اول، حوزه علمیه قم. دفتر تبلیغات اسلامی. شعبه خراسان رضوی. مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی، ص ۲۲۲
۳. «مَن دَخَلَ فی هذا الدِّینِ بالرِّجالِ أخرَجَهُ مِنهُ الرِّجالُ کما أدخَلُوهُ فیهِ و مَن دَخَلَ فیهِ بِالکِتابِ و السُّنَّهِ زالَتِ الجبالُ قَبلَ أن یَزولَ»، بحارالأنوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء، چاپ دوم، ۱۴۰۳ هـ. ق، ج ۲، ص ۱۰۵.
نظر شما