خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: ارسال رسل و انزال کتب، و به تعبیر دیگر «نزول دین و مکتب آسمانی»، رابطه مستقیمی با جهان بینی قرآن دارد. هنگامی که خداوند می فرماید: «وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لَاعِبِینَ» (۱)؛ (ما آسمان و زمین و آنچه را در میان آنهاست برای بازی نیافریدیم، و می فرماید:
«وَ مَا خَلَقْتُ الجِنَّ وَ الْانْسَ الَّا لِیَعْبُدُون» (۲)؛ (من جن و انس را نیافریدم مگر برای اینکه مسیر عبودیت و بندگی مرا طی کنند»، و یا می گوید:
«یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَی رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلَاقِیهِ» (۳)؛ (ای انسان تو با تلاش و رنج به سوی پروردگارت می روی و او را ملاقات خواهی کرد)، به خوبی می توان فهمید که خداوند از خلقت انسان هدفی داشته است و آن چیزی نیست جز پرورش یک مخلوق کامل که پرتوی از صفات جمال و جلال حق باشد و لایق قرب او گردد.
مسلماً هدف خداوند از تربیت چنین موجودی بدون یک برنامه ریزی دقیق و حساب شده، در تمام جنبه های زندگی امکان پذیر نیست و این برنامه ها چیزی نیست که انسان با عقل محدود خود بتواند تمام جوانب آن را دریابد؛ به همین دلیل خداوند برنامه ای دقیق و کامل به همراه مربیانی دانا و دلسوز به سوی انسانها فرستاد تا همت آنها بدرقه راه انسان گردد و این نوسفران را همرهی کنند تا به سر منزل مقصود برسند و از ظلمات رهایی یابند.
بنابراین جهت تحقق هدف آفرینش و در هر دو مرحله «شناخت» و «حرکت» نیازمند دین هستیم.
مرحله اول: ارائه آگاهی و شناخت کامل و صحیح
در توضیح آنچه ذکر شد باید گفت که علوم و دانستنی ها به دو دسته تقسیم می شود:
۱- دانستنی هایی که می توان از طریق استدلالات عقلی، آنها را به دست آورد؛ هرچند فرستادگان خداوند این بخش را به طور کاملتر و اطمینان بخش تر عرضه می کنند.
۲- علومی که دستیابی بدان غیر از طریق وحی ممکن نیست؛ مانند بسیاری از حقایق مربوط به جهان بعد از مرگ و قیامت، و همچنین اسراری از جهان خلقت، که حتی در حال حاضر نیز از دسترس دانشمندان دور مانده است.
خداوند در باره دسته دوم می فرماید: (رسولی در میان شما از خودتان فرستاده ایم تا آنچه را امکان نداشت بدانید به شما تعلیم دهد)؛ «کَمَا أَرْسَلْنَا فِیکُمْ رَسُولًا مِنْکُمْ ... یُعَلِّمُکُمْ مَا لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ».(۴)
درباره علومی که در دسته اول جای دارند نیز احتمال خطا در رسیدن به آنها وجود دارد؛ چرا که همیشه وسوسه هایی در این ادراکات عقلی نهفته است، مخصوصاً نق زدنهای سوفسطایی ها، مشکّکین، پوچ گرایان و امثال آنها در بعضی افکار تزلزل ایجاد می نماید و آنها را نسبت به همین ادراکات ضروری و مستقلّات عقلی بدبین می سازد.
اینجاست که انبیاء به یاری انسانها می آیند و بر این ادراکات عقلی صحه می گذارند، و دست وسوسه گران را از دامان این ادراکات کوتاه می سازند.
این چیزی است که قرآن از آن به «تذکر» (یادآوری) تعبیر کرده است: «هَذَا بَلَاغٌ لِلنَّاسِ ... وَ لِیَذَّکَّرَ اولُوا الْالْبَابِ» (۵)؛ (این [قرآن]، پیام [و ابلاغی] برای عموم مردم است تا صاحبان خرد، متذکّر شوند).
امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در این زمینه بیان بسیار جالبی دارد؛ ایشان پیامبران را شکوفا کننده عقل و یادآورنده آگاهی های فطری انسانها معرفی می نمایند: «فَبَعَثَ فیهِمْ رُسُلَه، وَ وَاتَرَ الَیْهِمْ انْبِیَائَه، لِیَسْتَاْدُوهُمْ مِیثاقَ فِطْرَتِهِ، وَ یُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ وَ یَحْتَجُّوا عَلَیْهِمْ بِالتَّبْلِیغِ، وَ یُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ» (۶)؛ (خداوند رسولانش را در میان انسانها مبعوث ساخت، و پیامبرانش را پی در پی به سوی آنها فرستاد تا وفای به پیمان فطرت را از آنها بخواهند و نعمتهای فراموش شده او را یادآوری کنند، و با تبلیغ فرمان خدا، حجت را بر آنها تمام نمایند و گنجینه های عقول را آشکار سازند).
مرحله دوم: ارئه نقشه راه و دستورالعمل های دقیق
انسان پس از تشخیص درست هدف، برای رسیدن به سعادت در «دنیا» و «عقبی» و همچنین تبدیل شدن به اشرف مخلوقات، نیازمند نقشه راه و قوانین دقیقی است که او را از بهترین و کوتاه ترین راه به کمال انسانی و قرب الهی برساند؛ و گرنه ممکن است تبدیل شود به «أُولَئِکَ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ».(۷)
اما سوال این است که چه کسی می تواند چنین قوانینی را ارائه دهد؟
برای روشن شدن پاسخ سوال، به بعضی از ویژگی هایی که باید این قانون گذار داشته باشد اشاره می کنیم:
۱- این فرد باید قبل از هر چیز، یک انسان شناس کامل باشد و تمام اسرار جسم و جان بشر و عواطف، غرائز، امیال، هوسها، آرزوها، فطریات و ادراکات عقلی او را بداند، و نیز به تمام اصولی که حاکم بر روابط انسانها با یکدیگر است احاطه داشته باشد، تا بتواند قوانینی هماهنگ با تمام آنها وضع کند.
۲- باید از گذشته و آینده، تا زمانهای دور، اطلاع کامل داشته باشد، تا ریشه مسائل پیچیده امروز را در گذشته ببیند، و آثار قوانین امروز را در آینده زندگی بشر نیز ارزیابی کند. (دقت کنید).
۳- قانونگذار شایسته، باید دارای «علم کامل» باشد تا بتواند با قوانین خود تمام استعدادها و شایستگی هایی را که در فرد فرد انسانها و اجتماع نهفته است به مرحله بروز برساند و به آنچه بالامکان و بالقوه در نهاد آدمی وجود دارد جنبه فعلیت بخشد.
۴- مرتکب خطا و اشتباه نشود، و نسبت به افرادی که می خواهد قانون برای آنان وضع کند مهربان و دلسوز باشد.
آیا این جهات در کسی جز ذات پاک خدا پیدا می شود؟
کسی که خالق بشر است و از تمام اسرار وجود او آگاه است، کسی که علم او گذشته و آینده را تا میلیاردها سال در بر می گیرد، و از ریشه ها و اسرار هر چیز و بازتابها و نتایج هر موضوع آگاه است. کسی که خطا و لغزش و اشتباه در ذات پاکش راه ندارد، و بالاخره کسی که نیاز به چیزی و کسی ندارد تا بخواهد منافع خویش را تأمین کند.
اینجاست که متوجه می شویم هر قانونی غیر از قانون خدا ناقص و بی فرجام است، و هر حکمی غیر از حکم الهی غیر قابل اعتماد و بی سرانجام است، و هنگامی که درست دقت می کنیم می بینیم، تمام بدبختی و مشکلات بشر از اینجا سرچشمه می گیرد که خودش می خواهد با آن علم محدود، با آنهمه انگیزه های هوس آلود، برای خویش قانون بگذارد!
نتیجه اینکه: بشر هم در مرحله شناخت صحیح آنچه موجب سعادت و کمال او می شود و هم در مرحله حرکت به سوی کمال، نیازمند امدادهای الهی (دین و مکتب) می باشد. (۸)
پی نوشت:
( ۱ ). سوره انبیا، آیه ۱۶.
( ۲ ). سوره ذاریات، آیه ۵۶.
( ۳ ). سوره انشقاق، آیه ۶.
( ۴ ). سوره بقره، آیه ۱۵۱.
( ۵ ). سوره ابراهیم، آیه ۵۲.
( ۶ ). نهج البلاغة، شریف الرضی، محمد بن حسین، محقّق/ مصحّح: صبحی صالح، دار الهجره، قم، ۱۴۱۴هـ ق، چاپ اول، خطبه ۱، ص ۴۳.
( ۷ ). سوره اعراف، آیه ۱۷۹.
( ۸ ).برگرفته از کتاب: پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، دارالکتاب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶هـ ش، چاپ نهم، ج ۷، ص ۱۳ الی ۴۴.
نظر شما