حجت الاسلام اسدپور ضمن تبریک و تسلیت ایام، گفت: گمان نمیکردیم در کمتر از یک سال از صدور منشور حوزه پیشرو و سرآمد، این منشور، تبدیل به وصیتنامه حوزوی حضرت آقا شود، همانطور که منشور حضرت امام نیز به نوعی وصیت حوزوی ایشان نسبت به حوزهها بود.
رکن اصلی منشور: حوزه به مثابه نهاد، نه سازمان تعلیم و تربیت
عضو شورای علمی بنیاد شیخ انصاری با تأکید بر محور اصلی منشور گفت: رکن اصلی که از منشور برداشت میشود، نگاه به حوزه علمیه به مثابه یک "نهاد" است نه یک "سازمان تعلیم و تربیت". یک سازمان فقط دغدغه دانشآموختگان بالفعل خود را دارد و تمام برنامهریزیها، سیاستگذاریها و خطمشیهایش حول این فضا میچرخد، اما همه مصلحان انقلاب از جمله امام و رهبر شهید تلاش داشتند حوزه را به عنوان یک نهاد مدنی و اجتماعی قوی ببینند.
وی افزود: اساساً بازشناسی نهاد حوزه از منظر کتاب و سنت و سیره اهل بیت (ع) هنوز جای خالی دارد. ما یک تفسیر موضوعی در رابطه با حوزه و روحانیت در قرآن نداریم. کتابی که بتواند سیره اهل بیت را به مثابه طراحان، مؤسسان و مدیران حوزه علمیه روایت کند، وجود ندارد. تنها اثر شاخص شاید کتاب "بحث پیرامون مرجعیت و روحانیت" سال ۱۳۴۱ باشد که از این زاویه نگاه کرده است.
جامعهشناسی تاریخی حوزه؛ از کتاب "حوزه مشهد" تا امروز
اسدپور با اشاره به رویکرد جامعهشناختی رهبر شهید گفت: حضرت آقا در کنار مصلحان دیگر، تلاش داشتند نهاد حوزه را از منظر کارکردهای اجتماعی و با روش مطالعه جامعهشناختی مرور کنند. اولین کاری که حضرت آقا با این گرایش انجام دادند، کتاب "گزارش سابقه حوزه علمیه مشهد" در سال ۱۳۴۶ است که دقیقاً با جامعهشناسی تاریخی، توصیفی از حوزه مشهد آن روز ارائه دادهاند. متأسفانه این کتاب به دلیل فضای خفقان و نفوذ ساواک، ناقص میماند.
وی افزود: آن نگاه جامعهشناختی و تاریخی نشان میدهد که حوزه در تمام تاریخ پرفرازونشیب، خود را به مثابه یک نهاد قدرتمند اجتماعی دیده و کارکرد خود را انجام داده است. وقتی این نگاه را تأکید کنیم، همه فارغالتحصیلان و سرمایههای روحانی - از علما در بلاد گرفته تا مدیران و عناصر مختلف در پستها - را جزو بدنه خود تلقی میکنید.
انتقاد از گسست شورای عالی با فارغالتحصیلان فعال
عضو شورای علمی بنیاد با انتقاد از قطع ارتباط بدنه مدیریت حوزه با فارغالتحصیلان گفت: در طول ۴۷ سال، ارتباط شورای عالی حوزوی و مرکز مدیریت حوزه با فارغالتحصیلان فعال خود منقطع شده است. ما این حجم از ائمه جمعه، مدیران سازمانهای فرهنگی و نهادهای مختلف را حتی یک بار دعوت نکردیم که مسائل واقعی خود را از نزدیک برای سیاستگذاران حوزه بیان کنند.
وی افزود: نتیجه این گسست این است که سرمایههای عظیم نیروی انسانی حوزه در پستهای مختلف، عملاً از بدنه اصلی حوزه جدا میشوند و کمکم شأن و هویت روحانی در هیئت علمی دانشگاهها و مراکز دیگر خلاصه میگردد، بدون آنکه ارتباط سازمانی با مدیریت حوزه داشته باشند.
چرخه کامل تولید علم؛ از تربیت تا مواجهه تهاجمی با دشمن
اسدپور با اشاره به پنجگام منشور در حوزه دانش گفت: آنچه در منشور دیده میشود، یک چرخه کامل تولید علم از نظر تا عمل، از ذهنیت تا عینیت است: از تربیت دانشی و تحصیلی گرفته تا جبهه خط مقدم مواجهه با تهاجم دشمن. اما نه مواجهه دفاعی و انفعالی صرف که فقط پاسخگویی به شبهات باشد، بلکه نظام فکری مهاجمی که میتواند چالشها و مسائل تمدنی را گوشزد کند و ما را در موضع مطالبه و سؤال قرار دهد، نه صرف دفاع و انفعال. سپس طراحی الزامات و چشماندازهای تمدنی.
وی تأکید کرد: آورده اصلی منشور در حوزه دانشی، "نگاه امتدادی به دانش" است؛ اینکه الهیات، کلام و فقه را تا طراحی نظامات امتداد دهیم. این نگاه باید در فضای آموزش نیز ضرب شود.
تعامل با دانشگاه و جریان روشنفکری؛ اولویت رهبری
عضو شورای علمی بنیاد در ادامه به ضرورت تعامل حوزه با دانشگاه اشاره کرد و گفت: یکی از نکاتی که به نشستن منشور در عینیت کمک میکند، تعامل با دانشگاه و جریان فکری رقیب است. بسیاری در سالهای اخیر احساس میکردند آرمان وحدت حوزه و دانشگاه از دستور کار رهبری خارج شده، اما این متن نشان داد که همچنان این آرمانها قابل وصول و در اولویت است. کما اینکه در سالهای اخیر حضرت آقا چندین بار مطالبه کرده بودند که "روشنفکری انقلاب امروز ضعیف شده" و حتی از برخی مراکز خواسته بودند "حسینیه ارشاد انقلاب اسلامی" را احیا کنند.
اسدپور افزود: این مسأله میطلبد حوزه و فارغالتحصیلان و پژوهشگران حوزوی تعامل جدیتر و ویژهتری با جبهه فکری دانشگاه و فضای روشنفکری ارائه دهند. پیشران چنین حرکتی، ساخت تیپهای شخصیتی در تراز متفکرین انقلاب نظیر رهبر شهید، شهید بهشتی و شهید مطهری است که بتوانند این فضا را پیش ببرند.
میانبر اندیشه امام خمینی (ره) و اسناد سیاستی ابلاغی
وی با اشاره به ظرفیت اندیشه امام خمینی (ره) گفت: میانبر جدی برای حرکت حوزههای علمیه، مرور اندیشه امام راحل از عرفان و فلسفه و فقه و اصول گرفته تا کنشگری انقلابی و اجتماعی ایشان در میدان است.
وی افزود: همچنین ۵۶ سند سیاست کلی نظام که از سال ۱۳۷۲ تا ۱۴۰۲ توسط رهبر شهید ابلاغ شده، باید در دستور کار آموزش و پژوهش حوزه قرار گیرد. حداقل بازخوانی توصیفی و انتقادی این اسناد میتواند کمککننده باشد.
تعامل با نهادهای اجتماعی
اسدپور در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به تجربه بنیاد شیخ انصاری گفت: ما در بنیاد شیخ انصاری به این مدل رسیدهایم که تحقق منشور از دو مسیر میگذرد: مسیر سیاستی و طرحهای حاکمیتی (که به سیاستگذاری و برنامههای کلان کمک میکند) و مسیر اجتماعی که کنشگری و عاملیت مردم و نهادهای مردمی را میطلبد. در مسیر دوم، حوزه باید در ادبیات حل مسئله خود تعامل جدی با نهادهای مدنی داشته باشد و از طریق گفتمانسازی، عقلانیت اجتماعی و تربیت نیروهای فعال کنشگر در بستر اجتماع پیش برود.
وی در خصوص استخراج نظامات دینی گفت: ما میتوانیم یک طرح اجمالی و کلی از نظامات را به صورت پیشینی از منابع معرفتی خود استخراج کنیم، اما وقتی این نظام پیشینی میخواهد روی عینیت و صحنه واقعیت اجتماعی بنشیند، قطعاً مواجهه پسینی با متن میدان را میطلبد. یک رفت و برگشت دائمی بین نظامات پیشینی (طراحی شده از روی منابع دینی) و پسینی (برآمده از تجربه میدان) باید وجود داشته باشد تا هم به عینیتزدگی محض دچار نشویم و هم نسبت خود را با تراث علمی منقطع نکنیم. این چرخه بین عینیت و ذهنیت میتواند حل مسئلههای واقعی اجتماع و حکمرانی را به آن تراث دانشی و اندیشهای که از حوزه علمیه برمیخیزد، ضرب کند.
نظر شما