۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۶
خدا چگونه بدون ابزار جهان را تدبیر می‌کند؟

فاعلیت خداوند به معنی «آفرینش و تدبیر اشیاء» است. فعل یا عمل خدا فقط با اراده الهی محقق می شود و در ذات الهی حرکتی پدیدار نمی شود. وقتی خلق و تدبیر با اراده صورت می گیرد به ابزار نیازی نیست.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا:

کامل ترین مخلوقات که انسان باشد، در انجام هر فعلی محتاج به عمل فیزیکی می باشد و برای انجام کارهای خود از ابزار کمک می گیرد تا کمبود قدرت خود را با آن جبران می کند. اینها همه از آثار جسم و جسمانیّات است. با توجّه به این توضیحات این سؤال به ذهن خطور می کند که منظور از فاعلیت خداوند - که جسم نیست- چیست؟ آیا خداوند نیز در انجام هر فعلی محتاج به عمل فیزیکی و ابزار است و باید حرکتی انجام دهد!؟ آیا لازمه فعل و عمل او تغییر و جسمانیت در ذات خدا نیست!؟

در پاسخ به این سؤال لازم است بدانیم که:

اولا: فاعلیت خداوند به معنی «آفرینش و تدبیر اشیاء» است.

ثانیا: خلق و تدبیر خدا(امر الهی) به محض اراده او محقق می شود.

در آیه ۸۲ سوره «یس» می خوانیم: «اِنَّما اَمْرُهُ اِذا اَرادَ شَیْئاً اَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ»؛ (فرمان او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند تنها به آن می گوید: موجود باش! آن نیز بی درنگ موجود می شود).

آری او در یک چشم بر هم زدن و یا لحظه ای کمتر از آن، با اراده و فرمان «کن» می تواند عالم هستی را ایجاد و یا معدوم کند و یا تدریجا در هر مدّتی که اراده اش تعلّق گرفته است به وجود آورد.

چرا که خداوند قدرت نامحدودی دارد و برای خلق اشیاء به هیچ چیزی نیاز ندارد. اصولا قبل از آن که آلتی خلق شود، خداوند فاعل بود. هرگاه نیاز به آلتی برای انجام کار داشت، باید از خلقت نخستین اشیا عاجز باشد.

به عبارت دیگر فعل یا عمل الهی(خلق و تدبیر اشیاء) فقط با اراده او محقق می شود و در ذات مبارکش حرکتی پدیدار نمی شود. وقتی خلق و تدبیر با اراده صورت می گیرد به ابزار نیز نیازی نیست.

البته سخن فوق به آن معنی نیست که خداوند فرشتگان «مدبّرات امر» و فرمانبردارانی برای تدبیر خلقت ندارد. طبق روایتی از امام صادق(علیه السلام) که فرمود: «أَبَی اللَّهُ أَنْ یُجْرِیَ الْأَشْیَاءَ إِلَّا بِالْأَسْبَاب» (۱)؛ (خداوند نمی پسندد که چیزها را جاری و برقرار گرداند مگر بوسیله اسبابش)، او بسیاری از حوادث را از طریق اسباب‌ می آفریند، چون اراده اش بر آن قرار گرفته است، نه این که نیاز به آن داشته باشد. (۲)

پس باید توجّه داشت وقتی می گوییم «خداوند فاعل است»، فاعلیّتش را قیاس به ذات خود نکنیم و مرهون حرکات و آلات نشماریم. چنانکه در تعبیر بسیار زیبایی از امام علی(علیه السلام) در خطبه اول نهج البلاغه می خوانیم: «فَاعِلٌ‌ لَا بِمَعْنَی‌ الْحَرَکَاتِ‌ وَ الْآلَة» (۳)؛ (او فاعل و انجام دهنده [کارها] است ولی نه به معنای استفاده از حرکات و آلات).

امیر المومنین(علیه السلام) در بخش دیگری از خطبه اول نهج البلاغه می فرماید: «أَنْشَأَ الْخَلْقَ إِنْشَاءً وَ ابْتَدَأَهُ ابْتِدَاءً بِلَا رَوِیَّةٍ أَجَالَهَا وَ لَا تَجْرِبَةٍ اسْتَفَادَهَا وَ لَا حَرَکَةٍ أَحْدَثَهَا وَ لَا هَمَامَةِ نَفْسٍ اضْطَرَبَ فِیهَا» (۴)؛ (خداوند آفرینش را بدون نیاز به اندیشه و فکر و استفاده از تجربه، و بی آن که حرکتی ایجاد کند و درباره تصمیمی بیندیشد ایجاد کرد و آغاز نمود).

در اینجا امام(علیه السلام) آفرینش الهی را از کارهای مخلوقات به کلّی جدا می شمرد. چرا که مثلا انسان هنگامی که می خواهد کاری را انجام دهد، اگر مسبوق به سابقه ای نباشد، درباره آن می اندیشد و با ابتکار خود به سراغ آن می رود و اگر مسبوق به سابقه ای باشد از تجارب دیگران یا از تجارب خودش بهره گیری می کند و گاه در درون ذهن او حرکت گسترده ای در اندیشه ها پیدا می شود؛ روی مقدّمات مساله می اندیشد و از آن به سراغ نتیجه ها می رود و گاه در تردید و تزلزل باقی می ماند و سرانجام یک طرف را انتخاب کرده به پیش می رود.

هیچ یک از این چهار حالت، در ذات پاک خداوند و هنگام آفرینش اشیا نیست، نه نیاز به فکر و اندیشه دارد و نه تجربه قبلی، نه حرکت فکری روی مقدّمات و نتیجه ها و نه تزلزل و اضطراب در تصمیم گیری ها. اراده کردن همان و ایجاد شدن موجودات همان. به تعبیر دیگر این حالات چهارگانه، مربوط به تصمیم گیری کسانی است که علم و قدرت محدودی دارند و لازمه آن نیاز به اندیشه یا تجارب دیگران و یا اضطراب و تردید است. امّا آن کس که علمش بی پایان و قدرتش نامحدود است، به هنگام آفرینش، هیچ یک از این حالات را نخواهد داشت. (۵)

بنابراین فاعلیّت خداهرگز به معنای انجام حرکتی نیست و با فاعلیت سایر موجودات تفاوت ذاتی دارد. خداوند نه جسم دارد و نه حدّ و حدودی برای قدرت اوست. اگر خداوند جسم باشد، لازمه اش محدودیت و نیاز است و نتیجه اش خدا را از مقام قدسش زیر چتر قوانین عالم ماده کشیدن و او را در سرحد یک موجود ضعیف و محدود مادی قرار دادن است که خود نیاز به علت دارد!


پی نوشت:

( ۱ ). بحارالأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقّق/ مصحّح: جمعی از محققان، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳هـ ق، چاپ دوم، ج۲، ص۹۰، باب۱۴ «من یجوز أخذ العلم منه و من لا یجوز و...»، حدیث ۱۴.

( ۲ ). پیام امام امیر المومنین(ع)، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم جمعی از فضلاء، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۸۶هـ ش، چاپ اول، ج۱، ص ۹۹-۱۰۰.

( ۳ ). نهج البلاغة، شریف الرضی، محمد بن حسین، محقّق/ مصحّح: صبحی صالح، هجرت، قم، ‌۱۴۱۴هـ ق، چاپ اول، ص ۴۰، خطبه ۱.

( ۴ ). همان.

( ۵ ). پیام امام امیر المومنین(ع)، همان، ج۱، ص ۱۱۲-۱۱۳.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha