۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۶
واگذاری بحرین، کارگردانی غرب با بازیگری پهلوی

واگذاری بحرین نه یک اشتباه محاسباتی، که تصمیمی آگاهانه و عامدانه از سوی رژیم پهلوی در راستای پروژه‌های غرب در خلیج فارس بود؛ اقدامی که افزون بر محروم‌سازی ایران از منابع عظیم نفت و گاز، بزرگ‌ترین پایگاه دریایی آمریکا در منطقه را در یک‌سوم خاک آن کشور مستقر کرد که تهدید جدی برای منافع ملی ایران بود.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت‌(ع) _ ابنا: تمامیت ارضی و جغرافیایی جزو جدانشدنی هویت یک سرزمین و یک ملت به حساب می‌آید. اما خاندان پهلوی به‌رغم انتقاد از سیاست شاهان قاجار و ادعای وطن‌دوستی، در امتیازدهی و واگذاری بخش‌هایی از خاک کشور به بیگانگان نسبت به حکومت‌های پیشین چیزی کم نگذاشتند.

بحرین آخرین اقلیمی بود که سال ۱۳۵۰ در نتیجه همه‌پرسی نمایشی با دخالت انگلیسی‌ها و به رغم مخالفت مردم ایران و در پی ترغیب، تهدید و تطمیع شاه توسط انگلیسی‌ها و امریکایی‌ها، از تمامیت ارضی ایران جدا شد. فرایند تجزیه در ایران و مسائل مرتبط با آن پیشینه‌ای دور و دراز دارد. غربی‌ها و انگلیسی‌ها کاملاً به طور علمی، تجزیه و اشغالگری را مطابق منافع خود به پیش می‌برند. آن‌ها علم اشغال‌گری دارند و می‌دانند که چگونه باید قدم به قدم و به‌تدریج سرزمینی را اشغال کنند. اشغال فلسطین نیز کاملاً علمی صورت گرفت؛ مشابه همین اتفاق برای اشغال عراق هم صورت گرفت؛ آن‌ها در قدم اول برخورد سخت نکرده و هیچ‌گاه به‌یکباره اقدام به اشغال نمی‌کنند. اول گلوگاه‌ها را می‌گیرند، سپس به‌تدریج کنترل مناطق کلیدی را تصاحب می‌کنند. فرانسوی‌ها هم هرگاه خواسته‌اند جایی را اشغال کنند به همین شیوه عمل می‌کردند. سیاست‌های سرزمینی غربی‌ها در منطقه ارمنستان، برای تشکیل ارمنستان بزرگ و آذربایجان غربی که چسبیده به آن بود، دنبال کردن تجزیه افغانستان و مسأله جزایر جنوبی ایران همگی شاهد این نکته است که غربی‌ها توجه زیادی به آب‌های سرزمینی در کشورهای جهان اسلام داشتند.

یعقوب توکلی، پژوهشگر تاریخ و مسائل سیاسی، جدایی بحرین را کاملاً آگاهانه و برنامه‌ریزی‌شده می‌داند و تأکید می‌کند که محمدرضا پهلوی در حقیقت کارگزار غرب در ایران بود و پروژه‌های آنان در خاورمیانه را پیش می‌برد. غربی‌ها خواهان تسلط و احاطه بر جزایر جنوب بودند؛ به همین دلیل، پهلوی آگاهانه تن به این موضوع داد تا غرب را راضی نگاه دارد و این گونه نبود که متوجه نباشد چه کاری انجام می‌دهد یا بازی خورده باشد. سازمان ملل نیز با شیوه عملکرد خود، روند این جدایی را تسهیل کرد.

اگر ایران در دوره پهلوی بحرین را از دست نمی‌داد، علاوه بر ذخایر نفت و گازی که در اختیار داشت، از موقعیت ژئوپلیتیک بسیار برتری برخوردار می‌شد. دسترسی ایران به آب‌های منطقه کاملاً گسترش می‌یافت و دیگر تشکیل گذرگاه بین‌المللی در خلیج فارس معنایی نداشت؛ زیرا تمام آب‌ها در اختیار ایران بود و تقریباً کل آن منطقه جزو آب‌های سرزمینی کشور محسوب می‌شد. توکلی تصریح می‌کند: «این منطقه می‌توانست فرصت‌های متعددی را در اختیار ما بگذارد و اکنون که وجود ندارد، ایران از این فرصت‌ها محروم است».

پیامد نظامی این واگذاری نیز بسیار گران تمام شد. بحرین به دلیل جمعیت کم و نبود خدمت سربازی اجباری، سیستم دفاعی نیرومندی نداشت. از سال ۱۳۶۶ ناوگان پنجم ایالات متحده با انواع تجهیزات نظامی در بحرین مستقر شد تا جایی که پایگاه‌های آمریکا حدود یک‌سوم خاک آن کشور را دربر گرفت. پایگاه دریایی «الجفیر» که توسط انگلستان احداث و سپس به آمریکا واگذار شد، بزرگ‌ترین پایگاه دریایی آمریکا میان فیلیپین و دریای مدیترانه و مرکز فرماندهی خاورمیانه محسوب شد. بنادر بحرین نیز همواره محل رفت‌وآمد کشتی‌های جنگی آمریکا، انگلستان و فرانسه بوده است. آمریکا با استفاده از همین مواضع، به ایران حمله کرد.

واگذاری بحرین نه تنها یک اشتباه راهبردی بود که لطمات جبران‌ناپذیری به منافع ملی ایران وارد کرد، بلکه الگویی خطرناک از منطق «هزینه-فایده» پهلوی را به نمایش گذاشت. او بحرین را «سربار» و «غیراستراتژیک» قلمداد کرد، حال آنکه همین نگرش می‌توانست در صورت تکرار، نوبت را به نقاط حیاتی‌تری نظیر تنگه هرمز نیز برساند. در نگرش محمدرضا پهلوی، مرز میان «نگهداشت» و «واگذاری» سرزمین‌ها بسیار شکننده بود. این الگو محدود به بحرین نماند. قرارداد کنسرسیوم، واگذاری ۷۰ درصدی آب‌های منطقه‌ای، پیمان سعدآباد و عقب‌نشینی از اروند، نمونه‌هایی از امتیازات از دست رفته‌اند. امیرعباس هویدا، نخست‌وزیر وقت، در واکنش به جدایی بحرین، آن را به «شوهر دادن دختری از خانواده» تشبیه کرد، غافل از آنکه این «دختر» قرار بود به پایگاهی برای تهدید منافع ملی ایران تبدیل شود (1).


پی‌نوشت

1. رک: سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha