۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷:۱۲
زالوهای اقتصادی؛ چگونه رباخواران ثروت مردم را می‌بلعند

پول و بیکاری دو ویژگی مهم رباخواران حرفه ای است که زالووار از دسترنج مردم استفاده می کنند. پاتوق آنها مراکز عیّاشی و هوسرانی پرخرج است تا بهتر بتوانند این ثروت باد آورده را در عالَم مستی و بی خبری بر باد دهند. گروه دیگری از آنها چنان بخیل و خسیس هستند که حتی به خودشان هم بُخل ورزیده و مانند فقرا زندگی می کنند و این ثروتِ نامشروع را برای بازماندگان خود به یادگار می گذارند. البته اموالی که از طریق ربا به دست می آید همانند اموال دزدی و سرقت است که بر هیچ کس حتی میراث خوار آنها نیز حلال نیست.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: در یک شعر معروف عرب می خوانیم:


«ان الشباب و الفرغ و الجدة *** مفسدة للمرءای مفسدة»
(جوانی، و بیکاری و پولداری مایه فساد انسان است، چه فسادی!؟)؛ ولی در واقع از این سه موضوع، ارکان اصلی را همان دوّم و سوّم تشکیل می دهند چرا که اگر انسان بیکار و پولدار باشد (هر چند جوان هم نباشد) باز هم منشأ فساد و مایه بدبختی است، و این دو از ویژگی های رباخواران حرفه ای است، که هم کار نمی کنند؛ بلکه زالووار از دسترنج یک مشت مردم محروم و بینوا استفاده می نمایند، و هم پولدار و ثروتمندند، و به بهای خاکِ سیاه نشاندن گروهی از مردم زحمتکش مرفّهند، و در اسکناس غوطه ور!


مراکز عیّاشی و هوسرانی پرخرج و گرانقیمت پاتوق آنها است، قمارخانه هائی که در یک چشم برهم زدن می توانند میلیون ها پول را آب کنند محل تفریح آنان، خلاصه هر مرکزی که بهتر بتوانند این ثروت باد آورده را بر باد دهند و در عالَم مستی و بی خبری از سرزنش وجدان (اگر وجدانی داشته باشند) لحظه ای بیاسایند جای آنهاست و این گونه درآمدهای نامشروع نیز مصرفی بهتر از آن ندارد. این وضع یک گروه از رباخواران تنبل و بیکار و مرفّه و خوشگذران است.


گروه دیگری از آنها را می شناسیم که گرفتار عُقده های روانی خاصّی می شوند، آن چنان بخیل و خسیس هستند که حتی به خودشان هم بُخل می ورزند، آن چنان که اگر کسی از باطنِ کار آنها باخبر نباشد دلش به حالشان می سوزد و بر بینوائی شان ترحّم می کند و می خواهد چیزی دستی به آنها بدهد و درست مصداق گفتار معروف امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) هستند که درباره بخیلان فرموده «دائماً در فقری که از آن می ترسند بسر می برند» : «فَیَعِیشُ فِی الدُّنْیَا عَیْشَ الْفُقَرَاءِ وَ یُحَاسَبُ فِی الْآخِرَةِ حِسَابَ الْأَغْنِیَاءِ»؛ (در دنیا همچون فقیران زندگی می کنند و در دادگاه عدل خدا حسابِ ثروتمندان [و در اینجا به خصوص حساب رباخواران] را باید پس بدهند).


و بسیار دیده شده که این ثروت نامشروع را دست نخورده! برای بازماندگان خود به یادگار می گذارند. و به گفته ظریفی: حتی وقتی افکار مالی خولیائی به او فشار می آورد که دست به خودکشی بزند جسد او را در یک دهکده دور افتاده پیدا می کنند، هنگامی که سؤال می شود آخر او که می خواست انتحار کند و بمیرد چرا لااقل میان خانواده خود نمرد!؟ کاشف به عمل می آید که او با تریاک خودکشی کرده و قیمت تریاک در آن روستا کمی ارزانتر بوده است!


ذکر این نکته نیز لازم است که گاهی وارثان ناآگاه از مسائل اسلامی و انسانی، فکر می کنند این میراثی که رباخواران برای آنها گذارده اند، چون شیر مادر حلال است! و اگر گناه و ظلمی واقع شده به آنها چه مربوط است. پاسخش را باید میراث گذار بدهد، نه میراث خوار! غافل از اینکه اموالی که از طریق ربا بدست آمده هم چون اموال دزدی و سرقت است بر هیچ کس حلال نیست، حتی مشمول مرور زمان هم نمی شود، یعنی با گذشت سالیان دراز و چند بار دست به دست شدن هم چنان نامشروع باقی خواهد ماند، برای هیچ کس مباح نیست. هر گاه صاحبش را بشناسند باید به او بدهند، و چنانچه نشناسند باید به فرد نیازمندی، از سوی صاحب اصلیش، ببخشد؛ یعنی ثواب این بخشش هم مال آنها نیست!.(۱)


پی نوشت:

(۱). برگرفته از کتاب: خطوط اصلی اقتصاد اسلامی، مکارم شیرازی، ناصر، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، قم، ۱۳۶۰ هـ ش، چاپ اول، ص ۱۳۶ الی ۱۳۷.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha